تحلیل رئیس اندیشکده آمریکایی «شورای روابط خارجی» از حال‌وهوای داووس 2026

ژئوپلیتیک واقع‌گرایی نوین

...

داووس پایتخت نمادین جهانی شدن است. موضوع نشست مجمع جهانی اقتصاد در 2026 «روح گفت‌وگو» بود، اما حالا که به آن نگاه می‌کنیم، شاید «واقعیت تک‌گویی» عنوان دقیق‌تری باشد. دونالد ترامپ فقط مرکز توجه نبود، بلکه تمام ماجرا حول او می‌چرخید.

هر سال تحلیلگران تلاش می‌کنند حال و هوای کلی داووس را ارزیابی کنند. به گفته «مایکل فرومن»، رئیس اندیشکده آمریکایی «شورای روابط خارجی»، امسال در بیشتر هفته، نوعی تنش در فضا دیده می‌شد. اضطرابی که تا قبل از سخنرانی ترامپ وجود داشت کاملاً محسوس بود، هرچند صحبت‌های او باعث شد بسیاری - به‌ویژه اروپایی‌ها - با احتیاط نفسی از سر آسودگی بکشند. در عین حال، نشانه‌هایی از خوش‌بینی هم دیده می‌شد، به‌خصوص درباره هوش مصنوعی. مثلاً روبات‌های انسان‌نما و سگ‌مانندی در خیابان اصلی قدم می‌زدند. اما برخلاف سال‌های گذشته که تمرکز اصلی بر فرصت‌های تکنولوژی بود، امسال توجه قابل‌توجهی به ریسک‌های ژئوپلیتیک معطوف شد.

داووس از بسیاری جهات صحنه دو سخنرانی بود: یکی رئیس‌جمهور آمریکا و دیگری نخست‌وزیر کانادا. هر دو نشان دادند که جهان در میانه یک دگرگونی بزرگ قرار دارد و این باور رو به گسترش را تقویت کردند که باید جهان را همان‌طور که هست بپذیریم، نه آن‌طور که آرزو می‌کنیم باشد.

اما بعد چه می‌شود؟ به‌گفته «مارک کارنی»، نخست‌وزیر کانادا، ما شاهد «پایان یک خیال خوشایند و آغاز واقعیتی سخت» هستیم. در پیگیری این رویکرد، کارنی و قدرت‌های اروپایی به هیچ‌وجه قصد کنار گذاشتن ایالات متحده را ندارند. بلکه می‌خواهند از رویکرد «هندسه متغیر» استفاده کنند و ائتلاف‌هایی از کشورهای علاقه‌مند تشکیل دهند تا به یک توازن ژئوپلیتیک جدید برسند. اصطلاح «کاهش ریسک» که نخستین‌بار اورسولا فون‌درلاین، رئیس کمیسیون اروپا، برای توصیف راهبرد اتحادیه اروپا در قبال چین به کار برد، اکنون در مورد ایالات متحده نیز به کار گرفته می‌شود. دور شدن تدریجی از وابستگی به آمریکا - به‌ویژه در تجارت و شاید در دارایی‌های مالی - توسعه توان دفاعی بومی و پیشبرد برنامه‌های اصلاحی دیرینه، در صدر اولویت‌ها قرار گرفته‌اند.

رهبران سیاسی و اقتصادی در سراسر جهان به‌طور جدی وادار شده‌اند دوباره به نهادها، هنجارها و سازوکارهایی نگاه کنند که نظام چندجانبه مبتنی بر قواعد را شکل داده بود. هرچند برخی هنوز امیدوارند اوضاع به گذشته بازگردد، اما بیشتر آنها کم‌کم پذیرفته‌اند که حتی پس از دوران ترامپ هم جهان به حالت قبل برنمی‌گردد.

به‌نظر می‌رسید نوعی اجماع نانوشته شکل گرفته که رهبران دیگر تلاش برای تغییر نظر ترامپ یا قانع کردن او را کنار گذاشته‌اند. تمرکز آنها اکنون بر همکاری‌های دوجانبه و چندجانبه است تا راه‌هایی برای اعمال نفوذ در رابطه با آمریکا و کاهش وابستگی به آن پیدا کنند. اما این مسیر مستلزم مصالحه‌های دشوار و پرهزینه است، به‌ویژه برای اروپا. هنوز روشن نیست که آیا اراده سیاسی لازم برای اتخاذ این تصمیم‌های سخت وجود دارد یا نه، به‌خصوص وقتی بسیاری از آنها با حساسیت‌های ملی‌گرایانه گره خورده‌اند.

اگر عملکرد گذشته نشانه‌ای از آینده باشد، هنوز فاصله زیادی تا «خودمختاری راهبردی اروپا»، «تنوع‌بخشی صادرات کانادا» یا شکل‌گیری یک جنبش «عدم تعهد» مؤثر داریم؛ آن‌گونه که جواهر لعل نهرو آرزو داشت. جهان بدون تردید چندقطبی‌تر شده، اما این میزان از نزدیکی و تعامل میان کشورها به‌تنهایی نمی‌تواند بر عوامل ساختاری نظامی و اقتصادی غلبه کند که بخش بزرگی از جهان را همچنان به ایالات متحده پیوند می‌دهد.

ترامپ پایان نظم چندجانبه مبتنی بر قواعد را جشن می‌گیرد؛ نظمی که آمریکا طی هشتاد سال گذشته ایجاد و هدایت کرده است. اما نگاه او به آینده همچنان کاملاً آمریکامحور است. او می‌گوید: «وقتی آمریکا رونق می‌گیرد، کل دنیا رونق می‌گیرد. وقتی اوضاع خراب می‌شود، برای همه خراب می‌شود. شما همراه ما پایین می‌آیید و همراه ما بالا می‌روید.» فراتر از اقتصاد، تشکیل «هیات صلح» در داووس با محوریت خود او و ایالات متحده نشان می‌دهد که تا چه اندازه نقش‌آفرینی و رهبری مداوم آمریکا را حیاتی می‌داند.

این واقعیت شگفت‌انگیز بود که کل دستور کار نشست، عملاً به خاطر گرینلند تحت‌الشعاع قرار گرفت؛ آن هم برای بحرانی که در نهایت ظاهراً بر پایه‌هایی حل‌وفصل شد که بدون تهدید به حمله یا ایجاد بحران در ناتو هم قابل دستیابی بود. روابط بین‌الملل معمولاً یک بازی تکرارشونده تلقی می‌شود، نه مجموعه‌ای از معاملات تک‌مرحله‌ای. خطر «بازی گرینلند» این است که فارغ از نتیجه نهایی، به اعتماد بلندمدتی که پایه اتحادهاست آسیب زده است.

آنچه مطرح نشد، به‌سختی قابل چشم‌پوشی است. مسائل همیشگی داووس مثل اهداف توسعه پایدار، سلامت جهانی یا ESG کنار گذاشته شدند. اما ژئوپلیتیک امروز چه؟ اوکراین، غزه، ایران، ونزوئلا و سودان تقریباً هیچ توجهی دریافت نکردند. رابطه آمریکا و چین که شاید مهم‌ترین رابطه دوجانبه جهان باشد، تقریباً در دستور کار غایب بود؛ همان‌طور که عدم‌تعادل‌های بزرگ تجاری و مالی که تهدیدی جدی برای نظام بین‌الملل هستند. تغییرات اقلیمی که زمانی در مرکز توجه بود، امسال تنها یک غرفه کوچک داشت که آن هم پشت کامیون‌های غذا در خیابان اصلی قرار گرفته بود. داووس، مانند بسیاری دیگر، در تلاش است میان «مهم» و «فوری» تعادل برقرار کند.

تمرکز قابل توجهی بر پیشرفت سریع و گسترش هوش مصنوعی وجود داشت؛ هم بر مزایای بالقوه آن و هم بر نگرانی‌های رو به افزایش عمومی. چیزی که جالب به نظر می‌رسید این بود که با اینکه هوش مصنوعی از سوی طرفداران پرشورش در سطح گسترده‌ای پذیرفته شده، این تکنولوژی باعث اختلال‌های بزرگ در بازار کار خواهد شد و پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مهمی به همراه دارد. اما تقریباً هیچ بحث جدی‌ای درباره اینکه باید چه کرد مطرح نشد. گستره و سرعت این چالش‌ها را نمی‌توان دست‌کم گرفت، اما یافتن راه‌حل برای آنها حتی دشوارتر است.

در داووس 2025، یکی از مدیران برجسته آمریکایی گفته بود: «قدرت کمتری در فضا حس می‌شود». اما امسال قدرت در همه‌جا دیده می‌شد. کاروان‌های پی‌درپی خودروها عملاً خیابان اصلی را متوقف کرده بودند. تدابیر امنیتی نیز سخت‌تر از هر زمان دیگری بود و پلیس‌های مسلح در هر گوشه حضور داشتند. از این نظر، مجمع جهانی اقتصاد نشان داد که هنوز توان گردهم‌آوری خود را از دست نداده است. چالش پیش رو برای این مجمع، نه فقط احیای گفت‌وگو، بلکه تبدیل آن به اقداماتی واقعی است که بتواند وضعیت جهان را بهبود دهد.

 

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?80315

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام