محدودیت منابع آب در کنار عوامل مختلفی اعم از تغییرات اقلیمی، خشکسالی و ... که موجب تشدید آن شده طی دهههای اخیر مسیر رشد و توسعه کشورها را با چالش جدی مواجه نمودهاست. این مسئله در ایران نیز به دلیل اولیه قرار گرفتن در اقلیم خشک و نیمه خشک جهان در کنار نقش پررنگ و کلیدی عوامل انسانی، سطوح بالای ناکارامدی مدیریتی و تضاد منافع که در ایجاد و تشدید این بحران نقش داشته است، آن را به یک بحران جدی و برنامهریزی برای پیشگیری از تشدید آن را به یک ضرورت، تبدیل نموده است.میانگین بارش سالانه در ایران به طور قابل توجهی پایینتر از متوسط بارندگی قاره آسیا و جهان بوده و توزیع مکانی نامناسبی نیز دارد. این امر، در کنار بهرهبرداری بیرویه از منابع آبهای سطحی و زیرزمینی و ضعف در مدیریت جامع منابع آب، به تشدید بحران کمآبی در کشور منجر شده است. بر اساس آخرین ارزیابیها، اغلب استانهای ایران دارای چندین منطقه بحرانی از نظر کمبود منابع آبی هستند. بررسی آمار و اطلاعات حاکی از این است که عمده کاهش بارش سالیانه در استانهای غربی و جنوب غربی است.
با توجه به اینکه نوار غربی ایران از گذشته بخش قابل توجهی از منابع آب سطحی کشور را تولید میکند، این کاهش بارندگی بیانگر تاثیر تغییر اقلیم بر کاهش این منابع است. این امر کمبود آب شرب شهری و کشاورزی و به دنبال آن برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی، افت سطح آن و افزایش فرونشست زمین را در پی دارد. بر اساس آمار سازمان هواشناسی کشور در نمودار 1، روند تغییرات سیسنوسی بارش تجمعی کشور و روند کاهشی آن با آهنگ تقریبی 1.22- در سال طی پنج دهه گذشته به تصویر کشیده شده است. ایران دارای متوسط بارش 250 میلیمتر میباشد که این میزان بارش حدود یک سوم متوسط جهانی است. وفق نمودار مزبور کمبارشترین و پربارشترین سالهای کشور به ترتیب سالهای 1387-1386 و 1372-1371 به ترتیب با میزان بارش 129.3 و 328.7 میلیمتر است. در این نمودار روند تغییرات دما نیز طی سالهای 1352 تا 1402 نیز به تصویر کشیده شده است. این نمودار بیانگر روند افزایش میانگین دمای کشور با آهنگ 0.43 درجه سیلسیوس در هر دهه طی پنج دهه مورد بررسی بوده و سال 1402-1401 با دمای 19.3 درجه سیلسیوس بهعنوان گرمترین سال گزارش شده است.
در کنار روند کاهشی بارش کشور، متأسفانه روند افزایشی دما باعث افزایش تبخیر و کاهش سهم بارشهای مؤثر گردیده است و شرایط مذکور در کنار تغییرات فاکتورهای اجتماعی و اقتصادی در طول سالیان گذشته و همچنین عدم اتخاذ تصمیمات متناسب و سازگار با شرایط کمآبی، باعث عدم تغذیه مناسب و افت تراز آبهای زیرزمینی گردیده و همین امر موجب محدودیت منابع آب در دسترس شدهاست. دمای کره زمین در چند دهه اخیر نسبت به حالت طبیعی خود افزایش داشته است، منطقه خاورمیانه و ایران نیز نه تنها از این امر مستثنا نبوده بلکه با شدت بیشتری از این پدیده تاثیر میپذیرد که آثار آن در نمودار نشان داده شده است. نکته قابل توجه نمودار مزبور این است که روند تغییرات دما در کشور افزایشی و روند بارش تجمعی کاهشی بوده است که از حیث روند خشکی و تشدید درجههای خشکسالی بسیار نگرانکننده است.
بر اساس آخرین آمار موجود، سهم بخش کشاورزی از منابع آب زیرزمینی از طریق چاههای مجاز، حدود 85 درصد بوده و بخش شرب و بهداشت حدود 11 درصد و صنعت حدود 4 درصد را به خود اختصاص داده است. بر اساس آمار و اطلاعات شرکت مدیریت منابع آب ایران در سال آبی 1402-1401 کشور با کسری 3181 میلیونمتر مکعب منابع آب زیرزمینی مواجه بوده است. بیتوجهی به ظرفیت این منبع بیهمتا مخصوصا در مناطق گرم و خشک باعث کاهش مستمر این ذخایر میشود. منابع آب زیرزمینی در صورت حفظ و نگهداری درست از آنها بهعنوان منابعی استراتژیک در مواقع اضطراری میتوانند آثار خشکسالی یا کمآبی را کاهش دهند. آمار ثبت شده در وزارت نیرو نشان از آن دارد که بسیاری از دشتهای کشور با روند کاهشی حجم آبخوانها و افت تراز مواجهاند. تداوم روند بهرهبرداری از منابع آب زیرزمینی منجر به کاهش سفرههای زیرزمینی، ریسک آلودگی و شورشدن آبهای زیرزمینی و فرونشست زمین شده و کشور را در معرض بحران امنیت غذا و آب و مسائل امنیتی قرار میدهد. البته اثرات آن فراتر از این بحرانها بوده و شامل چالشهای اقتصادی نظیر افزایش مصرف انرژی و بیثباتی اجتماعی مانند مهاجرت روستاییان و گسترش حاشیهنشینی نیز میشود.
علاوه بر افت بارندگی کشور در مقایسه با روند بلند مدت، افزایش دما، افت حجم جریانهای سطحی آب در کشور نسبت به روند بلندمدت، بهرهبرداری بیرویه و افت منابع آبهای زیرزمینی و پدیدههای طبیعی خشکسالی، در ادامه به برخی از اهم عوامل موثر بر بحران آب در کشور پرداخته شده است.
· ضعف مدیریت صحیح منابع آب
كمبود آب هیچوقت به معنای بحران آب نیست و بین كمبود آب و بحران آب یك حلقه مفقوده وجود دارد بهنام «سوءمدیریت و ضعف حكمرانی». به بیان ساده، آنچه كمبود آب را به بحران آب تبدیل میكند، سوءمدیریت سیاستگذاران آبی است. نظارت ضعیف بر برداشت آب از منابع، عدم تدوین الگوی کشت مناسب با شرایط محیطی، عدم توجه بر رشد جمعیت، حمایت ناکافی از روشهای آبیاری نوین، نبود قانونگذاری موثر، سیاستهای فاقد آیندهنگری مانند تخصیص بیشاز حد آب، نبود ظرفیتهای فنی و نیروهای متخصص در بحران آب کشور نقش بسیاری داشته است. بیتوجهی به آمایش سرزمین در شش دهه گذشته که عمده توسعه صنعتی و جمعتی ایران در این سالها رخ داده است باعث شده که تاب آوری همه بخشهای مصرفکننده آب نسبت به اثرات تغییر اقلیم و خشکسالیها در حد مطلوب نباشد و کمآبی در کشور تشدید شود. حاصل همه این بی تدبیریها آن شده که امروزه با عدم توازن بسیار شدید در منابع و مصارف آب و مهمتر از آن با تهدیدهایی درباره آینده امنیت آبی این سرزمین مواجه باشیم.
· قیمت غیر واقعی آب
یکی از چالشهای بحران آب در بخش کشاورزی، واقعی نبودن قیمت آب است. رایجترین دیدگاه برای محدودسازی استخراج آب، طراحی و اجرای یک سیستم عملیاتی قیمتگذاری آب است که استفاده از آب را برای مصرفکنندگانی که بهرهوری اقتصادی کمی دارند توجیهناپذیر میکند.
· کمبود اقتصادی آب
کمبود اقتصادی آب نتیجه سرمایهگذاری ناکافی یا ناکارآمد در زیرساختها است که توزیع نامناسب آب در بین بخشهای مختلف مصرفی را به همراه داشته است. کمبود سرمایهگذاری در توسعه زیرساختها میتواند موجب محدودیت در دسترسی به آب سالم و مطمئن حتی در مکانهایی شود که کمبود فیزیکی آب ندارند. کمبود آب همچنین میتواند نتیجه یک تحول اجتماعی بهعنوان مثال رواج سبک زندگی مصرفگرایانه و بیش مصرفی آب و رفتارهای ناشی از توهم فراوانی آب باشد. در شهرهای بزرگ نظیر تهران که سرمایهگذاری زیادی برای تنوع بخشی به منابع تامین آب آنها صورت گرفته، نمونه رفتارهای ناشی از توهم فراوانی آب مشاهده میشود.
· بهرهوری بسیار پایین آب در بخش کشاورزی
بهرهوری آب در تولید محصولات کشاورزی یکی از موضوعات مهم توسعه اقتصادی کشور است. یکی از مواردی که موجب تشدید بحران آب میشود بهرهوری پایین آب در کشاورزی است. آب با بهرهوری بسیار پایین در این بخش مصرف میگردد. موضوع بسیار مهمی که باید در زمینه بهرهوری درنظر گرفت آن است که برخی از فعالیتهای تولیدی که میزان مصرف آب کمتری نسبت به کشاورزی دارند میتوانند اشتغال بخش زیادی از مردم را تامین کنند. در بسیاری از کشورهای پیشرفته برعکس کشوری مانند ایران، مصرف آب در بخش صنعت بین 40 تا 60 درصد است. یعنی بیشترین مصرف آب این کشورها به صنعت معطوف شده است چراکه ارزشافزوده بالاتری دارد. در شرایط فعلی شاید بهتر باشد برخی شعارهای خودکفایی در تمامی محصولات کشاورزی را کنار گذاشته و بر اساس منابع آب میزان تولیدات را مشخص کنیم. واردات برخی محصولات کشاورزی بهمثابه وابستگی نبوده و در راستای مدیریت منابع داخل کشور و ایجاد توسعه پایدار خواهد بود. در واقع این موضوع باید مدنظر سیاستگذاران قرار گیرد که تولید داخل تا چه میزان ضرورت دارد؟ و ثانیاً باید مشخص شود که تولید داخلی در شرایطی که کشور با ریسک امنیت آبی مواجه است، با پرداخت چه هزینههایی محقق خواهد شد؟
الزامات صیانت و حفظ منابع آب
آثار خوفناک بحران آب بر زندگی بشر و تنیدگی امنیت غذایی، انرژی، بهداشت و... با امنیت آب سبب میشود یافتن روشهای مناسب برای مقابله با آن بهعنوان یکی از اولویتهای اصلی کشور بسیار دشوار باشد. باید اذعان کرد که مساله آب در ایران به دلایل مختلف و درهم تنیده از مسائل راهبردی بهحساب میآید. در ادامه برخی از الزاماتی که در زمینه حل بحران آب باید درنظر گرفت اشاره شده است. این الزامات سنگ بنای ارائه هر نوع راهکاری در این زمینه است. بهعبارتی تا زمانی که برخی از مسائل ریشهای حل نشود ارائه هرنوع راهکاری به بنبست میانجامد.
· توجه به اقتصاد سیاسی آب
بروکراسی آب در ایران تابع یک اقتصاد سیاسی پیچیده و آمیخته با منافع سیاسی و اقتصادی است. بهعنوان مثال بهرهبرداری از آب زیرزمینی منافع زیادی به همراه داشته و تغییر در وضعیت آن بهمنظور تعادلبخشی به آبخوانها همراه با کاهش منافع و مقاومت در برابر آن است.در جستجوی شرایط بغرنج وضعیت آب ایران به این نتیجه رسیدیم که معضل اصلی را باید در تعارض منافع و وزن بالای لابیها و شبکه منافع، قدرت سیاسی و مدلهای ذهنی سیاستگذاران، جستجو کرد که مانع اعمال اصلاحات میشود. شاید بتوان گفت به قدری این موضوع اهمیت دارد که میتوان گفت عامل مؤثر و اصلی بحران آب و تداوم فعالیتها و تفکرات مخرب و همچنین مقاومت در برابر تغییر در اصلاح رویهها، سیاست و اقتصاد سیاسی است. باید خاطرنشان کرد ایران همواره کشور کمآبی بوده و پیشینه تاریخی آن مربوط به یک سال یا دو سال اخیر نیست اما آنچه که امروزه و در سالهای اخیر از آب بهعنوان یک فاجعه ابر بحران مشاهده میشود بیشاز آنکه نتیجه تغییر اقلیم و خشکسالی باشد نتیجه بروکراسی تنظیمکننده دستور کار توسعه و تعارض منافع است. یکی از اصلیترین راهکارهای مدیریت تعارض منافع، اصل شفافیت و دسترسی آزاد به اطلاعات است. همچنین بهمنظور برقراری شفافیت میتوان پیشنهاد داد که از یک ناظر سوم یا برونسپاری برخی طرحها بهعنوان مثال از بخش خصوصی استفاده کرد. با این روشها میتوان با حذف انحصار ناظران، امکان تبانی یا رانت را از بین برده و در مواردی از فرآیندهای کارشناس محور بینیاز شد.
· ارتقای قالبهای فکری در سیاستگذاری حوزه آب
سیاستهای دولتی در هر زمینهای تحت تاثیر شبکهای از هنجارها، ارزشها و ارتباطات غیررسمی تعیین میشوند. یکی از مهمترین چالشهای اصلی در بحران آب گسست پارادایمها میباشد به نحویکه هر دولتی در ایران بدون نگاه بلندمدت، طرحها و برنامههایی را ارائه میدهد که با تغییر دولت و روی کار آمدن دولت دیگر این طرحها و برنامهها عقیم مانده و یا به نحو مطلوبی دنبال نمیشود. دستگاههای دولتی هریک بنیان شناختی متفاوتی از واقعیت بحران آب داشته و سیاستها و اقدامات گوناگون و گاه در تضاد با یکدیگر برمیگزینند. این مسئله به دلیل بازههای زمانی کوتاه مدت مدیریتها -که حداکثر به عمر یک دولت (چهارسال یا هشت سال) است- بغرنجتر میشود. بهعلاوه در نهادهای بالادست نیز هیچگونه مدیریت موثری وجود ندارد تا از تامین منافع بین بخشی نهادها جلوگیری نموده و آنها را در راستای پایداری منابع آب مدیریت کند. این مسئلهای است که در کشور ما درخصوص مدیریت منابع آب بهوجود آمده و هیجکدام از نهادهای درگیر این موضوع کلان، با توجه به ویژگیهای بخشینگر خود دید کلان نداشته و بحران آب کشور برای آنها اولویت ندارد.
· نگاه همه جانبه به مسئله آب
در یک نگاه بلندمدت بین مسئله آب و مسائل اقتصادی، امنیتی، محیطزیستی، سلامت، انرژی و غذا روابط بسیار بهم پیوسته و درهم تنیدهای برقرار است. بنابراین برنامهریزی برای توسعه پایدار نیازمند درک و دانستن روابط متقابل بین آنها است تا بتوان با مدیریت هماهنگ و مرتبط در راستای صیانت از منابع طبیعی کشور اقدام نمود. بهعنوان مثال رشد جمعیت و طبعا افزایش تقاضا باعث تحمیل فشار بر منابع محدود آبهای زیرزمینی خواهد شد. اما در استان تهران بدون توجه به امنیت زیستی و منابع محدود بیش از ظرفیت استان بارگذاری جمعیت انجام شده است و همچنان برنامههای توسعه افقی برای استان در حال اجرا است. از طرفی با توجه به این که صنعت آب یک مسئله چند بعدی است میبایست تمام دستگاههای سیاستگذار (مانند شورای عالی آب، وزارت نیرو، جهاد کشاورزی و...) در تصمیمگیریها، آسیبشناسیها و تدوین برنامههای جدید در کنار هم دیده شوند.
نظر خود را بنویسید