پانل«تهران پساجنگ؛ زندگی روزمره و کسبوکارها» در سمینار آینده تهران برگزار شد
ضرورت بازآفرینی روایتهای امیدبخش برای عبور از بحران
1404/08/05
128
این مطلب را به اشتراک بگذارید
در ادامه سمینار یک روزه«آینده تهران؛ چالشها و چشماندازهای زیستپذیری و پایداری» که روز چهارشنبه سیام مهرماه برگزار شد، ترندهای اصلی در زندگی روزمره مردم و همچنین بررسی چالشهای کسب وکارهای خرد و کلان در پانل تخصصی «تهران پساجنگ؛ زندگی روزمره و کسبوکارها» مورد بررسی قرار گرفت.
در پانل تخصصی «تهران پساجنگ؛ زندگی روزمره و کسبوکارها» که در ادامه سمینار «آینده تهران» برگزار شد، جمعی از اندیشمندان، فعالان اقتصادی و فرهنگی کشور به بررسی ابعاد اجتماعی و اقتصادی جنگ اخیر و پیامدهای آن بر زندگی و معیشت شهروندان پرداختند.
این نشست با حضور فرزین فردیس، عضو هیئت رئیسه و فریدون وردینژاد، دبیرکل اتاق تهران و همچنین نمایندگان بخشخصوصی، دانشگاه و نهادهای مدنی برگزار شد تا چشماندازی از وضعیت پایتخت در دوران پس از جنگ ترسیم کند. سخنرانان این رویداد با اشاره به چالشهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ناشی از جنگ ۱۲ روزه اخیر، بر ضرورت شکلگیری روایتهای امیدبخش، بازسازی مدنیت و بازتعریف رابطه دولت، بخشخصوصی و جامعه برای حرکت به سوی توسعه پایدار تأکید کردند.
در ابتدای این نشست، دیاکو حسینی، معاون مطالعات اقتصادی و آیندهپژوهی اتاق بازرگانی تهران با اشاره به پیامدهای جنگ ۱۲روزه اخیر و اثرات آن بر زندگی و کسبوکار مردم پایتخت، گفت: میان جنگ و اقتصاد همواره رابطهای تاریخی وجود داشته است. در گذشته، بهویژه در دوران جنگهای کلاسیک، برخی کشورها به دلیل فاصله جغرافیایی از میدانهای نبرد، از جنبههای اقتصادی جنگ منتفع میشدند و چرخهای تولید در آن کشورها به حرکت درمیآمد. با این حال، در جنگهای مدرن که مستقیما قلب شهرها، زیرساختهای ارتباطی و ذهن و زندگی مردم را درگیر میکنند، دیگر نمیتوان از چنین منافع اقتصادی سخن گفت.
وی افزود: در تهران نیز بسیاری از شهروندان و صاحبان کسبوکار، همچون دیگر نقاط کشور، با آغاز جنگ دچار شوک و ابهام شدند و نگرانی از تداوم جنگ و پیامدهای آن بر فعالیت اقتصادی و معیشت مردم کاملا محسوس بود.
حسینی با اشاره به اقدامات اتاق تهران در این دوره گفت: ما در اتاق بازرگانی تهران تلاش کردیم ضمن طراحی مدلهایی برای افزایش تابآوری بنگاهها، بهویژه شرکتهای کوچک و متوسط که آسیبپذیری بیشتری در برابر شوکهای ناشی از جنگ دارند، واکنشها و دیدگاههای فعالان اقتصادی را نیز از طریق نظرسنجیها بررسی کنیم. نتایج این بررسیها میتواند به ترسیم تصویری روشنتر از مسیر آینده کمک کند.
او با اشاره به نتایج نظرسنجی از بنگاههای اقتصادی که اتاق تهران به انجام رساند،گفت: این پانل در واقع تلاشی است، برای درک شرایط تهران پس از جنگ با همه ابهامها و آسیبهایش و بررسی اینکه چگونه این تجربه کوتاه اما فشرده، بر حوزههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی اثر گذاشته است.
نوید شکلگیری زایش بزرگ فرهنگی
در ادامه این نشست،محمد بهشتی شیرازی، عضو شورای عالی میراث فرهنگی و گردشگری و عضو پیوسته فرهنگستان هنر، با تأکید بر پیوند عمیق میان وضعیت کنونی شهرها و تحولات تاریخی جامعه ایران گفت:مسائلی مانند کمبود آب، فرونشست زمین، فرسودگی ساختمانها و تهدید دائمی زلزله تنها بخشی از واقعیتهای نگرانکنندهای هستند که چشمانداز تهران را تیره کردهاند. این وضعیت البته مختص پایتخت نیست؛ در بسیاری از شهرهای کشور از مشهد تا اصفهان و تبریز نیز شرایط مشابهی حاکم است و میتوان گفت که کشور در وضعیتی نامساعد قرار دارد.
او با اشاره به مطالعات توسعهای دهههای گذشته افزود:در طرحهای ملی که پیشتر توسط سازمان برنامه تهیه شد، تقریبا همه حوزهها از آب و انرژی گرفته تا محیطزیست و آموزش، در وضعیت بحرانی توصیف شدهاند. این بحرانها ریشه در تحولاتی دارند که از دهه ۱۳۳۰ و بهویژه از سال ۱۳۴۲ آغاز شد و جامعه ایران را وارد مرحلهای از بحران مدنیت کرد.
بهشتی در تبیین مفهوم بحران مدنیت اظهار کرد: از میانه قرن گذشته، همه عناصر فرهنگی و شهری از جمله معماری، صنایعدستی و حتی سبک زندگی شهرها دچار تنزل شدند و هویت خود را از دست دادند و جای خیابانهای با شخصیت قدیم را معابر بیهویت متری گرفتند.
او با اشاره به دگرگونی ارزشهای اقتصادی و اجتماعی در ایران گفت:پیش از دهه ۱۳۳۰، ثروت در ایران حاصل تولید ارزش بود. اما پس از آن، عمده ثروتها از مسیر نفت و رانت شکل گرفت و به تدریج مفهوم کار، تولید و خلاقیت فرهنگی تضعیف شد.
بهشتی بر ظهور نشانههایی از بازگشت مدنیت در دهههای اخیر اشاره کرد و گفت:از سال ۱۳۷۶ به بعد، علائم جوانهزدن مدنیت در جامعه ایرانی آشکار شده است؛ گرایش به برند، کیفیت و شکلگیری فضاهای عمومی برای معاشرت، مانند کافیشاپها، نشانههایی از احیای فرهنگ مدنیاند. جامعهای که روزگاری زندگی را به فضای خصوصی پناه داده بود، اکنون دوباره در پی بازگرداندن حیات اجتماعی به خیابانها و فضاهای عمومی است.
عضو فرهنگستان هنر در ادامه خاطرنشان کرد: هرچند کشورمان با بحرانهای متعدد روبهرو است، اما در زمینه فرهنگی،نشانههای امید وجود دارد. اگر فرهنگ ایرانی مجال بروز پیدا کند، میتواند بسیاری از بحرانهای زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی را مهار کند؛ چراکه فرهنگ ما تاریخی از حل مسائل در دل بیقراری دارد.
بهشتی گفت: چشمانداز امروز ایران و تهران، هرچند تیره به نظر میرسد، اما از درون آن یک زایش بزرگ فرهنگی در راه است؛ زایشی که میتواند نشانه بازگشت مدنیت و احیای فضایل فرهنگی ایرانی باشد. همانطور که هیچ مادری از درد زایمان نمیگریزد، جامعه ما نیز باید از این تحول استقبال کند؛ زیرا این رنج، نشانه تولد دوباره فرهنگ ایرانی است.
مخاطرات کاهش پیشبینی پذیری در جامعه
مسعود کوثری، نایبرئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات نیز با تأکید بر اینکه بحران کنونی جامعه ایران تنها محدود به مسائل شهری نیست، گفت:آنچه امروز با آن مواجهیم، نه صرفا دود، فرسودگی و فاضلاب، بلکه نوعی تعلیق اجتماعی است که سراسر کشور را فرا گرفته است. این تعلیق باعث شده نظام اجتماعی ما از درون بههم بریزد و کارکردهای طبیعی خود را از دست بدهد.
او با بیان اینکه«جنگ اخیر و حمله اسرائیل علیه ایران فقط یک تلنگر بود»ادامه داد: زمینههای این آشفتگی و بینظمی اجتماعی از پیش وجود داشت و این اتفاق صرفا آن را آشکار کرد. اکنون در جامعه وضعیتی حاکم است که در آن پیشبینیپذیری رفتارها کاهش یافته است.
کوثری با اشاره به پیامدهای این وضعیت گفت:کاهش پیشبینیپذیری در جامعه، بنیان نظم اجتماعی را تهدید میکند. اخلاق، خانواده و حتی مدیریت سیاسی بر پیشبینیپذیری استوار است. وقتی این اصل فرو میریزد، جامعه در معرض نوعی فروپاشی آرام قرار میگیرد. در چنین شرایطی، خطر اصلی نه در جنبشهای خیابانی، بلکه در چیزی است که جامعهشناسان آن را ناجنبشهای اجتماعی مینامند؛ حرکات پراکنده و خاموشی که بدون سازمان و بدون صدا، ساختار اجتماعی را از درون پوک میکنند.
این استاد دانشگاه تهران با بیان اینکه ریشههای تعلیق اجتماعی را باید در تحولات تاریخی چند دهه اخیر جستوجو کرد، افزود:از دهه ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ به اینسو، جامعه ایران درگیر نوعی بحران مدنیت و گسست هویتی شده است. امروز این بحران به مرحلهای رسیده که نسلهای مختلف را دربرگرفته و دیگر نمیتوان آن را صرفا به رفتار نسل جوان یا بهاصطلاح نسل Z نسبت داد.
او افزود: جامعهای که اگر به بازتعریف رابطه حکومت و مردم و بازسازی نظام اجتماعی خود نپردازد، در چرخه فرسایش و تعلیق باقی خواهد ماند.
ارائه روایتهای امیدبخش برای عبور از بحران
فرزین فردیس، عضو هیئت رییسه اتاق بازرگانی تهران هم در نشست«تهران پساجنگ زندگی روزمره و کسب و کارها» با تأکید بر اهمیت بازسازی ذهنی و فرهنگی جامعه در کنار بازسازی کالبدی شهرها گفت: ما در شرایطی بهسر میبریم که بیش از هر زمان دیگری به یک روایت کلان و الهامبخش نیاز داریم؛ روایتی که بتواند جامعه را از دل فاجعه و بحران، به سوی بازآفرینی و امید سوق دهد.
او در بخش نخست سخنان خود با اشاره به محتوای کتاب شهر از نو از نشر اطراف گفت: این کتاب به بررسی سرگذشت شهرهایی میپردازد که پس از فجایع بزرگ، از جمله جنگها، آتشسوزیها و زلزلهها توانستهاند خود را بازآفرینی کنند. اما ما هنوز در جامعهمان آن روایت بزرگ و الهامبخش را پیدا نکردهایم؛ روایتی که بتواند نیروهای پراکنده را مانند پرتوهای نور در یک عدسی متمرکز کند و موتور بازسازی را روشن سازد. امروز جامعه ما بیش از هر زمان دیگر به قصههای تازه و الهامبخش نیاز دارد؛ قصههایی که امید را در دل مردم و در شهرها زنده نگه دارد.
او در بخش دیگری از سخنان خود به نقش و جایگاه بنگاههای کوچک و متوسط در شرایط پس از بحران اشاره کرد و گفت: در جریان شوکهای بزرگ مانند جنگ، بنگاههای بزرگ صدای بلندتری دارند و میتوانند از طریق شبکههای خود مشکلاتشان را منتقل و حل کنند، اما بنگاههای کوچک و متوسط چنین امکانی ندارند. این در حالی است که بخش عمده اشتغال کشور در همین بنگاهها شکل میگیرد. وقتی آنها آسیب ببینند، کرامت انسانها نیز تهدید میشود و با از بین رفتن کرامت و فرهنگ نیز تضعیف میشود.
عضو هیات رییسه اتاق تهران ادامه داد: اتاق بازرگانی تهران در کنار پیگیری مسائل کلان اقتصادی، تلاش کرده است تا صدای بنگاههای کوچک را نیز بشنود و از آنها حمایت کند. مراقبت از این بخش، در واقع مراقبت از اشتغال، کرامت و سرمایه اجتماعی کشور است.
او با تاکید بر اینکه«بازگو کردن و بازنویسی قصههای موفقیت و شکست بنگاههای کوچک که از دل بحرانها عبور کردهاند، میتواند الهامبخش دیگران باشد» افزود: این قصهها میتوانند به ما بیاموزند چگونه زیستی تابآورتر داشته باشیم و چگونه با حفظ کرامت و امید، مسیر بازسازی را طی کنیم.
اعتماد و اطمینان اجتماعی، پیششرط توسعه در دوران پساجنگ
فریدون وردینژاد، دبیرکل اتاق بازرگانی تهران نیز در این پانل با اشاره به پیوند میان زندگی اجتماعی، کسبوکار و بازسازی جامعه در دوران پس از جنگ گفت: اگرچه جامعه ایران در سالهای اخیر با چالشهای متعدد اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی مواجه بوده است، اما در زیرلایههای این جامعه، نشانههای امید، همدلی و ظرفیت بالای بازسازی وجود دارد. این ظرفیت، بهویژه در دوران بحران ۱۲ روزه اخیر، بهوضوح در رفتار مردم و بخشخصوصی مشاهده شد.
او با یادآوری تجربه همیاری داوطلبانه فعالان اقتصادی در روزهای جنگ گفت: در همان روزها مشاهده کردیم که چگونه بخش خصوصی بدون هیچ الزامی، برای کمک به مردم پیشقدم شد و نسبت به تغییر خط تولید برای تأمین نیازهای فوری تا توزیع داوطلبانه اقلام ضروری در سطح شهر اقدام کرد. این رفتارها نشان داد که در لایههای عمیقتر جامعه ایرانی، نوعی همبستگی و اخلاق مدنی زنده است که باید آن را شناخت و تقویت کرد.
وردینژاد در ادامه سخنان خود به تبیین سه دسته چالش پیشروی کشور پرداخت و گفت: نخست، چالشهای طبیعی مانند خشکسالی، تغییرات اقلیمی و بحران آب است که خارج از اراده انسان هستند. دوم، چالشهای فرهنگی و اجتماعی ناشی از تغییر نسلها، فاصله میان مدیریت سنتی و مدیریت جدید و ظهور فرهنگ دیجیتال است و سومین گروه از چالشها ساخته دست انسان بوده که در ناکارآمدی، سوءمدیریت، فساد و مداخله بیشازحد دولت در اقتصاد ظاهر میشود.
او با بیان اینکه«مجموعه این چالشها دو مؤلفه حیاتی را هدف گرفتهاند» افزود: اگر اعتماد و اطمینان اجتماعی بازسازی نشوند، حتی اصلاحات ساختاری نیز پایدار نخواهد بود.
دبیرکل اتاق تهران با تأکید بر نقش بخشخصوصی در بازسازی اقتصادی گفت: هیچ کشوری را نمیتوان یافت که توسعهیافته باشد اما مردم و بخشخصوصی آن نقشی در اقتصاد نداشته باشند. با اقتصاد ۸۰ درصد دولتی نمیتوان به توسعه پایدار رسید. برای عبور از وضعیت موجود، باید رابطه دولت و بخش خصوصی بازنگری شده و عنصر اعتماد در این رابطه بازسازی شود.
وردینژاد افزود: بخشخصوصی امروز با مشکلاتی چون دشواری تأمین مالی، بیمه، حملونقل و محدودیت ارتباطات بینالمللی روبهروست. در حالیکه تنها حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد از اقتصاد در اختیار این بخش است، انتظار پاسخگویی کامل از آن منصفانه نیست. دولت باید از توزیع رانت فاصله بگیرد و نقش حمایتی واقعی خود را ایفا کند تا بتوان به رونق اقتصادی در تهران و کشور دست یافت.
او با بیان اینکه«وظیفه اتاق تهران، ایجاد پل ارتباطی مؤثر میان دولت، نهادهای مدنی و بنگاههای اقتصادی است» افزود: این همکاری باید بر پایه تحلیل دقیق، شفافیت و تقسیم کار منطقی شکل گیرد تا در حوزههای صنعت، کشاورزی و خدمات بتوان گامهای مؤثری برای بهبود معیشت مردم برداشت. ایران در طول تاریخ از بحرانهای بزرگ عبور کرده و این بار نیز با اتکا به ظرفیتهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خود، قادر خواهد بود مسیر بازسازی و توسعه را با موفقیت طی کند.
ضرورت تدوین سیاستهای اجتماعی نوین
علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیس جمهور ورئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات نیز با تحلیل ماهیت جنگهای جدید، گفت که دوران جنگهای کلاسیک مبتنی بر نیروی انسانی و تسلیحات زمینی به سر آمده و امروز با نوعی جنگ مبتنی بر هوش اطلاعاتی و شبکههای داده مواجهیم؛ جنگی که بر شاهراههای اطلاعاتی و کنترل ذهنی مردم استوار است.
وی هدف از این جنگها را نه صرفا تقابل نظامی، بلکه تأثیرگذاری بر مردم و افکار عمومی دانست و گفت: به اعتقاد من، هدف اصلی این نوع جنگها، مردم هستند و اگر در گذشته هدف، فتح سرزمین بود، امروز هدف، تغییر ذهن و رفتار جامعه است.
ربیعی با اشاره به ضرورت تدوین سیاستهای اجتماعی نوین برای دوره پس از جنگ افزود: تهران و ایران پس از جنگ، نیازمند سیاستهای اجتماعی متفاوتی است. نمیتوان با همان روشهای پیشین و ابزارهای قدیمی از تمامیت ذهنی و روانی جامعه صیانت کرد. همانگونه که تمامیت ارضی کشور مهم است، تمامیت ذهنی و فکری مردم نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
او در ادامه به مسئله گسترش استفاده از ابزارهای فیلترینگ اشاره کرد و گفت: امروز بیش از ۸۵ درصد مردم از فیلترشکن استفاده میکنند، اما این وضعیت امنیت و رضایت ایجاد نکرده است. وقتی خانوادهها بخشی از یارانه خود را صرف دسترسی آزاد به اطلاعات میکنند، این امر خود زمینهساز نارضایتی اجتماعی میشود.
ربیعی همچنین با اشاره به ترکیب ویژه سمینار آینده تهران و مشارکت سه ضلع بخشخصوصی، دانشگاه و نهادهای مدنی در آن، افزود: این نشست، با هفت پانل تخصصی در حوزههای حملونقل، انرژی، عدالت اجتماعی، فرهنگ، هویت و توسعه پایدار، تلاش کرد تا گفتمانی تازه برای برونرفت از مسائل اجتماعی و اقتصادی شهر تهران شکل دهد. ویژگی مهم این نشست حضور همزمان نهادهای علمی، مدنی و اقتصادی در کنار یکدیگر بود که میتواند الگویی برای گفتوگو و سیاستگذاری اجتماعی باشد.
او تأکید کرد: برای عبور از شرایط کنونی، باید به سمت خلق موفقیتهای کوچک و حل گرههای جزیی حرکت کرد. زمینه فرهنگی ایران همواره عامل حفظ کشور بوده و باید بر همین بستر، چشمانداز و آرزوهای جدیدی برای آینده خلق کرد.
نظر خود را بنویسید