رئیس جدید بانک مرکزی آمریکا به دنبال تغییر رژیم است
فدرال رزرو ترامپی میشود؟
1405/03/25
18
این مطلب را به اشتراک بگذارید
بالاخره فردی که چندان از نگاه ترامپ محبوب نبود یعنی جروم پاول از فدرال رزرو بیرون رفت و حالا نوبت به کوین وارش رسیده، پرسش اینجاست که آیا او میتواند فدرال رزرو را ترامپی کند؟
سیاستمداران معمولاً ترجیح میدهند بانک مرکزی آمریکا را به حال خود بگذارند. تعداد کمی از رأیدهندگان مستقیماً به سیاست پولی توجه میکنند، و وقتی تورم بالا میرود، اینکه فرد دیگری مقصر شناخته شود میتواند برای سیاستمداران مفید باشد. اما دونالد ترامپ یک سیاستمدار معمولی نیست. رئیسجمهور، که معتقد است نرخهای بهره بیش از حد بالا هستند، در دوره دوم خود با شکایتهای تند علیه فدرالرزرو، حملات شبکههای اجتماعی به رئیس آن، جروم پاول، و طرح یک تحقیق جنایی بیپایه برای تحت فشار قرار دادن او، بانک مرکزی را هدف قرار داده است.
تا اینجا این فشارهای سیاسی نتیجه مورد انتظار را ایجاد نکرده است. حتی ممکن است نتیجه معکوس داده باشد، زیرا باعث شده مدافعان فدرالرزرو استوارتر عمل کنند. دیوان عالی به نظر آماده است حق رئیسجمهور برای برکناری لیزا کوک، یکی از اعضای هیئتمدیره فدرالرزرو، را رد کند. تلاش تام تیلیس، سناتور جمهوریخواه در آستانه بازنشستگی، برای به تأخیر انداختن تأیید کوین وارش، نامزد انتخابی ترامپ برای جانشینی پاول باعث شد وزارت دادگستری در ۲۴ آوریل پروندهاش را علیه پاول کنار بگذارد. بازارها اکنون حملات مکرر ترامپ به فدرالرزرو را نادیده میگیرند.
اکنون که با عقبنشینی وزارت دادگستری مسیر وارش برای رسیدن به ریاست باز شده است، آیا او میتواند فدرالرزرو را شبیهتر به خواستههای سیاسی رئیسجمهور کند؟ او قطعاً انعطافپذیرتر از سلف سرسخت خود بهنظر میرسد. وارش این نامزدی را زمانی به دست آورد که پس از سالها موضعگیری سختگیرانه علیه تورم، نظر خود را تغییر داد و رویکردش را با موضع کاخ سفید هماهنگ کرد. او در جلسه تأیید سنا، آزمون وفاداری جناح سیاسی حاکم را با طفره رفتن از پذیرش صریح نتیجه انتخابات ۲۰۲۰ پشت سر گذاشت. همچنین او خواستار «تغییر رژیم» در بانک مرکزی شده است، اصطلاحی که برای رئیسجمهور جذاب است.
اما نگاه دقیقتر به اینکه وارش واقعاً چه میخواهد انجام دهد و چه چیزهایی در توان اوست، نشان میدهد برنامهاش احتمالاً بسیار محدودتر است. زیرا بسیاری از ایدههای او یا حاشیهای هستند، یا کماثر، یا خارج از اختیارات مستقیم رئیس فدرالرزرو.
نخست باید دید او قرار نیست چه کارهایی انجام دهد. نگرانی داخلی این بود که «تغییر رژیم» به معنای تغییر افراد باشد، بهویژه برکناری رؤسای شعب منطقهای فدرالرزرو که پنج نفرشان در سیاستگذاری پولی رأی دارند و جایگزینی آنها با افراد موردنظر رئیسجمهور. اما او در جلسه سنا این نگرانی را رد کرد و گفت منظورش «تغییر رژیم سیاستی» بوده است.
برخی دیگر از ایدههای محبوب او هم عملاً تأثیر چندانی ندارند زیرا از مد افتادهاند. او میخواهد سیاست پولی را از حوزههایی چون تغییرات اقلیمی و مسائل عدالت اجتماعی دور نگه دارد، که فدرالرزرو پیش از این همین کار را کرده است.
وارش دو ایده مهم برای اصلاحات دارد. نخست، کوچککردن سریع ترازنامه فدرالرزرو است؛ ترازنامهای که با ۷ تریلیون دلار، از نظر بسیاری بیش از حد بزرگ شده است. گرچه وارش گفته نمیخواهد با سرعت زیاد اوراق را بفروشد، هرگونه حرکت در این مسیر برخلاف تصمیم اخیر فدرالرزرو برای پایان «انقباض کمی» است. فروش اوراق میتواند قیمت آنها را پایین بیاورد و بهصورت معکوس بازدهی را افزایش دهد. برای جبران این افزایش بازدهی که بر نرخ وام مسکن و دیگر نرخها اثر دارد، وارش احتمالاً نرخهای کوتاهمدت را کاهش میدهد. اما چون تأثیر فروش اوراق بر بازدهی نامطمئن است، این اقدام میتواند خطرناک باشد.
ایده مهم دوم او بدبینی نسبت به «راهنمایی آیندهنگر» است، روشی که از زمان بحران مالی ۲۰۰۷ـ۲۰۰۹ در بانکهای مرکزی دنیا رایج شده و به بازارها سیگنال میدهد چه انتظاری داشته باشند. وارش معتقد است این کار باعث میشود سیاستگذاران بیش از حد بر پیشبینیهای خود پافشاری کنند و اطلاعات جدید را نادیده بگیرند. اکثر تحلیلگران فدرالرزرو اما این ابزار را مفید میدانند.
ورود وارش احتمالاً توازن رأیگیری را تغییر نخواهد داد. استیون میران، عضو همسو با دولت، صندلی خود را ترک میکند. پاول هم قصد دارد پس از واگذاری ریاست، بهعنوان عضو هیئتمدیره باقی بماند. سه عضو منصوبشده در دوره بایدن هم انتظار نمیرود جایی بروند.
مجموع این محدودیتها باعث میشود احتمال تغییرات انقلابی بسیار کم باشد. با این حال، این بهمعنای بیخطر بودن وارش نیست. همانطور که یک تاریخنگار فدرالرزرو اشاره میکند، او و حلقه نزدیکش بیش از حد به این تصور نادرست دامن میزنند که فدرالرزرو «در بحران» است. وارش نیز مانند برخی وزرای دولت، پیش از ورود به سمت، به انتقاد شدید از نهادی پرداخته که قرار است رهبری آن را برعهده بگیرد. اگر نتواند خواستههای رئیسجمهور را برآورده کند، شاید سرزنش همکارانش راهی برای پیشگیری از خشم رئیسجمهور باشد. اما وضعیت یگانهای ایجاد خواهد شد که هم رئیسجمهور و هم رئیس فدرالرزرو علیه سیاست پولی موضع بگیرند، و این میتواند سیاسیسازی بانک مرکزی را تشدید کند.
نظر خود را بنویسید