شهاب جوانمردی، نایب رئیس اتاق تهران در نشست تخصصی «فردای ایران در عصر هوش مصنوعی» مطرح کرد
معیار موفقیت هوش مصنوعی در ایران، بهرهوری و رقابتپذیری بنگاههاست
1405/06/02
29
این مطلب را به اشتراک بگذارید
شهاب جوانمردی، نایب رئیس اتاق تهران در نشست تخصصی «فردای ایران در عصر هوش مصنوعی» که به میزبانی این اتاق برپا شد، با تاکید بر ضرورت عبور از رویکرد گزارشمحور در حوزه هوش مصنوعی و حرکت به سمت برنامه اقدام مشترک گفت که موفقیت ایران در عصرهوش مصنوعی با تعداد مقالات، متخصصان و شرکتهای فعال سنجیده نمیشود بلکه میزان اثرگذاری این فناوری بر بهرهوری و رقابتپذیری بنگاهها و خلق بازارهای جدید در سطح منطقهای و جهانی حائز اهمیت خواهد بود.
مرکز نوآوری و تحول دیجیتال اتاق تهران با همکاری مرکز استراتژی و تحول هوش مصنوعی دانشگاه صنعتی شریف، نشست تخصصی «فردای ایران در عصر هوش مصنوعی» را برای واکاوی زیستبوم هوش مصنوعی کشور و بررسی یافتههای گزارش «شاخص هوش مصنوعی ایران» با حضور جمعی از فعالان، کارشناسان و صاحبنظران این حوزه برگزار کرد.
شهاب جوانمردی، نایب رئیس اتاق تهران در این رویداد، گزارشی با عنوان«هوشمصنوعی و آینده رقابتپذیری اقتصاد ایران» ارائه کرد و در آن به جایگاه ایران در حوزه تولید علم و اندازه بازار پرداخت.
او افزود: ایران در حوزه هوش مصنوعی بیش از آنکه با فقدان دانش و ظرفیت علمی مواجه باشد، با ضعف در سازوکارهای انتقال دانش، سرمایهگذاری، تجاریسازی و ایجاد تقاضای بنگاهی روبهرو است و این عدم توازن، مانع تبدیل ظرفیت علمی کشور به محصول، بازار، افزایش بهرهوری و توسعه صادرات شده است.
جوانمردی با اشاره به انتشار گزارش «شاخص هوش مصنوعی ایران» گفت: نمایندگان بخش خصوصی و فعالان اقتصادی باید در کنار توجه به موضوعات سیاستگذاری، حقوقی، قانونی و امنیتی، تمرکز خود را بر مسائل کسبوکار و افزایش بهرهوری بنگاهها نیز قرار دهند. از این منظر، گزارش شاخص هوش مصنوعی، صرفا گزارشی درباره وضعیت فناوری در ایران قلمداد نمیشود. بلکه ابزاری برای ارزیابی میزان آمادگی اقتصاد و بنگاههای ایرانی برای رقابت در عصر هوش مصنوعی تلقی خواهد شد.
وی با بیان اینکه«بررسی این شاخص، نشاندهنده نوعی عدم توازن در نظام نوآوری ایران است» ادامه داد: کشور در برخی سنجهها از نظر تولید علم در جایگاه دوم منطقه قرار دارد، اما از منظر پذیرش بنگاهی هوش مصنوعی در انتهای جدول قرار میگیرد. بر اساس این گزارش، تنها حدود ۲۷ درصد بنگاههای ایرانی از آمادگی نسبی برای پذیرش هوش مصنوعی برخوردارند. البته این اعداد الزاما رابطهای مکانیکی یا علت و معلولی با یکدیگر ندارند، اما بهخوبی بیانگر فاصله میان ظرفیت علمی کشور و فرصتهایی هستند که میتوانند به اثرگذاری اقتصادی این ظرفیت منجر شوند.
نایبرئیس اتاق تهران ادامه داد: زنجیره تولید علم در ایران تا حد قابل توجهی شکل گرفته است، اما حلقههای انتقال دانش، سرمایهگذاری، تجاریسازی و تقاضای بنگاهی متناسب با آن توسعه پیدا نکردهاست. بنابراین، چالش اصلی کشور بیش از آنکه فقدان استعداد یا دانش باشد، ضعف در سازوکار تبدیل این ظرفیت به محصول، بازار، بهرهوری و صادرات است. این فاصله نیز تنها با توسعه فناوری پر نخواهد شد.
جوانمردی با تاکید بر ضرورت توسعه متوازن زیستبوم نوآوری کشور گفت: در بسیاری از موارد، سرمایهگذاریها به سمت حوزههایی هدایت میشوند که پیشتر عملکرد مطلوبتری داشتهاند؛ حال آنکه تحقق توسعه پایدار، مستلزم توجه همزمان به نقاط قوت و ضعف زنجیره نوآوری و تقویت حلقههای کمترتوسعهیافته است. در حوزه هوش مصنوعی نیز بنگاه اقتصادی و مسئله مشخص کسبوکار باید در کانون توجه قرار گیرد؛ چراکه ارزشآفرینی این فناوری زمانی محقق میشود که به حل مسائل واقعی بنگاهها و ارتقای عملکرد اقتصادی آنها منجر شود.
وی با بیان اینکه «استفاده از هوش مصنوعی در برخی فعالیتهای محدود بنگاهها را نمیتوان تحول دیجیتال یا تحول بنگاهی تلقی کرد» توضیح داد: ممکن است یک بنگاه از هوش مصنوعی برای حل یک مسئله مشخص استفاده کند و این اقدام نیز قطعا مفید است، اما تحول واقعی زمانی رخ میدهد که هوش مصنوعی بتواند در سه سطح «بهبود عملیات از طریق کاهش هزینه و زمان و افزایش بهرهوری»، «هوشمندسازی تصمیمگیری، بهبود پیشبینی، مدیریت ریسک و تخصیص منابع» و در سطح بالاتر«بازآفرینی مدل کسبوکار» بر عملکرد بنگاه اثر بگذارد.
به گفته جوانمردی، در مرحله بلوغ بالاتر، هوش مصنوعی میتواند به بنگاه کمک کند تا با نگاهی متفاوت به کسبوکار خود، محصولات و خدمات جدید، بازارهای تازه و منابع درآمدی جدید بنگرد.
جوانمردی با نقد رویکردهای پرهزینه و زمانبر در بهرهگیری بنگاهها از حوزه هوش مصنوعی گفت: بنگاهها بهجای تمرکز بر توسعه مدلهای بومی و ایجاد زیرساختهای پرهزینه، باید از پروژههای مشخص، نتیجهمحور و قابلاندازهگیری آغاز کنند تا هوش مصنوعی بهجای «نمایش فناوری» در خدمت حل مسائل واقعی کسبوکار و ایجاد بازده ملموس قرار گیرد.
این عضو هیئت رئیسه اتاق تهران خاطرنشان کرد: البته حتی اگر یک بنگاه مسئله خود را بهدرستی شناسایی کرده باشد و اجرای یک راهکار مبتنی بر هوش مصنوعی را نیز آغاز کند، برای گسترش این تجربه در سطح بنگاه با موانعی مواجه خواهد شد که رفع آنها در بسیاری از موارد خارج از توان خود بنگاه است. نباید فراموش کنیم که هر بنگاه در یک اکوسیستم بزرگتر فعالیت میکند و بسیاری از الزامات توسعه هوش مصنوعی، به مسائل کلان اقتصادی و زیرساختی کشور گره خورده است.
وی در ادامه به موضوع زیرساختهای هوش مصنوعی اشاره کرد و گفت: همه بنگاهها از زیرساختهای لازم برای استفاده موثر از هوش مصنوعی برخوردار نیستند. زیرساختهای پردازشی کشور در بسیاری از موارد پاسخگوی نیازهای جدید نبوده و این مسئله میتواند توان بنگاهها برای ارائه خدمات و محصولات مبتنی بر هوش مصنوعی را محدود کند.
جوانمردی با تاکید بر نقش راهبردی سرمایه انسانی در توسعه هوش مصنوعی گفت: آموزش و بازآموزی نیروی انسانی و حفظ متخصصان باید همزمان با تحول فناوری مورد توجه قرار گیرد و هوش مصنوعی نباید به ابزاری برای تعدیل نیروی کار تبدیل شود.
به گفته او، مدیریت صحیح این تحول باید به افزایش بهرهوری، ارتقای توانمندی کارکنان، خلق ارزش و تقویت رقابتپذیری بنگاهها منجر شود.
جوانمردی تامین مالی را یکی از حلقههای کلیدی اکوسیستم هوش مصنوعی دانست و بر ضرورت بسترسازی برای سرمایهگذاری کافی و شکلگیری چارچوبهای شفاف، پایدار و متناسب برای تنظیمگری تاکید کرد. او گفت: تنظیمگری در این حوزه باید ضمن صیانت از حقوق عمومی و حفاظت از دادههای شخصی، زمینهساز نوآوری و فعالیت اقتصادی باشد و به مانعی در مسیر توسعه فناوری تبدیل نشود.
نایبرئیس اتاق تهران دربخش دیگری از سخنانش، ضرورت حفاظت از دادههای شخصی را مورد اشاره قرار داد و گفت: صیانت از حقوق مردم باید در کنار ایجاد فضای مناسب برای نوآوری مورد پیگیری قرار گیرد؛ چرا که مداخلات بیش از اندازه و محدودکننده در حوزه هوش مصنوعی، بهجای تنظیمگری، میتواند به مانعی جدی برای فعالیت بنگاهها و توسعه راهکارهای نوآورانه تبدیل شود.
جوانمردی درباره زیرساختهای پردازشی نیز توضیح داد: اگرچه بهدلیل نبود شفافیت کافی، نمیتوان درباره میزان دقیق سرمایهگذاری در این حوزه اظهارنظر قطعی کرد، اما ظرفیت محدود منابع پردازشی در ایران یکی از موانع مهم توسعه و گسترش کاربردهای هوش مصنوعی در بنگاههاست؛ این در حالی است که بسیاری از کشورها سرمایهگذاریهای قابلتوجهی در توسعه این زیرساختها به انجام رساندهاند.
وی با اشاره به تعدد بازیگران موثر در زنجیره توسعه هوش مصنوعی گفت: پنج حلقه اصلی این زنجیره شامل داده،زیرساخت،سرمایه انسانی، تامین مالی و تنظیمگری که برخی از آنها در این مسیر مفقود یا کمرنگ هستند و برخی دیگر نیز با قوت و ضعف متفاوت ظاهر شدهاند، در اختیار یک یا حتی چند نهاد مشخص نیستند. به همین دلیل، نقش کنشگری و هماهنگکنندگی نهادهایی مانند اتاق بازرگانی بیش از پیش اهمیت پیدا میکند. از اینرو باید از انتشار گزارش سالانه فراتر رفته و به سمت تدوین و اجرای یک «برنامه اقدام مشترک» حرکت کنیم؛ برنامهای که هدف نهایی آن افزایش رقابتپذیری بنگاههای ایرانی در عصر هوش مصنوعی باشد.
او نخستین گام در این مسیر را سنجش آمادگی بنگاهها عنوان کرد و گفت: باید در صنایع مختلف، میزان آمادگی بنگاهها برای ورود به عصر هوش مصنوعی و تحول دیجیتال اندازهگیری شود. این اقدام میتواند در قالب یک ارزیابی آمادگی یا حتی یک جایزه و چارچوب مشخص انجام گیرد تا بنگاهها بتوانند جایگاه خود را در این مسیر شناسایی کنند.
نایبرئیس اتاق تهران ادامه داد: پس از شناسایی بنگاههای آماده، باید با اجرای پروژههای نمونه ، اثربخشی هوش مصنوعی در حل مسائل واقعی کسبوکار بهصورت ملموس نمایش داده شود. به گفته او، مستندسازی نمونههای موفق و ارائه الگوهای سنجش نتایج نیز میتواند هزینه و زمان آزمونوخطای سایر بنگاهها را کاهش دهد.
جوانمردی، ایجاد محیطهای آزمونگری و تنظیمگری را گام مهم دیگری در این مسیر دانست و گفت: باید برای کاربردهای نوآورانه هوش مصنوعی، محیطهای آزمونگری فراهم شود تا محصولات و خدمات جدید بتوانند پیش از عرضه عمومی در یک چارچوب مشخص مورد آزمایش قرار گیرند. این اقدام میتواند ضمن کاهش ریسک نوآوری، به تنظیمگری هوشمند و مبتنی بر تجربه واقعی نیز کمک کند.
وی افزود: انتشار سالانه شاخص پذیرش هوش مصنوعی، اقدام ارزشمندی است که تاکنون انجام شده، اما باید این گزارش به نقطه شروع گامهای بعدی تبدیل شود. اتاق تهران میتواند در این مسیر نقش اتصالدهنده میان بنگاه، فناوری، سرمایه و سیاستگذاری را ایفا کند.
جوانمردی در پایان تاکید کرد: امروز نباید نقطه پایان سنجش وضعیت هوش مصنوعی در کشور باشد، بلکه باید نقطه آغاز اقدام و حرکت عملی باشد. معیار موفقیت هوش مصنوعی در ایران صرفا تعداد مقالات، متخصصان یا شرکتهای فعال در این حوزه نیست؛ بلکه باید دید چه تعداد از بنگاهها با بهرهگیری از هوش مصنوعی توانستهاند بهرهوری خود را افزایش دهند، بازارهای جدید ایجاد کنند و جایگاه رقابتی خود را در سطح منطقهای و جهانی ارتقا دهند.
نظر خود را بنویسید