بسیاری از اقتصادهای نوظهور از جمله برزیل، هند و مکزیک در تلاش هستند که الگو و استراتژی چین را تقلید کنند تا به موفقیت برسند. با این حال، اکونومیست در این تحلیل نشان داده که تبدیل شدن به چین کار سادهای نیست و هر اقتصادی نمیتواند از این الگو پیروی کند.
در ابتدا اقتصادهای نوظهور وضعیتی نسبتاً مشابه داشتند تا اینکه چین از همه آنها سبقت گرفت. حالا اما به نظر میرسد اقتصادهای نوظهور دوباره به میدان بازگشتهاند و قرار است جنگ تجاری بزرگی علیه چین آغاز کنند. در حالیکه تنشها میان چین و آمریکا بالا گرفته، سایر کشورها و اقتصادهای نوظهور تلاش میکنند از این موقعیت نهایت بهره را ببرند تا وضعیت را به نفع خودشان تغییر دهند. کشورهای غربی در نبرد با چین سعی دارند مسیرهای جدیدی برای فعالیتهای تجاری پیدا کنند. آنها میخواهند کارخانههای تولیدی خود را در دیگر کشورها به راه بیندازند. در مقابل، چین هم دچار بحران شده و سرمایهگذاریهای خارجیاش به شدت کاهش پیدا کرده است.
چین تمام تلاش خود را به کار گرفته تا مقابل سایر کشورها بایستد و در میدان رقابت باقی بماند. این کشور با مشکلات اقتصادی بسیاری دستوپنجه نرم کرده و همچنان هم اصلیترین هدفش این است که مسیر رشد اقتصادی را تغییر دهد و اقتصادش را در مسیر بهبود قرار دهد. به این ترتیب چین میخواهد همچنان در کنار آمریکا، اصلیترین قدرت اقتصادی در جهان باشد و از این مسیر به قدرت اقتصادی هم دست پیدا کند. این کشور تلاش دارد سلطه خودش را بر زنجیره تامین در جهان به نمایش بگذارد. هنوز هم در زمینه برخی از کالاهای سنتی مثل مواد شیمیایی و فولاد، میتوان قدرت چین را مشاهده کرد.
آمریکا در مقابل، سعی دارد جلوی ادامه قدرت اقتصادی چین را بگیرد. برای مثال همین چند وقت پیش ژانت یلن، رئیسخزانهداری آمریکا به چین سفر کرد و در آنجا اعلام کرد این کشور با سیل کالاهای ارزان چینی در جهان موافق نیست. به دنبال همین صحبتها بود که چند روز بعد، دولت جو بایدن تعرفههای جدیدی را علیه کالاهای چینی وضع کرد. البته چین هم دوستان خودش را دارد، دوستانی که برای کالاهایش ارزش قائل هستند.
سیاستگذاران در بازارهای نوظهور با مشاهده این وضعیت، احساس نگرانی میکنند. جنگ چین با آمریکا و حبس کالاهای چینی درون چین، میتواند تهدیدی برای اقتصادهای در حال توسعه هم باشد. به همین دلیل است که اقتصادهای نوظهور هم در زمینه ورود کالاهای چینی، محدودیتهایی در نظر گرفتهاند. نکته جالب اینجاست که همین کشورها روی توسعه روابط آزاد و تجارت آزاد با سایر کشورها اصرار دارند و صرفاً این سیاست را در مورد چین در پیش گرفتهاند. با این حال، موفقیت آنها در این مسیر هم جای سوال دارد!
*استراتژی چینی
کشورهایی که در مسیر تولید انبوه مثل چین قرار گرفتهاند، مشتاق هستند روابط خود را با بازارهای بزرگ مثل بازارهای غربی توسعه بدهند. برای مثال سال گذشته شیلی روابطش را با اتحادیه اروپا توسعه داد. این کشورها به نوعی به دنبال کاهش اتکای خود به چین هم هستند. هند هم جزو کشورهایی است که این مسیر را در پیش گرفته است. به این ترتیب، کشورها و اقتصادهای نوظهور از یکسو به دنبال حذف موانع در ارتباط با کشورهای غربی و بازارهای بزرگ هستند و از سوی دیگر میخواهند روابط خود را با چین محدود سازند تا از تولید داخلی خود حمایت کرده باشند. با این یک مشکل وجود دارد و آن هم رقابت در زمینه قیمت است.
برخی از کالاهای چینی قیمتی بسیار پایین و در عین حال کیفیتی قابل قبول دارند که به سادگی نمیتوان با آنها در زمینه تولید، رقابت کرد. مسئله دیگری که وجود دارد به فناوری مربوط میشود. همه کشورها و اقتصادهای نوظهور در زمینه فناوریهای پیشرفته به چین وابسته هستند. آنها میدانند که چین در خط مقدم فناوریهای توسعهیافته سنگر گرفته و در نتیجه نمیتوانند به سادگی در این زمینه خودشان را به چین برسانند.
در نهایت، همه اقتصادهای نوظهور میخواهند روش چین را تقلید کنند و در مسیر چین قدم بردارند، اما در عین حال رقابت با اژدهای سرخ کار سادهای نیست. این کشور در زمانی مناسب، با الگویی مطلوب در مسیر پیشرفت و توسعه قدم برداشته است. حالا همه اقتصادهای نوظهور از جمله هند و برزیل میخواهند به صورت همزمان، رفتار چین را تقلید کنند و در عین حال به بازارهای بزرگی همچون بازارهای اروپایی و همچنین بازار آمریکا دسترسی داشته باشند، این مسئله به نظر نشدنی میآید. به هر حال اقتصادهای نوظهور در حال توسعه صادرات خودشان هستند و تلاش دارند تا جای ممکن تولیداتشان را بالا ببرند به این امید که بتوانند با چین واقعاً رقابت کنند.
نظر خود را بنویسید