عوامل و حوزه ‏های موثر بر چگونگی تاب‏ آوری امروزین ایران

گامی بنیادین برای امنیت ملی، استقلال و توسعه کشور

...

برپایی گفتمان جدید برای اداره کشور و جهت پاسخگویی به نیازهای خطیر توسط کلیت نظام حکمرانی کشور، همیشه باید با اتکا به توانایی و قدرت جامعه و متکی به رضایت مردم باشد.

محمد ستاری ‏فر/ اقتصاددان

مقدمه

تاب ‏آوری (Resilience) کشور در این شرایط بسیار حساس، خطیر و تعیین ‏کننده، باید به عنوان یک آرمان و «هدف بنیادین» در کلیت چرخه زیستی «دولت-ملت» قلمداد شود. چون میزان ایستادگی، تاب‌آوری و استقامت ایرانیان درمقابل این تجاوز جنایتکارانه، بستگی به این دارد که تا چه میزان چرخه حیاتی دولت-ملت می‏ تواند کمیت و کیفیت ‏های لازم از تاب ‏آوری را در وضعیت خطیر باز تولید و به آن عمل کند. 

 باید در نظر داشت که دستیابی به نوشداروی حیاتی برای استقلال و امنیت ملی ثمره «تاب ‏آوری ایران» است. این تاب‌آوری خود از ترتیبات ساختاری و کارکردی کارآمد چرخه زیستی دولت-ملت ساخته و پرداخته می ‏شود.

دستیابی به «تاب ‏آوری کشور» به میزان لازم یکی از شروط اساسی برای بقا، استقلال و حفظ یکپارچگی سرزمین و جمعیت ایران است. این تاب‌آوری هم ابزار و تاکتیک، هم راهبرد و استراتژی، و هم هدف و آرمان است. به این معنا که بهره‏گیری از ظرفیت‏های تاب‏آوری، ابزار و تاکتیک روزانه است در جدال همه‏جانبه‏ای که ایرانیان با متجاوزین دارند. از طرفی دستیابی به آن راهبردی است جهت پیروزی و شکست متجاوزین و درنهایت هدف است برای دستیابی و ورود ایرانیان به شرایط امنیت ملی، استقلال و مهیا کردن شرایط توسعه فردای کشور. 

 منظومه ‏های سازنده سپهر تاب ‏آوری کشور

عوامل و متغیرهای گسترده در حوزه ‏های مختلف (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، نظامی، ژئوجغرافیایی، محیط‏زیستی و...) با کنش و واکنش‏‌هایی که بین خود ایجاد می‌‏کنند، جریان مستمر و پایداری از «بده-بستان» را شکل می‌دهند. این جریان چنانچه از جامعیت، کفایت، فراگیری و پایداری لازم برخوردار باشد، سازنده ساحت‏‌ها و منظومه‌‏هایی از جمله دستیابی به تاب‌‏آوری کشوری در مقابله با مسائل و بحران‌‏ها خواهد بود. 

می‏‌توان گستره‌‏های متفاوتی از این روابط و بده-بستان بین حوزه‌‏ها و عوامل سازنده که منظوم‌ه‏ای ساختارمند با کارکردی معین در خود دارد برشمرد.

کشور برای گذار از این مقطع و شرایط بسیار حساس، نیازمند یک گفتمان واحد است و مهم‌تر اینکه برای این گفتمان و اداره و راهبری جنگ امروزین به نظم و سازمان لازم نیازمند است تا با پایان پیروزمندانه جنگ به اصلاحات همه‌ جانبه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، نظامی و امنیتی اقدام کند.

گفتمان واحد در شرایط بسیار حساس کنونی، باید از چگونگی توانایی‌‏های چرخه دولت-ملت شکل گرفته و توسط مجموعه نظام حکمرانی کشور (دولت، مجلس، قوه قضاییه، نظامیان، صداوسیما و...) با جامعیت، کفایت، فراگیری امور در این گفتمان توسط دولت به صورت شفاف، واقعی و عملیاتی مورد عمل قرار گیرد.

در این گفتمان اداره جنگ، پیروزی در آن و ورود به فردای پس از جنگ باید و الزاماً توجه بسیار ویژه‏ای به عنصر «آستانه زمانی» در بهره‌‏گیری از فرصت‌‏ها داشت، که ضمن اینکه تاب‌‏آوری لازم برای کشور را در خود دارد بتواند کشور را در این جنگ ناعادلانه و ظالمانه به پیروزی سوق دهد. در واقع این تاب ‏آوری کشور است که متضمن استراتژی پیروزمندانه خروج از جنگ در اوج قدرت و پاسداشت کیان کشور، امنیت ملی و استقلال ایران است.

باید توجه و تاکید داشت که موضوع تاب ‏آوری کشور در مقابل تهدیدات همه‏‌جانبه جنگ ددمنشانه و تحمیلی آمریکا و اسرائیل (که با همکاری خیانت‏بار دول عربی منطقه رخ داده است) ثمره‏ای است که ایرانیان در راهبردها و استراتژی‌هایی چون مواجهه موفقیت‏ آمیز با خطرات و صیانت از استقلال، تمامیت ارضی و امنیت کشور می‌‏توانند برداشت داشته باشند. راهبردهایی که ایرانیان در آن لازم است برنامه، عمل و مشارکت موفقیت‌‏آمیز خود را به منصه ظهور برسانند تا میوه و ثمره تاب ‏آوری کشور را برای حفظ تمامیت ارضی و کیان خود برداشت کنند. 

 راهبردهای موثر در پدیداری تاب‏آوری کشور ایران

1.     راهبرد قابلیت ‏سازی و توانمندی نوین در نظام حکمرانی کشور

2.     راهبرد قابلیت‌‏سازی دفاع همه‏‌جانبه از کشوردر مقابل تهاجم و متجاوزین

3.     راهبرد قابلیت‌‏سازی و توانمندسازی جامعه

4.     راهبرد قابلیت‌‏سازی نوین برای تعامل فعال و موثر در میدان دیپلماسی

5.     راهبرد قابلیت ‏سازی و توانمندسازی جریان گردش اطلاعات و رسانه ملی

6.     راهبرد قابلیت‏ سازی وتوانمندسازی فردایی (بازسازی‏‌ها).

 منظومه جریان بده-بستان برای دستیابی به تاب ‏آوری کشور

 

 

دستیابی به سپهر تاب‏ آوری کشور، امری است ساختنی که باید با محوریت دولت و مشارکت کلیت نظام حکمرانی و با بهره ‏گیری از نهادهایی چون شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی دفاع، شورای اقتصاد، هیئت دولت، سازمان برنامه و بودجه و... و با اتکا به ظرفیت‏های بزرگ کشور، مردم، ژئوجغرافیا، ظرفیت ‏های قانونی، سازمانی، نهادهای کشوری، نظامی، اقتصادی و اجتماعی طراحی شده و مورد عمل قرار گیرد. 

لازم به تاکید است که امروزه یکی از توانایی‏ها و هنرهایی که نظام حکمرانی کشور باید از خود داشته باشد معماری، ساختن و ورود به راهبردهای معطوف به تاب‏ آوری کشور در مقابل تهدیدات و خطرات است. راهبردهایی چون: 

 

1.     راهبرد قابلیت‏سازی و توانمندی نظام حکمرانی کشور

v    پی‏ریزی گفتمان واحد منطبق با شرایط حاکم بر کشور که بتواند پاسخگوئی لازم به نیازها و مطالبات میدان جنگ، میدان دیپلماسی، میدان نیازها جامعه و... با رویکرد توانمندسازی و پایداری آن‏ها درمقابل تهدیدات، خطرات، دفاع همه‌جانبه و پشتیبانی از میدان نبرد را داشته باشد. این گفتمان واحد باید مجموع ه‏ای قانونمند، همگرا، توانمند، قابلیت‏ساز جهت پاسخگویی به نیازهای دفاعی، اقتصادی و اجتماعی را در خود داشته باشد. 

v    در این شرایط حساس و تعیینکننده، باید گفتمان چگونگی اداره کشور به صورت همه‌ جانبه مورد پذیرش عملی کلیت نظام اجرائی کشور (رهبری، قوای سه‏گانه، نیروهای مسلح، صداوسیما، ائمه جمعه و...) قرار گرفته و به شدت از دوگانگی و چندگانگی‏‌ها در آن اجتناب شود.

v    گفتمان واحد حکمرانی برای اداره کشور، باید از یکپارچگی، همگرایی، کارآمدی و اثربخشی در مصاف با مسائل و مشکلات برخوردار باشد. از این‏رو باید این گفتمان از جامعیت، کفایت، فراگیری و پایداری و نهادمندی لازم برخوردار باشد.

v    در گفتمان حکمرانی کشور، باید با توجه به حساسیت‏‌ها، خطرات، نیازها، محدودیت‌‏های زمانی و منابع و... رتبه‏بندی نوینی از امور کشور سرلوحه کارها قرار گیرد. در این رتبه‌‏بندی نوین، تامین نیازهای همه‌ جانبه میدان نبرد و سپس پشتیبان میدان نبرد، یعنی جامعه (تامین نیازهای اساسی، برپایی نظم و انضباط و امنیت شهری و روستایی، حفظ و نگهداشت زیرساخت‏‌های بنیادین، سوخت، مراکز تولیدات حساس کشور و...) مورد توجه همه‌جانبه قرار گرفته و به آن عمل شود. چگونگی این رتبه‌‏بندی نوین، باید پیشران تخصیص منابع مادی، انسانی و فیزیکی کشور را در خود داشته باشد.

v    جهت کارآمدی گفتمان واحد در اداره کشور و ایجاد هماهنگی، همگرائی همه‌جانبه امور نظامی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، روحی و روانی... با همدیگر لازم است منظومه‏‌های هیئت دولت، شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی دفاع و... سامان و سازمان نوینی را برای کارآمدی و اثربخشی بهتر بین خود داشته باشند.

v    برپایی گفتمان جدید برای اداره کشور و جهت پاسخگویی به نیازهای خطیر توسط کلیت نظام حکمرانی کشور، همیشه باید با اتکا به توانایی و قدرت جامعه و متکی به رضایت مردم باشد. از این طریق است که جریان بده-بستان کارآمد و اثربخش بین میدان جنگ و دفاع - میدان پشتیبانی مردم شکل می‌گیرد. آن هم با آثار بازنشر گسترده و همه‌جانبه برای استقلال، صیانت از سرزمین، و دفع خطر دشمنان از کشور.

v    نارسایی‏‌ها، کاستی‌‏ها، گسستگی‏‌های بین رابطه دولت-ملت که طی سال‏ های گذشته شکل گرفته و موجب افول قدرت ایران و طمع بیگانگان به این سرزمین شده است، باید به صورت جدی مورد توجه قرار گرفته و اصلاح این موارد در اولویت اجرا قرار گیرد. حکمرانی کشور باید این اصل و اساس را پذیرا باشد که قدرت جامعه قوی، بن‏مایه و سازنده قدرت دولت قوی است. از این رو رابطه دوسویه چرخه «قدرت جامعه قوی - قدرت دولت قوی» شکل گرفته و ایران می‏تواند پاسخگویی قدرتمندانه به متجاوزین، پاسداشت کیان و استقلال، حفظ تمامیت سرزمینی و ورود به مراحل بعد از تهدیدات و توسعه همه‌جانبه را برای خود داشته باشد.

v     باید توجه داشت که نادیده گرفتن قدرت و توانایی‏‌های جامعه، همیشه در همه زمان‏ ها و مکان‏ ها، هزینه‌‏های بی ‏شماری (قابل اندازه‏ گیری و غیرقابل اندازه ‏گیری ولیکن به نحوی قابل محاسبه، غیر قابل محاسبه و...) را برای کشور درپی داشته است که باید با خرد و عقلانیت همه ‏جانبه نظام حکمرانی از بروز این هزینه‏‌ها برای کشور جلوگیری شود. رفع موانع مشارکت همه‌جانبه، مدخلیت و رضایت مردم در سیاست‏گذاری‏‌های عمومی نظام حکمرانی و توانمندسازی آن‏ها و... امروزه یکی از مهم‌ترین دستاوردها را برای تاب‏آوری کشوری در مواجهه با جنگ تحمیلی و برطرف کردن آثار آن در خود دارد. 

v    امروزه فضیلت نظام حکمرانی کشور، در این امر نهفته است، که این نظام تا چه میزان می‏تواند شناخت دقیق، سریع و همه‌جانبه‏ای از مسائل مختلف (امور جنگ، دفاعی، اقتصادی، اجتماعی، روحی و روانی جامعه و...) را با جامعیت و کفایت و فراگیری لازم در گستره سرزمین و جمعیت ایران داشته باشد و به آنها با سرعت، کارآمدی، اثربخشی و کفایت لازم پاسخگویی داشته باشد. باید کلیت نظام حکمرانی کشور (چه نظامی و چه غیرنظامی، چه جنگی و چه غیرجنگی، چه دولتی چه غیر دولتی...) بر این باور و عمل باشند که دولت یک مجموعه تدارکچی نیست (اگرچه در شرایط خطیر فعلی این امر بسیار حایز اهمیت است)؛ بلکه دولت، دولتِ راهبری‌کننده امور در عرصه‏‌های مختلف اداره کشور است. به همین جهت ادامه جنگ، آتش‌بس، مفاد صلح، نگهداشت امور برای جنگ و پس از جنگ، چگونگی برخورد با مسائل پس از جنگ، تقویت بنیه دفاعی، بازسازی واحدهای تخریب‌شده و... همه و همه در منظومه نظام حکمرانی کشور (قوای سه‏گانه، شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی دفاع، هیئت دولت و...) برای آن‏ها تصمیم‏‌سازی و توسط مراجع رسمی تصمیم‏گیری لازم برای آن‏ها انجام خواهد شد. هرگونه موازی‌کاری در این فرایند، زیان‏‌های بس گزافی را می‏تواند برای ایران، امنیت ملی و استقلال آن درپی داشته باشد. برای منظومه نظام حکمرانی کشور که بر اساس خرد و عقلانیت و کارگزاری امین برای ملت شکل می‌گیرد، نتایج کار در پایان این جنگ تحمیلی باید مهم قلمداد شود. خرد و عقلانیت حکمرانی معطوف به نتیجه (حفظ استقلال کشور، امنیت ملی، منافع ملی و...) باید همیشه مدنظر مجموعه ارکان نظام حکمرانی کشور باشد.

 

2.     راهبرد دفاع همه‌جانبه کشور در مقابل تهاجم و متجاوزین

v    پی‏ریزی برنامه دفاع نظامی و ملی به صورت همه‌جانبه و پایدار. ارکان مرتبط با این راهبرد باید مراحل تصمیم‌سازی و تصمیم‌‌گیری خود را در مراجع ذیربط خود به شکل همه‌جانبه تدوین کنند. این عرصه‌ها هماهنگی‏های خود را الزاماً در مراجع نظامی، شورای عالی دفاع، شورای عالی امنیت ملی پیگیری نمایند. و بدیهی است هماهنگ کردن امور دفاعی با سایر راهبردهای تاب‏آوری کشور جهت حفظ استقلال، حاکمیت، حفظ سرزمین، دفع متجاوزین برعهده کلیت نظام حکمرانی است. در این صورت قدرت بازدارندگی و دفاعی کشور به شکل کارآمد و اثربخش با جامعیت لازم در میدان نبرد اجرا و عملیات خود را خواهد داشت.

v    گفتمان دفاع نظامی ایران، باید همیشه در ارتباط با چرخه قدرت‏ ساز دولت-ملت و بهره‌‏گیری از استعدادها و توانایی‏ های آن باشد. گفتمانی در ارتقای توان دفاع، توان بازدارندگی، توان حفاظت از سرزمین و مردم، توان نگهداشت استقلال و امنیت همه‌جانبه کشور.

v    گفتمان دفاع کشور باید دائم هم از ظرفیت دولت، جامعه، نهادهای مدنی و... برای توانمندسازی خود بهره گرفته و هم حافظ این توانمندی‏ ها و زمینه‏ساز بالندگی آن‏ها باشد.

v    این گفتمان دفاعی، سرلوحه کارش، حفظ ایران، یکپارچگی سرزمین و جمعیت آن، ایران مستقل، امن و با قدرت بازدارندگی همه‌جانبه و قوی خواهد بود.

v    گفتمان دفاعی کشور در آغاز با دفاع همه‌جانبه از خود در مقابل تهاجمات نه به دنبال پایان‏بخشی جنگ بدون نتیجه است و نه پایدار کردن عرصه‏های جنگ نامعلوم و پرهزینه، بلکه به دنبال دستیابی به اهداف و پایان‏بخشی به جنگ در چارچوب تحقق اهدافی همچون دور کردن خطرات جدید، تقویت دفاع همه‌جانبه کشور برای نگهداشت استقلال، حفظ سرزمین و جمعیت ایران، کشوری امن و برخوردار از امنیت خواهد بود.

برای این گفتمان دفاعی، باید دولت و ملت با توانایی‏ ها و ظرفیت ‏هایی که در چرخه زیستی خود دولت-ملت دارند، جریان بالنده‏ای را بین خود تشکیل دهند. چرخه دولت-ملت تقویت ‏کننده و حافظ میدان دفاعی و نظامی کشور به صورت همه‌جانبه خواهد بود. از طرف دیگر میدان دفاعی و نظامی نیز با عملکرد دفاعی از کیان ایران و مردم آن، حافظ ظرفیت ‏ها و بالندگی ‏های دولت-ملت خواهد بود. 

امروزه در مقابل تهدیدات و تجاوزات، چرخه «دولت-ملت-نظامیان» باید همه ظرفیت‏ ها را برای سامانه حفاظتی و امنیتی کشور و جامعه متناسب با اندازه و نوع تهدیدات و شرایط بسیج کنند.

تقویت همه‌جانبه پدافند غیرعامل کشور (مشارکت همگانی آحاد مردم، دستگاه‏ها، نهادهای مدنی، صاحب‏نظران و...) جهت تقویت نیروهای مسلح، کاهش آسیب‏پذیری ‏ها، صیانت از امنیت عمومی مردم شهرها و روستاها، مراکز اقتصادی و اجتماعی، ارتقای پایداری ملی، تسهیل امور مدیریت بحران ‏های امروزه، امر مهمی است که کشور به طور شایسته و بایسته از آن بهره نگرفته است. قصوری که هزینه ‏های بس گزافی را متوجه کشور کرده است. 

برپایی دوقطب نظامیان با اسلحه و مردم مدافع بدون سلاح، یا دفاع مدنی با سازندگی چرخه «نظامیان با سلاح - مردم بدون سلاح»، باید یکی از چرخه‏های مهم در شکل‏ گیری و عملیاتی شدن تاب ‏آوری کشور قلمداد شده و توجه به آن و عملیاتی شدن آن سرلوحه کارها قرار گیرد تا هم آمادگی همه‌جانبه برای نبرد امروز شکل گیرد و هم آمادگی و صیانت برای فردای کشور و جامعه را درپی داشته باشد. 

 

3.     راهبرد قابلیتسازی و توانمندسازی جامعه

v    میدان جنگ آشکار (که نظامیان کشور آن را به درستی در برنامه راهبردی خود دارند)، همیشه هست و نیست خود را از میدان پنهان (که هست و نیست میدان نظامی را شکل می‏دهد)، می‏گیرد. این میدان پنهان چگونگی قدرت مردم و جامعه و تاب‏آوری آن‏ها را نشان دارد.

v    پیروزی، شکست، زخم‏ها، دردها و... همه توش و توان جنگ از چگونگی ظرفیت‏هایی است که جامعه می ‏تواند در اختیار میدان نبرد قرار دهد. 

v    میدان جنگ در کنار ارمغانی که برای استقلال، امنیت و حفظ سرزمین و مردم دارد، جان باختن افراد جامعه، ضربات روحی و روانی گسترده، خسارات گسترده فیزیکی و مالی و... را برای جامعه درپی دارد. همیشه در جنگ ‏ها، مظلوم‌ترین طرف جنگ، مردم و چگونگی حیات و زندگی آن‏ها هستند. چگونگی فهم مردم از جنگ، مشارکت آن‏ها در جنگ جهت حفاظت از استقلال و کیان سرزمین... دستاوردی در خود دارد به نام استقامت و یا تاب‏آوری مردم در مقابل حوادث خونبار جنگ، که عنصری بسیار گرانبها برای هست و نیست کشور است. 

v    دو میدان جنگ و میدان زیست مردم الزاماً و اجباراً بده-بستان و جریانی بین خود برپا می ‏سازند. یعنی «میدان جامعه ایران (پشتیبان) - میدان نظامیان ایرانی (مدافعین)» یا به سخن دیگر چرخه «میدان اداره کشوری - میدان اداره نظامی». با این چرخه است که تکلیف توان و قدرت کشور برای جنگ و مقابله با مهاجمین و متجاوزین تعیین خواهد شد.

v    نادیده گرفتن ظرفیت ‏های عظیم (آشکار و پنهان، اقتصادی، اجتماعی، روحی و روانی، جسمی، فکری و...) مردم در برپایی مدارها و چرخه‏ های استقامت و جنگ، هزینه‏های بس گزافی را برای کشور و کیان آن در پی خواهد داشت. باید دانست که سرنوشت پیروزی و شکست در هر جنگی را در نهایت مردم جامعه و چگونگی قدرت آن‏ها رقم می‏زند.

v    در کنار دغدغه‏هایی که فرد، خانوار، جامعه، نهادهای مدنی، فرهیختگان و... در رابطه با حفظ کیان وضعیت معاش، زندگی، وضعیت روحی و فکری آحاد جامعه دارند، لازم است کلیت نظام حکمرانی کشور (دولت، مجلس، قوه قضاییه، شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی دفاع، شورای اقتصاد، سازمان برنامه و بودجه، صداوسیما و...) دغدغه حفاظت از کیان جامعه (فرد، خانواده و جامعه) را داشته باشند. حفاظت و نگهداشت داشته ‏های مردم، بالندگی از داشته‏ های جامعه (معاش، وضعیت روحی و روانی و...) و زیست متعارف جامعه باید از مهم‌ترین الزامات کاری و دغدغه‏ های مجموعه نظام حکمرانی قلمداد شود.

v    تقویت فضائل اخلاقی و رفتاری جامعه جهت نگهداشت خود، بالا بردن روحیه ایثار و جانفشانی برای کیان کشور و تقویت روحیه برای امید به آینده بهتر و شایسته ‏تر، تقویت وحدت ملی، هویت ملی و نشر آگاهی‏ ها و معرفت‏ های لازم برای ایجاد همبستگی، وفاق ملی، افتخار به خود و ایرانی بودن خود، امروزه باید یکی از دغدغه‏ های نظام حکمرانی، صداوسیما، نهادهای مدنی، صاحب‏نظران و... قلمداد شود.

v    برنامه‏ ریزی برای آموزش عمومی و ترویج استقامت و پایداری در شرایط جنگی، فهم از چرائی جنگ، دستاوردهای دفاع ملی، ضرورت باور به قانون‏ مداری، نظم و بردباری در شرایط سخت، باز تعریف خود و جامعه در شرایط جنگی و دستیابی به مدارا، زیست سالم، تامل و بردباری در مقابل آثار زیانبار جنگ و... یکی از الزاماتی است که توجه و برنامه‏ ریزی‏های حساس و بسیار ویژه ‏ای را طلب کرده و باید بدان توجه داشت.

v    حفاظت هرچه بیشتر و کارآمدتر از کسب و کارهای عامه مردم و رفع موانع پیش روی آن‏ها نیز باید سرلوحه کار راهبرد قابلیت‏سازی و توانمندسازی مردم برای شرایط جنگی قلمداد شود.

v    تقویت و توجه ویژه به بزرگ‌ترین سرمایه کشور، یعنی جوانان و برپایی ارتباط همه‌جانبه و معنادار دولت، نهادهای مدنی، فرهیختگان با آن‏ها و رفع ابهامات و دل‏نگرانی‏های آن‏ها امروزه باید یکی از عوامل موثر در تاب‏آوری کشور قلمداد شود. باید در نظر داشت که قدرت جوانان کشور، بزرگ‌ترین سرمایه کشور و پیشران بن‏مایه ایستادگی و توسعه کشور است.

v    برپایی رویکردهای نوین جهت تقویت و مشارکت مدنی و احزاب کشور، بهره‏گیری از ظرفیت‏های آن‏ها جهت مشارکت همه‌جانبه‏تر جامعه در دفاع ملی به صورت مستقیم و غیرمستقیم (پدافند ملی)، نیز از ضروریاتی است که تاکنون توجه لازم به آن نشده است و موجب ضعف در تاب‏آوری کشور شده است.

 ‌

4.     راهبرد قابلیت ‏سازی نوین برای تعامل فعال و موثر در میدان دیپلماسی

v    در این جنگ ظالمانه، یکی از نیازهای مبرم، خروج ایران از تنهایی و انزوایی است که هم‌اکنون کشور در عرصه بین‏‌المللی به آن دچار شده است.

v    پی‏ریزی تعامل موثر با جهان، یکی از ظرافت‏ هایی است که می‏ تواند ایران را در عرصه نبرد پایدار سازد و باعث خروج پیروزمندانه در جنگ شود.

v    بالاخره سرانجام هر جنگی، ورود به میدان مذاکره، دیپلماسی برای آتش‌بس، صلح با قدرت در چارچوب منافع ملی و صلح درس‌آموزی است که دیگر هیچ تجاوزگری به فکر تجاوز به قلمروی ایران نیفتد. برای این فرایندها باید برنامه‏های درست و همه‌جانبه، آن هم با قابلیت اجرا و عمل تدوین کرد.

v    گزینه ‏های پیش روی کشور همچون ادامه نبرد، آتش‌بس مشروط، بازتعریف از جنگ، تغییر تاکتیک ‏ها در مقابل دشمن، ورود به صلح و آرامش، عقد قراردادها و پیمان‏ ها برای صلح و امنیت و توسعه و... همه و همه در چگونگی راهبردی است که ایران در عرصه دیپلماسی بین‌المللی خود با عقلانیت و خرد طراحی و آن را عملیاتی می‏سازد. این راهبردها باید در دبیرخانه وزارت امور خارجه طراحی و چگونگی‏های آن در دولت، شورای امنیت ملی و... به بحث گذاشته شود. 

v    خاتمه دادن شرافتمندانه به جنگ و در جهت منافع و امنیت ملی، ادامه پرهیز از تشنج در روابط ایران با کشورهای منطقه و سایر کشورها، تقویت همه‌جانبه روابط سازنده با کشورهای غیرمتخاصم، تبدیل کشورهای غیردوست به دوست، کشورهای متخاصم به انزوا و انفعال و... همه و همه در خود افزایش قدرت و توان ملی ایران و ایرانیان و تاب‏ آوری بیشتر آن‏ها را دارد. راهبردهای مقبول و مشروع و قابل اجرای این جهت‏گیری باید به صورت همه‌جانبه در کلیت نظام حکمرانی تدوین و اجرا شود.

v    پی‏ریزی برنامه در جهت منافع ایران و در جهت مقابله با کشورهایی که برای منزوی کردن ایران در تلاش بوده و برنامه دارند، نیز باید یکی از الزامات این شرایط برای تاب‏آوری کشور قلمداد شود.

v    پی‏ریزی ترتیبات لازم برای توانمندسازی میدان دیپلماسی ایران برای حضور کارآمد و اثربخش در جهت منافع ملی در مجامع جهانی، در روابط دوجانبه یا چندجانبه با کشورها، باید در مجموع نظام حکمرانی کشور تدوین و عملیاتی شود.

v    پی‏ریزی ترتیبات جهت بهره‏گیری از صاحب‌نظران و دانشمندان داخلی و خارجی در عرصه‏های فرهنگی، سیاسی، دانشگاهی و... ایرانی و غیرایرانی برای دفاع از حقوق ملت ایران و دفاع از ایستادگی آن‏ها در مقابل تجاوزات نیز از ظرفیت‏های سازنده میزان تاب‏آوری ایرانیان خواهد بود.

v    تسهیل و تنظیم روابط بیرونی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور با جهان در راستای توانمندسازی ظرفیت‏های ایران و تاب‏آوری بیشتر کشور، باید همه‏جانبه‏تر، پایدارتر و در راستای منافع ملی شکل گرفته و عملیاتی شود.

 

5.     راهبرد توانمندسازی جریان گردش اطلاعات و رسانه ملی

v    گسترش همه‌جانبه فعالیت‏ های رسانه ملی و ارتباط جمعی کشور بر اساس خرد و عقلانیت در جهت مقابله با تهاجمات رسانه‏ای متجاوزین، گسترش در جهت توسعه عقلانیت، آگاهی‏ ها، سالم‏سازی جامعه، تقویت جنبه‏های روحی، فکری جامعه، یکی از مولفه‌‏های پدیداری تاب ‏آوری ایران خواهد بود.

v    اطلاع ‏رسانی درست و همه‌جانبه و برخوردار از جامعیت، فراگیری و کفایت لازم از وقایع کشور آن هم با سرعت لازم، برای رشد آگاهی ‏ها و توانمندسازی مردم جهت مشارکت موثرتر مردم در عرصه‏ها، موجب دلبستگی ایرانیان به کشور و مقبولیت و مشروعیت چرخه دولت-ملت است.

v    بازسازی و نوسازی رویکردهای رسانه ملی جهت ایجاد انسجام ملی ایرانیان و توانمندسازی همگانی و دوری جستن از رویکردهای تضعیف ملی ایرانیان، بازگشت مرجعیت رسانه‏ای از خارج (با منویات استعماری) به داخل را در پی دارد.

v    ایران از آنِ همه ایرانیان، از هر قوم، گروه و دین همیشه باید مدنظر باشد. از این رو رسانه ملی باید از هر نظر آیینه‏ای باشد از این تفاوت‏ها و تکثرها و طرح و نظرات و مطالبات کلیت ایرانیان، نه گروه‏های خاص یا نظرات خاص.

v    مشارکت دیدگاه‏های مختلف، سلایق گوناگون در جهت توانمندسازی جامعه و تاب‏آوری آن، امروزه یکی از نیازهای اساسی برای تاب‏آوری بیشتر است. حضور متخصصان و دردمندان و وارد کردن آن‏ها از حاشیه به متن رسانه‏ای کشور، یکی از فرصت‏ها و قابلیت‏ها برای تاب‏آوری کشور است که تا حد بسیار زیادی تاکنون از آن غفلت شده است.

v    فرهنگ‏سازی قانون‏مداری، نظم، مدارا، تحمل در شرایط سخت جنگی، زیست سالم، برنامه‏ریزی برای مقابله جامعه با آثار زیان‏بار جنگ و... در رسانه ملی یکی از مولفه ‏های سازنده تاب‌‏آوری است.

v    تولیدات رسانه ملی باید فرهنگ‏سازی مردم و جامعه را برای توسعه نظم، امنیت همگانی، همدلی، اشتراک مساعی عمومی، افتخار برای ایرانی بودن، عشق ورزیدن به کیان ملی را در خود داشته باشد. این‌گونه تولیدات وقتی میسر است که درب رسانه ملی بدون تفاوت و بدون تبعیض با رویکردهای جامعه‌محوری، مشارکت همگانی و تقویت ارزش‏ها و کنترل‏های درونی فردی در کنار رویکردهای امنیتی و حفاظتی و جهت ارتقای احساس امنیت و ثبات در جامعه و... مشوق دیدگاه‏های مدنی و صاحب‌نظران به روی همه باز باشد.

v    تهییج مردم، تقویت روحیه حماسی در آن‏ها، بی شک یکی از تدارکات لازم برای پشتیبانی از جبهه‏های نبرد در کوتاه‌مدت است. اما باید دانست که این کار همه رسالت و مسئولیت رسانه ملی برای جنگ نیست؛ ایجاد باور در ایرانیان، توانمندسازی مردم و آگاهی‏بخشی همه‌جانبه آنان از شرایط، ایجاد فرهنگ نظم، مشارکت، تدبیر، سامان و سازمان مردم است که به میدان‏های نبرد نظامی و دیپلماسی ایران قدرت می‏بخشد. رسانه ملی باید تولیدکننده این باشد که ایرانیان با خرد و آگاهی و با باورمندی به ایرانی بودن خود مفتخر و برای آن ایستادگی لازم را دارند. رویکردهای هیجانی و زودگذر، نمی‏تواند چنین تولیداتی را برای تاب‏‌آوری کشور به ارمغان داشته باشد اگرچه برای موارد و موضوعات زودگذر می‏تواند توجیه داشته باشد.

v    برنامه‏ های کوتاه‏مدت و هیجانی برای حفظ روحیه مردم، اگرچه واجب، ولیکن نباید موجب حذف رویکردهای تولیدکننده عقلانیت و خرد از وقایع کشور و جنگ شود.

v    دنیای رسانه، به ویژه رسانه در مقیاس ملی، امروزه دربرگیرنده بهره‏گیری از متخصصان و صاحب‌نظران سیاسی، اقتصادی، روان‌شناسی، جامعه‏شناسی، نظامی و... است. رقابت و دشمنی بین کشور کار خود را از جنگ رسانه‌‏ای آغاز کرده است. رسانه ملی ایران طی سال‏ های گذشته خود را از این ظرفیت‌‏ها و توانمندسازی‏‌ها بی‌‏بهره کرده است. امری که خسارات جبران‌‏ناپذیری به ایرانیان وارد کرده و می‌‏کند و مرجعیت رسانه ملی را از داخل به خارج کشور (آن هم با اهداف شومی که دارند) کشانده است. این انتقال مرجعیت رسانه ملی، تضعیف همه‌جانبه تابآوری کشور را در پی داشته است. باید هرچه سریع‏تر مجموعه نظام حکمرانی کشور و رهبران آن، برای حل این مساله چاره‏اندیشی کنند.

v    رسانه ملی با تولیدات خود باید در جهت ترویج فرهنگ صلح، مفاهمه، عدم خشونت، هم‏زیستی مسالمت‏آمیز میان کلیت افراد جامعه و میان ملت و طرح آرا و نظرات آن‏ها در رسانه ملی، این تولیدات را برای منافع ملی، امنیت ملی و کلیت ایرانیان به افتخار کشور به حرکت درآورد تا از این طریق میزان تاب‏ آوری کشور را برای شرایط خطیر افزایش دهد.

 

6.     راهبرد قابلیت‏ سازی و توانمندسازی فردایی برای بازسازی ‏ها

v    از هم‏ اکنون که کشور درگیر نبرد است و هرروز در کنار استقامت جانانه نیرهای نظامی و ملت ایران در مقابل متجاوزین، هزینه‏ های بسیار عظیم انسانی، اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی برای کشور ایجاد می‌‏شود، باید به فکر فردا که ایران در آرامش و ثبات قرار می‌‏گیرد نیز بود. باید برنامه‌‏های لازم و همه‌جانبه برای برگشت کشور به زیست عادی توام با امنیت و رشد را تدوین کرد.

v    ثبت همه‌جانبه خسارات بصورت دقیق و برخوردار از جامعیت لازم و چگونگی خسارات (قابل اندازه‏گیری، غیرقابل اندازه‏گیری ولیکن به نحوی قابل محاسبه، غیرقابل اندازه‏گیری و غیرقابل محاسبه و...) باید در ارکان دولت و با راهبری سازمان برنامه و بودجه، شکل و سامان خود را با قید فوریت پیدا کند. نمی‌توان بررسی و تصمیم‏ سازی این امور خطیر را به فردا سپرد. تصمیم‏‌سازی و تصمیم‏ گیری برای این امور فردایی، یکی ازمولفه‏‌های تاب‏ آوری امروزین است.

v    چگونگی تجهیز منابع و امکانات برای ترمیم ویرانی، خسارات مادی و انسانی، بازسازی زیربناها، کارخانه‏ها، مزارع، شهرها و... باید به صورت همه‌جانبه و با پیگیری‏های ویژه و با محوریت سازمان برنامه و بودجه، کار خود را از هم‏اکنون آغاز کند.

v    همچنان‌ که کشور و مردم شجاعت و استقامت را از نظامیان خود طلب می‌کنند، ایران و ایرانیان اتخاذ تصمیم برای بازسازی‏ها و جبران خسارات آن هم با برنامه دقیق، قاطع و سریع را از نظام حکمرانی خود طلب دارند.

v    تلاش امروزین و فردایی برای برپایی و ایجاد فضای اطمینان‏بخش برای فعالان اقتصادی و اجتماعی، سازمان‏ها و ادارات دولتی و غیردولتی... امر مهمی است که تقویت‏کننده قدرت ملی و تاب‏آوری آن خواهد بود.

v    در این شرایط حساس که جنگ ویرانی‏های گسترده‏ای در پی داشته است، کشور و دولت از همه نظر دچار کمبود منابع است. ایجاد رتبه‏بندی و اولویت‏بندی نیازها، آن هم نیازهایی با آثار نشر بیشتر در جامعه و مهم‌تر از همه، پایبندی همه ارکان نظام به این رتبه‏بندی‏ها در مصارف مهم‌تر که باید از کمبود منابع تامین شود، امری است که از هم‏اکنون باید ارکان دولت و دبیرخانه سازمان برنامه و بودجه بدان اهتمام ورزند. تمام ارکان نظام حکمرانی از چگونگی برنامه‏ها و عملیات آتی آگاه و به آن پایبند باشند.

v    تنظیم سیاست‏های مالی (بودجه‏ای)، پولی و ارزی در جهت بازسازی سریع‏تر ظرفیت‏های تخریبی و توانمندسازی دولت، جامعه، عرصه‏های تولید در جهت دستیابی به ثبات اقتصادی و اجتماعی، مهار نوسانات و تقویت بنگاه‏های اقتصادی و اجتماعی برای تاب‏آوری در دفاع مقدس و پس از آن یکی از الزاماتی است که باید از امروز نهال و بذر آن در ارکان دولت کاشته شود و با مشارکت همه‌جانبه جامعه و بخش خصوصی مورد عمل قرار گیرد.

v    تامین امنیت غذایی و زیستی کشور، تامین سوخت، انرژی، برق، آب، مواد خام صنایع و... برای امروز و چگونگی فردای کشور از الزامات مهم پیش روی تولیدکننده و تاب‏آوری کشور است. اموری که توجه همه‌زمانی و همگانی و الزام به رفتارهای همگانی را طلب می‌کند.

v    اهتمام همه‌جانبه به نظم و انضباط مالی (بودجه‏ای) دولت، ایجاد تعادل و توازن بین منابع - مصارف، تخصیص منابع به کالاهای عمومی و حاکمیتی اجتناب‏ناپذیر (امنیت، دفاع، آموزش، بهداشت و تامین اجتماعی) و تصدی‏های ضروری و خودداری از تخصیص منابع به غیر از این دو در این شرایط از اهمیت ویژه‏ای برخوردار است.

v    همانند امور جنگ، ضرورت فرماندهی واحد و نظم و سازمان منسجم برای امور جنگ، باید همگان پذیرا باشند که نظام حکمرانی کشور باید با خرد و شعور همه‌جانبه، با نظم و سازمان پیش‏برنده و مستحکم، راهبری امر خطیر بازسازی خسارات جنگ را با قدرت، کفایت، سرعت سرلوحه کار خود قرار دهد. و جلوی موازی‏کاری‏ها و خدشه به تصمیم‏گیری‏ها از هر نظر گرفته شود.

v    برای کمبودها، تورم، رکودها، بحران‏ها، گرانی‏ها، تامین منابع لازم برای مصارف اجتناب‏ناپذیر و... همه و همه می‏توان راه‌حل پیدا کرد، به شرط آنکه نظام حکمرانی کشور راه‌حل‏های خود را در یک مجموعه واحد از نظام تصمیم‏گیری و تصمیم‌سازی (از سطوح عالی، میانی و پایین‌دست در کلیت قوا) و با حفظ روحیه عمومی جامعه و مشارکت همگانی و امور مدیریت مقابله با بحران‌ها و کمبودها با نظم و سازمان لازم برپا کند.

 

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?80524

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام