ایران با در اختیار داشتن بیش از ۱۷ درصد از ذخایر اثباتشده گاز طبیعی جهان، دومین کشور بزرگ دارنده این منبع حیاتی پس از روسیه است. در شرایطی که چنین جایگاهی میتوانست ایران را به یکی از قدرتهای تعیینکننده در بازار جهانی انرژی بدل کند، کشور در چند سال اخیر با پدیدهای پیچیده و چندوجهی به نام ناترازی گاز طبیعی روبهرو شده است.
عرفان افاضلی دبیرکل فدراسیون صنعت نفت ایران
مقدمه
ایران با در اختیار داشتن بیش از ۱۷ درصد از ذخایر اثباتشده گاز طبیعی جهان، دومین کشور بزرگ دارنده این منبع حیاتی پس از روسیه است. در شرایطی که چنین جایگاهی میتوانست ایران را به یکی از قدرتهای تعیینکننده در بازار جهانی انرژی بدل کند، کشور در چند سال اخیر با پدیدهای پیچیده و چندوجهی به نام ناترازی گاز طبیعی روبهرو شده است.
ناترازی گاز نهتنها چالش فنی در بخش انرژی، بلکه مسئلهای اقتصادی و اجتماعی است که بر تولید، اشتغال، صادرات، سرمایهگذاری و حتی رضایت عمومی تأثیر مستقیم دارد. بیش از ۸۰ درصد سوخت نیروگاههای کشور، گاز طبیعی است؛ بنابراین هر اختلال در تأمین گاز، بهسرعت در تأمین برق، فعالیت صنایع و حتی زندگی روزمره خانوارها نمود پیدا میکند.
وضعیت ذخایر گازی ایران و میزان برداشت
ایران با بیش از 32.5 تریلیون مترمکعب ذخایر گاز طبیعی، حدود ۱۷ درصد از کل ذخایر جهان را در اختیار دارد. در میان ۲۱ میدان فعال گازی کشور، پارس جنوبی با سهمی نزدیک به ۴۰ درصد از کل ذخایر گاز ایران، مهمترین منبع تأمین گاز به شمار میرود. باوجود این ذخایر عظیم، تکیه سنگین کشور بر پارس جنوبی موجب آسیبپذیری عرضه شده است. ماخذ: مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، 1403، شماره مسلسل 20033.
کاهش طبیعی فشار مخزن در این میدان طی سالهای آینده، در صورت عدم اجرای طرحهای فشارافزایی و توسعه زیرساختهای برداشت، میتواند ظرفیت تولید را به شکل قابلتوجهی کاهش دهد. پیش بینیها نشان میدهند که در صورت عدم اجرای طرح فشار افزایی، از سال 1406 تولید گاز طبیعی کشور به اندازه یک فاز پارس جنوبی سالیانه کاهش مییابد. در حالی که روسیه، آمریکا و قطر با سرمایهگذاریهای سنگین، ظرفیت برداشت روزانه خود را متناسب با رشد تقاضا افزایش دادهاند، روند توسعه میادین جدید گازی در ایران کند بوده و بسیاری از طرحهای توسعهای مانند کیش، فرزاد، بلال و پارس شمالی هنوز به مرحله تولید پایدار نرسیدهاند.
وضعیت پالایش گاز
در حال حاضر، ۱۷ پالایشگاه گاز کشور با مجموع ظرفیت اسمی ۱۰2۰ میلیون مترمکعب در روز فعالیت دارند. لیکن ظرفیت عملیاتی آنها به دلیل فرسودگی تجهیزات، تعمیرات طولانی و محدودیت در دریافت خوراک، کمتر از ظرفیت طراحی است. پالایشگاههای وابسته به فازهای پارس جنوبی ستون اصلی تأمین گاز کشور محسوب میشوند و هرگونه کاهش در تولید این مجموعه، بهطور مستقیم بر شبکه ملی گاز اثر میگذارد. از سوی دیگر، نرخ اتلاف گاز در فرآیند پالایش، انتقال و مصرف بهطور میانگین بیش از ۶ درصد برآورد میشود که در مقایسه با استاندارد جهانی (حدود ۲ درصد) رقم بالایی است. سرمایهگذاری محدود در بازسازی و نوسازی تجهیزات، نبود فناوریهای نوین در فرآیند شیرینسازی و گوگردزدایی، و تأخیر در اجرای طرحهای بهبود راندمان، از جمله چالشهای ساختاری در این بخش به شمار میرود.
وضعیت مصرف گاز طبیعی
مصرف گاز طبیعی در ایران طی دو دهه گذشته رشدی پرشتاب داشته و اکنون به بیش از ۲۵۰ میلیارد مترمکعب در سال رسیده است. مطابق آمارهای جهانی، سهم گاز طبیعی از سبد انرژی در ایران بیش از 50 درصد است. این درحالی است که در آمریکا که اولین تولیدکننده گاز طبیعی در جهان است و بیش از 23 درصد از کل تولید جهان را در اختیار دارد، تنها 24 درصد از سبد انرژی این کشور را گاز تشکیل داده است. این نسبت برای ترکیه و روسیه به ترتیب 24 و 36 درصد است.
از طرفی حدود ۲۶ درصد مصرف کشور در بخش خانگی و تجاری، ۳۶ درصد در نیروگاهها، ۲۴ درصد در صنایع و مابقی در بخش حملونقل و سایر مصارف است. با این حال الگوی مصرف کشور بهشدت فصلی است. در ماههای سرد سال، مصرف بخش خانگی بیش از دو برابر میانگین فصول گرم میشود و در نتیجه شبکه انتقال و تأمین گاز تحت فشار قرار میگیرد.
از منظر بهرهوری نیز وضعیت مطلوب نیست. شدت مصرف انرژی در ایران حدود ۳ برابر متوسط جهانی است و در بخش خانگی، میانگین مصرف گاز به ازای هر خانوار نزدیک به دو برابر ترکیه و چهار برابر کشورهای اروپایی است. استفاده از بخاریهای گازسوز سنتی با راندمان پایین، اتلاف حرارتی در لولهکشی ساختمانها، عایقکاری نامناسب، و کنترل نامناسب دما از عوامل اصلی این بهرهوری پایین هستند.
وضعیت ناترازی گاز و علل اصلی و مؤثر
ناترازی گاز، یعنی کسری در تأمین گاز نسبت به تقاضا، عمدتاً در فصول سرد بروز میکند. بر اساس گزارشهای رسمی، در زمستان سال ۱۴۰3، کسری روزانه گاز کشور به حدود 300 میلیون مترمکعب رسید. این کسری در ماههای سرد موجب قطع یا محدودیت عرضه به صنایع، نیروگاهها و گاه حتی برخی شهرها شد. علل این ناترازی پیچیده و چندگانه است:
• افزایش سریع مصرف داخلی
رشد شهرنشینی، افزایش تعداد خانوارها، آرایش مصرفی نامناسب، استفاده بیرویه از بخاریهای گازسوز با راندمان پایین و کنترل تعرفهها از عوامل تشدیدکننده مصرف است.
• کاهش رشد تولید
به علت افت فشار در میادین بزرگ، تأخیر در طرحهای توسعه جدید، مشکلات فنی و مالی، و محدودیت در سرمایهگذاری تولید افزایش قابل ملاحظهای نداشته است. • ضعف در زیرساخت ذخیرهسازی
ظرفیت ذخیرهسازی گاز کشور در حدود 1.4 درصد است (مخازن سراجه، شوریجه و چند مخزن کوچکتر) و نمیتواند حجم کافی برای پشتیبانی در دوره پیک را فراهم کند. این درحالی است که ظرفیت ذخیرهسازی در دنیا به صورت متوسط 11 درصد و در کشورهای اروپایی به صورت متوسط 23 درصد است. در حال حاضر، ظرفیت ذخیرهسازی زیرزمینی گاز ایران در دو میدان سراجه قم و شوریجه خراسان مجموعاً کمتر از ۴ میلیارد مترمکعب است. • اتلاف و رهاسازی گاز مشعل (فلر)
در میادین نفتی سالانه نزدیک به 19 میلیارد مترمکعب گاز با ارسال به مشعل سوزانده میشود. بررسیها نشان میدهند که میزان فلرینگ کشور از گاز مصرفی همه صنایع عمده کشور (به جز پتروشیمی) بیشتر است. این مقدار گاز اگر جمعآوری شود، بخش مهمی از کسری قابل جبران است. در سال ۱۴۰۰ روزانه بیش از ۱۷ میلیون مترمکعب گاز مشعل در ایران سوزانده شده که معادل صادرات روزانه گاز کشور به ترکیه است. اگر این گاز جمعآوری و بازیافت شود و به سمت صادرات هدایت شود، میتوان حجم صادرات گاز طبیعی کشور را بدون افزایش تولید، حدود دو برابر کرد. بررسی نشان میدهند که عدم جمع آوری و استفاده از گازهای مشعل با فرض صادرات گاز طبیعی، امکان کسب درآمد حدود 6/4 میلیارد دلار در سال 1400 و دربازهای 1392 الی 1400، 79/33 میلیارد دلار را ازکشور سلب کرده است.
• ضعف مدیریت تقاضا و عدم انگیزه بهینهسازی
نبود دستگاه متولی قوی، تعرفههای انرژی که مصرف را تشویق میکند، عدم وجود بازار گواهی صرفهجویی انرژی، و نبود انسجام در سیاستها از عوامل اصلی عدم تحقق گسترده بهینه سازی در کشور است.
شایان ذکر است که پیامد ناترازی گاز تنها محدود به قطع یا افت فشار نیست. بر اساس مطالعات اقتصادی اتاق ایران، محدودیت عرضه گاز به صنعت پتروشیمی در ماههای سرد، موجب عدمالنفع ارزی سالانه حدود 1 تا ۱.۲ میلیارد دلار برای کشور میشود. همچنین صادرات گاز ایران به ترکیه نیز در برخی ماهها کاهش یافته و به افزایش سهم بازار رقبا مانند روسیه و آذربایجان انجامیده است.
راهکارهای رفع ناترازی گاز
الف) افق کوتاهمدت
• مدیریت هوشمند مصرف خانگی و اداری
فرهنگسازی مصرف بهینه شامل کاهش دمای قابلقبول و استفاده از تجهیزات هوشمند برای مدیریت مصرف در ایام پیک مصرف راهکاری است که در کوتاه مدت تأثیر چشمگیری بر کاهش ناترازی خواهد داشت. • تزریق و ذخیرهسازی گاز در مخازن زیرزمینی
افزایش ظرفیت ذخیرهسازی با شناسایی مخازن جدید یا بهینهسازی ساختار مخازن فعلی از ضروریات بهره گیری از امتیاز ذخیرهسازی گاز است. در صورت پیاده سازی طرحهای ذخیرهسازی، ظرفیت مخازن ذخیرهسازی کشور به 26 میلیارد مترمکعب در سال افزایش مییابد که انتظار برداشت روزانه 224 میلیون مترمکعب گاز در حدود 4 ماه سرد سال قابل دستیابی است.
• جمعآوری گاز مشعل (فلر)
اگر در کوتاهمدت بتوان تنها روزانه 20 الی ۳۰ میلیون مترمکعب گاز مشعل را از محل تجهیز میادین نفتی به سیستم بازیافت گاز مشعل، جمعآوری و به شبکه برگرداند، کسری فصلی کاهش چشمگیری خواهد داشت. • توسعه ساختار نهادی و یکپارچهسازی مدیریت انرژی
تأسیس «سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی» (مطابق ماده ۴۶ قانون برنامه هفتم) از ضروریات یکپارچه سازی مدیریت انرژی کشور است. این سازمان، مسئولیت هماهنگی فرابخشی در بهینهسازی مصرف، مدیریت بازار گواهی صرفهجویی انرژی، تخصیص منابع حساب بهینهسازی و نظارت بر اجرای طرحها را بر عهده خواهد داشت.
ب) افق میانمدت
• نوسازی و بهینهسازی شبکه توزیع و تجهیزات خانگی
تشویق به جایگزینی بخاریهای قدیمی با مدلهای راندمان بالا؛ میتواند مصرف را در هر واحد تا میزان 40 درصد کاهش دهد. همچنین، استفاده از بخاریهای با راندمان بالا میتواند در مقیاس ملی، صرفهجویی چشمگیری ایجاد کند. محاسبات نشان میدهند که با تعویض 10 میلیون بخاری مرسوم با بخاریهای گازی راندمان بالا (گرید A) در هر فصل سرد به صورت متوسط 4660 میلیون مترمکعب گاز صرفه جویی خواهد شد. این مقدار گاز تنها در صورت تحویل به نیروگاهها، سبب کاهش 8/2 میلیارد دلاری نیاز به واردات سوخت مایع برای مصرف در نیروگاهها خواهد شد.
همچنین در این حوزه تعویض لولههای فرسوده، عایقکاری ساختمانها، نصب شیرهای کنترلی دقیق و اجرای فناوریهای هوشمند کنترل دما و اجرای طرحهای بهرهوری انرژی به صورت فراگیر در ساختمانهای دولتی و عمومی از سایر راهکارهای مؤثر هستند.
• توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و برقیسازی بخش گرمایشی
افزایش سهم تولید برق از منابع تجدیدپذیر (خورشیدی، بادی) که منجر به کاهش بار گاز روی نیروگاهها میشود از عواملی است که در میان مدت ناترازی را کاهش خواهد داد. گزارشها نشان دادهاند که ایران پتانسیل 124 هزار مگاوات تولید برق از منابع تجدیدپذیر را دارد.
ج) افق بلندمدت
• افزایش تولید و فشارافزایی میادین
ادامه پروژه فشارافزایی در میدان پارس جنوبی و توسعه میادین گازی جدید مانند فرزاد، بلال، پارس شمالی، کیش و دیگر مناطق از جمله راهکارهایی است که اگر چه مستلزم صرف هزینه و زمان زیاد است، اما در بلند مدت میتواند هم سبب کاهش ناترازی فصلی و هم توسعه اقتصادی کشور شود.
• اصلاح ساختار قیمتی و سیاستی
حرکت به سمت قیمتگذاری واقعی گاز در بخشهای پرمصرف و افزایش مشوق برای مصرفکنندگان بهینه، ایجاد بازار گواهی صرفهجویی انرژی و تسهیل معاملات آن و تأمین مالی طرحهای بهینهسازی از طریق «حساب بهینهسازی مصرف انرژی» که در قانون برنامه هفتم پیشبینی شده است؛ از جمله راهکارهای قیمتی و سیاستی در این حوزه هستند.
جمعبندی
ایران در حالی با ناترازی فزاینده گاز روبهروست که از بزرگترین دارندگان ذخایر این منبع در جهان است. علت این تناقض، نه کمبود منابع زیرزمینی، بلکه ضعف در مدیریت مصرف، ساختار نهادی پراکنده و نبود سیاستهای مؤثر بهینهسازی است. سالها تمرکز بر توسعه تولید، بدون اصلاح الگوی مصرف، موجب شده است هر زمستان با کمبود انرژی و کاهش تولید صنعتی مواجه شویم.
رفع این چالش، نیازمند رویکردی ترکیبی است که دو محور اصلی را همزمان پیش ببرد:
1. افزایش عرضه از مسیر توسعه میادین و ذخیرهسازی هوشمند،
2. کاهش مصرف از طریق اصلاح ساختار، بهینهسازی و تغییر رفتار مصرفکنندگان.
برای تحقق این تعادل، ساختار نهادی یکپارچه و مؤثر، ضروری است. ماده ۴۶ قانون برنامه هفتم بهصراحت تأسیس «سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی» را الزامی کرده است. در این چارچوب، این سازمان وظیفه هماهنگی، مدیریت بازار گواهی صرفهجویی و تخصیص منابع بهینهسازی را بر عهده خواهد گرفت. با وجود این، موفقیت این سازمان منوط به اختیارات واقعی و فرابخشی، تخصیص پایدار منابع مالی، مشارکت بخش خصوصی از طریق بازار گواهی صرفهجویی انرژی و ادغام نهادی و چابکی سازمانی با تمرکز بر کارایی و نه افزایش بوروکراسی است.
نظر خود را بنویسید