محرک رشد اقتصادی و مسیری برای توسعه پایدار

بازار هنرهای تجسمی: حمایت تا سودآوری

...

یکی از چالش‌های اصلی که ایران در مقایسه با کشورهای موفق منطقه با آن روبه‌روست، ارتباط با غرب است. بسیاری از کشورهای خلیج فارس، به دلیل ارتباط‌های گسترده با کشورهای غربی، توانسته‌اند به بازار هنر جهانی دسترسی پیدا کنند و روابط تجاری و فرهنگی قابل توجهی با مراکز هنری و اقتصادی جهانی برقرار سازند. این کشورها با استفاده از زیرساخت‌های قوی و سرمایه‌گذاری‌های کلان در هنر و فرهنگ، توانسته‌اند هنرمندان را جذب کرده و فرصتی برای نمایش و فروش آثار هنری در بازارهای جهانی ایجاد کنند. این در حالی است که ایران

راحله یوسفی/ کارشناس ارشد اقتصاد هنر

در دهه‌های اخیر، صنایع خلاق و هنرهای تجسمی به‌عنوان بخش‌هایی کلیدی در اقتصاد جهانی شناخته شده‌اند که نه‌تنها ارزش فرهنگی و هویتی جوامع را تقویت می‌کنند، بلکه نقش بسزایی در رشد اقتصادی و توسعه پایدار ایفا می‌نمایند. کشورهایی که به‌طور هدفمند در این حوزه‌ها سرمایه‌گذاری کرده‌اند، توانسته‌اند علاوه بر بهره‌گیری از مزایای اقتصادی، جایگاه فرهنگی خود را نیز در عرصه بین‌المللی ارتقا دهند. این مقاله، با بررسی وضعیت سرمایه‌گذاری در هنرهای تجسمی و صنایع خلاق، به تحلیل نقش این بخش‌ها در اقتصاد جهانی و جایگاه ایران در مقایسه با کشورهای پیشرو پرداخته و با ارزیابی تفاوت سیاست‌های حمایتی از هنرهای تجسمی و دیگر صنایع خلاق، چشم‌انداز توسعه این حوزه در خاورمیانه و ایران را بررسی کرده است.

 صنایع خلاق

صنایع خلاق به عنوان یکی از بخش‌های نوآور و پویا در اقتصاد، نقش برجسته‌ای در تولید محصولات و خدمات فرهنگی و هنری ایفا می‌کنند. این صنایع با ترکیب فرهنگ، فناوری و اقتصاد، تأثیرهای فرهنگی و اجتماعی عمیقی ایجاد کرده و به عنوان یکی از سریع‌ترین بخش‌های در حال رشد اقتصادی در سطح جهانی شناخته می‌شوند.

سازمان ملل متحد، اقتصاد خلاق را مجموعه‌ای از صنایع تعریف می‌کند که شامل تبلیغات، معماری، هنرهای تجسمی، صنایع دستی، طراحی، مد، فیلم، ویدئو، عکاسی، موسیقی، هنرهای نمایشی، نشر، پژوهش و توسعه، نرم‌افزار، بازی‌های رایانه‌ای، نشر الکترونیک، تلویزیون و رادیو است. گشودن ظرفیت این بخش از اقتصاد، می‌تواند موجب تقویت خلاقیت جوامع، بهبود کیفیت زندگی و ارتقای تصویر و پرستیژ (جایگاه و موقعیت) محلی برای صاحبان این صنایع گردد.

 اهمیت اقتصادی حوزه صنایع خلاق

گزارش کمیسیون اروپا درباره «صنایع فرهنگی و خلاق در اتحادیه اروپا» نشان می‌دهد که صنایع فرهنگی و خلاق در اتحادیه اروپا سالانه بیش از ۵۰۰ میلیارد یورو درآمد ایجاد کرده و به طور مستقیم و غیرمستقیم حدود ۱۲ میلیون شغل فراهم می‌آورند. این ارقام بیانگر اهمیت اقتصادی قابل توجه این صنایع است. همچنین، مطالعه «تحلیل اقتصادی صنایع خلاق در بریتانیا» که توسط دپارتمان دیجیتال، فرهنگ، رسانه و ورزش بریتانیا صورت گرفته، نشان می‌دهد که صنایع خلاق بیش از ۱۰۰ میلیارد پوند به اقتصاد این کشور کمک کرده‌اند و سهم قابل توجهی در صادرات و اشتغال دارند. یک گزارش دیگر نیز با عنوان «نقش هنر و فرهنگ در توسعه اقتصاد خلاق» که توسط شورای هنر انگلستان منتشر شده است، به بررسی تأثیرهای این حوزه بر اقتصاد پرداخته و نشان می‌دهد که بخش هنر و فرهنگ در بریتانیا سالانه بیش از ۱۰ میلیارد پوند به تولید ناخالص داخلی (GDP) این کشور اضافه می‌کند. این بخش بیش از ۶۰۰ هزار نفر را به طور مستقیم مشغول به کار کرده است و سهم مهمی در اشتغال بریتانیا دارد. به‌علاوه، صنایع خلاق و فرهنگی به ازای هر یک پوند سرمایه‌گذاری، به طور میانگین ۲.۹۹ پوند ارزش افزوده ناخالص (GVA) تولید می‌کنند. گردش مالی سالانه بخش هنر و فرهنگ در بریتانیا نزدیک به ۸۴ میلیارد پوند است که نشان‌دهنده قدرت اقتصادی عظیم این بخش است. همچنین، صنایع خلاق و فرهنگی بریتانیا بیش از ۲۵ میلیارد پوند کالا و خدمات به سایر کشورها صادر می‌کنند.

این تحلیل‌ها نشان می‌دهند که سرمایه‌گذاری در صنایع فرهنگی و هنری نه تنها به رشد تولید ناخالص داخلی و اشتغال کمک می‌کند، بلکه موجب افزایش ارزش افزوده، تقویت گردش مالی و صادرات نیز می‌شود.

سرمایه‌گذاری در حوزه فرهنگ و هنر

کشورهای سوئد، فرانسه، آلمان و هلند با تخصیص درصدی از تولید ناخالص داخلی (GDP) خود به فعالیت‌های فرهنگی، نتایج مثبتی در زمینه‌های مختلفی مانند ایجاد اشتغال، جذب گردشگر و حفظ میراث فرهنگی به دست آورده‌اند. به‌طور مثال، سوئد حدود یک درصد از تولید ناخالص داخلی خود را به فعالیت‌های فرهنگی اختصاص می‌دهد. فرانسه نیز حدود ۰.۶ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را به این حوزه می‌پردازد. در آلمان، حدود ۰.۵۵ درصد از تولید ناخالص داخلی و هلند نیز حدود ۰.۵درصد از تولید ناخالص داخلی خود را صرف فعالیت‌های فرهنگی می‌کنند.

همچنین طبق گزارش‌های «ایسیسکو» ـ سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی جهان اسلام (ICESCO) ـ هزینه‌های فرهنگی به عنوان بخشی از تولید ناخالص داخلی هر کشور در نظر گرفته می‌شود که به فعالیت‌ها و زیرساخت‌های فرهنگی اختصاص دارد. این فعالیت‌ها شامل تأمین مالی هنر، حفاظت از میراث، رسانه‌ها و خدمات تفریحی است. افزایش هزینه‌های فرهنگی به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی معمولاً نشان‌دهنده تعهد کشورها به غنای فرهنگی، رفاه اجتماعی و تقویت خلاقیت در جامعه است. پیگیری این شاخص‌ها به ارزیابی روندهای حمایت فرهنگی، مقایسه اولویت‌های فرهنگی میان کشورهای مختلف و همچنین ارزیابی تأثیر سیاست‌های فرهنگی در طول زمان کمک می‌کند.

نمودار زیر میزان هزینه‌های فرهنگی به‌عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی در کشورهای جهان اسلام را نشان می‌دهد که شامل کشورهای خاورمیانه، شمال آفریقا و جنوب آسیا است.

  

نمودار مخارج فرهنگ، درصد هزینه‌های فرهنگی از GDP، منبع: ایسیسکو

در این نمودار، قطر بالاترین درصد هزینه‌های فرهنگی را دارد که نشان‌دهنده اهمیت بالای فرهنگ در برنامه‌های توسعه‌ای این کشور است. 

وضعیت ایران در مقایسه با کشورهای جهان اسلام

بر اساس این نمودار، میزان هزینه‌های فرهنگی به‌عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی در ایران در مقایسه با سایر کشورهای جهان اسلام در سطح متوسط قرار دارد. در حالی که کشورهایی مانند قطر، بحرین، امارات متحده عربی، کویت و عربستان سعودی درصد بیشتری از تولید ناخالص داخلی خود را به فرهنگ اختصاص می‌دهند، سرمایه‌گذاری ایران در این بخش از این کشورها کمتر است.

با توجه به وسعت زیاد، منابع غنی طبیعی، میراث فرهنگی و دستاوردهای هنری ایران، انتظار می‌رود که ایران درصد بالاتری از تولید ناخالص داخلی را به حوزه فرهنگ اختصاص دهد. وضعیت فعلی ایران در نمودار، نشان‌دهنده وجود عواملی است که مانع قرار گرفتن ایران در صدر جدول می‌شود. عوامل مختلفی نظیر اولویت‌های اقتصادی، تصمیم‌های سیاسی و چالش‌های اجتماعی-اقتصادی بر تخصیص بودجه در این حوزه اثر گذار هستند و این در حالی است که اقتصاد خلاق، رشد اقتصادی را در خاورمیانه هدایت می‌کند و کشورهای همسایه به ظرفیت آن پی برده‌اند.

 اهمیت و سهم صنایع خلاق در اقتصاد جهانی

بر اساس گزارش چشم‌انداز اقتصاد خلاق ۲۰۲۴ (UNCTAD)، صنایع خلاق بین ۰.۵ درصد تا ۷.۳ درصد از تولید ناخالص داخلی کشورهای مختلف را تشکیل می‌دهند. این گستردگی نشان‌دهنده تنوع و اهمیت این بخش در کشورهای مختلف است، چرا که در برخی از کشورها این سهم نسبتاً پایین و در برخی دیگر ممکن است به یک بخش کلیدی اقتصادی تبدیل شده باشد. همچنین، صنایع خلاق به‌طور میانگین ۰.۵ درصد تا ۱۲.۵ درصد از نیروی کار را در کشورهای مختلف به خود اختصاص داده است. این درصد نشان‌دهنده اشتغال‌زایی گسترده‌ای است که اقتصاد خلاق می‌تواند در سطح جهانی ایجاد کند، به ویژه در کشورهایی که صنایع خلاق از جمله هنرهای تجسمی، موسیقی، طراحی، سینما، بازی‌های رایانه‌ای و رسانه‌های دیجیتال نقش حیاتی ایفا می‌کنند.

 سرمایه‌گذاری تاثیرگذار در بخش‌های فرهنگی و خلاق

مطالعه‌ای با عنوان «سرمایه‌گذاری تاثیرگذار در بخش‌های فرهنگی و خلاق: بینشی از یک حوزه نوظهور» از سوی مرکز سیاست و شواهد صنایع خلاق (Creative PEC) انجام شده است که به بررسی ظرفیت سرمایه‌گذاری تاثیرگذار در بخش‌های فرهنگی و خلاق، از جمله هنر می‌پردازد. این گزارش نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری تاثیرگذار -که هدف آن تولید بازده مالی و نتایج مثبت اجتماعی است- می‌تواند برای بنگاه‌های فرهنگی بسیار مفید باشد. این گزارش تأکید می‌کند که سرمایه‌گذاری در اقتصاد خلاق می‌تواند منافع اجتماعی و اقتصادی قابل توجهی به همراه داشته باشد، مانند ایجاد شغل، رشد اقتصادی، بهبود رفاه و احیای مناطق محلی و بومی.

 سند چشم‌انداز هنرهای تجسمی در خاورمیانه

با توجه به تاثیر و اهمیت صنایع خلاق، برخی از کشورهای خاورمیانه نیز در تلاش هستند تا از این موضوع دور نمانند و با سرمایه‌گذاری در این بخش از جنبه‌های مالی و تاثیرهای فرهنگی و اجتماعی آن بر جامعه خود بهره ببرند. در ادامه به فعالیت تعدادی از کشورهای خاورمیانه برای توسعه صنایع خلاق خود اشاره می‌کنیم:

 ۱ـ امارات متحده عربی

امارات متحده عربی در سال ۲۰۲۱ استراتژی ملی برای صنایع فرهنگی و خلاق خود را ارائه کرد که هدف آن افزایش سهم این بخش به ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی ملی تا سال ۲۰۳۱ است. این کشور قصد دارد با اجرای این طرح، کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی و ترویج رشد اقتصادی پایدار از طریق توسعه بخش‌های خلاق را فراهم کند. در همین زمینه، دوبی طی سال‌های اخیر به یک مرکز جهانی خلاق تبدیل شده است که بیش از ۴۰،۵۰۰ متخصص در آن فعالیت می‌کنند.

کمیته برنامه‌های توسعه امارات متحده عربی در زمینه هنرهای تجسمی به عنوان بخشی از صنایع فرهنگی این کشور، استراتژی جامع فرهنگی و خلاقانه‌ای را تدوین کرده است که شامل هنرهای تجسمی نیز می‌شود. برخی از نکات کلیدی در مورد استراتژی هنر در برنامه‌های توسعه آن‌ها در زیر آمده است:

الف. چشم‌انداز: تبدیل دوبی به یک گالری هنری باز، قابل دسترس و جهانی.

ب. اهداف: ارتقاء فرهنگ بصری، حمایت از گردشگری فرهنگی، و ایجاد فضاهای اجتماعی تعاملی بین هنرمندان و جامعه.

پ. اجرا: نصب هنرهای عمومی، مجسمه‌ها، نقاشی‌ها، نقاشی‌های دیواری و اینستالیشن (هنر چیدمان) در فضاهای عمومی.

ج. همسویی: هماهنگ با برنامه جامع شهری دوبی ۲۰۴۰ برای بهبود کیفیت زندگی و افزایش رقابت‌پذیری جهانی.

هدف این استراتژی‌ها ایجاد محیطی خلاقانه و پایدار، جذب استعدادهای فرهنگی و کارآفرینان خلاق و تبدیل دوبی به عنوان مرکز جهانی فرهنگ و خلاقیت است.

 ۲ـ عربستان سعودی

عربستان سعودی در راستای چشم‌انداز ۲۰۳۰ خود، به‌طور فعال در حال تحول بخش اقتصادی خود از طریق سرمایه‌گذاری در صنایع خلاق است. این کشور قصد دارد تا سال ۲۰۲۰ سهم صنایع خلاق را در تولید ناخالص داخلی به ۳ درصد افزایش دهد که معادل حدود ۲۰ میلیارد دلار درآمد و ۱۰۰ هزار شغل جدید خواهد شد. برای تحقق این هدف، عربستان سعودی در چندین زیرساخت و ابتکار مختلف از جمله ایجاد هاب‌های خلاق جدید، مشارکت‌های بخش دولتی و خصوصی، برنامه‌های آموزش و توسعه سرمایه‌گذاری کرده است. این تحولات و سرمایه‌گذاری‌ها نشان‌دهنده عزم این کشور برای ارتقای نقش صنایع خلاق در اقتصاد خود و ایجاد فرصت‌های جدید برای اشتغال و رشد اقتصادی است.

این کشور در سال ۲۰۱۸ نیز وزارت فرهنگ خود را تأسیس کرد که چشم‌انداز اصلی آن ترویج فرهنگ به عنوان یک شیوه زندگی، تقویت توسعه اقتصادی از طریق فرهنگ و ایجاد فرصت‌هایی برای تبادل فرهنگی جهانی است. این وزارتخانه جهت دستیابی به اهداف چشم‌انداز ۲۰۳۰ برنامه‌های جامعی برای توسعه بخش هنرهای تجسمی خود اعلام کرده است. این برنامه جامع در قالب استراتژی توسعه کمیسیون هنرهای تجسمی تعریف شده که هدف از آن، تبدیل عربستان به یک هاب منطقه‌ای برای هنرهای تجسمی است.

 ۱۲ برنامه و ۴۳ ابتکار کیفی هم برای حمایت از استعدادها، شرکا و سرمایه‌گذاران طراحی شده است تا در نهایت به بخشی از چشم‌انداز کلان ۲۰۳۰ عربستان که شامل ۶۴ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های فرهنگی طی یک دهه آینده است، برسند. در همین حال این برنامه بر توسعه آژانس‌های تخصصی در حوزه‌های موسیقی، موزه‌ها و هنرهای نمایشی تمرکز دارد و قصد دارد در زمینه برنامهریزی در حوزه هنر عمومی، هاب هنر ریاض و جشنواره‌های سالانه مختلف را برای ورود هنر به فضاهای عمومی راه‌اندازی کند.

طی سال‌های اخیر، عربستان سعودی شاهد افزایش قابل توجهی در هزینه‌های مربوط به هنرهای زیبا بوده است. خانه حراج معتبر کریستیز اخیراً فعالیت‌های خود را به عربستان سعودی گسترش داده و به عنوان اولین خانه حراج بین‌المللی در این کشور، شعبه دائمی خود را راه‌اندازی کرده است. این شعبه جدید تحت مدیریت «نور کلانی» است که مسئول نظارت بر بخش‌های هنرهای زیبا و لوکس است. این گام بخشی از برنامه بلندمدت تجاری کریستیز برای مشارکت در چشم‌انداز فرهنگی عربستان سعودی و تقویت جایگاه این کشور در بازار جهانی هنر است.

دیگر رویداد قابل توجه در عربستان، برگزاری اولین حراج ساتبیز در فوریه ۲۰۲۵ در عربستان بود. این حراج که با نام «Origins» شناخته می‌شود، در محل تاریخی الدرعیه در ریاض و با مجموعه‌ای متنوع از اقلام از جمله هنرهای زیبا برگزار شد که نقطه عطف دیگری در پیشرفت بازار هنر در عربستان سعودی محسوب می‌شود.

حضور این خانه‌های حراج موجب جذب مجموعه‌داران و سرمایه‌گذاران ثروتمند و تقویت اقتصاد محلی می‌شود. از سوی دیگر، این حراج‌ها به معرفی و ترویج میراث فرهنگی عربستان سعودی کمک کرده و زمینه را برای ارتقای هنر معاصر عربستان و معرفی آن‌ها به بازارهای جهانی مهیا می‌کند. همچنین برگزاری حراج‌های معتبر بین‌المللی در عربستان می‌تواند پای بازدیدکنندگان بین‌المللی را به این کشور باز کند و این امر به تقویت صنعت گردشگری فرهنگی عربستان کمک خواهد کرد.

 ۳- ایران

در ایران نیز سند چشم‌انداز ۲۰ ساله، افق توسعه کشور را در زمینه‌های فرهنگی، علمی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ترسیم می‌کند که توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام در سال ۱۳۸۴ تدوین شده است. این سند در قالب چهار برنامه پنج‌ساله توسعه تنظیم شده و طبق آن، ایران باید تا سال ۱۴۰۴ به افق چشم‌انداز خود برسد. به عبارت دیگر، ایران باید تا سال ۱۴۰۴ در زمینه‌های علمی، اقتصادی و فناوری در منطقه؛ جنوب غربی آسیا، آسیای میانه، قفقاز، خاورمیانه و کشورهای آسیایی با تاکید بر جنبش نرم‌افزاری، تولید علم، رشد اقتصادی پرشتاب و مستمر، ارتقای نسبی سطح درآمد سرانه و دستیابی به اشتغال کامل، در جایگاه اول قرار گرفته باشد.

برای تحقق این سند چشم‌انداز در حوزه هنر، دو محور اصلی در این مسیر مورد تأکید قرار گرفته که شامل رشد هنر و اقتصاد هنر است. برای تحقق این اهداف، نظارت مستمر بر روند دستیابی به اهداف این دو محور، اهمیت ویژه‌ای دارد و در هر برنامه پیشنهادی باید به این مقوله‌ها توجه و راهکارهای مناسب برای پیشبرد این اهداف به‌وضوح تبیین شود. در این زمینه، بررسی نحوه عملکرد کشورهایی که در اجرای چشم‌اندازهای خود موفق بوده‌اند، می‌تواند آموزنده باشد. این کشورها با توجه به اهداف مشخص و برنامه‌های معین خود، معمولاً از مدیران کارآمد و متخصص، بودجه‌های مشخص و پلان‌های اجرایی دقیق استفاده کرده‌اند. این راهکارها به آن‌ها امکان داده است تا در عرصه‌های فرهنگی و هنری موفقیت‌های چشمگیری کسب کنند. در مقابل، ایران علی‌رغم ظرفیتهای فراوان در حوزه‌های فرهنگی و هنری، هنوز به اهداف مورد نظر خود در چشم‌انداز ۲۰ ساله در این حوزه دست نیافته است. نمودار شماره ۱ که به‌طور خاص به این موضوع اشاره کرده، نشان می‌دهد که ایران در دستیابی به هدف پیشتازی در حوزه فرهنگ و هنر، در میان رقبای منطقه‌ای، موفق عمل نکرده است. دلایل این ناکامی می‌تواند شامل مواردی چون کمبود برنامه‌ریزی دقیق، عدم تخصیص بودجه کافی، کمبود نهادهای متخصص و کارآمد و چالش‌های مدیریتی در پیاده‌سازی سیاست‌های فرهنگی باشد. همچنین، در برخی موارد ممکن است اولویت‌های دیگری همچون مسائل اقتصادی و سیاسی، موجب حاکمیت نگرش‌هایی شود که از رشد صنایع فرهنگی و هنری غفلت می‌کنند. این موضوع وقتی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که از یاد نبریم، در سال‌های اخیر کشورهای اسلامی، به ویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس برای هنرمندان ایرانی فرصت‌های چشمگیری به حساب می‌آیند. این کشورها که به دلیل تاریخ و فرهنگ مشترک با ایران دارای پیوندهای فرهنگی و اجتماعی زیادی هستند، در حال ایجاد فضای رقابتی سازنده‌ای هستند که به هنرمندان ایرانی این امکان می‌دهد آثار خود را در بازارهای بزرگ‌تر به نمایش بگذارند و در عرصه‌های بین‌المللی حضور یابند. کشورهای منطقه به‌طور جدی به صادرات فرهنگی و هنری خود پرداخته‌اند و در تلاش هستند تا به قطب‌های فرهنگی و هنری جهانی تبدیل شوند.

از سوی دیگر، یکی از چالش‌های اصلی که ایران در مقایسه با کشورهای موفق منطقه با آن روبه‌روست، ارتباط با غرب است. بسیاری از کشورهای خلیج فارس، به دلیل ارتباط‌های گسترده با کشورهای غربی، توانسته‌اند به بازار هنر جهانی دسترسی پیدا کنند و روابط تجاری و فرهنگی قابل توجهی با مراکز هنری و اقتصادی جهانی برقرار سازند. این کشورها با استفاده از زیرساخت‌های قوی و سرمایه‌گذاری‌های کلان در هنر و فرهنگ، توانسته‌اند هنرمندان را جذب کرده و فرصتی برای نمایش و فروش آثار هنری در بازارهای جهانی ایجاد کنند. این در حالی است که ایران، به دلیل محدودیت‌های سیاسی و اقتصادی، نمی‌تواند به‌طور مؤثر در این جریان جهانی‌شدن نقش‌آفرینی کند و از منافع اقتصادی و فرهنگی ناشی از آن بهره‌مند شود. یکی از دلایل این مشکل، محدودیت‌های ارتباطی ایران با بازارهای جهانی است. در صورتی که راه‌های دسترسی به بازارهای جهانی برای هنرمندان و فعالان بازار هنر در ایران بهبود یابد، آن‌ها قادر خواهند بود با رقابت در سطح جهانی، نه تنها منافع اقتصادی قابل توجهی برای کشور به ارمغان بیاورند، بلکه در پیشبرد اهداف فرهنگی و ارتقای جایگاه ایران در عرصه هنر و فرهنگ جهانی نیز نقش مؤثری ایفا کنند.

 تفاوت حمایت‌های دولتی از هنرهای تجسمی و صنعت فرش به عنوان صنایع خلاق

گذشته از بررسی برنامه‌های برخی از کشورهای خاورمیانه برای توسعه صنایع خلاق اگر به طور مشخص‌تر به وضعیت اقتصاد هنر در ایران برگردیم، می‌توانیم به بی‌توجهی در سیاست‌گذاری‌های اقتصادی و تخصیص منابع مالی در این حوزه مخصوصاً هنرهای تجسمی اشاره کنیم. طبق بررسی‌های آرتچارت این بخش در سیاست‌گذاری‌های اقتصادی و تخصیص منابع مالی به‌ویژه در بودجه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، جایگاه مناسبی ندارد. در حالی که در سال‌های اخیر شاهد افزایش کلی بودجه این وزارتخانه بوده‌ایم، سهم هنرهای تجسمی از بودجه کل کشور در حال کاهش است. به‌طور خاص، سهم هنرهای تجسمی از کل بودجه کشور در سال ۱۳۹۶ تنها ۰٫۰۲۸ درصد بوده که این رقم در سال ۱۴۰۰ به ۰٫۰۱۶ درصد کاهش یافته است. این روند نزولی نشان می‌دهد که هنرهای تجسمی در میان دیگر بخش‌های فرهنگی نه تنها کمترین توجه را به خود جلب کرده‌اند بلکه حتی در لایحه بودجه ۱۴۰۱ نیز به‌طور ضمنی از اولویت‌های دولت برای تخصیص منابع مالی خارج شده است و در سال‌های اخیر این روند نزولی ادامه دارد. به این ترتیب، تخصیص بودجه کافی و سیاست‌گذاری حمایتی در این حوزه امری ضروری است.

برای تشریح بیشتر درباره وضعیت هنرهای تجسمی، به مقایسه حمایت‌های مالی دولت در هنرهای تجسمی و صنعت فرش دستباف پرداخته‌ایم. مقایسه حمایت‌های دولت از هنرهای تجسمی و صنعت فرش دستباف در ایران نشان‌دهنده تفاوت‌های بارز در نحوه تخصیص منابع، حمایت‌های دولتی و رویکرد سیاست‌گذاری‌های کلان در این دو حوزه است. این تفاوت‌ها نه تنها در زمینه بودجه‌گذاری بلکه در سیاست‌های حمایتی و سرمایه‌گذاری‌های صورت گرفته، به‌وضوح مشهود است.

تحلیل وضعیت هنرهای تجسمی در مقایسه با صنعت فرش دستباف ایران به عنوان یکی از ارزشمندترین صنایع دستی کشور، نشان می‌دهد که این صنعت، به دلیل میزان بالای صادرات و ارزش اقتصادی در سیاست‌های اقتصادی کشور و برنامه‌ریزی‌های تجاری از توجه بیشتری برخوردار است. صنعت فرش دستباف در سال‌های گذشته به‌ویژه در زمینه‌های بازاریابی، صادرات و حمایت‌های بانکی شاهد سرمایه‌گذاری‌های بیشتری بوده است.

طبق گزارش مرکز ملی صنایع خلاق و فرش ایران، صنعت فرش دستباف ایران در چهار ماهه نخست سال ۱۴۰۳ با افزایش ۶ درصدی تولید روبرو بوده و به مبلغ ۱۳ میلیون دلار فرش دستباف صادر شده است. این رشد در صادرات نتیجه رفع موانع موجود در این حوزه بوده است. از جمله این اقدامات می‌توان به رفع تعهد ارزی از یک‌سال به سه تا پنج سال و کاهش رقم آن از ۱۰۰ به ۲۰ درصد برای ماده اولیه اشاره کرد که به تولیدکنندگان این امکان را داد تا مشکلات مالی کمتری را تجربه کنند. همچنین، رفع مشکل عبور موقت فرش دستباف و کاهش حقوق ورودی ابریشم خام به کاهش هزینه‌ها و تسهیل حمل و نقل کمک کرده است. در کنار این‌ها، شناسنامه‌دار کردن فرش دستباف نیز موجب افزایش اعتبار و شفافیت در صادرات این محصول و ارتقای جایگاه آن در بازارهای جهانی شده است.

به طور کلی در زمینه فروش دستباف اینطور بنظر می‌رسد که حمایت‌هایی مانند معافیت‌های مالیاتی، تسهیلات ارزی، کاهش تعرفه‌های وارداتی و حمایت از صادرکنندگان، حمایت‌های مالی و وام‌های کم بهره، تسریع در فرآیندهای گمرکی به‌طور مستقیم هزینه‌های تولید را کاهش داده و قدرت رقابت تولیدکنندگان را در بازارهای جهانی تقویت کرده است. مجموعه این سیاست‌ها و برنامه‌ها نشان‌دهنده توجه ویژه و حمایتی دولت ایران از صنعت فرش دستباف است که در مقایسه با سایر صنایع فرهنگی و هنری مانند هنرهای تجسمی، تفاوت‌های قابل توجهی دارد.

یکی از دلایل تفاوت‌های محسوس در حمایت‌های دولتی از هنرهای تجسمی و صنعت فرش، مشخص بودن بازار هدف و مقیاس تجاری فرش است. فرش دستباف ایران در بازارهای جهانی از قدمت و شناخته‌شدگی زیادی برخوردار است و این امر موجب آسان‌تر بودن فرآیند حمایت از آن شده است. در حالی که هنرهای تجسمی با اینکه دارای ظرفیتهای فرهنگی و اقتصادی بالایی است، به دلیل نداشتن بازار هدف مشخص و سازوکارهای تجاری واضح، در سیاست‌گذاری‌های کلان اقتصادی و فرهنگی به میزان کافی به چشم نیامده و در برنامه‌های اقتصادی و فرهنگی کشور نادیده گرفته می‌شود.

یکی از علل بی‌توجه به هنرهای تجسمی را می‌توان در آشنا نبودن مسئولان به نحوه درآمدزایی این عرصه نسبت به حوزه فرش دانست. سرمایه‌گذاری در هنرهای تجسمی می‌تواند علاوه بر افزایش اعتبار فرهنگی کشور، فرصت‌های شغلی جدیدی ایجاد و به رشد اقتصادی کمک کند. برای این منظور، دولت باید همانند صنعت فرش دستباف، برنامه‌های حمایتی و سرمایه‌گذاری‌های مشابهی را برای هنرهای تجسمی تدوین کند. این برنامه‌ها می‌تواند شامل معافیت‌های مالیاتی برای هنرمندان، تخفیف‌های مالیاتی برای سرمایه‌گذاران در بخش هنر، تسهیلات مالی، حمایت از صادرکنندگان آثار هنری و ارائه آموزش‌های تخصصی و فناوری‌های پیشرفته باشد. همچنین، حمایت از حضور هنرهای تجسمی در بازارهای منطقه‌ای و جهانی می‌تواند به رونق این صنعت کمک کند.

در نهایت، می‌توان گفت هنرهای تجسمی از کمترین حمایت‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها بهره‌مند هستند. این بخش با اختصاص بودجه و تلاش و امکانات محدود بخش خصوصی دوام آورده است. همان‌طور که پیش از این هم اشاره شد، تفاوت در نوع حمایت و میزان بودجه‌گذاری‌ها نشان‌دهنده نبود توجه کافی به هنرهای تجسمی در سیاست‌های کلان اقتصادی و فرهنگی کشور است. برای جبران این ضعف، لازم است دولت برنامه‌های حمایتی ویژه‌ای برای تقویت جایگاه هنرهای تجسمی در اقتصاد کشور در نظر گیرد تا ایران را به یکی از قطب‌های اصلی هنرهای تجسمی در سطح منطقه و جهان تبدیل کند. برای رسیدن به این هدف پیشنهادهایی که در ادامه می‌آیند می‌توانند راهگشا باشند:

 ۱. ایجاد معافیت مالیاتی و مالیات بر ارزش افزوده برای سرمایه‌گذاران و فعالان اصلی حوزه هنرهای تجسمی: معافیت‌های مالیاتی می‌توانند شامل بخشودگی یا کاهش مالیات بر درآمد حاصل از فروش آثار هنری، معافیت از مالیات بر ارزش افزوده در معاملات هنری و تخفیف‌های مالیاتی برای گالری‌ها و مؤسسات هنری باشند. این اقدام‌ها می‌توانند به جذب سرمایه‌گذاران و تشویق فعالیت‌های هنری کمک کنند.

 ۲. ایجاد تسهیلات مالیاتی برای بهره‌مندی از پشتیبانی مالی جهت رونق این بازار: تسهیلات مالیاتی می‌توانند شامل اعتبارهای مالیاتی برای سرمایه‌گذاری در پروژه‌های هنری، کاهش مالیات بر درآمد برای هنرمندان و گالری‌داران و تخفیف‌های مالیاتی برای هزینه‌های مرتبط با تولید و نمایش آثار هنری باشند. این سیاست نقشی کلیدی در جذب سرمایه‌گذاران به بازار هنرهای تجسمی دارند و می‌توانند به گونه‌ای طراحی شوند که نه تنها هنرمندان، بلکه گالری‌ها، مجموعه‌داران و سرمایه‌گذاران را نیز به فعالیت در این حوزه ترغیب کنند. به‌ویژه، سرمایه‌گذاران خصوصی از طریق این تسهیلات می‌توانند انگیزه بیشتری برای ورود نقدینگی به بازار هنر پیدا کنند، زیرا این برنامه‌ها به کاهش ریسک مالی، افزایش ارزش دارایی‌ها، تقویت وجهه فرهنگی و اجتماعی سرمایه‌گذاران و حمایت از فرهنگ ملی کمک می‌کنند.

برای توضیح بیشتر در این زمینه چند نمونه از تسهیلات مالیاتی در کشورهای دیگر را اشاره می‌کنیم. در فرانسه قانون «آییاگون و صندوق‌های سرمایه‌گذاری هنر» و در آلمان برنامه تسهیلات مالیاتی برای حامیان مالی در قالب برنامه Sponsorship Benefits اجرا می‌شود. این تسهیلات در ایالات متحده شامل برنامه 1031 Exchange برای آثار هنری و در بریتانیا هم معافیت مالیاتی برای شرکت‌ها در خرید هنر معاصر تعریف شده است.

 ۳. حمایت در جهت شرکت در نمایشگاه‌های بین‌المللی: حمایت‌های دولتی در این حوزه می‌توانند شامل تأمین مالی برای هزینه‌های سفر و اقامت، ارائه تسهیلات برای حمل و نقل آثار هنری و ایجاد برنامه‌های آموزشی برای آماده‌سازی هنرمندان جهت شرکت در نمایشگاه‌های بین‌المللی باشند. این حمایت‌ها به هنرمندان و فعالان این حوزه کمک می‌کند تا در سطح جهانی به معرفی آثار خود بپردازند و شبکه‌های حرفه‌ای خود را گسترش دهند.

 ۴. کمک در تدوین قوانین ارزش‌گذاری آثار هنری در فعالیت‌های بانکی: تدوین قوانین و دستورالعمل‌های مشخص برای ارزش‌گذاری آثار هنری می‌تواند به شفافیت در معاملات هنری و استفاده از این آثار به‌عنوان وثیقه در وام‌های بانکی کمک کند. این اقدام می‌تواند به افزایش اعتماد بانک‌ها و مؤسسات مالی به بازار هنر منجر شود. در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته، بانک‌ها با همکاری کارشناسان هنری، ارزش‌گذاری دقیقی از آثار هنری انجام می‌دهند تا بتوانند این آثار را به‌عنوان وثیقه در اعطای وام‌ها بپذیرند. این رویکرد به هنرمندان و مجموعه‌داران امکان می‌دهد تا از ارزش مالی آثار خود بهره‌برداری کنند و نقدینگی مورد نیاز را تأمین نمایند.

 ۵. ایجاد تسهیلات مالی بانکی جهت رونق بازار: بانک‌ها می‌توانند با ارائه وام‌های کم‌بهره، خطوط اعتباری ویژه و تسهیلات مالی دیگر به هنرمندان و گالری‌ها، به توسعه بازار هنرهای تجسمی کمک کنند. این تسهیلات می‌توانند به تأمین مالی پروژه‌های هنری و افزایش تولید و عرضه آثار کمک کنند. این نوع حمایت‌ها به پایداری مالی هنرمندان و نهادهای هنری کمک کرده و به توسعه بازار هنرهای تجسمی می‌انجامد.

 سخن پایانی

تحقیقات و گزارش‌های متعدد در حوزه صنایع خلاق و هنرهای تجسمی نشان‌دهنده تاثیرهای مثبت و گسترده این بخش‌ها بر اقتصاد جهانی و منطقه خاورمیانه است. طبق مطالعات آرت‌چارت، کشورهای منطقه از جمله امارات متحده عربی، عربستان سعودی و قطر نمونه‌های بارز و موفق در این حوزه هستند که توانستند موفقیت‌های چشمگیری به دست آورند. این شواهد نشان می‌دهند که سرمایه‌گذاری در هنرهای تجسمی و صنایع خلاق نه تنها به عنوان یک عامل اقتصادی مهم، بلکه به عنوان یک نیروی محرکه برای توسعه پایدار و حفظ فرهنگی عمل می‌کند.

 با توجه به این نتایج، پیشنهاد می‌شود که دولت‌ها با تدوین سیاست‌های حمایتی، ترویج آموزش و آگاهی، تقویت همکاری‌های بین‌المللی و توسعه زیرساخت‌های فرهنگی و هنری، به حمایت و سرمایه‌گذاری در این حوزه بپردازند. این استراتژی‌ها می‌توانند به طور قابل‌توجهی به افزایش رقابت‌پذیری اقتصادی، توسعه اجتماعی و فرهنگی و ایجاد فرصت‌های جدید برای نسل‌های آینده کمک کنند. بنابراین، توجه به صنایع خلاق و هنرهای تجسمی به عنوان یکی از محورهای اصلی توسعه اقتصادی و فرهنگی، یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است.

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?79041

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام