آیا جامعه مسنتر با مشکلات اقتصادی راحتتر کنار میآید؟
اقتصاد برای سندارها و سنندارها!
1403/07/10
35
این مطلب را به اشتراک بگذارید
جمعیتِ مسن در انگلیس به برگزیت یعنی خروج از اتحادیه اروپا رای داد و بعد هم با تبعات منفی برگزیت مواجه شد. با این حال، جمعیت مسنتر حوصله آن را ندارد که به خیابان بیاید و به صورت حضوری به تبعات برگزیت اعتراض کند
اگر یک پدربزرگ آمریکایی بخواهد امروز برای نوههایش توضیح بدهد که سال ۱۹۶۸ میلادی در آن کشور چطور گذشته، واقعاً نکات جالبی را باید بگوید: «بچهجان، در آن سال و آن دهه چند بار آدمهای مهم مملکتی ترور شدند. در خیلی از ایالتها شورش اتفاق افتاد. در ویتنام گیر افتاده بودیم و هر روز در خاک خودمان علیه جنگ ویتنام تظاهرات میشد. پلیس در گردهمایی حزب دموکرات شورش کرد. باز هم بگویم؟»
با شنیدنِ این همه ماجرا قاعدتاً نوه باید بپرسد پس چطور شد که کشور از هم نپاشید؟ رسوایی واترگیت یا تورم ناشی از قیمت نفت قاعدتاً باید مردم را عاصی میکرد. پس چطور شد که ۴۹ ایالت آمریکا به انتخاب مجدد رونالد ریگان به عنوان رییس جمهور رای دادند؟
برای پاسخ به این سوالها کافی است به یک عامل تعیینکننده اشاره کنیم و آن هم متوسط سن است. در سال ۱۹۶۸ میلادی، میانگین سن آمریکاییها ۲۶ سال بود. اما حالا ۳۸ سال است. در زمان انقلاب فرهنگی چین که جوانهای چینی از پیرها به خاطر عدم وفاداری کامل به دکترین مائو انتقاد میکردند، میانگین سنی جمعیت هیجده سال بود اما حالا بالای چهل سال است. در فرانسهی سال ۱۹۶۸ که نظام جمهوری داشت تحولات شدیدی را تجربه میکرد، میانگین سنی جمعیت ده سال کمتر از الان بود. در انگلیسِ آن دهه که با خشونتهای بخش صنعت و قدرتگیری اتحادیهها مواجه بود، میانگین سنی جمعیت پایین بود و حالا که این میانگین چهل سال است، دولت دردسرهای کمتری دارد. همه اینها در تحولات اجتماعی و سیاسی نقش مهمی دارند.
همگی این را میدانیم که کشورها دوست دارند نرخ زاد و ولد را افزایش دهند و این دلایل مالی و فرهنگی دارد. با این حال، مسنشدنِ جمعیت در بسیاری از کشورهای دنیا مزایایی هم داشته که شاید زیاد دربارهاش گفته نمیشود. مهمترینش این است که حفظ نظم در جامعه مسنتر میتواند آسانتر باشد. مثلاً انگلیس را در نظر بگیرید که جمعیتِ مسنشدهاش به برگزیت یعنی خروج از اتحادیه اروپا رای داد. بعد هم نارضایتی آنها از این پدیده و تبعاتش زیاد بود و حتی در فضای مجازی هم سر و صدا به پا کرد. با این حال، جمعیت مسنتر حوصلهی آن را ندارد که به خیابان بیاید و به صورت حضوری به تبعات برگزیت اعتراض کند. گفته میشود که سطح تستسترون هم در بعد از چهل سالگی در بدن مردان کاهش مییابد و این هم دلیلی دیگر بر این است که آنها به دنبال اعتراض خیابانی نخواهند افتاد که خیلی از دولتهای جهان را خوشحال میکند. یادمان هست که در بسیاری از اعتراضات در کشورهای اروپایی مثل لهستان در دهه ۱۹۸۰ میلادی، جوانان بودند که موضوع را پیش میبردند چون میانگین سن جامعه پایین بود.
جالب است بدانید که ایلان ماسک پیشبینی کرده که باید منتظر وقوع جنگ داخلی در انگلیس بود. درواقع او بعد از مشاهده شورشهای دردسرساز اما قابل مهاری که اخیراً در انگلیس رخ داد به چنین نتیجهای رسیده بود و معتقد بود که فروپاشی مدنی در انگلیس میتواند در راه باشد. اما واقعیت قضیه این است که بدترین شورشهای خشونتآمیز در انگلیس زمانی رخ داد که ایلان ماسک بچهای بیش نبوده. او نمیداند که در آن زمان، چطور تحولات سریع باعث شد بخشهایی از شهرهای بزرگ انگلیس خالی از سکنه شوند و چه تبعات اجتماعی دیگری در جامعه مشاهده میشد.
اما امروزه با چه وضعیتی مواجه هستیم؟ فعال بودن یا همان اکتیویسم به یک آیین طبقه بورژوازی تبدیل شده است. مثل این است که ناراحتیهایتان را برای یک تراپیست توصیف کرده باشید. امروزه روزنامهنگاران به شخصیتهای رادیکال به عنوان شخصیتهای خوب ماجرا ارجاع میدهند. از طرف دیگر، همه روی لزوم افزایش جمعیت جوان در کشور خود تاکید میکنند اما به محض اینکه آن جوان به دنبال چیزی فراتر از زندگی متوسطش باشد همه از دست او شاکی میشوند. برای چنین حکمرانهایی، احتمالاً بهتر است که جمعیت کشورشان مسن باقی بماند تا در آینده احساس بهمریختگیِ اجتماع بهشان دست ندهد.
واقعیتِ سن جامعه و آیندهی جامعه این است که وقتی سن شما به ۳۳ برسد هنوز حس میکنید ۲۱ ساله هستید اما وقتی ۳۶ ساله شوید، ناگهان احساستان تغییر میکند و ممکن است حس کنید سنتان بیشتر است و مثلاً پنجاه سال دارید. اینکه در میانه دهه سی چه اتفاقی میافتد که احساسات این طور تغییر میکند موضوع جالبی است و میدانیم که بسیاری از ورزشکارها هم در همین حس اعلام بازنشستگی میکنند. آن بخشی از این موضوع که برای جوامع و آینده آنها اهمیت دارد این است که افزایش متوسط سن جامعه لزوماً چیز ناخوشایندی نیست. انرژی جامعه در چنین شرایطی کم میشود اما خشم و ناراحتی جامعه هم ممکن است کمتر شود. اثر انبوه این موضوع میتواند عاملی تعیینکننده در سیاستگذاریهای جدید دولتها باشد. قدیمها میگفتند به آدمِ بالای سی سال اطمینان نکنید اما حالا شاید برعکسش درست از آب در آمده باشد.
نظر خود را بنویسید