بازتعریف پیوند میان «مدیریت»، «نیروی انسانی» و «راهبرد» در میانه طوفان
تلاش برای بقا
1405/03/05
60
این مطلب را به اشتراک بگذارید
اقتصاد ایران بار دیگر در یکی از پیچیدهترین دورههای تاریخی خود قرار گرفته است؛ نقطهای که در آن «نااطمینانی» از یک متغیر جانبی، به «متن» اصلی زندگی و کسبوکارهای ما بدل شده است. در شرایط بحرانی و جنگی، دیگر نمیتوان با ابزارهای مدیریت کلاسیک و نقشهراههای ایستا، کشتی بنگاه را هدایت کرد. سال پیش در همین زمان چشماندازها کاملاً متفاوت بود.
سهیل آلرسول، عضو هیئت نمایندگان اتاق تهران
اقتصاد ایران بار دیگر در یکی از پیچیدهترین دورههای تاریخی خود قرار گرفته است؛ نقطهای که در آن «نااطمینانی» از یک متغیر جانبی، به «متن» اصلی زندگی و کسبوکارهای ما بدل شده است. در شرایط بحرانی و جنگی، دیگر نمیتوان با ابزارهای مدیریت کلاسیک و نقشهراههای ایستا، کشتی بنگاه را هدایت کرد. سال پیش در همین زمان چشماندازها کاملاً متفاوت بود. هرچند اقتصاد رکود تورمی دنبالهداری را تجربه میکرد اما این امید در بطن اقتصاد وجود داشت که با مذاکراتی مفصل رفع تحریمها افقگشایی کند و کشور را در شرایط بسیار متفاوتی قرار دهد. اما در فضای حاضر، با سطح گسترده از خرابیها در کشور ناشی از حملات اخیر بویژه در بنگاههای کوچک و متوسط آنچه فراتر از نقدینگی، مواد اولیه یا تجهیزات اهمیت مییابد، «سرمایه اجتماعی درونسازمانی» و «انعطافپذیری راهبردی» است. برای ما که در صنعت احداث و مهندسی آموختهایم هر سازهای باید در برابر زلزلههای پیشبینینشده مقاوم باشد، امروز زمان آن است که «تابآوری سازمانی» را نه به عنوان یک شعار، بلکه به عنوان یک مهندسی دقیق رفتاری بازتعریف کنیم.
در کنار همه رویکردهای مالی متعارف در بحران مانند مدیریت جریان نقدینگی، مدیریت هزینهها، بازشناخت ریسکهای جدید و برنامهریزی در سناریوهای مختلف جنبههای متفاوتی در تلاش برای بقا در این یادداشت کوتاه مورد توجه قرار گرفته است: گفتوگو، تصمیمگیری چابک و سمنها!
گفتوگو: پادزهر اضطراب و موتور محرک تابآوری گفتوگو در درون سازمان است. نخستین و حیاتیترین اولویت در شرایط کنونی، بازگرداندن «گفتوگو» به بطن بنگاههاست. در زمانه بحران، سکوت مدیریت، مرگبارترین سیگنالی است که به بدنه سازمان فرستاده میشود. وقتی افقهای بیرونی تیره و تار است، اگر در داخل بنگاه پنجرههای گفتوگو بسته باشد، «شایعه» جایگزین «شفافیت» و «ترس» جایگزین «تعهد» خواهد شد.
امروز مدیران ارشد باید بدانند که همکارانشان، از کارشناس تا تکنیسین، در خط مقدم درگیری با فشارهای معیشتی و روانی ناشی از بحران هستند. گفتوگو میان مدیران و پرسنل نباید صرفاً به دستورالعملهای کاری محدود شود. ما نیازمند «گفتوگوی همدلانه» هستیم؛ فضایی که در آن چالشهای بنگاه به صورت صادقانه با بدنه در میان گذاشته شود. وقتی پرسنل درک کنند که مدیران نیز در همان طوفانی هستند که آنها تجربه میکنند، نوعی «سرنوشت مشترک» شکل میگیرد. این پیوند عاطفی و منطقی، همان نیرویی است که اجازه نمیدهد سازمان در برابر تلاطمهای بیرونی فروبپاشد. در واقع، گفتوگو ابزاری است برای تبدیل «نیروی انسانی» به «یار راهبردی».
از اتفاق هرچند زمانبر بودن گفتوگو در سطوح سازمان در شرایط عادی باید با رویههای استاندارد و تکرارشونده کوتاه و مدیریت شود، در شرایط بحرانی مهم است که گفتوگو تکرار شود، چون سرعت تغییرات بسیار بالا است و هر زمان اخبار تشدید بحران یا زمینه بروز مجدد آن تحولات جدیدی را ایجاد میکند که با گفتوگوهای جدید باید در داخل سازمان مدیریت شود.
تصمیمگیری چابک و راهبردهای روزآمد: وداع با برنامههای صلب در صنعت احداث در این شرایط فوق بحرانی یک اصل است. ما در کسب و کار صنعت ساختمان و احداث، به صورت موردی با مفهوم «برنامهریزی غلتان» (Rolling Wave Planning) کار میکنیم؛ یعنی هرچه به زمان اجرا نزدیک میشویم، جزئیات دقیقتر میشوند. اما در شرایط بحران فعلی، لازم است کل مدیریت اقتصاد کشور و بنگاهها به این شیوه تغییر فاز دهد. راهبردهایی که شش ماه پیش تدوین شدهاند، امروز ممکن است سمی برای بقای شرکت باشند. این موضوعی کاملاً جدی است چرا که بحران فعلی صرفاً به کمبود منابع مالی مرتبط نیست بلکه ما دچار روزهای بحرانی در فقدان برخی مصالح پایه چون میلگرد، ورقهای فولادی و محصولات پتروشیمی نیز هستیم که خود بر ضرورت بازنگری در برنامهها اشاره دارد.
فعالان بخش خصوصی در شرکتهای کوچک و متوسط باید بیاموزند که «راهبرد» یک سندِ در قفسه نیست (خصوصاً دراین روزها)، بلکه یک موجود زنده است که باید به صورت «روزانه» اصلاح و تصحیح شود. در شرایطی که متغیرهای ارزی، لجستیکی و سیاسی ساعت به ساعت تغییر میکنند، چابکی در تصمیمگیری (Agility) تنها راه نجات است. مدیریت متمرکز و سلسلهمراتب طولانی برای صدور یک مجوز داخلی در این شرایط، خودکشی سازمانی است. تفویض اختیار به لایههای عملیاتی و ایجاد اتاقهای فکرِ سریع، الزامی است تا بنگاه بتواند در لحظه، مسیر خود را با جهت بادهای تند اقتصادی تنظیم کند.
کمبودها و مطالبات: از نقدینگی تا پیشبینیپذیری بنگاهها در کانون توجه است. در این شرایط بنگاهها با سه ضلع مثلثِ «کمبود» دست به گریبانند: «نقدینگی»، «دسترسی به بازار جهانی» و «ثبات قوانین». اما مهمتر از همه اینها، آنچه فعال اقتصادی را زمینگیر میکند، «بیقانونی در لوای قانون» یا همان تغییرات خلقالساعه مقررات است. خواسته اصلی بخش خصوصی با نمایندگی اتاق بازرگانی از حاکمیت در این روزهای سخت، جلوگیری از بازتولید «عدم قطعیت مضاعف» است. به عبارتی اگر دولت نمیتواند باری از دوش تولید و خدمات بردارد، دستکم با بخشنامههای ناگهانی، زنجیره تأمین و فرآیندهای مالی بنگاهها را مختل نکند. اولویت فعالان بخش خصوصی، داشتنِ یک «دیدِ کمینه» به فرداست. ما نیازمند آن هستیم که بدانیم قواعد بازیِ فردا، همان قواعد امروز است. در شرایط بحرانی، هر نوع مداخله غیرکارشناسی در بازار و قیمتگذاری، تیشه به ریشه همان اندک توانِ باقیمانده بخش خصوصی میزند.
نقش فعالان بخش خصوصی: سمنها (سازمانهای مردمنهاد) نگهبانان چراغ توسعهاند. اما نقش سمنها به عنوان فعالان بخش خصوصی چیست؟ آیا تنها باید مطالبهگر باشیم؟ قطعاً خیر. در شرایطی که بدنه دولتی ممکن است به دلیل بوروکراسی سنگین و آسیبهای مکرر در مواجهه با بحران کُند عمل کند، این بخش خصوصی است که باید نقش «ضربهگیر» و «تثبیتکننده» را ایفا کند. ما وظیفه داریم از «میراث مهندسی و مدیریتی» کشور محافظت کنیم. حفظ اشتغال در این روزها، نهفقط یک رسالت اقتصادی، بلکه یک وظیفه ملی و اخلاقی است. همدلیهای یکایک ما نیاز و ضرورت دوام ساختار کلان جامعه و زیست ما در وهله اول و حفظ ساختار شرکتها و بنگاههای مالی در مرحله بعدی است.
نظر خود را بنویسید