چرا باید این گزارش اکونومیست را بخوانید: پس از شی جینپینگ، چه کسی قدرتمندترین فرد در چین شناخته میشود؟ اکونومیست در این گزارشی به دومین فرد قدرتمند در ساختار سیاسی چین پرداخته است.
در میانه ماه مه، اگر دیدار برنامهریزیشده رهبران چین و آمریکا در پکن برگزار شود، احتمالاً مردی بلندقد و سپیدموی را خواهید دید که درست در سمت راست شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، نشسته است. او کایچی (Cai Qi) است؛ فردی که بسیاری او را دومین شخص قدرتمند در ساختار سیاسی چین میدانند. کای، بهعنوان دست راست رئیسجمهور، نهتنها در جایگاه تشریفاتی بلکه در عمل، بر بخش عمدهای از سیاستگذاریها و تصمیمهای حساس کشور نظارت دارد و به بسیاری از اسرار حزب کمونیست دسترسی مستقیم دارد. این جایگاه، او را برای مقامات آمریکایی و سایر دولتهای خارجی به شخصی بسیار مورد توجه تبدیل کرده است، هرچند، با سابقه شی در کنار زدن یا حتی برکناری نزدیکترین همراهانش، پرسشهایی جدی درباره آینده سیاسی کای مطرح شده است.
کایچی که بیش از سه دهه است با شی جینپینگ آشناست، از نظر تشکیلاتی در رتبه پنجم میان هفت عضو کمیته دائمی پولیتبورو، بالاترین نهاد قدرت در حزب، قرار دارد. اما جایگاه واقعی او فراتر از این عنوان رسمی است؛ زیرا پس از بیش از چهل سال، نخستین فردی است که همزمان ریاست دفتر کل حزب را هم بر عهده دارد، نهادی که عملاً نقش رئیس دفتر و مدیر برنامههای رئیسجمهور را ایفا میکند. از تنظیم جلسات و فیلتر کردن اطلاعات و افراد تا نظارت بر امور امنیتی و حتی مراقبتهای پزشکی شی، همه در دایره اختیارات او قرار دارد.
علاوه بر این، کای ریاست اداره گارد مرکزی را بر عهده دارد؛ واحدی از نیروهای امنیتی با لباس غیرنظامی که نهتنها از رهبران کنونی و سابق محافظت میکند، بلکه بر آنها هم نظارت دارد. در کنار این مسئولیتها، کای ریاست دبیرخانه مرکزی حزب را هم دارد؛ نهادی که اجرای تصمیمهای رهبری و اداره روزمره ساختار حزب را بر دوش میکشد. این جایگاه، به او دیدی جامع بر بسیاری از حوزههای سیاستگذاری میدهد. افزون بر این، گمان میرود کای ریاست کمیسیون حزبی مرتبط با امور سایبری و عضویت در کمیسیون امنیت ملی را بر عهده داشته باشد؛ نهادی بس محرمانه که ترکیبی از افسران ارشد پلیس، اطلاعات و ارتش در آن حضور دارند.
ترکیب و گستره چنین اختیاراتی در تاریخ حزب کمونیست کمسابقه است. اکنون به نظر میرسد دامنه نفوذ او حتی از لیچیانگ، نخستوزیر و رئیس شورای دولتی چین که بهصورت رسمی دومین مقام کشور است، فراتر رفته است. بااینحال، صرفنظر از انگیزههای شی، کای برخلاف گذشتگان خود در دفتر کل، نقشی بسیار فعالتر در دیپلماسی یافته است. او در دیدارهای خارجی معمولاً کنار رئیسجمهور مینشیند، از جمله در دیدار سال گذشته با دونالد ترامپ در کرهجنوبی، اما اخیراً هم بهطور مستقل با مقاماتی از هند، مصر و ترکیه دیدار کرده است.
اکنون نگاه تحلیلگران خارجی و ناظران سیاسی در چین به آینده او دوخته شده است. کای در آستانه هفتادسالگی است و طبق عرف گذشته، انتظار میرفت در کنگره بعدی حزب در ۲۰۲۷ بازنشسته شود.
رابطه میان کای و شی، ریشه در تجربیات مشترک دارد. هر دو در جوانی و در دوران «انقلاب فرهنگی» (۱۹۶۶ تا ۱۹۷۶) به کار روستایی اعزام شدند. کای متولد استان شرقی فوجیان است، جایی که شی هم سالها بعد در ۱۹۸۵ بهعنوان مقام محلی منصوب شد و از آن زمان همکاریشان آغاز شد. او حدود پانزده سال در فوجیان و سپس در استان همسایه چجیانگ در کنار شی کار کرد.
نقطه عطف دوران حرفهایاش در سال ۲۰۱۴ رقم خورد، زمانی که شی او را به پکن فراخواند تا در کمیسیون امنیت ملی حضور یابد. سه سال بعد، بدون آنکه پیشتر عضویت گستردهتری در کمیته مرکزی داشته باشد، مستقیماً به پولیتبورو راه یافت و سپس شهردار و بعد دبیر حزب پکن شد. او در این نقشها، با اقداماتی چون اخراج کارگران مهاجر از پایتخت، مبارزه با آلودگی هوا و مدیریت بحران همهگیری، نظر مساعد شی را جلب کرد و به مدافع سرسخت وفاداری مطلق به رهبر تبدیل شد.
همه این موارد نشان میدهد که رئیسجمهور چین او را مدیری قاطع و مطیع میداند؛ فردی اجرایی که فاقد پایگاه قدرت مستقل است و اقتدارش بهطور کامل از رابطه نزدیکش با شی نشئت میگیرد. این امر توضیح میدهد که چگونه در سال ۲۰۲۳، اندکی پس از پیوستن به کمیته دائمی، مسئولیت خطیر دفتر کل حزب به او سپرده شد.
پیش از او تنها یک نفر همزمان دو سمت مشابه را در اختیار داشت: وانگ دونگشینگ در سالهای ۷۷ تا ۷۸، که محافظ شخصی مائو تسهتونگ بود و نقش مهمی در سرنگونی «چهارنفره طغیانگر» پس از مرگ مائو ایفا کرد. حساسیت سیاسی این منصب بار دیگر در سال ۲۰۱۵ آشکار شد، زمانی که لینگ جیهوا ــ رئیس دفتر کل در دوران هو جینتائو ــ به جرم رشوهخواری و سوءاستفاده از قدرت و افشای اسرار دولتی محاکمه شد؛ برادر او نیز در همان دوره به آمریکا گریخت. ازاینرو، شی جینپینگ ناچار است در تصمیمگیری درباره آینده کای با نهایت دقت عمل کند. دستیاران و مشاوران ممکن است بهراحتی جایگزین شوند، اما اعتماد چیزی است که بهسادگی قابل جایگزینی نیست.
نظر خود را بنویسید