
برپایی گفتمان جدید برای اداره کشور و جهت پاسخگویی به نیازهای خطیر توسط کلیت نظام حکمرانی کشور، همیشه باید با اتکا به توانایی و قدرت جامعه و متکی به رضایت مردم باشد.
محمد ستاری فر/ اقتصاددان
مقدمه
تاب آوری (Resilience) کشور در این شرایط بسیار حساس، خطیر و تعیین کننده، باید به عنوان یک آرمان و «هدف بنیادین» در کلیت چرخه زیستی «دولت-ملت» قلمداد شود. چون میزان ایستادگی، تابآوری و استقامت ایرانیان درمقابل این تجاوز جنایتکارانه، بستگی به این دارد که تا چه میزان چرخه حیاتی دولت-ملت می تواند کمیت و کیفیت های لازم از تاب آوری را در وضعیت خطیر باز تولید و به آن عمل کند.
باید در نظر داشت که دستیابی به نوشداروی حیاتی برای استقلال و امنیت ملی ثمره «تاب آوری ایران» است. این تابآوری خود از ترتیبات ساختاری و کارکردی کارآمد چرخه زیستی دولت-ملت ساخته و پرداخته می شود.
دستیابی به «تاب آوری کشور» به میزان لازم یکی از شروط اساسی برای بقا، استقلال و حفظ یکپارچگی سرزمین و جمعیت ایران است. این تابآوری هم ابزار و تاکتیک، هم راهبرد و استراتژی، و هم هدف و آرمان است. به این معنا که بهرهگیری از ظرفیتهای تابآوری، ابزار و تاکتیک روزانه است در جدال همهجانبهای که ایرانیان با متجاوزین دارند. از طرفی دستیابی به آن راهبردی است جهت پیروزی و شکست متجاوزین و درنهایت هدف است برای دستیابی و ورود ایرانیان به شرایط امنیت ملی، استقلال و مهیا کردن شرایط توسعه فردای کشور.
منظومه های سازنده سپهر تاب آوری کشور
عوامل و متغیرهای گسترده در حوزه های مختلف (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، نظامی، ژئوجغرافیایی، محیطزیستی و...) با کنش و واکنشهایی که بین خود ایجاد میکنند، جریان مستمر و پایداری از «بده-بستان» را شکل میدهند. این جریان چنانچه از جامعیت، کفایت، فراگیری و پایداری لازم برخوردار باشد، سازنده ساحتها و منظومههایی از جمله دستیابی به تابآوری کشوری در مقابله با مسائل و بحرانها خواهد بود.
میتوان گسترههای متفاوتی از این روابط و بده-بستان بین حوزهها و عوامل سازنده که منظومهای ساختارمند با کارکردی معین در خود دارد برشمرد.
کشور برای گذار از این مقطع و شرایط بسیار حساس، نیازمند یک گفتمان واحد است و مهمتر اینکه برای این گفتمان و اداره و راهبری جنگ امروزین به نظم و سازمان لازم نیازمند است تا با پایان پیروزمندانه جنگ به اصلاحات همه جانبه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، نظامی و امنیتی اقدام کند.
گفتمان واحد در شرایط بسیار حساس کنونی، باید از چگونگی تواناییهای چرخه دولت-ملت شکل گرفته و توسط مجموعه نظام حکمرانی کشور (دولت، مجلس، قوه قضاییه، نظامیان، صداوسیما و...) با جامعیت، کفایت، فراگیری امور در این گفتمان توسط دولت به صورت شفاف، واقعی و عملیاتی مورد عمل قرار گیرد.
در این گفتمان اداره جنگ، پیروزی در آن و ورود به فردای پس از جنگ باید و الزاماً توجه بسیار ویژهای به عنصر «آستانه زمانی» در بهرهگیری از فرصتها داشت، که ضمن اینکه تابآوری لازم برای کشور را در خود دارد بتواند کشور را در این جنگ ناعادلانه و ظالمانه به پیروزی سوق دهد. در واقع این تاب آوری کشور است که متضمن استراتژی پیروزمندانه خروج از جنگ در اوج قدرت و پاسداشت کیان کشور، امنیت ملی و استقلال ایران است.
باید توجه و تاکید داشت که موضوع تاب آوری کشور در مقابل تهدیدات همهجانبه جنگ ددمنشانه و تحمیلی آمریکا و اسرائیل (که با همکاری خیانتبار دول عربی منطقه رخ داده است) ثمرهای است که ایرانیان در راهبردها و استراتژیهایی چون مواجهه موفقیت آمیز با خطرات و صیانت از استقلال، تمامیت ارضی و امنیت کشور میتوانند برداشت داشته باشند. راهبردهایی که ایرانیان در آن لازم است برنامه، عمل و مشارکت موفقیتآمیز خود را به منصه ظهور برسانند تا میوه و ثمره تاب آوری کشور را برای حفظ تمامیت ارضی و کیان خود برداشت کنند.
راهبردهای موثر در پدیداری تابآوری کشور ایران
1. راهبرد قابلیت سازی و توانمندی نوین در نظام حکمرانی کشور
2. راهبرد قابلیتسازی دفاع همهجانبه از کشوردر مقابل تهاجم و متجاوزین
3. راهبرد قابلیتسازی و توانمندسازی جامعه
4. راهبرد قابلیتسازی نوین برای تعامل فعال و موثر در میدان دیپلماسی
5. راهبرد قابلیت سازی و توانمندسازی جریان گردش اطلاعات و رسانه ملی
6. راهبرد قابلیت سازی وتوانمندسازی فردایی (بازسازیها).
منظومه جریان بده-بستان برای دستیابی به تاب آوری کشور
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دستیابی به سپهر تاب آوری کشور، امری است ساختنی که باید با محوریت دولت و مشارکت کلیت نظام حکمرانی و با بهره گیری از نهادهایی چون شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی دفاع، شورای اقتصاد، هیئت دولت، سازمان برنامه و بودجه و... و با اتکا به ظرفیتهای بزرگ کشور، مردم، ژئوجغرافیا، ظرفیت های قانونی، سازمانی، نهادهای کشوری، نظامی، اقتصادی و اجتماعی طراحی شده و مورد عمل قرار گیرد.
لازم به تاکید است که امروزه یکی از تواناییها و هنرهایی که نظام حکمرانی کشور باید از خود داشته باشد معماری، ساختن و ورود به راهبردهای معطوف به تاب آوری کشور در مقابل تهدیدات و خطرات است. راهبردهایی چون:
1. راهبرد قابلیتسازی و توانمندی نظام حکمرانی کشور
v پیریزی گفتمان واحد منطبق با شرایط حاکم بر کشور که بتواند پاسخگوئی لازم به نیازها و مطالبات میدان جنگ، میدان دیپلماسی، میدان نیازها جامعه و... با رویکرد توانمندسازی و پایداری آنها درمقابل تهدیدات، خطرات، دفاع همهجانبه و پشتیبانی از میدان نبرد را داشته باشد. این گفتمان واحد باید مجموع های قانونمند، همگرا، توانمند، قابلیتساز جهت پاسخگویی به نیازهای دفاعی، اقتصادی و اجتماعی را در خود داشته باشد.
v در این شرایط حساس و تعیینکننده، باید گفتمان چگونگی اداره کشور به صورت همه جانبه مورد پذیرش عملی کلیت نظام اجرائی کشور (رهبری، قوای سهگانه، نیروهای مسلح، صداوسیما، ائمه جمعه و...) قرار گرفته و به شدت از دوگانگی و چندگانگیها در آن اجتناب شود.
v گفتمان واحد حکمرانی برای اداره کشور، باید از یکپارچگی، همگرایی، کارآمدی و اثربخشی در مصاف با مسائل و مشکلات برخوردار باشد. از اینرو باید این گفتمان از جامعیت، کفایت، فراگیری و پایداری و نهادمندی لازم برخوردار باشد.
v در گفتمان حکمرانی کشور، باید با توجه به حساسیتها، خطرات، نیازها، محدودیتهای زمانی و منابع و... رتبهبندی نوینی از امور کشور سرلوحه کارها قرار گیرد. در این رتبهبندی نوین، تامین نیازهای همه جانبه میدان نبرد و سپس پشتیبان میدان نبرد، یعنی جامعه (تامین نیازهای اساسی، برپایی نظم و انضباط و امنیت شهری و روستایی، حفظ و نگهداشت زیرساختهای بنیادین، سوخت، مراکز تولیدات حساس کشور و...) مورد توجه همهجانبه قرار گرفته و به آن عمل شود. چگونگی این رتبهبندی نوین، باید پیشران تخصیص منابع مادی، انسانی و فیزیکی کشور را در خود داشته باشد.
v جهت کارآمدی گفتمان واحد در اداره کشور و ایجاد هماهنگی، همگرائی همهجانبه امور نظامی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، روحی و روانی... با همدیگر لازم است منظومههای هیئت دولت، شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی دفاع و... سامان و سازمان نوینی را برای کارآمدی و اثربخشی بهتر بین خود داشته باشند.
v برپایی گفتمان جدید برای اداره کشور و جهت پاسخگویی به نیازهای خطیر توسط کلیت نظام حکمرانی کشور، همیشه باید با اتکا به توانایی و قدرت جامعه و متکی به رضایت مردم باشد. از این طریق است که جریان بده-بستان کارآمد و اثربخش بین میدان جنگ و دفاع - میدان پشتیبانی مردم شکل میگیرد. آن هم با آثار بازنشر گسترده و همهجانبه برای استقلال، صیانت از سرزمین، و دفع خطر دشمنان از کشور.
v نارساییها، کاستیها، گسستگیهای بین رابطه دولت-ملت که طی سال های گذشته شکل گرفته و موجب افول قدرت ایران و طمع بیگانگان به این سرزمین شده است، باید به صورت جدی مورد توجه قرار گرفته و اصلاح این موارد در اولویت اجرا قرار گیرد. حکمرانی کشور باید این اصل و اساس را پذیرا باشد که قدرت جامعه قوی، بنمایه و سازنده قدرت دولت قوی است. از این رو رابطه دوسویه چرخه «قدرت جامعه قوی - قدرت دولت قوی» شکل گرفته و ایران میتواند پاسخگویی قدرتمندانه به متجاوزین، پاسداشت کیان و استقلال، حفظ تمامیت سرزمینی و ورود به مراحل بعد از تهدیدات و توسعه همهجانبه را برای خود داشته باشد.
v باید توجه داشت که نادیده گرفتن قدرت و تواناییهای جامعه، همیشه در همه زمان ها و مکان ها، هزینههای بی شماری (قابل اندازه گیری و غیرقابل اندازه گیری ولیکن به نحوی قابل محاسبه، غیر قابل محاسبه و...) را برای کشور درپی داشته است که باید با خرد و عقلانیت همه جانبه نظام حکمرانی از بروز این هزینهها برای کشور جلوگیری شود. رفع موانع مشارکت همهجانبه، مدخلیت و رضایت مردم در سیاستگذاریهای عمومی نظام حکمرانی و توانمندسازی آنها و... امروزه یکی از مهمترین دستاوردها را برای تابآوری کشوری در مواجهه با جنگ تحمیلی و برطرف کردن آثار آن در خود دارد.
v امروزه فضیلت نظام حکمرانی کشور، در این امر نهفته است، که این نظام تا چه میزان میتواند شناخت دقیق، سریع و همهجانبهای از مسائل مختلف (امور جنگ، دفاعی، اقتصادی، اجتماعی، روحی و روانی جامعه و...) را با جامعیت و کفایت و فراگیری لازم در گستره سرزمین و جمعیت ایران داشته باشد و به آنها با سرعت، کارآمدی، اثربخشی و کفایت لازم پاسخگویی داشته باشد. باید کلیت نظام حکمرانی کشور (چه نظامی و چه غیرنظامی، چه جنگی و چه غیرجنگی، چه دولتی چه غیر دولتی...) بر این باور و عمل باشند که دولت یک مجموعه تدارکچی نیست (اگرچه در شرایط خطیر فعلی این امر بسیار حایز اهمیت است)؛ بلکه دولت، دولتِ راهبریکننده امور در عرصههای مختلف اداره کشور است. به همین جهت ادامه جنگ، آتشبس، مفاد صلح، نگهداشت امور برای جنگ و پس از جنگ، چگونگی برخورد با مسائل پس از جنگ، تقویت بنیه دفاعی، بازسازی واحدهای تخریبشده و... همه و همه در منظومه نظام حکمرانی کشور (قوای سهگانه، شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی دفاع، هیئت دولت و...) برای آنها تصمیمسازی و توسط مراجع رسمی تصمیمگیری لازم برای آنها انجام خواهد شد. هرگونه موازیکاری در این فرایند، زیانهای بس گزافی را میتواند برای ایران، امنیت ملی و استقلال آن درپی داشته باشد. برای منظومه نظام حکمرانی کشور که بر اساس خرد و عقلانیت و کارگزاری امین برای ملت شکل میگیرد، نتایج کار در پایان این جنگ تحمیلی باید مهم قلمداد شود. خرد و عقلانیت حکمرانی معطوف به نتیجه (حفظ استقلال کشور، امنیت ملی، منافع ملی و...) باید همیشه مدنظر مجموعه ارکان نظام حکمرانی کشور باشد.
2. راهبرد دفاع همهجانبه کشور در مقابل تهاجم و متجاوزین
v پیریزی برنامه دفاع نظامی و ملی به صورت همهجانبه و پایدار. ارکان مرتبط با این راهبرد باید مراحل تصمیمسازی و تصمیمگیری خود را در مراجع ذیربط خود به شکل همهجانبه تدوین کنند. این عرصهها هماهنگیهای خود را الزاماً در مراجع نظامی، شورای عالی دفاع، شورای عالی امنیت ملی پیگیری نمایند. و بدیهی است هماهنگ کردن امور دفاعی با سایر راهبردهای تابآوری کشور جهت حفظ استقلال، حاکمیت، حفظ سرزمین، دفع متجاوزین برعهده کلیت نظام حکمرانی است. در این صورت قدرت بازدارندگی و دفاعی کشور به شکل کارآمد و اثربخش با جامعیت لازم در میدان نبرد اجرا و عملیات خود را خواهد داشت.
v گفتمان دفاع نظامی ایران، باید همیشه در ارتباط با چرخه قدرت ساز دولت-ملت و بهرهگیری از استعدادها و توانایی های آن باشد. گفتمانی در ارتقای توان دفاع، توان بازدارندگی، توان حفاظت از سرزمین و مردم، توان نگهداشت استقلال و امنیت همهجانبه کشور.
v گفتمان دفاع کشور باید دائم هم از ظرفیت دولت، جامعه، نهادهای مدنی و... برای توانمندسازی خود بهره گرفته و هم حافظ این توانمندی ها و زمینهساز بالندگی آنها باشد.
v این گفتمان دفاعی، سرلوحه کارش، حفظ ایران، یکپارچگی سرزمین و جمعیت آن، ایران مستقل، امن و با قدرت بازدارندگی همهجانبه و قوی خواهد بود.
v گفتمان دفاعی کشور در آغاز با دفاع همهجانبه از خود در مقابل تهاجمات نه به دنبال پایانبخشی جنگ بدون نتیجه است و نه پایدار کردن عرصههای جنگ نامعلوم و پرهزینه، بلکه به دنبال دستیابی به اهداف و پایانبخشی به جنگ در چارچوب تحقق اهدافی همچون دور کردن خطرات جدید، تقویت دفاع همهجانبه کشور برای نگهداشت استقلال، حفظ سرزمین و جمعیت ایران، کشوری امن و برخوردار از امنیت خواهد بود.
برای این گفتمان دفاعی، باید دولت و ملت با توانایی ها و ظرفیت هایی که در چرخه زیستی خود دولت-ملت دارند، جریان بالندهای را بین خود تشکیل دهند. چرخه دولت-ملت تقویت کننده و حافظ میدان دفاعی و نظامی کشور به صورت همهجانبه خواهد بود. از طرف دیگر میدان دفاعی و نظامی نیز با عملکرد دفاعی از کیان ایران و مردم آن، حافظ ظرفیت ها و بالندگی های دولت-ملت خواهد بود.
امروزه در مقابل تهدیدات و تجاوزات، چرخه «دولت-ملت-نظامیان» باید همه ظرفیت ها را برای سامانه حفاظتی و امنیتی کشور و جامعه متناسب با اندازه و نوع تهدیدات و شرایط بسیج کنند.
تقویت همهجانبه پدافند غیرعامل کشور (مشارکت همگانی آحاد مردم، دستگاهها، نهادهای مدنی، صاحبنظران و...) جهت تقویت نیروهای مسلح، کاهش آسیبپذیری ها، صیانت از امنیت عمومی مردم شهرها و روستاها، مراکز اقتصادی و اجتماعی، ارتقای پایداری ملی، تسهیل امور مدیریت بحران های امروزه، امر مهمی است که کشور به طور شایسته و بایسته از آن بهره نگرفته است. قصوری که هزینه های بس گزافی را متوجه کشور کرده است.
برپایی دوقطب نظامیان با اسلحه و مردم مدافع بدون سلاح، یا دفاع مدنی با سازندگی چرخه «نظامیان با سلاح - مردم بدون سلاح»، باید یکی از چرخههای مهم در شکل گیری و عملیاتی شدن تاب آوری کشور قلمداد شده و توجه به آن و عملیاتی شدن آن سرلوحه کارها قرار گیرد تا هم آمادگی همهجانبه برای نبرد امروز شکل گیرد و هم آمادگی و صیانت برای فردای کشور و جامعه را درپی داشته باشد.
3. راهبرد قابلیتسازی و توانمندسازی جامعه
v میدان جنگ آشکار (که نظامیان کشور آن را به درستی در برنامه راهبردی خود دارند)، همیشه هست و نیست خود را از میدان پنهان (که هست و نیست میدان نظامی را شکل میدهد)، میگیرد. این میدان پنهان چگونگی قدرت مردم و جامعه و تابآوری آنها را نشان دارد.
v پیروزی، شکست، زخمها، دردها و... همه توش و توان جنگ از چگونگی ظرفیتهایی است که جامعه می تواند در اختیار میدان نبرد قرار دهد.
v میدان جنگ در کنار ارمغانی که برای استقلال، امنیت و حفظ سرزمین و مردم دارد، جان باختن افراد جامعه، ضربات روحی و روانی گسترده، خسارات گسترده فیزیکی و مالی و... را برای جامعه درپی دارد. همیشه در جنگ ها، مظلومترین طرف جنگ، مردم و چگونگی حیات و زندگی آنها هستند. چگونگی فهم مردم از جنگ، مشارکت آنها در جنگ جهت حفاظت از استقلال و کیان سرزمین... دستاوردی در خود دارد به نام استقامت و یا تابآوری مردم در مقابل حوادث خونبار جنگ، که عنصری بسیار گرانبها برای هست و نیست کشور است.
v دو میدان جنگ و میدان زیست مردم الزاماً و اجباراً بده-بستان و جریانی بین خود برپا می سازند. یعنی «میدان جامعه ایران (پشتیبان) - میدان نظامیان ایرانی (مدافعین)» یا به سخن دیگر چرخه «میدان اداره کشوری - میدان اداره نظامی». با این چرخه است که تکلیف توان و قدرت کشور برای جنگ و مقابله با مهاجمین و متجاوزین تعیین خواهد شد.
v نادیده گرفتن ظرفیت های عظیم (آشکار و پنهان، اقتصادی، اجتماعی، روحی و روانی، جسمی، فکری و...) مردم در برپایی مدارها و چرخه های استقامت و جنگ، هزینههای بس گزافی را برای کشور و کیان آن در پی خواهد داشت. باید دانست که سرنوشت پیروزی و شکست در هر جنگی را در نهایت مردم جامعه و چگونگی قدرت آنها رقم میزند.
v در کنار دغدغههایی که فرد، خانوار، جامعه، نهادهای مدنی، فرهیختگان و... در رابطه با حفظ کیان وضعیت معاش، زندگی، وضعیت روحی و فکری آحاد جامعه دارند، لازم است کلیت نظام حکمرانی کشور (دولت، مجلس، قوه قضاییه، شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی دفاع، شورای اقتصاد، سازمان برنامه و بودجه، صداوسیما و...) دغدغه حفاظت از کیان جامعه (فرد، خانواده و جامعه) را داشته باشند. حفاظت و نگهداشت داشته های مردم، بالندگی از داشته های جامعه (معاش، وضعیت روحی و روانی و...) و زیست متعارف جامعه باید از مهمترین الزامات کاری و دغدغه های مجموعه نظام حکمرانی قلمداد شود.
v تقویت فضائل اخلاقی و رفتاری جامعه جهت نگهداشت خود، بالا بردن روحیه ایثار و جانفشانی برای کیان کشور و تقویت روحیه برای امید به آینده بهتر و شایسته تر، تقویت وحدت ملی، هویت ملی و نشر آگاهی ها و معرفت های لازم برای ایجاد همبستگی، وفاق ملی، افتخار به خود و ایرانی بودن خود، امروزه باید یکی از دغدغه های نظام حکمرانی، صداوسیما، نهادهای مدنی، صاحبنظران و... قلمداد شود.
v برنامه ریزی برای آموزش عمومی و ترویج استقامت و پایداری در شرایط جنگی، فهم از چرائی جنگ، دستاوردهای دفاع ملی، ضرورت باور به قانون مداری، نظم و بردباری در شرایط سخت، باز تعریف خود و جامعه در شرایط جنگی و دستیابی به مدارا، زیست سالم، تامل و بردباری در مقابل آثار زیانبار جنگ و... یکی از الزاماتی است که توجه و برنامه ریزیهای حساس و بسیار ویژه ای را طلب کرده و باید بدان توجه داشت.
v حفاظت هرچه بیشتر و کارآمدتر از کسب و کارهای عامه مردم و رفع موانع پیش روی آنها نیز باید سرلوحه کار راهبرد قابلیتسازی و توانمندسازی مردم برای شرایط جنگی قلمداد شود.
v تقویت و توجه ویژه به بزرگترین سرمایه کشور، یعنی جوانان و برپایی ارتباط همهجانبه و معنادار دولت، نهادهای مدنی، فرهیختگان با آنها و رفع ابهامات و دلنگرانیهای آنها امروزه باید یکی از عوامل موثر در تابآوری کشور قلمداد شود. باید در نظر داشت که قدرت جوانان کشور، بزرگترین سرمایه کشور و پیشران بنمایه ایستادگی و توسعه کشور است.
v برپایی رویکردهای نوین جهت تقویت و مشارکت مدنی و احزاب کشور، بهرهگیری از ظرفیتهای آنها جهت مشارکت همهجانبهتر جامعه در دفاع ملی به صورت مستقیم و غیرمستقیم (پدافند ملی)، نیز از ضروریاتی است که تاکنون توجه لازم به آن نشده است و موجب ضعف در تابآوری کشور شده است.
4. راهبرد قابلیت سازی نوین برای تعامل فعال و موثر در میدان دیپلماسی
v در این جنگ ظالمانه، یکی از نیازهای مبرم، خروج ایران از تنهایی و انزوایی است که هماکنون کشور در عرصه بینالمللی به آن دچار شده است.
v پیریزی تعامل موثر با جهان، یکی از ظرافت هایی است که می تواند ایران را در عرصه نبرد پایدار سازد و باعث خروج پیروزمندانه در جنگ شود.
v بالاخره سرانجام هر جنگی، ورود به میدان مذاکره، دیپلماسی برای آتشبس، صلح با قدرت در چارچوب منافع ملی و صلح درسآموزی است که دیگر هیچ تجاوزگری به فکر تجاوز به قلمروی ایران نیفتد. برای این فرایندها باید برنامههای درست و همهجانبه، آن هم با قابلیت اجرا و عمل تدوین کرد.
v گزینه های پیش روی کشور همچون ادامه نبرد، آتشبس مشروط، بازتعریف از جنگ، تغییر تاکتیک ها در مقابل دشمن، ورود به صلح و آرامش، عقد قراردادها و پیمان ها برای صلح و امنیت و توسعه و... همه و همه در چگونگی راهبردی است که ایران در عرصه دیپلماسی بینالمللی خود با عقلانیت و خرد طراحی و آن را عملیاتی میسازد. این راهبردها باید در دبیرخانه وزارت امور خارجه طراحی و چگونگیهای آن در دولت، شورای امنیت ملی و... به بحث گذاشته شود.
v خاتمه دادن شرافتمندانه به جنگ و در جهت منافع و امنیت ملی، ادامه پرهیز از تشنج در روابط ایران با کشورهای منطقه و سایر کشورها، تقویت همهجانبه روابط سازنده با کشورهای غیرمتخاصم، تبدیل کشورهای غیردوست به دوست، کشورهای متخاصم به انزوا و انفعال و... همه و همه در خود افزایش قدرت و توان ملی ایران و ایرانیان و تاب آوری بیشتر آنها را دارد. راهبردهای مقبول و مشروع و قابل اجرای این جهتگیری باید به صورت همهجانبه در کلیت نظام حکمرانی تدوین و اجرا شود.
v پیریزی برنامه در جهت منافع ایران و در جهت مقابله با کشورهایی که برای منزوی کردن ایران در تلاش بوده و برنامه دارند، نیز باید یکی از الزامات این شرایط برای تابآوری کشور قلمداد شود.
v پیریزی ترتیبات لازم برای توانمندسازی میدان دیپلماسی ایران برای حضور کارآمد و اثربخش در جهت منافع ملی در مجامع جهانی، در روابط دوجانبه یا چندجانبه با کشورها، باید در مجموع نظام حکمرانی کشور تدوین و عملیاتی شود.
v پیریزی ترتیبات جهت بهرهگیری از صاحبنظران و دانشمندان داخلی و خارجی در عرصههای فرهنگی، سیاسی، دانشگاهی و... ایرانی و غیرایرانی برای دفاع از حقوق ملت ایران و دفاع از ایستادگی آنها در مقابل تجاوزات نیز از ظرفیتهای سازنده میزان تابآوری ایرانیان خواهد بود.
v تسهیل و تنظیم روابط بیرونی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور با جهان در راستای توانمندسازی ظرفیتهای ایران و تابآوری بیشتر کشور، باید همهجانبهتر، پایدارتر و در راستای منافع ملی شکل گرفته و عملیاتی شود.
5. راهبرد توانمندسازی جریان گردش اطلاعات و رسانه ملی
v گسترش همهجانبه فعالیت های رسانه ملی و ارتباط جمعی کشور بر اساس خرد و عقلانیت در جهت مقابله با تهاجمات رسانهای متجاوزین، گسترش در جهت توسعه عقلانیت، آگاهی ها، سالمسازی جامعه، تقویت جنبههای روحی، فکری جامعه، یکی از مولفههای پدیداری تاب آوری ایران خواهد بود.
v اطلاع رسانی درست و همهجانبه و برخوردار از جامعیت، فراگیری و کفایت لازم از وقایع کشور آن هم با سرعت لازم، برای رشد آگاهی ها و توانمندسازی مردم جهت مشارکت موثرتر مردم در عرصهها، موجب دلبستگی ایرانیان به کشور و مقبولیت و مشروعیت چرخه دولت-ملت است.
v بازسازی و نوسازی رویکردهای رسانه ملی جهت ایجاد انسجام ملی ایرانیان و توانمندسازی همگانی و دوری جستن از رویکردهای تضعیف ملی ایرانیان، بازگشت مرجعیت رسانهای از خارج (با منویات استعماری) به داخل را در پی دارد.
v ایران از آنِ همه ایرانیان، از هر قوم، گروه و دین همیشه باید مدنظر باشد. از این رو رسانه ملی باید از هر نظر آیینهای باشد از این تفاوتها و تکثرها و طرح و نظرات و مطالبات کلیت ایرانیان، نه گروههای خاص یا نظرات خاص.
v مشارکت دیدگاههای مختلف، سلایق گوناگون در جهت توانمندسازی جامعه و تابآوری آن، امروزه یکی از نیازهای اساسی برای تابآوری بیشتر است. حضور متخصصان و دردمندان و وارد کردن آنها از حاشیه به متن رسانهای کشور، یکی از فرصتها و قابلیتها برای تابآوری کشور است که تا حد بسیار زیادی تاکنون از آن غفلت شده است.
v فرهنگسازی قانونمداری، نظم، مدارا، تحمل در شرایط سخت جنگی، زیست سالم، برنامهریزی برای مقابله جامعه با آثار زیانبار جنگ و... در رسانه ملی یکی از مولفه های سازنده تابآوری است.
v تولیدات رسانه ملی باید فرهنگسازی مردم و جامعه را برای توسعه نظم، امنیت همگانی، همدلی، اشتراک مساعی عمومی، افتخار برای ایرانی بودن، عشق ورزیدن به کیان ملی را در خود داشته باشد. اینگونه تولیدات وقتی میسر است که درب رسانه ملی بدون تفاوت و بدون تبعیض با رویکردهای جامعهمحوری، مشارکت همگانی و تقویت ارزشها و کنترلهای درونی فردی در کنار رویکردهای امنیتی و حفاظتی و جهت ارتقای احساس امنیت و ثبات در جامعه و... مشوق دیدگاههای مدنی و صاحبنظران به روی همه باز باشد.
v تهییج مردم، تقویت روحیه حماسی در آنها، بی شک یکی از تدارکات لازم برای پشتیبانی از جبهههای نبرد در کوتاهمدت است. اما باید دانست که این کار همه رسالت و مسئولیت رسانه ملی برای جنگ نیست؛ ایجاد باور در ایرانیان، توانمندسازی مردم و آگاهیبخشی همهجانبه آنان از شرایط، ایجاد فرهنگ نظم، مشارکت، تدبیر، سامان و سازمان مردم است که به میدانهای نبرد نظامی و دیپلماسی ایران قدرت میبخشد. رسانه ملی باید تولیدکننده این باشد که ایرانیان با خرد و آگاهی و با باورمندی به ایرانی بودن خود مفتخر و برای آن ایستادگی لازم را دارند. رویکردهای هیجانی و زودگذر، نمیتواند چنین تولیداتی را برای تابآوری کشور به ارمغان داشته باشد اگرچه برای موارد و موضوعات زودگذر میتواند توجیه داشته باشد.
v برنامه های کوتاهمدت و هیجانی برای حفظ روحیه مردم، اگرچه واجب، ولیکن نباید موجب حذف رویکردهای تولیدکننده عقلانیت و خرد از وقایع کشور و جنگ شود.
v دنیای رسانه، به ویژه رسانه در مقیاس ملی، امروزه دربرگیرنده بهرهگیری از متخصصان و صاحبنظران سیاسی، اقتصادی، روانشناسی، جامعهشناسی، نظامی و... است. رقابت و دشمنی بین کشور کار خود را از جنگ رسانهای آغاز کرده است. رسانه ملی ایران طی سال های گذشته خود را از این ظرفیتها و توانمندسازیها بیبهره کرده است. امری که خسارات جبرانناپذیری به ایرانیان وارد کرده و میکند و مرجعیت رسانه ملی را از داخل به خارج کشور (آن هم با اهداف شومی که دارند) کشانده است. این انتقال مرجعیت رسانه ملی، تضعیف همهجانبه تابآوری کشور را در پی داشته است. باید هرچه سریعتر مجموعه نظام حکمرانی کشور و رهبران آن، برای حل این مساله چارهاندیشی کنند.
v رسانه ملی با تولیدات خود باید در جهت ترویج فرهنگ صلح، مفاهمه، عدم خشونت، همزیستی مسالمتآمیز میان کلیت افراد جامعه و میان ملت و طرح آرا و نظرات آنها در رسانه ملی، این تولیدات را برای منافع ملی، امنیت ملی و کلیت ایرانیان به افتخار کشور به حرکت درآورد تا از این طریق میزان تاب آوری کشور را برای شرایط خطیر افزایش دهد.
6. راهبرد قابلیت سازی و توانمندسازی فردایی برای بازسازی ها
v از هم اکنون که کشور درگیر نبرد است و هرروز در کنار استقامت جانانه نیرهای نظامی و ملت ایران در مقابل متجاوزین، هزینه های بسیار عظیم انسانی، اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی برای کشور ایجاد میشود، باید به فکر فردا که ایران در آرامش و ثبات قرار میگیرد نیز بود. باید برنامههای لازم و همهجانبه برای برگشت کشور به زیست عادی توام با امنیت و رشد را تدوین کرد.
v ثبت همهجانبه خسارات بصورت دقیق و برخوردار از جامعیت لازم و چگونگی خسارات (قابل اندازهگیری، غیرقابل اندازهگیری ولیکن به نحوی قابل محاسبه، غیرقابل اندازهگیری و غیرقابل محاسبه و...) باید در ارکان دولت و با راهبری سازمان برنامه و بودجه، شکل و سامان خود را با قید فوریت پیدا کند. نمیتوان بررسی و تصمیم سازی این امور خطیر را به فردا سپرد. تصمیمسازی و تصمیم گیری برای این امور فردایی، یکی ازمولفههای تاب آوری امروزین است.
v چگونگی تجهیز منابع و امکانات برای ترمیم ویرانی، خسارات مادی و انسانی، بازسازی زیربناها، کارخانهها، مزارع، شهرها و... باید به صورت همهجانبه و با پیگیریهای ویژه و با محوریت سازمان برنامه و بودجه، کار خود را از هماکنون آغاز کند.
v همچنان که کشور و مردم شجاعت و استقامت را از نظامیان خود طلب میکنند، ایران و ایرانیان اتخاذ تصمیم برای بازسازیها و جبران خسارات آن هم با برنامه دقیق، قاطع و سریع را از نظام حکمرانی خود طلب دارند.
v تلاش امروزین و فردایی برای برپایی و ایجاد فضای اطمینانبخش برای فعالان اقتصادی و اجتماعی، سازمانها و ادارات دولتی و غیردولتی... امر مهمی است که تقویتکننده قدرت ملی و تابآوری آن خواهد بود.
v در این شرایط حساس که جنگ ویرانیهای گستردهای در پی داشته است، کشور و دولت از همه نظر دچار کمبود منابع است. ایجاد رتبهبندی و اولویتبندی نیازها، آن هم نیازهایی با آثار نشر بیشتر در جامعه و مهمتر از همه، پایبندی همه ارکان نظام به این رتبهبندیها در مصارف مهمتر که باید از کمبود منابع تامین شود، امری است که از هماکنون باید ارکان دولت و دبیرخانه سازمان برنامه و بودجه بدان اهتمام ورزند. تمام ارکان نظام حکمرانی از چگونگی برنامهها و عملیات آتی آگاه و به آن پایبند باشند.
v تنظیم سیاستهای مالی (بودجهای)، پولی و ارزی در جهت بازسازی سریعتر ظرفیتهای تخریبی و توانمندسازی دولت، جامعه، عرصههای تولید در جهت دستیابی به ثبات اقتصادی و اجتماعی، مهار نوسانات و تقویت بنگاههای اقتصادی و اجتماعی برای تابآوری در دفاع مقدس و پس از آن یکی از الزاماتی است که باید از امروز نهال و بذر آن در ارکان دولت کاشته شود و با مشارکت همهجانبه جامعه و بخش خصوصی مورد عمل قرار گیرد.
v تامین امنیت غذایی و زیستی کشور، تامین سوخت، انرژی، برق، آب، مواد خام صنایع و... برای امروز و چگونگی فردای کشور از الزامات مهم پیش روی تولیدکننده و تابآوری کشور است. اموری که توجه همهزمانی و همگانی و الزام به رفتارهای همگانی را طلب میکند.
v اهتمام همهجانبه به نظم و انضباط مالی (بودجهای) دولت، ایجاد تعادل و توازن بین منابع - مصارف، تخصیص منابع به کالاهای عمومی و حاکمیتی اجتنابناپذیر (امنیت، دفاع، آموزش، بهداشت و تامین اجتماعی) و تصدیهای ضروری و خودداری از تخصیص منابع به غیر از این دو در این شرایط از اهمیت ویژهای برخوردار است.
v همانند امور جنگ، ضرورت فرماندهی واحد و نظم و سازمان منسجم برای امور جنگ، باید همگان پذیرا باشند که نظام حکمرانی کشور باید با خرد و شعور همهجانبه، با نظم و سازمان پیشبرنده و مستحکم، راهبری امر خطیر بازسازی خسارات جنگ را با قدرت، کفایت، سرعت سرلوحه کار خود قرار دهد. و جلوی موازیکاریها و خدشه به تصمیمگیریها از هر نظر گرفته شود.
v برای کمبودها، تورم، رکودها، بحرانها، گرانیها، تامین منابع لازم برای مصارف اجتنابناپذیر و... همه و همه میتوان راهحل پیدا کرد، به شرط آنکه نظام حکمرانی کشور راهحلهای خود را در یک مجموعه واحد از نظام تصمیمگیری و تصمیمسازی (از سطوح عالی، میانی و پاییندست در کلیت قوا) و با حفظ روحیه عمومی جامعه و مشارکت همگانی و امور مدیریت مقابله با بحرانها و کمبودها با نظم و سازمان لازم برپا کند.