آیا تظاهر به چندجانبگی نهادهایی مثل بانک جهانی هنوز جواب می‌دهد؟

نهادهایی که در نهان تحت نفوذند

...

اعمال نفوذ کشورهای قدرتمند بر نهادهای بین‌المللی چیز جدیدی نیست؛ اما تعادل قدرت جهانی به شدت در حال تغییر است و به همین خاطر، بحث این اعمال نفوذها اهمیت بیشتری پیدا کرده است

آینده نگر/انگر وودز، استاد مدیریت اقتصاد جهانی در دانشگاه آکسفورد

اتهام بزرگی در حال حاضر علیه اکثر سازمان‌های بین‌المللی مطرح است‏: اینکه کشورهای قدرتمند بر این سازمان‌ها نفوذ شدیدی اعمال می‌کنند‏. این اتهامات رنگارنگ و متنوع است‏: بانک جهانی زیر فشار عربستان سعودی برای بالا بردن رتبه‌ جهانی‌اش در شاخص انجام کسب و کار سر خم می‌کند‏. چین در زمینه بحران کرونا روی سازمان بهداشت جهانی اعمال نفوذ می‌کند‏. استرالیا، ژاپن و عربستان سعودی در خصوص تعهدات مربوط به تغییرات اقلیمی روی سازمان ملل متحد فشار وارد می‌کنند‏. تمام این فشارها حاکی از تلاش شدید کشورهای قدرتمند برای امتیازگیری از نهادهای بین‌المللی است‏. اما نباید این نکته را فراموش کرد که تمام این اقدامات نمی‌توانند جلوی چندجانبه‌گرایی را در سطح جهان بگیرند‏. وضعیت کنونی نیاز به مدیریت و ایجاد تعادل دارد‏.

اعمال نفوذ کشورهای قدرتمند در نهادهای بین‌المللی چیز جدیدی نیست؛ اما تعادل قدرت جهانی به شدت در حال تغییر است و به همین خاطر، بحث این اعمال نفوذها اهمیت بیشتری پیدا کرده است‏. وقتی نهادهای تکنوکراتیکی مثل بانک جهانی تحت این نوع فشارها قرار بگیرند، مشخص می‌شود که اوضاع واقعا تغییر کرده است‏. از چنین نهادهایی انتظار می‌رفته که در زمینه ادغام اطلاعات و تحلیل آن‏ها به شیوه امانت‌دارانه‌ای عمل کنند؛ اما این اتفاق نیفتاده است‏.

برای بررسی بیشتر موضوع کمی به عقب برگردیم‏. آمریکا مدت‏هاست که بر بانک جهانی نفوذ داشته است؛ چه در شکل اداره رسمی و چه در اداره غیررسمی آن‏. در دهه ۱۹۶۰ میلادی، گفته می‌شد که آمریکا نیازی به اعمال نفوذ بر این سازمان ندارد چون کارکنان بانک جهانی همواره با نیم‌نگاهی به اولویت‌ها و ترجیحات دولت آمریکا کارشان را انجام می‌دادند‏. هر چه باشد حتی مقر بانک جهانی هم فاصله کمی با مرکز امورات دولت آمریکا در واشینگتن داشت‏. نتیجه‌اش این بود که جای پای واضح آمریکا در تمام جنبه‌های فعالیت بانک جهانی دیده می‌شد؛ از ساختارش گرفته تا جهت‌دهی سیاست‌های عمومی و همین طور ارائه وام‏.

دولت آمریکا ترجیحات خود را در رده‌های بالای مدیریت بانک جهانی هم وارد کرده بود‏. در سال ۲۰۰۶ یک کمیسیون تحقیق مستقل گزارشی منتشر کرد که نشان می‏داد پژوهش‌های انجام‌شده در بانک جهانی بدون هیچ نگاه مستقل و انتقادی و بدون بررسی منصفانه شواهد منتشر می‌شوند‏. نتیجه‌اش ارائه نسخه‌های گزینشی و جانبدارانه‌ای بود که درنهایت، منافع خاصی را تامین می‌کردند‏. وضعیت مشابهی در خصوص نفوذ برخی کشورها روی صندوق بین‌المللی پول دیده شد و در یک گزارش انتقادی در سال ۲۰۱۴ به این نکته اشاره شد که این صندوق در اکثر موارد به ترجیحات سیاسی کشورهای قدرتمند توجه نشان می‌دهد‏.

اما آن دورانی که نهادهای بین‌المللی تازه تشکیل شده بودند -یعنی دهه‌های آغازین قرن بیستم و همین‌طور بعد از جنگ جهانی دوم- دیگر سپری شده است‏. در آن دوران، اعمال نفوذ قدرت‌های برتر جهان بر نهادهای جهانی اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسید‏. اما در دنیای امروز، خط و خطوط جهانی مبهم‌تر و تغییریافته‌تر از آن است که به نظر می‌رسد‏. بنابراین حتما باید محدودیتی روی فعالیت کشورهای بزرگ وجود داشته باشد تا کشورهای دیگر به همکاری در نهادهای چندجانبه ترغیب شوند‏. نفس حضور کشورهای دیگر این است که حق رای به آن‏ها تعلق گرفته باشد و در تصمیم‌گیری‌های رسمی نقش داشته باشند‏. اما اگر قدرت قاهر کشورهای ثروتمندتر و قدرتمندتر این راه را سد کرده باشد، دلیلی برای تداوم فعالیت و همکاری کشورهای دیگر وجود نخواهد داشت‏. این یعنی نهادهای بین‌المللی به نهادهای یکجانبه‌ای بدل خواهند شد‏. سه عامل را در این راستا باید مورد توجه قرار داد‏:

اول اینکه رهبری اهمیت دارد‏. نقش رهبر در یک نهاد چندجانبه جهانی این است که علاوه بر حفظ ارتباط با قدرت‏های برتر، پتانسیل بسیج قدرت‏های کوچک‏تر و تامین منافع آن‏ها را هم داشته باشد‏. اگر انتصاب رهبران در نهادهای جهانی بیش از اندازه تحت نفوذ قدرت‏های برتر قرار بگیرد، این مهم برآورده نخواهد شد‏.

دوم اینکه در حال حاضر بسیاری از کشورهای دنیا نمایندگانی در نهادهای جهانی دارند که دوران کوتاهی بر سر کار می‌مانند و میزان دسترسی‌شان به اطلاعات لازم برای تحلیل هم کم است‏. این یعنی نقش آن کشورها در تصمیم‌گیری‌ها در هر حال پایین خواهد بود و احتمال اینکه قربانی مانورهای دیگر کشورها شوند وجود دارد‏.

سوم اینکه شفافیت اهمیت زیادی دارد‏. اگر میزان اطلاع‌رسانی عمومی درباره روند تصمیم‌گیری‌ها در نهادهای چندجانبه بین‌المللی همچنان کم باشد، امکان این شفاف‌سازی کمتر خواهد بود و طبعا همچنان نقش کشورهای کم‌قدرت‌تر در این نهادها پایین باقی خواهد ماند‏. تمام این موارد، ناقض روح همکاری بین کشورها در نهادهای چندجانبه جهانی هستند‏. با توجه به افزایش تنش‌های ژئوپلیتیک در جهان، نارضایتی‌ها از عملکرد یکجانبه برخی نهادهای بین‌المللی نیز رو به افزایش است و بنابراین سریع‏تر باید چاره‌جویی صورت بگیرد‏.

 

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?72089

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط