دولت با هدف کنترل میزان بیکاری، با حداقل دستمزد 99 موافقت کرد
دولت، میانجی کارگریِ خوبی نیست
1399/03/11
3267
این مطلب را به اشتراک بگذارید
نکته مهم دیگر خط مشی و رفتار برخی کارفرمایان در سال پیش روست. سالی که هم برای کارفرمایان و هم برای کارگران بسیار سخت خواهد بود.
بهاءالدین حسینی هاشمی، اقتصاددان/ آینده نگر
قانون حکم میکند حداقل دستمزد کارگری براساس میزان تورم تعیین شود. هرساله هم تا حد ممکن این اتفاق رخ میدهد اما شرایط کنونی به معنی واقعی، شرایطی بسیار سخت و غیرعادی است. به نظر میرسد تورم امسال در کنار کرونا عملا باعث شده نمایندگان کارگران و کارآفرینان نتوانند به نتیجه مشخصی دست پیدا کنند و در نهایت با حدود 30 درصد افزایش دستمزد، صورتجلسه توسط نمایندگان کارفرمایان امضا شد. این شرایط سخت تنها برای کارگران نیست. اگر مشکل میزان سرمایه در گردش سرمایهگذاران و کارفرمایان حل نشود به جرئت میتوان گفت اقتصادی نمیماند که سر آن چانه بزنیم. آمارهای بانک مرکزی نشان میدهد بیش از 65 درصد تسهیلات دریافتی بخش صنعت صرف سرمایه در گردش میشود که البته این آمار برای کل تسهیلات پرداختی به همه بخشهای اقتصادی کشور هم صدق میکند. همین عدد به خوبی نشان میدهد که شرایط اقتصادی ایران مساعد نیست. رشد اقتصادی سال گذشته منفی 7.6 درصد اعلام شد که حاکی از وضعیت ویژهای است که در آن قرار گرفتهایم. وقتی هزینههای دولت رشد پیدا میکند اما درآمدها به همان میزان گذشته باقی میماند، رکود ایجاد میشود و رشد اقتصادی پایین میآید. در این شرایط بیش از همه دهکهای کمدرآمد جامعه آسیب میبینند.
پیشنهاد من در خصوص میزان حداقل دستمزد، افزایش حقوق به میزان تورم و اختصاص 50 درصد از مطالبات برای سنوات آتی است. شورای عالی کار میتوانست پایه حقوقی منطقی را بر اساس نرخ تورم تعیین کند و مابقی مطالبات کارگران را پایهای قرار میداد برای مطالبات سنوات آینده یا سال آینده آنها. البته شرایط کنونی اقتصاد ایران، شیوههای حل این معادله را محدود کرده و حرفهای دو سمت ترازو درست است؛ هم کارگران درباره قدرت خرید پایین و مشکلات معیشتی حق دارند و هم مشکلات کارفرمایان و واحدهای تولیدی در مرز ورشکستگی را نمیتوان نادیده گرفت. این مسئله نیاز به یک میانجی یا تکملهای دارد که با توجه به نرخ تورم حقوق را افزایش دهد که در این میان دولت نقش میانجی را بازی میکند. میانجیای که کاملا بیطرف نیست چون حدود 70 درصد از تولید ناخالص ما در اختیار بنگاههای دولتی است. به بیانی دیگر از دولتی که خود کارفرماست چگونه میتوان انتظار داشت که چانه افزایش حقوق دستمزدبگیران را بزند؟ به نظر من، در چنین اقتصاد و شرایطی، میانجیگری را قوه مقننه که قانونگذار است یا قوه قضاییه که بازوی عدلیه کشور است باید انجام دهند نه دولتی که خود یک طرف ماجراست. بدون تعارف شرایط کنونی شرایط جنگی است و نمیتوان تصمیمات عادی گرفت. آنهایی که ثروتمند شدند از حقالزحمه فقرا ثروت به هم زدند و متاسفانه منبع ثروت در کشور ما ارز است. ثروتی که از فروش نفت به دست میآید و عایدی کارفرماهای بسیار بزرگی میشود که بازار را به انحصار درآوردهاند. بدون تعارف دیگر کشتی اقتصاد ایران بسیار سنگین شده است و باید مقداری از بار سنگین آن را به دریا ریخت. دولت میتواند در شرایط کنونی، نهادها، بنیادها و سازمانهایی را که گاه به اندازه بودجه ممکلت درآمد ارزی و ریالی دارند مورد بررسی قرار دهد. میتوان از این کارتلهای اقتصادی پول گرفت و آنها را سبک کرد و به سمت مستضعفان و فقرا هدایت کرد؛ گرچه انجام این امر تاکنون بارها مورد تلاش واقع شده اما به سرانجام نرسیده است. موضوع مهم این است که دولت اکنون با حداقل فروش نفت و صادرات بسیار پایین آن، درآمد مازادی برای برنامههای اصلاحی ندارد. فروش نفت و فرآوردههای نفتی، مهمترین راه کسب درآمد دولتها در ایران به حساب میآید و شرایط تحریم باعث محدود شدن آن میشود. از اردیبهشت 97 نیز که تحریمهای جدید دولت ترامپ آغاز شد، رفتهرفته فروش نفت به شکل بیسابقهای کاهش یافت تا دولت با کمبود شدید درآمدی روبهرو شود.
نکته مهم دیگر خط مشی و رفتار برخی کارفرمایان در سال پیش روست. سالی که هم برای کارفرمایان و هم برای کارگران بسیار سخت خواهد بود. یکی از دلایلی که دولت با حداقل دستمزد یک میلیون و 835 هزار تومانی موافقت کرد، جلوگیری از افزایش نرخ بیکاری است که انتظار میرود تحقق پیدا کند. باید اعتراف کرد که این میزان از دستمزد، نقدینگی واحدهای تولیدی را ثبات میبخشد و به کارفرما کمک میکند که نیروهای خود را اخراج و تعدیل نکند؛ امری که یکی از اهداف دولت است. البته میزان اشتغال با میزان رونق رابطه مستقیم دارد و نمیتوان اینها را با دو عینک مجزا دید. در این برهه میتوان از بیمهها هم کمک گرفت و بسیاری از بیکاران کشور را با بیمه بیکاری تحت پوشش قرار داد که میزان بیکاری در کشور به حد هشدار نرسد؛ حدی که این مسئله اقتصادی را به مسئلهای امنیتی بدل خواهد کرد.
نظر خود را بنویسید