نشریه کارآفرین در مقاله ­ای به موضوع تعیین هدف­ ها پرداخته است

هدف­ های بزرگتان را پیش خودتان نگه دارید

تاریخ 1398/02/24 ساعت 11:16

«به نظر می­رسد که به اشتراک گذاشتن اطلاعات بیشتر از حد نیاز در مورد هدف­ها، این احتمال را که بتوانید به مقاصد بزرگتان برسید کاهش می­دهد. این نتیجه­ای است که از مطالعات علمی به دست آمده است.» نشریه کارآفرین در مقاله ­ای به موضوع تعیین هدف­ها و در میان گذاشتن آن با دیگران پرداخته است. برخلاف آنچه تاکنون در ذهن داشته­ایم، به اشتراک گذاشتن این هدف­ها و اعلام عمومی یک کار قبل از اینکه انجام گیرد به احتمال زیاد به ضررمان تمام می­شود. آیتکین تانک، کارآفرین و موسس شرکت JotForm در این مقاله این موضوع را

زهرا چوپانکاره/ آینده نگر

«به نظر می­رسد که به اشتراک گذاشتن اطلاعات بیشتر از حد نیاز در مورد هدف­ها، اين احتمال را که بتوانید به مقاصد بزرگتان برسید کاهش می­دهد. این نتیجه­ای است که از مطالعات علمی به دست آمده است.» نشریه کارآفرین در مقاله ­ای به موضوع تعیین هدف­ها و در میان گذاشتن آن با دیگران پرداخته است. برخلاف آنچه تاکنون در ذهن داشته­ایم، به اشتراک گذاشتن این هدف­ها و اعلام عمومی یک کار قبل از اینکه انجام گیرد به احتمال زیاد به ضررمان تمام می­شود. آیتکین تانک، کارآفرین و موسس شرکت JotForm در این مقاله این موضوع را تشریح کرده و راهکارهای پیشنهادی­اش را ارائه داده است. ترجمه بخش­هایی از این مقاله را در این قسمت می­خوانید.

تاج سه قلو جایزه نهایی مسابقه اسب­های اصیل در آمریکا است. برای به دست آوردن این عنوان افسانه­ای، اسب و سوارکارش باید در دربی کنتاکی میان دو شرکت پرکینز استیکس و بلمونت استیکس را از آن خود کنند. سال 2008 بود که یکی از اسب­ها به اسم بیگ براون، دو مسابقه اولش را برده و تا رسیدن به تاج چهار امتیاز از رقبایش جلوتر بود.

چند روز قبل از مسابقه نهایی، مربی­اش ریک دوترو داشت خودش را برای پیروزی آماده می­کرد، او به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت:«وقتی به اسب­های رقیب نگاه می­کنم به نظرم نتیجه نهایی همین حالا مشخص است، وقتی آنها را با اسب خودمان مقایسه می­کنم می­بینم که او باید این مسابقه را ببرد.» در آن مسابقه آخر بیگ براون پس از همه اسب­ها به خط آخر رسید. و اسب دیگری با امتیاز بسیار بالار تاج را از آن خود کرد.

اعتمادبه‌نفس بیش از حد هیچ وقت جذاب نیست اما کلماتی که دوترو قبل از آن مسابقه به زبان آورد مثال زنده­ای است که باقی می­ماند. این مثل را باید به خاطر داشت: «قبل از اینکه جوجه‌ها سر از تخم درآورند رویشان حساب نکنید» (معادل «جوجه را آخر پاییز می­شمارند»). اگر از نکته مورد نظر این مثل بگذریم، می‌توان نکته ظریف­تری هم از آن آموخت که باید مورد توجه کارآفرینان و موسسان شرکت­ها قرار بگیرد: قبل از اینکه هدف­هایتان را با دیگران به اشتراک بگذارید کمی فکر کنید.

 

تعریف و تمجیدهای زودهنگام حس بردن با خود می­آورند

نه اینکه بگوییم مشخص کردن و به اشتراک گذاشتن اهدافمان کار اشتباهی است، اما خطر در این است که سرازیر شدن تایید دیگران باعث شود سقف انتظارات بسیار بالا برود. برخی از متخصصان می­گویند که تشویق پیش از دست پیدا کردن به موفقیت در واقع ممکن است مانع از رسیدن ما به اهدافمان شود. سال 2009 پیتر گالویتزر، پژوهشگر این سوال را مطرح کرد: «احتمال مقاله نوشتن دانشمندان زمانی بیشتر می­شود که نیتشان را به همکارانشان بگویند یا زمانی که در موردش حرفی نزنند؟»

بعد از انجام یک سری مطالعه، گالویتزر و تیمش به این نتیجه رسیدند که وقتی آدم­ها هدفی برای خودشان تعیین می­کنند که با هویتشان گره خورده و بعد در مورد قصدی که دارند با دیگران صحبت می­کنند، احتمال اینکه به هدفشان برسند کمتر می­شود. به بیان ساده­تر اگر به دوستانتان بگویید که قرار است مصرف قرص ویتامین را شروع کنید به احتمال زیاد بر روی انجام این کار تاثیری نخواهد داشت چون مصرف ویتامین عمیقا به هویت شخصی شما وابسته نیست. اما اگر قصدتان را برای نوشتن کتابی در مورد استارت‌آپی که شروع کردید با دیگران در میان بگذارید، همین عمومی کردن آن می­تواند مانع از پیشرفت کارتان شود. تجربه کسب­وکار شما بسیار شخصی است و برای اغلب مردم، حرفه­تان پیوند بسیار نزدیکی با هویت شخصی شما دارد. بنابراین وقتی بقیه شما را به خاطر کتابی که حتی یک خطش را هم ننوشته­اید تشویق می­کنند، احتمال اینکه حتی یک فصل را هم به پایان برسانید کمتر می­شود.

البته ساکت ماندن هم ممکن است برخلاف غریزه آدم باشد، به خصوص که مدام از سوی معلمان، مربی­ها و استادانمان به ما گوشزد شده که برای خودمان هدف تعیین کنیم و به منظور قبول کردن مسئولیت کاری که بر عهده گرفته­ایم این اهداف را با دیگران به اشتراک بگذاریم. اما گالویتزر و تیمش تنها مشوقان به آرزوهای خاموش نیستند. سال 2010 درک سیورز، کارآفرین و موسس شرکت سی­دی بیبی (فعال در حوزه موسیقی) در مورد همین موضوع در یکی از جلسات جهانی تد تاک سخنرانی کرد.

سیورز از جمعیت حاضر در سالن خواست که بزرگ‌ترین هدف شخصی­شان را مجسم کنند و بعد به این فکر کنند که به اشتراک گذاشتن این هدف با کسی که همان روز ملاقات کرده­اند چه احساسی دارد، او گفت: «تبریک گفتن­های پرشور و تصویری را که از شما پیدا می­کند در نظر آورید. حس فوق­العاده­ای است که آنچه در دل دارید بر زبان بیاورید، مگر نه؟ تا همین جایش هم فکر می­کنید که یک قدم به جلو برداشته­اید، درست است؟ درست مثل این است که حالا آنچه در ذهن دارید بخشی از هویت شما شده، نه؟ خب خبر بد این است که باید جلوی زبانتان را می­گرفتید! همان حس خوبی که در شما ایجاد شده باعث می­شود احتمال انجام دادن این کار کاهش پیدا کند.»

سیورز مي‌گويد وقتی به کسی در مورد هدفتان می­گویید و او این هدف را به رسمیت می­شناسد، نوعی «واقعیت اجتماعی» در ذهن به وجود می­آید که ذهن را فریب می­دهد و کاری می­کند تا به این باور برسد که به خط آخر رسیده. ما احساس موفقیتی را تجربه می­کنیم که معمولا برای زمانی ذخیره می­شود که یک کار مهم را به انجام رسانده باشیم. نتیجه این می­شود که به دنبال هدف­هایی که برای خودمان تعیین کردیم نمی­رویم. در واقع دیگر برای روبه­رو شدن با سختی­ها و حجم روزانه کاری که برای رسیدن به این هدف‌های بلندپروازانه باید از سر بگذرانیم انگیزه­ای نداریم.

رها کردن کلی هدف­ها مسلما راهکار درستی نیست. موفقیت همچنان حاصل بلندپروازی است و انجام کارهایی که ما را به این بلندپروازی می­رساند. اما در همان حالی که با وسوسه در میان گذاشتن نقشه­های بزرگمان و تشویقی که از آن نصیبمان می­شود درگیر هستیم، بگذارید دو راهکار جایگزین پیشنهاد دهم.

  1. به جای به اشتراک گذاشتن اهداف، ترس‌هایتان را مشخص کنید

تیم فریس، کارآفرین، سرمایه­گذار و نویسنده، در یکی از سخنرانی­های بسیار مهم تدتاک سال 2017 توضیح داد که به جای دل خوش کردن به تشویق و تمجیدها، چگونه می­توانیم از تکنیک «مشخص کردن ترس­ها» برای دنبال کردن اهداف بزرگمان استفاده کنیم. به گفته فریس ما باید با ترس­هایمان مواجه شویم، ترس­هایی که می­توانند جلوی دست پیدا کردن به هدف­ها را بگیرند.

برای مثال فکر کنید که قرار است کار جانبی­تان را تبدیل به یک حرفه تمام‌وقت کنید. فریس پیشنهاد می‌دهد که تمام ترس­هایی را که با شروع کردن این کار ارتباط دارند فهرست کنید و آنها را زنده و واقعی در نظر آورید. مطمئن شوید که همه ترس­ها را تا حد نهایتشان در نظر می­گیرید، شاید در فهرستتان بنویسید: خالی شدن حساب بانکی­ام، خراب کردن پل­های پشت سرم با رها کردن کاری که در حال حاضر دارم، زندگی کردن با شرم حاصل از یک شکست مفتضحانه.

همین که تمام ترس­هایتان را بنویسید (چه کوچک باشند و چه بزرگ) قدم بعدی این است که از به وقوع پیوستن این سناریوهای احتمالی جلوگیری کنید یا دست‌کم از احتمال اینکه به وقوع پیوستن بزرگ‌ترین ترس­هایتان را به چشم ببینید جلوگیری کنید.برای احتراز از خالی شدن حساب بانکی شاید به این نتیجه برسید که فقط 2500 دلار از پس­اندازم را در سه‌ماهه اول روی کار سرمایه­گذاری می­کنم تا همه‌چیزم را نبازم.

 

  1. رقابت کنید

رقابت سالم انگیزه ما را بالا می­برد و می­تواند ما را در جهت درست هدایت کند. در پژوهشی که سال 2016 در نشریه پریونتیو مدیسن ریپورتس منتشر شد، 800 دانشجو و فارغ­التحصیل دانشگاه پنسیلوانیا در یک برنامه تمرینی 11 هفته­ای شرکت کردند که در طی آن هر شرکت‌کننده به صورت انفرادی و یا تیمی ورزش می­کرد. تیم­ها در دو دسته حمایت­گر و رقابتی تقسیم شدند. محققان به این نتیجه رسیدند که احتمال تمرین کردن منظم دانشجویانی که در تیم­های رقابتی بودند به نسبت سایر شرکت­کنندگان 90 درصد بیشتر است. ما به عنوان کارآفرین می­توانیم از رقابت برای عمق دادن به تعهدمان به کار و دنبال کردن رویاهای بزرگمان استفاده کنیم.

در محیط رقابتی دیگر نیازی نیست که اهدافتان را حتی با رقیبان مهربانتان در میان بگذارید. نیازی نیست به کسانی که با آنها در یک مسابقه ورزشی یا کلاس مشترک رقابت دارید بگویید که دارید کتاب می­نویسید. به سادگی می­توانید خودتان را در یک محیط رقابتی قرار دهید و این موضوع احتمال این را که برای رسیدن به هدفتان منظم­تر و با شدت بیشتری تلاش کنید بالا می­برد. ما در شرکت JotForm اغلب از روش رقابت سالم برای بالا بردن مهارت­هایمان و خلاقیت بیشتر استفاده می­کنیم، برای مثال تیم­ها را برای حل مسائل سخت در برابر هم قرار می­دهیم و این رقابت دوستانه به ما کمک می­کند تا به هدف­هایمان دست پیدا کنیم.