بخش خصوصی طی دو سال گذشته شرایط سختی تجربه کرده است
تعیین دستمزد عادلانه دشوار است
1399/03/10
3164
این مطلب را به اشتراک بگذارید
اگر واقع بین باشیم توان خرید کارگران با افزایش دوبرابری حداقل دستمزد سال 99 هم نمیتوانست جان دوباره بگیرد.
هادی حقشناس، اقتصاددان/ آینده نگر
شرایط اقتصادی کشور به گونهای است که اگر بگوییم تعیین حداقل دستمزد کارگری امری دشوار است سخن به گزافی نگفتهایم. در واقع برای بررسی این موضوع باید جنبههای مختلفی از مشکلات اقتصاد ایران را بررسی کرد. درست است که تورم در سال گذشته بیش از دستمزد تعیینشده در سال جاری است اما باید این نکته را در نظر گرفت که تا پایان سال 97 مجموع دستمزدهای دولت از مجموع تورم سنوات گذشته بیشتر بوده است؛ البته این موضوع دلیلی بر صحه گذاشتن بر میزان دستمزد کنونی نیست اما شرایط کشور به گونهای است که اگر فشار بیشتری بر کارآفرینان وارد شود و هزینههای تولید افزایش یابد، کشور با موج بیسابقه بیکاری روبهرو خواهد بود. آن هم در وضعیتی که با توجه به تحریمهای ایالات متحده آمریکا سالی با رکود اقتصادی را پشت سر گذاشتیم و در پایان سال 98 با شیوع ویروس کرونا و ادامه تحریمها روبهرو شدیم به نحوی که به نظر میرسد اقتصاد ایران در سال 99 وارد رکود عمیقتری شود که مفهومی جز کاهش راندمان واحدهای تولیدی کشور ندارد. بنگاهها و واحدهای تولیدی بخش خصوصی دو سال بسیار سخت را پشت سر گذاشتهاند و میتوان کرونا را به عنوان تیر خلاص بر پیکره آنها دانست؛ البته در صورتی که حمایتهای دولتی وجود نداشته باشد. دولت هم که در ایام تحریم عملا درآمدی ندارد آن هم در وضعیتی که هر بشکه نفت به سبب کاهش تقاضا به زیر 30 دلار رسیده است. البته دولت توان پشتیبانی از کارگران تحت پوشش خود را دارد اما بخش عمدهای از کارگران کشور در بخش خصوصی کار میکنند که روزهای بسیار سختی را میگذراند. اگر موضوعاتی را که بیان شد در کنار سقوط قدرت خرید کارگران قرار دهیم، آن هم در حالی که علاوه بر عدم توان تامین سبد حداقلهای معیشتیشان، در خطر اخراج نیز قرار دارند، آن زمان به شرایط سخت کارگران پی خواهیم برد؛ جمعیتی قابل توجه با کمترین امکانات. بر سر میز تعیین حداقل دستمزد کارگری، سه طرف شامل نمایندگان کارگران و کارفرماها و دولت حضور دارند که مقدمات و وضعیتی که در بالا بیان شد عملا تعیین حداقل دستمزد کارگری مناسب را برایشان امری دشوار میکند. وقتی اقتصاد کشور خوابیده و چرخ واحدهای تولدی نمیچرخد و گاه زیانده هم هست و هیچ رونقی ندارد، یا به زبان ساده وقتی دخل و خرج کارفرمایان با هم نمیخواند و دخل کفاف خرج را نمیدهد چگونه میتوان انتظار داشت که حقوقها با افزایش همراه باشد؟ البته این موضوع صورت مسئله ناتوانی و قدرت خرید پایین کارگران و اقشار پاییندستی را پاک نمیکند و باید از دولت انتظار داشت که به راهکارهایی برای پوشش این اقشار بیندیشد. اگر واقع بین باشیم توان خرید کارگران با افزایش دوبرابری حداقل دستمزد سال 99 هم نمیتوانست جان دوباره بگیرد. از سوی دیگر واحدهای تولیدی هم در شرایط ورشکستگی قرار دارند و هر دو طرف با تورم بالای 30 درصدی دست و پنجه نرم میکنند؛ اینها واقعیتهای تلخی است که اقتصاد ایران در شرایط کنونی دچار آن است. دولت میتواند در هر دو سمت مسئله برنامههای حمایتی اجرا کند اما نمیتوان روی ناتوانی مالی دولت چشم بست. اتاق فکر دولت یا باید با برنامههای صحیح و کارشناسیشده به شناسایی و پوشش اقشار پاییندستی جامعه بپردازد تا کارآفرینان راحتتر به فعالیت خود ادامه دهند یا برنامههای پشتیبانی از کارآفرینان را شروع کند تا امنیت شغلی و مالی کارگران نیز تامین شود. یکی از راهکارهای پیش روی دولت میتواند کاهش بودجه اضافی نهادها و سازمانهایی که در شرایط سخت فعلی در اولویتهای بعدی قرار دارند، باشد. البته مسلما این پیشنهادها در بستری که قیمت ارز آن تعدیلشده نیست و تورم در بازارش یکهتازی میکند عملی نخواهد بود. بررسی بازار نشان میدهد از ابتدای سال جاری تاکنون (اواخر فروردین 99) قیمت دلار بیش از 16 هزار و 500 تومان شده در حالی که شیوع ویروس کرونا عملا کسب و کارها را با رکود سنگینی همراه کرده است. سایر بازارها مانند سکه و طلا هم تحت تاثیر دلار دچار نوسان شدهاند. بنابراین شرایط سختی بر اقتصاد ایران حاکم است. نباید فراموش کنیم در دو سمت میز، هم کارآفرینان و هم کارگران، دلایل قابل قبولی برای احقاق خواستههای خود دارند. یکی از عدم توان در تهیه سبد معیشتی میگوید و دیگری از عدم توان ادامه فعالیت که هر دو امری بدیهی است. در چنین شرایطی تعیین دستمزدی عادلانه بسیار کار دشواری است.
نظر خود را بنویسید