نشریه کارآفرین در مقاله ای به موضوع تعیین هدف ها پرداخته است
هدف های بزرگتان را پیش خودتان نگه دارید
1398/02/24
2295
این مطلب را به اشتراک بگذارید
«به نظر میرسد که به اشتراک گذاشتن اطلاعات بیشتر از حد نیاز در مورد هدفها، این احتمال را که بتوانید به مقاصد بزرگتان برسید کاهش میدهد. این نتیجهای است که از مطالعات علمی به دست آمده است.» نشریه کارآفرین در مقاله ای به موضوع تعیین هدفها و در میان گذاشتن آن با دیگران پرداخته است. برخلاف آنچه تاکنون در ذهن داشتهایم، به اشتراک گذاشتن این هدفها و اعلام عمومی یک کار قبل از اینکه انجام گیرد به احتمال زیاد به ضررمان تمام میشود. آیتکین تانک، کارآفرین و موسس شرکت JotForm در این مقاله این موضوع را
زهرا چوپانکاره/ آینده نگر
«به نظر میرسد که به اشتراک گذاشتن اطلاعات بیشتر از حد نیاز در مورد هدفها، اين احتمال را که بتوانید به مقاصد بزرگتان برسید کاهش میدهد. این نتیجهای است که از مطالعات علمی به دست آمده است.» نشریه کارآفرین در مقاله ای به موضوع تعیین هدفها و در میان گذاشتن آن با دیگران پرداخته است. برخلاف آنچه تاکنون در ذهن داشتهایم، به اشتراک گذاشتن این هدفها و اعلام عمومی یک کار قبل از اینکه انجام گیرد به احتمال زیاد به ضررمان تمام میشود. آیتکین تانک، کارآفرین و موسس شرکت JotForm در این مقاله این موضوع را تشریح کرده و راهکارهای پیشنهادیاش را ارائه داده است. ترجمه بخشهایی از این مقاله را در این قسمت میخوانید.
تاج سه قلو جایزه نهایی مسابقه اسبهای اصیل در آمریکا است. برای به دست آوردن این عنوان افسانهای، اسب و سوارکارش باید در دربی کنتاکی میان دو شرکت پرکینز استیکس و بلمونت استیکس را از آن خود کنند. سال 2008 بود که یکی از اسبها به اسم بیگ براون، دو مسابقه اولش را برده و تا رسیدن به تاج چهار امتیاز از رقبایش جلوتر بود.
چند روز قبل از مسابقه نهایی، مربیاش ریک دوترو داشت خودش را برای پیروزی آماده میکرد، او به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت:«وقتی به اسبهای رقیب نگاه میکنم به نظرم نتیجه نهایی همین حالا مشخص است، وقتی آنها را با اسب خودمان مقایسه میکنم میبینم که او باید این مسابقه را ببرد.» در آن مسابقه آخر بیگ براون پس از همه اسبها به خط آخر رسید. و اسب دیگری با امتیاز بسیار بالار تاج را از آن خود کرد.
اعتمادبهنفس بیش از حد هیچ وقت جذاب نیست اما کلماتی که دوترو قبل از آن مسابقه به زبان آورد مثال زندهای است که باقی میماند. این مثل را باید به خاطر داشت: «قبل از اینکه جوجهها سر از تخم درآورند رویشان حساب نکنید» (معادل «جوجه را آخر پاییز میشمارند»). اگر از نکته مورد نظر این مثل بگذریم، میتوان نکته ظریفتری هم از آن آموخت که باید مورد توجه کارآفرینان و موسسان شرکتها قرار بگیرد: قبل از اینکه هدفهایتان را با دیگران به اشتراک بگذارید کمی فکر کنید.
تعریف و تمجیدهای زودهنگام حس بردن با خود میآورند
نه اینکه بگوییم مشخص کردن و به اشتراک گذاشتن اهدافمان کار اشتباهی است، اما خطر در این است که سرازیر شدن تایید دیگران باعث شود سقف انتظارات بسیار بالا برود. برخی از متخصصان میگویند که تشویق پیش از دست پیدا کردن به موفقیت در واقع ممکن است مانع از رسیدن ما به اهدافمان شود. سال 2009 پیتر گالویتزر، پژوهشگر این سوال را مطرح کرد: «احتمال مقاله نوشتن دانشمندان زمانی بیشتر میشود که نیتشان را به همکارانشان بگویند یا زمانی که در موردش حرفی نزنند؟»
بعد از انجام یک سری مطالعه، گالویتزر و تیمش به این نتیجه رسیدند که وقتی آدمها هدفی برای خودشان تعیین میکنند که با هویتشان گره خورده و بعد در مورد قصدی که دارند با دیگران صحبت میکنند، احتمال اینکه به هدفشان برسند کمتر میشود. به بیان سادهتر اگر به دوستانتان بگویید که قرار است مصرف قرص ویتامین را شروع کنید به احتمال زیاد بر روی انجام این کار تاثیری نخواهد داشت چون مصرف ویتامین عمیقا به هویت شخصی شما وابسته نیست. اما اگر قصدتان را برای نوشتن کتابی در مورد استارتآپی که شروع کردید با دیگران در میان بگذارید، همین عمومی کردن آن میتواند مانع از پیشرفت کارتان شود. تجربه کسبوکار شما بسیار شخصی است و برای اغلب مردم، حرفهتان پیوند بسیار نزدیکی با هویت شخصی شما دارد. بنابراین وقتی بقیه شما را به خاطر کتابی که حتی یک خطش را هم ننوشتهاید تشویق میکنند، احتمال اینکه حتی یک فصل را هم به پایان برسانید کمتر میشود.
البته ساکت ماندن هم ممکن است برخلاف غریزه آدم باشد، به خصوص که مدام از سوی معلمان، مربیها و استادانمان به ما گوشزد شده که برای خودمان هدف تعیین کنیم و به منظور قبول کردن مسئولیت کاری که بر عهده گرفتهایم این اهداف را با دیگران به اشتراک بگذاریم. اما گالویتزر و تیمش تنها مشوقان به آرزوهای خاموش نیستند. سال 2010 درک سیورز، کارآفرین و موسس شرکت سیدی بیبی (فعال در حوزه موسیقی) در مورد همین موضوع در یکی از جلسات جهانی تد تاک سخنرانی کرد.
سیورز از جمعیت حاضر در سالن خواست که بزرگترین هدف شخصیشان را مجسم کنند و بعد به این فکر کنند که به اشتراک گذاشتن این هدف با کسی که همان روز ملاقات کردهاند چه احساسی دارد، او گفت: «تبریک گفتنهای پرشور و تصویری را که از شما پیدا میکند در نظر آورید. حس فوقالعادهای است که آنچه در دل دارید بر زبان بیاورید، مگر نه؟ تا همین جایش هم فکر میکنید که یک قدم به جلو برداشتهاید، درست است؟ درست مثل این است که حالا آنچه در ذهن دارید بخشی از هویت شما شده، نه؟ خب خبر بد این است که باید جلوی زبانتان را میگرفتید! همان حس خوبی که در شما ایجاد شده باعث میشود احتمال انجام دادن این کار کاهش پیدا کند.»
سیورز ميگويد وقتی به کسی در مورد هدفتان میگویید و او این هدف را به رسمیت میشناسد، نوعی «واقعیت اجتماعی» در ذهن به وجود میآید که ذهن را فریب میدهد و کاری میکند تا به این باور برسد که به خط آخر رسیده. ما احساس موفقیتی را تجربه میکنیم که معمولا برای زمانی ذخیره میشود که یک کار مهم را به انجام رسانده باشیم. نتیجه این میشود که به دنبال هدفهایی که برای خودمان تعیین کردیم نمیرویم. در واقع دیگر برای روبهرو شدن با سختیها و حجم روزانه کاری که برای رسیدن به این هدفهای بلندپروازانه باید از سر بگذرانیم انگیزهای نداریم.
رها کردن کلی هدفها مسلما راهکار درستی نیست. موفقیت همچنان حاصل بلندپروازی است و انجام کارهایی که ما را به این بلندپروازی میرساند. اما در همان حالی که با وسوسه در میان گذاشتن نقشههای بزرگمان و تشویقی که از آن نصیبمان میشود درگیر هستیم، بگذارید دو راهکار جایگزین پیشنهاد دهم.
به جای به اشتراک گذاشتن اهداف، ترسهایتان را مشخص کنید
تیم فریس، کارآفرین، سرمایهگذار و نویسنده، در یکی از سخنرانیهای بسیار مهم تدتاک سال 2017 توضیح داد که به جای دل خوش کردن به تشویق و تمجیدها، چگونه میتوانیم از تکنیک «مشخص کردن ترسها» برای دنبال کردن اهداف بزرگمان استفاده کنیم. به گفته فریس ما باید با ترسهایمان مواجه شویم، ترسهایی که میتوانند جلوی دست پیدا کردن به هدفها را بگیرند.
برای مثال فکر کنید که قرار است کار جانبیتان را تبدیل به یک حرفه تماموقت کنید. فریس پیشنهاد میدهد که تمام ترسهایی را که با شروع کردن این کار ارتباط دارند فهرست کنید و آنها را زنده و واقعی در نظر آورید. مطمئن شوید که همه ترسها را تا حد نهایتشان در نظر میگیرید، شاید در فهرستتان بنویسید: خالی شدن حساب بانکیام، خراب کردن پلهای پشت سرم با رها کردن کاری که در حال حاضر دارم، زندگی کردن با شرم حاصل از یک شکست مفتضحانه.
همین که تمام ترسهایتان را بنویسید (چه کوچک باشند و چه بزرگ) قدم بعدی این است که از به وقوع پیوستن این سناریوهای احتمالی جلوگیری کنید یا دستکم از احتمال اینکه به وقوع پیوستن بزرگترین ترسهایتان را به چشم ببینید جلوگیری کنید.برای احتراز از خالی شدن حساب بانکی شاید به این نتیجه برسید که فقط 2500 دلار از پساندازم را در سهماهه اول روی کار سرمایهگذاری میکنم تا همهچیزم را نبازم.
رقابت کنید
رقابت سالم انگیزه ما را بالا میبرد و میتواند ما را در جهت درست هدایت کند. در پژوهشی که سال 2016 در نشریه پریونتیو مدیسن ریپورتس منتشر شد، 800 دانشجو و فارغالتحصیل دانشگاه پنسیلوانیا در یک برنامه تمرینی 11 هفتهای شرکت کردند که در طی آن هر شرکتکننده به صورت انفرادی و یا تیمی ورزش میکرد. تیمها در دو دسته حمایتگر و رقابتی تقسیم شدند. محققان به این نتیجه رسیدند که احتمال تمرین کردن منظم دانشجویانی که در تیمهای رقابتی بودند به نسبت سایر شرکتکنندگان 90 درصد بیشتر است. ما به عنوان کارآفرین میتوانیم از رقابت برای عمق دادن به تعهدمان به کار و دنبال کردن رویاهای بزرگمان استفاده کنیم.
در محیط رقابتی دیگر نیازی نیست که اهدافتان را حتی با رقیبان مهربانتان در میان بگذارید. نیازی نیست به کسانی که با آنها در یک مسابقه ورزشی یا کلاس مشترک رقابت دارید بگویید که دارید کتاب مینویسید. به سادگی میتوانید خودتان را در یک محیط رقابتی قرار دهید و این موضوع احتمال این را که برای رسیدن به هدفتان منظمتر و با شدت بیشتری تلاش کنید بالا میبرد. ما در شرکت JotForm اغلب از روش رقابت سالم برای بالا بردن مهارتهایمان و خلاقیت بیشتر استفاده میکنیم، برای مثال تیمها را برای حل مسائل سخت در برابر هم قرار میدهیم و این رقابت دوستانه به ما کمک میکند تا به هدفهایمان دست پیدا کنیم.
نظر خود را بنویسید