در شرایطی که اقتصاد ایران درگیر یک وضعیت جنگی و نااطمینانی گسترده شده، فعالان اقتصادی و بنگاهها، بهویژه در حوزه اقتصاد دیجیتال با فشاری کمسابقه و چندلایه مواجهاند. این فشار که قبلاً تحت تاثیر تحریم و رکود بود، امروز تحت اثر بحرانهای حاصل از همزمانی اختلال در زیرساختها، قطعی اینترنت، توقف جریان درآمد، افزایش هزینهها و فرسایش سرمایه انسانی است.
مازیار نوربخش، عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی تهران
در شرایطی که اقتصاد ایران درگیر یک وضعیت جنگی و نااطمینانی گسترده شده، فعالان اقتصادی و بنگاهها، بهویژه در حوزه اقتصاد دیجیتال با فشاری کمسابقه و چندلایه مواجهاند. این فشار که قبلاً تحت تاثیر تحریم و رکود بود، امروز تحت اثر بحرانهای حاصل از همزمانی اختلال در زیرساختها، قطعی اینترنت، توقف جریان درآمد، افزایش هزینهها و فرسایش سرمایه انسانی است.
قطع طولانیمدت اینترنت که تا به حال رکورد زده و به ۴۵ روز رسیده، برای بسیاری از کسبوکارها نه یک محدودیت، بلکه بهمعنای توقف کامل فعالیت بود. در اقتصاد دیجیتال، اینترنت ابزار نیست، بلکه بستر اصلی خلق ارزش است. وقتی این بستر از دسترس خارج میشود، فروش متوقف، ارتباط با مشتریان قطع، خدمات مختل و عملاً چرخه حیات بنگاه متوقف میشود. در چنین شرایطی، بسیاری از شرکتها حتی امکان پاسخگویی به تعهدات حداقلی خود را نیز از دست دادهاند.
در کنار این مسأله، کاهش شدید تقاضا، اختلال در پرداختها، افزایش هزینههای تأمین و نااطمینانی نسبت به آینده، وضعیت نقدینگی بنگاهها را بهشدت تضعیف کرده است. کسبوکارهایی که تا پیش از این در مسیر رشد قرار داشتند و به توسعه فکر میکردند، امروز با چالش بقا مواجهاند. این روند اگر ادامه پیدا کند، میتواند به موجی از تعطیلی شرکتها و تعدیل گسترده نیروی انسانی منجر شود، پدیدهای که آثار آن صرفاً اقتصادی نخواهد بود و تبعات اجتماعی جدی نیز به همراه خواهد داشت.
در چنین فضایی، مهمترین کمبود و مطالبه فعالان اقتصادی، قابلیت پیشبینی است. بنگاه اقتصادی، حتی در سختترین شرایط میتواند با محدودیتها تطبیق پیدا کند، اما با بیثباتی و تصمیمات غیرقابل پیشبینی نمیتواند برنامهریزی کند و انتظار میرود از طریق تشکلها در تصمیمسازی و تصمیمگیریها مشارکت داده شود. تغییرات ناگهانی در دسترسی به اینترنت، سیاستهای ارزی، مقررات یا محدودیتهای عملیاتی، هزینهای بهمراتب بیشتر از خود محدودیتها به کسبوکارها تحمیل میکند.
از سوی دیگر، نیاز فوری به حمایتهای مالی و سیاستی نیز کاملاً محسوس است. بسیاری از بنگاهها امروز نه بهدنبال سود، بلکه بهدنبال زنده ماندن هستند. تعویق در پرداخت مالیات، استمهال بدهیها و تسهیلات، ایجاد خطوط اعتباری کوتاهمدت و طراحی بستههای حمایتی هدفمند برای کسبوکارهای آسیبدیده، از جمله اقداماتی است که میتواند زمان لازم برای بازسازی را در اختیار بنگاهها قرار دهد.
همچنین، حفظ حداقل دسترسی به بازارهای منطقهای و بینالمللی، حتی در شرایط محدود، برای بقای بسیاری از شرکتها حیاتی است. از دست رفتن مسیرهایی که طی سالهای گذشته برای کاهش اثر تحریمها شکل گرفته بود و امروز دیگر در دسترس نیستند، فشار مضاعفی بر فعالان اقتصادی وارد کرده و عملاً برخی کسبوکارها را در یک بنبست عملیاتی قرار داده است.
در کنار این مطالبات، بخش خصوصی نیز مسئولیتهای مهمی بر عهده دارد. نخستین وظیفه، افزایش تابآوری در سطح بنگاه است. این بهمعنای بازنگری در مدلهای کسبوکار، کنترل هزینهها، تنوعبخشی به منابع درآمدی و استفاده از ظرفیتهای همکاری و همافزایی با سایر بنگاههاست.
دوم، نقشآفرینی فعال در سطح تشکلها و نهادهای بخش خصوصی است. در شرایطی که مسائل ماهیتی جمعی دارند، پیگیری مطالبات نیز باید بهصورت جمعی و ساختارمند انجام شود. اتاقهای بازرگانی و انجمنهای تخصصی میتوانند نقش مؤثری در انتقال دقیق مسائل، ارائه راهحلهای اجرایی و ایجاد گفتوگوی مؤثر با سیاستگذار ایفا کنند.
سوم، مستندسازی دقیق خسارتها و پیامدهای اقتصادی است. بدون دادههای معتبر و روایت مستند از آنچه بر کسبوکارها گذشته، امکان تصمیمسازی مؤثر وجود نخواهد داشت. این مستندسازی نهتنها برای مطالبهگری، بلکه برای طراحی سیاستهای جبرانی نیز ضروری است.
در نهایت، باید به این نکته توجه داشت که اقتصاد دیجیتال، بهرغم همه محدودیتها، همچنان یکی از مهمترین ظرفیتهای رشد اقتصادی کشور است که ظرفیتهای جدید آن نیز میتواند در زمان کوتاه به بهرهبرداری برسد. تضعیف این بخش، بهمعنای از دست دادن یکی از معدود موتورهای توسعه در شرایط فعلی است.
بقای بنگاهها، پیششرط بقای اقتصاد است. در شرایطی که کشور با چالشهای پیچیده و چندوجهی مواجه است، هر تصمیمی که به تضعیف این بقا منجر شود، در نهایت هزینهای فراتر از تصور بر اقتصاد ملی تحمیل خواهد کرد. امروز بیش از هر زمان دیگری، نیازمند تصمیماتی هستیم که هم واقعبینانه باشند و هم معطوف به حفظ و تقویت زیستبوم کسبوکار کشور. با وجود تمام این تنگناها، تجربه نشان داده است که اقتصاد ایران و فعالان بخش خصوصی، در دل سختترین بحرانها نیز توان بازسازی و خلق مسیرهای جدید را دارند، به شرط آنکه حداقلهای ثبات و امکان نفسکشیدن برایشان فراهم شود.
نظر خود را بنویسید