از پسِ خاموشی و قحطی چه سرنوشتی در انتظار کوبا است؟
اسیر در دستان ترامپ و سیا
1405/04/21
10
این مطلب را به اشتراک بگذارید
کوباییها به نوعی جنگ سرد ابدی عادت کرده بودند و اتفاقات اخیر مثل یک بمب جادهای بوده که مسیر پیش رو را غیر قابل بازگشت کرده است.
ترجمه فرزانه سالمی
یک معلم سی ساله کوبایی وقتیبرای اولین بار در فیسبوک خبر دیدار رییس سازمان سیا با رهبران ارشد دستگاه امنیتی و اطلاعاتی کوبا را دید، واقعا جا خورد. حتی فکر کرد این حتماً یکی از همان شایعاتی است که در شبکههای اجتماعی دست به دست میشود. چنین سحطی از پوچی به نظرش غیرقابل باور بود. اما کمی بعد، مدیر مدرسهای که در آن کار میکرد پیامی را در گروه چت معلمان ارسال کرد که نشان میداد اطلاعات واقعی بوده است. تقریبا برای هر معلمی که در آن گروه عضو بود پذیرفتن وقوع چنین اتفاقی سخت بود.
احساسات مشابهی در بسیاری از کوباییهای دیگر هم برانگیخته شده است؛ مردمی که با حیرت و اضطراب شاهد باز شدن مسیری جدید برای کشورشان هستند. آنها از وقتی عقلرس شدند به نوعی جنگ سرد ابدی عادت داشتند و اتفاقات اخیر مثل یک بمب جادهای بوده که مسیر پیش رو را غیر قابل بازگشت کرده است.
از زمان شبیخون آمریکا به ونزوئلا و بازداشت نیکلاس مادورو رییس جمهور سابق این کشور و همسرش در جریان آن، یک پنجره بزرگ برای بقای کوبا بسته شد و محاصره این کشور که از اواخر ژانویه گذشته توسط دونالد ترامپ آغاز شده، کوباییها را با طعم تلخ فروپاشی کشور به معنای واقعی مواجه کرده است. آنها حس میکنند به طور ناگهانی در مسیری افتادهاند که مملو از ناشناختهها و اضطراب است.
پنهانکاریها در مورد ملاقاتهای مقامات اطلاعاتی و امنیتی کوبا با هیئت سیا و رییس آن جان رتکلیف، تداوم هم داشت و دیگر در رسانهها و شبکههای اجتماعی راه مطمئنی برای پیگیری تحولات در این خصوص وجود نداشت.
این تحول در شرایطی رخ داد که سازمانهای اطلاعاتی آمریکا از همان آغاز دشمن خونی پروژه کاستروها در کوبا بودند. فیدل کاسترو در سخنرانیهای آتشین و بیپایانش، سیا را «بازوی اعدام» امپریالیسم آمریکا مینامید و آن را مسئول کودتاهای نافرجام بیشمار، اقدامات خرابکارانه و توطئههای ترور علیه خود میدانست. دستداشتن سیا در غائله حمله به خلیج خوکها در سال ۱۹۶۱، پیاده شدن حدود ۱۵۰۰ تبعیدی کوبایی آموزشدیده توسط واشینگتن برای سرنگونی حکومت کوبا و موارد دیگر، همان چیزهایی است که معلمان کوبایی همواره در مدارس آنها را به دانشآموزان یاد دادهاند. هر کوبایی درواقع با خاطره این حوادث و در وضعیت هشدار دائمی بزرگ شده است. همان معلم سی ساله که صحبتش را کردیم میگوید در تمام عمرش گمانهزنیها درباره آمدن آمریکاییها و جنگ با آنها را شنیده است. دانشگاههای کوبا هنوز یک درس اصلی اجباری به نام آمادگی برای دفاع ارائه میدهند.
البته حتی قبل از ماجراهای اخیر، مردم کوبا میدانستند که تحولات عظیمی در راه است. علتش پیامهایی غیررسمی از سوی ارتش بود که هشدار میداد کوبا دارد به «گزینه صفر» نزدیک میشود. این یکی از سناریوهایی بود که کوباییها از دهه ۱۹۹۰و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی با آن آشنا شده بودند. اگر قرار بود محمولههای نفت از شوروی نرسند، باید طرحی برای بقا در کوبا دنبال میشد: جیرهبندی دقیق، تعلیق حملونقل عمومی و حتی تعطیلی موقت مدارس و دانشگاهها. درنهایت هم کوبا به آن مرحله نرسید.
اما حالا که سه دهه از آن دوران میگذرد، کوبا در آستانه گزینه صفر ایستاده است. از هیچ سوخت و هیچ ذخیرهای خبری نیست.
از طرف دیگر، وضعیت برق و سایر منابع انرژی بسیار بد است. کوباییها که از آینده هراس دارند، برای تهیه مایحتاجشان به فروشگاههایی امید بستهاند که بسیاری از قفسههایشان خالی است. اکثر مردم مجبورند دائم کنسرو و نان بخرند، چون بیبرقیها باعث میشود نتوانند مواد غذایی را در خانهشان نگهداری کنند.
علاوه بر خاموشیهای مداوم در منازل، مشکلات جدی در خدمات اساسی مانند بیمارستانها و حملونقل وجود دارد. دانشگاه هاوانا کهقدیمیترین دانشگاه کشور و نماد آموزش در کوبا بود، خالی و تقریبا تعطیل است؛ انگار که اشباح در آن لانه کرده باشند.
اوضاع در اکثر شهرهای کوبا همین طور است. لوردس ۶۳ ساله مردی است که در کاردناس، یکی از مراکز تفریحی کوبا زندگی میکند. او میگوید بعد از چهل ساعت بی برقی موفق شده چند تماس با موبایل بگیرد. البته او خوشحال است که یک پنل خورشیدی برای تولید برق در خانهاش دارد. ظاهرا دلارهایی که فامیلهای او از آمریکا در چمدان برایش فرستادهاند را برای خرید این پنل به کار گرفته است.
او از این شکایت دارد که آب نیست، چون بدون برق نمیشود پمپاژ کرد. از طرف دیگر، قیمتها سر به فلک کشیده و هر جنسی که ارزشی داشته باشد، به دلار قیمتگذاری میشود.در این میان برخی از مردم گمان میکنند الگویی که ترامپ در ونزوئلا دنبال کرد، قرار است در کوبا تکرار شود: ابتدا دادستانها هدف را در تیررس قرار میدهند و سپس ربایش و بازداشت رخ میدهد؛ مشابه همان سناریویی که در مورد نیکلاس مادورو اتفاق افتاد.
با این حال، آرماندو چاگواسدا مورخ و دانشمند علوم سیاسی معتقد است که کوبا و ونزوئلا مثل هم نیستند: «ساختار قدرت در کوبا همگنتر و فشردهتر است. کوبا مثل ونزوئلا شکل قبیلهای هم ندارد. به همین خاطر در برابر فشار آمریکا مقاومت مؤثرتری داشته. اما همین متمرکز بودن ممکن است در آینده فروپاشی از نوعی دیگر را در کوبا رقم بزند.»
نظر خود را بنویسید