آیا تظاهر به چندجانبگی نهادهایی مثل بانک جهانی هنوز جواب می‌دهد؟

نهادهایی که در نهان تحت نفوذند

تاریخ 1400/11/24 ساعت 09:38

اعمال نفوذ کشورهای قدرتمند بر نهادهای بین‌المللی چیز جدیدی نیست؛ اما تعادل قدرت جهانی به شدت در حال تغییر است و به همین خاطر، بحث این اعمال نفوذها اهمیت بیشتری پیدا کرده است

آینده نگر/انگر وودز، استاد مدیریت اقتصاد جهانی در دانشگاه آکسفورد

اتهام بزرگی در حال حاضر علیه اکثر سازمان‌های بین‌المللی مطرح است‏: اینکه کشورهای قدرتمند بر این سازمان‌ها نفوذ شدیدی اعمال می‌کنند‏. این اتهامات رنگارنگ و متنوع است‏: بانک جهانی زیر فشار عربستان سعودی برای بالا بردن رتبه‌ جهانی‌اش در شاخص انجام کسب و کار سر خم می‌کند‏. چین در زمینه بحران کرونا روی سازمان بهداشت جهانی اعمال نفوذ می‌کند‏. استرالیا، ژاپن و عربستان سعودی در خصوص تعهدات مربوط به تغییرات اقلیمی روی سازمان ملل متحد فشار وارد می‌کنند‏. تمام این فشارها حاکی از تلاش شدید کشورهای قدرتمند برای امتیازگیری از نهادهای بین‌المللی است‏. اما نباید این نکته را فراموش کرد که تمام این اقدامات نمی‌توانند جلوی چندجانبه‌گرایی را در سطح جهان بگیرند‏. وضعیت کنونی نیاز به مدیریت و ایجاد تعادل دارد‏.

اعمال نفوذ کشورهای قدرتمند در نهادهای بین‌المللی چیز جدیدی نیست؛ اما تعادل قدرت جهانی به شدت در حال تغییر است و به همین خاطر، بحث این اعمال نفوذها اهمیت بیشتری پیدا کرده است‏. وقتی نهادهای تکنوکراتیکی مثل بانک جهانی تحت این نوع فشارها قرار بگیرند، مشخص می‌شود که اوضاع واقعا تغییر کرده است‏. از چنین نهادهایی انتظار می‌رفته که در زمینه ادغام اطلاعات و تحلیل آن‏ها به شیوه امانت‌دارانه‌ای عمل کنند؛ اما این اتفاق نیفتاده است‏.

برای بررسی بیشتر موضوع کمی به عقب برگردیم‏. آمریکا مدت‏هاست که بر بانک جهانی نفوذ داشته است؛ چه در شکل اداره رسمی و چه در اداره غیررسمی آن‏. در دهه ۱۹۶۰ میلادی، گفته می‌شد که آمریکا نیازی به اعمال نفوذ بر این سازمان ندارد چون کارکنان بانک جهانی همواره با نیم‌نگاهی به اولویت‌ها و ترجیحات دولت آمریکا کارشان را انجام می‌دادند‏. هر چه باشد حتی مقر بانک جهانی هم فاصله کمی با مرکز امورات دولت آمریکا در واشینگتن داشت‏. نتیجه‌اش این بود که جای پای واضح آمریکا در تمام جنبه‌های فعالیت بانک جهانی دیده می‌شد؛ از ساختارش گرفته تا جهت‌دهی سیاست‌های عمومی و همین طور ارائه وام‏.

دولت آمریکا ترجیحات خود را در رده‌های بالای مدیریت بانک جهانی هم وارد کرده بود‏. در سال ۲۰۰۶ یک کمیسیون تحقیق مستقل گزارشی منتشر کرد که نشان می‏داد پژوهش‌های انجام‌شده در بانک جهانی بدون هیچ نگاه مستقل و انتقادی و بدون بررسی منصفانه شواهد منتشر می‌شوند‏. نتیجه‌اش ارائه نسخه‌های گزینشی و جانبدارانه‌ای بود که درنهایت، منافع خاصی را تامین می‌کردند‏. وضعیت مشابهی در خصوص نفوذ برخی کشورها روی صندوق بین‌المللی پول دیده شد و در یک گزارش انتقادی در سال ۲۰۱۴ به این نکته اشاره شد که این صندوق در اکثر موارد به ترجیحات سیاسی کشورهای قدرتمند توجه نشان می‌دهد‏.

اما آن دورانی که نهادهای بین‌المللی تازه تشکیل شده بودند -یعنی دهه‌های آغازین قرن بیستم و همین‌طور بعد از جنگ جهانی دوم- دیگر سپری شده است‏. در آن دوران، اعمال نفوذ قدرت‌های برتر جهان بر نهادهای جهانی اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسید‏. اما در دنیای امروز، خط و خطوط جهانی مبهم‌تر و تغییریافته‌تر از آن است که به نظر می‌رسد‏. بنابراین حتما باید محدودیتی روی فعالیت کشورهای بزرگ وجود داشته باشد تا کشورهای دیگر به همکاری در نهادهای چندجانبه ترغیب شوند‏. نفس حضور کشورهای دیگر این است که حق رای به آن‏ها تعلق گرفته باشد و در تصمیم‌گیری‌های رسمی نقش داشته باشند‏. اما اگر قدرت قاهر کشورهای ثروتمندتر و قدرتمندتر این راه را سد کرده باشد، دلیلی برای تداوم فعالیت و همکاری کشورهای دیگر وجود نخواهد داشت‏. این یعنی نهادهای بین‌المللی به نهادهای یکجانبه‌ای بدل خواهند شد‏. سه عامل را در این راستا باید مورد توجه قرار داد‏:

اول اینکه رهبری اهمیت دارد‏. نقش رهبر در یک نهاد چندجانبه جهانی این است که علاوه بر حفظ ارتباط با قدرت‏های برتر، پتانسیل بسیج قدرت‏های کوچک‏تر و تامین منافع آن‏ها را هم داشته باشد‏. اگر انتصاب رهبران در نهادهای جهانی بیش از اندازه تحت نفوذ قدرت‏های برتر قرار بگیرد، این مهم برآورده نخواهد شد‏.

دوم اینکه در حال حاضر بسیاری از کشورهای دنیا نمایندگانی در نهادهای جهانی دارند که دوران کوتاهی بر سر کار می‌مانند و میزان دسترسی‌شان به اطلاعات لازم برای تحلیل هم کم است‏. این یعنی نقش آن کشورها در تصمیم‌گیری‌ها در هر حال پایین خواهد بود و احتمال اینکه قربانی مانورهای دیگر کشورها شوند وجود دارد‏.

سوم اینکه شفافیت اهمیت زیادی دارد‏. اگر میزان اطلاع‌رسانی عمومی درباره روند تصمیم‌گیری‌ها در نهادهای چندجانبه بین‌المللی همچنان کم باشد، امکان این شفاف‌سازی کمتر خواهد بود و طبعا همچنان نقش کشورهای کم‌قدرت‌تر در این نهادها پایین باقی خواهد ماند‏. تمام این موارد، ناقض روح همکاری بین کشورها در نهادهای چندجانبه جهانی هستند‏. با توجه به افزایش تنش‌های ژئوپلیتیک در جهان، نارضایتی‌ها از عملکرد یکجانبه برخی نهادهای بین‌المللی نیز رو به افزایش است و بنابراین سریع‏تر باید چاره‌جویی صورت بگیرد‏.