واسیلی لئونتیف، نوبلیستی که فراتر از مرزهای اقتصاد رفت

مرد پشت پرده مدل‌های اقتصادی

...

بسیاری تصور می‌کنند واسیلی لئونتیف فقط در علم اقتصاد نقش‌آفرینی کرده در حالی‌که او پایش را فراتر از قلمروی اقتصاد گذاشته و نوآوری‌های بزرگی در بخش‌های مختلف داشته که زندگی انسان‌ها را بهبود بخشیده است

اقتصاددان‌ها یک مدل ریاضیاتی بسیار مطرح و معروف دارند که با عنوان «جدول داده-ستانده» شناخته می‌شود. نخستین بار واسیلی لئونتیف این مفهوم مهم در دنیای اقتصاد را توسعه داد و بابت آن جایزه نوبل دریافت کرد. به عبارت دیگر، لئونتیف با این اقدام خود، انقلابی بزرگ در نظام اقتصادی به پا کرد. سفر واسیلی در دنیای علم اقتصاد از روزی آغاز شد که در خانواده‌اش تولد یافت؛ پدر و مادرِ روس او هر دو در دوران آشوب سیاسی، در بستری آکادمیک فعالیت کرده بودند و زمینه‌ای برای فرزندشان فراهم شده بود تا در این مسیر قدم بردارد. این سفر در دانشگاه لنین‌گراد ادامه پیدا کرد و نوبل اقتصاد ختم شد. قصه زندگی او بی‌تردید خواندنی است.

روی پنجم آگوست 1906 بود که در مونیخِ آلمانی، خانواده‌ای فرهیخته از روسیه، صاحب فرزند پسری شدند و نامش را «واسیلی» گذاشتند. پدرِ خانواده، استاد برجسته اقتصاد بود و مادر هم به عنوان یک پیانیست حرفه‌ای و با استعداد در آلمان شناخته می‌شد. واسیلی در این شرایط قدم به دنیا گذاشت و از بدو تولد در مسیر فرهیختگی گام برداشت و بالنده شد.

*پیشرفت در سایه جنگ جهانی

جنگ جهانی اول و انقلاب روسیه دست به دست هم دادند و شرایط را برای خانواده لئونتیف دگرگون کردند. خانواده واسیلی در نهایت ناچار شدند به سن‌پترزبورگ بروند و در آن‌جا تقاضای پناهندگی کنند چرا که اروپا زیر بمب و خمپاره‌های جنگ جهانی اول بود. واسیلی در همین شرایط بحرانی، توانست علاقمندی خود را در کنار پدرش کشف کند: اقتصاد. او می‌خواست در دنیای اقتصاد ریشه بزند و در این مسیر پیشرفت کند؛ اتفاقی که در عالمِ واقع هم رقم خورد.

سرانجام تلاش برای پیشرفت در دنیای ریاضیات و اقتصاد، پای واسیلی را به دانشگاه لنین‌گراد باز کرد، دانشگاهی که قرار بود مسیر پیشرفت از آن‌جا مهیا شود. او در این دانشگاه با رهبران و پیشروهای علم اقتصاد آشنا شد و توانست از آن‌ها روش‌های پژوهش را بیاموزد و راه خودش را پیدا کند. این دانشگاه در حال حاضر با عنوان «دانشگاه سن‌پترزبورگ» شناخته می‌شود.

*آشنایی با مشاهیر علم اقتصاد

دانشگاه لنین‌گرادِ آن زمان اساتید بزرگ علم اقتصاد را در خود جای داده بود که مهم‌ترینِ آن‌ها «نیکولای کندراتیف» و «سیمون کوزنتس» بودند. این دو نفر تاثیری ماندگار بر زندگی واسیلی لئونتیف گذاشتند و به نوعی زندگی و آینده‌اش را شکل دادند. در همین دوره بود که واسیلی فهمید باید حوزه اقتصاد نظری را دنبال کند و به دنبال تحلیل تجربی در این عرصه باشد. به این ترتیب پایه‌های آینده را گذاشت و در مسیری قدم برداشت که بتواند سهم خود را به آیندگان ادا کند.

سال 1925 بود که لئونتیف فارغ‌التحصیل شد، در آن زمان می‌خواست نقشی اساسی در اقتصاد ایفا کند، مسیرش طولانی بود اما در نهایت به موفقیت دست پیدا کرد. اساتید و مربیان لئونتیف، همگی او را تشویق می‌کردند که به مسیر تحصیلی خود ادامه دهد. در نتیجه او تصمیم گرفت قدم به دانشگاه‌های اروپایی بگذارد و به همین دلیل به دانشگاه برلین رفت تا با چهره‌های جدید آشنا شود.

*فاشیسم لئونتیف را به آمریکا فرستاد!

واسیلی در آلمان تحصیل می‌کرد و از وضعیت خودش راضی بود اما ظهور و خیزش فاشیسم در این کشور، موانعی را پیش روی او قرار داد و باعث شد به دنبال پناهندگی در کشوری دیگر باشد. سرانجام در سال 1931 به این نتیجه رسید که باید از ادامه تحصیل و مسیر حرفه‌ای در اروپا قطع امید کند و همین‌جا بود که چمدانش را بست تا راهی آمریکا شود.

هرچند لئونتیف با خودش عهد بسته بود که نسبت به اروپا وفادار بماند، اما خیزش فاشیسم در این منطقه باعث شد عهدش را بشکند و قدم به سرزمینی جدید بگذارد: آمریکا. او برای دوره‌ای مطالعاتی به دانشگاه هاروارد آمریکا رفت و از اینجا به بعد، فصل جدیدی در زندگی او آغاز شد که شاید خودش هم تصورش را نمی‌کرد. بسیاری از تحلیل‌گران می‌گویند این سفر به آمریکا، نقشی اساسی در آینده لئونتیف گذاشت و آینده حرفه‌ای‌اش را در دنیای اقتصاد به کلی تغییر داد. در واقع، سفر به آمریکا یک نقطه عطف بود. هرچند او مسیرش را برای ادامه در اقتصاد، از قبل انتخاب کرده بود، اما به هر حال، این سفر به آمریکا بود که باعث شد هدف اصلی‌اش را در اقتصاد پیدا کند. در واقع سفر به آمریکا بود که واسیلی لئونتیف را به یکی از مهم‌ترین اقتصاددان‌های قرن بیستم در جهان تبدیل کرد.

*مقدمه‌ای برای یک مدل اقتصادی

ورود به دانشگاه هاروارد برای واسیلی لئونتیف، ورود به عصر جدیدی از زندگی‌اش بود که در دهه 30 میلادی رقم خورد. او توانست خودش را به عنوان یک اقتصاددان مبتکر و نوآور در جهان معرفی کند. واسیلی که در ابتدا از کوزنتس و کندراتیف الهام گرفته بود، حالا تحت تاثیر جان مینارد کینز قرار داشت، اقتصاددانی که هر دانشجویی در رویای دیدنش بود. در دیدار با کینز، به شناخت اقتصاد صنعتی و مدرن علاقمند شد و تصمیم گرفت از پیچیدگی‌های آن سر در بیاورد. او می‌خواست ابزارهای جدیدی برای تحلیل در نظام اقتصادی معرفی کند و در همین‌جا بود که توانست جدول داده-ستانده را معرفی کند.

تحلیل داده-ستانده نوعی روش برای مطالعه اقتصادی است که از طریق آن می‌توان بخش‌های مختلف اما مرتبط با هم در اقتصاد را مورد بررسی قرار داد. براساس این مدل، یک چهارچوب نظام‌مند برای فهم تولید در بخش‌های مختلف حاصل می‌شود و در نهایت به خروجی ختم خواهد شد. این تحلیل به صورت مرحله به مرحله از این قرار است:

1.تشخیص بخش‌های اقتصاد: نخستین گام در این روش تحلیلی، تشخیص بخش‌های مختلفی است که اقتصاد را تشکیل می‌دهد. این بخش‌ها شامل کشاورزی، تولید، خدمات، حمل‌ونقل، ساخت‌وساز و بسیاری از دیگر موارد می‌شود. هر بخش هم نشان‌دهنده فعالیت اقتصادی منحصربه‌فردی است.

2.طراحی جدول ورودی-خروجی: وقتی بخش‌های مختلف اقتصادی مشخص شدند، زمان آن می‌رسد که جریان ورود و خروج کالاها و خدمات بین بخش‌ها را مورد بررسی قرار دهیم. طراحی چنین جدولی می‌تواند در قالب یک ماتریکس، روابط بخش‌ها را تا حدود زیادی روشن کند.

3.تعریف ورودی و خروجی: در جدول ورودی-خروجی، هر ردیف نشان‌دهنده ورودی‌های هر بخش اقتصادی به شمار می‌آِید و هر ستون هم نمایانگر خروجی‌های هر بخش است. ورودی‌های جدول، نشان می‌دهد که تولید در چه سطحی قرار داشته و در نتیجه می‌توان آن را با خروجی‌ها مورد مقایسه و بررسی قرار داد.

4.محاسبه مجموع تولید: اگر هر ردیف را جمع کنید، به مجموع تولیدی دست پیدا می‌کند. این روشی است که اقتصاددان‌ها از آن نهایت بهره را می‌برند. حجم کلی اقتصاد را هم می‌توان از همین مسیر تشخیص داد که بسیار کاربردی و موثر خواهد بود.

5.تحلیل روابط: اقتصاددان‌ها از مسیر این جدول داده-ستانده، روابط میان بخش‌های مختلف را به عدد تبدیل می‌کند و به صورت کمی، مورد بررسی قرار می‌دهند. برای مثال می‌فهمند که آیا تقاضا برای خودرو وجود دارد یا خیر؛ این ارزیابی از مسیر بررسی حمل‌ونقل و برخی از دیگر بخش‌های اقتصادی به دست می‌آید.

6.ارزیابی اثرات اقتصادی: در گام بعدی، جدول داده-ستانده کمک می‌کند اثرات بالقوه شناسایی شوند. به این ترتیب اقتصاددان‌ها می‌توانند از طریق سیاست‌گذاری‌های مختلف در این مسیر مداخله کنند و سناریوهای متفاوت را در نظر بگیرند.

روی هم رفته جدول داده-ستانده از طریق مراحلی که گفته شد، به درک ساختار و دینامیک نظام اقتصادیِ مدرن کمک می‌کند. اقتصاددان‌ها و سیاست‌گذاران هم می‌توانند از طریق آن به اطلاعات مورد نیاز خود دست یابند و در انبوه پیچیدگی‌های سیاست‌گذاری‌های اقتصادی، مسیر خود را پیدا کنند.

*قضیه تناقض لئونتیف

یکی از بزرگ‌ترین نقش‌آفرینی‌های واسیلی لئونتیف در علم اقتصاد، معرفی قضیه تناقض لئونتیف بود. این تناض در حقیقت پدیده‌ای است که در سطح نظریه تجارت بین‌الملل مشاهده می‌شود و خرد جمعی را به چالش می‌کشد. در این تناقض، پرسش‌های قابل تاملی مطرح می‌شود که درباره ماهیت مزایای رقابت است. نخستین بار دهه 50 میلادی بود که واسیلی لئونتیف به این قضیه دست پیدا کرد و نام آن را هم مطابق با نام خودش گذاشت: تناقض لئونتیف. این تناقض عمدتا بر محور یافته‌های جدول داده-ستانده می‌چرخد.

به صورت سنتی، کشورهایی که در تولید کالاها و خدمات خاصی تخصص دارند، در همان حوزه از مزیت بهره‌وری هم برخوردار هستند. آن‌ها با همین کالاها با دیگر کشورها مراوده تجاری خود را پیش می‌برند تا سطح رفاه عمومی را افزایش دهند. براساس تناقض لئونتیف، کشورها باید کالاهایی را صادر کنند بهره‌وری‌شان در زمینه تولید آن‌ها هم بالاست. این کار از مسیر تولید پیش می‌رود. در عین حال، باید کالاهایی را وارد کنند که در زمینه تولید آن‌ها، بهره‌وری پایینی دارند.

با این حال، طبق تحلیل واسیلی لئونتیف از جریان تجارت در آمریکا در دهه 40 میلادی، شاهد یافته‌های شگفت‌آوری هستیم: آمریکا به عنوان یکی از کشورهایی که از موهبت‌های بیشماری برخوردار است، کالاهایی صادر می‌کرد که به نیروی کار نیاز داشت و در مقابل، کالاهایی وارداتی‌اش هم در آن دسته‌ای بودند که به سرمایه‌های کلان نیاز داشتند. این در حالی است که طبق باور عمومِ اقتصاددان‌ها، آمریکا سرزمین سرمایه و سرمایه‌داری به شمار می‌آید. پس عجیب است که کالاهایی مرتبط با این حوزه را وارد کند. در واقع شیوه صادرات و واردات کالاها در این کشور به نظر کاملا برعکس می‌آید.

وقتی لئونتیف به این یافته‌ها در مورد اقتصاد آمریکا دست پیدا کرد، مباحث زیادی در ارتباط با آن در جهان مطرح شد. هر کسی تلاش می‌کرد به نوعی آن را توضیح دهد. یکی از توضیحات این است که آمریکا از مزیت رقابتی در صنایع سرمایه-محور برخوردار است اما در عین حال، کارگران ماهر بیشتری نسبت به سایر کشورها دارد. مسئله دیگر، تولید کالاهایی است که الگوی تجارت جهانی را تغییر می‌دهد. آمریکا از این دسته کالاها، بسیار تولید می‌کند. به این ترتیب، کالاهای تولیدی‌اش، الگوی جهانی را تغییر خواهد داد. در نهایت این قضیه که لئونتیف مطرح کرد، به عنوان یکی از مهم‌ترین مسائل در دنیای اقتصاد مطرح شد.

*مرد ژورنال‌های اقتصادی

اکثر اقتصاددان‌های کلاسیک و قدیمی که به جایزه نوبل اقتصاد دست پیدا کرده‌اند، کتاب‌های بسیاری به رشته تحریر درآورده‌اند و بابت این کتاب‌ها هم شناخته می‌شوند. کتاب‌های آن‌ها عمدتا به عنوان مرجع دانشگاهی شناخته می‌شود و دانشجویان هم این اقتصاددان‌ها را از طریق کتاب‌هایشان می‌شناسند. با این حال، اقتصاددان‌های مطرح و بزرگی هم وجود دارند که کتاب پرفروشی نداشته‌اند اما توانسته‌اند در دنیای آکادمیک مطرح شوند و به جایز نوبل اقتصاد هم دست پیدا کنند، یکی از این چهره‌ها، واسیلی لئونتیف است که می‌توان لقب «مرد ژورنال‌های آکادمیک و اقتصادی» را برای او در نظر گرفت. بسیاری از مقالات او هنوز در دنیای اقتصاد مورد بررسی قرار می‌گیرد. با این حال کتاب‌های اندکی هم از او وجود دارد که ارزش خواندن دارند.

1.      اقتصاد داده-ستانده (1986)

لئونتیف این کتاب را به همراه چارلز فاینشتاین به رشته تحریر درآورد و در آن به تحلیل داده-ستانده پرداخت. در این کتاب، به روشی پرداخته شده که واسیلی لئونتیف ابداع کرده و در آن حرف اول را می‌زند. مقولاتی نظیر ساختار جدول‌های داده-ستانده، حساب‌های ملی، و کاربر تحلیل داده-ستانده در برنامه‌ریزی اقتصادی جزو مواردی است که در این کتاب به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته است.

2.      ساختار اقتصاد آمریکا (1929-1919)

این کتاب به مقوله تحلیل تعادل در عالم اقتصاد هم پرداخته شده است. در این مطالعه که برای اقتصاددان‌ها بسیار راه‌گشاست، اقتصاد آمریکا هم مورد بررسی قرار گرفته و نکات درخشانی از آن به دست آمده است. در خلال این کتاب، می‌توان به در هم تنیدگی بخش‌های مختلف اقتصاد هم پی برد که برای اقتصاددان‌ها و درک ساختار اقتصادی بسیار مهم است.

3.      مقالاتی در علم اقتصاد (1966)

از آن‌جا که لئونتیف مرد ژورنال‌ها و مقالات علمی بوده، در نهایت مجموعه‌ای از مقالات فراهم کرده که در آن‌ها به مقولات متنوع و مختلف اقتصادی هم پرداخته است. از مسئله تولید داخلی گرفته تا بررسی ثابت اقتصادی و تعادل در نظام اقتصادی، همه این موارد در مقالات لئونتیف مطرح و ارزیابی شده است و علاقمندان به اقتصاد هم می‌توانند از آن نهایت بهره را ببرند.

در نهایت می‌توان گفت واسیلی لئونتیف، بابت نظریه‌اش به نوبل اقتصاد دست پیدا کرده و الزاما از مسیر کتاب‌هایش نمی‌توان به نفوذش در دنیای اقتصاد پی برد. او پایه‌های اساسی علم اقتصاد را بنا گذاشته و به این ترتیب جهان سیاست‌گذاری اقتصادی را شکل داده است. با این حال، کتاب‌ها درباره او زیاد حرف نمی‌زنند، این مقالات هستند که ابعاد مختلف فکریِ لئونتیف را به علاقمندان به دنیای اقتصاد، نشان می‌دهد.

*روزی که نوبل به دستان واسیلی رسید

سال 1973 بود که آکادمی ارائه جوایز نوبل اعلام کرد واسیلی لئونتیف برنده جایزه نوبل اقتصاد شده است. او به دلیل ابداع نوآورانه مدل اقتصادی جدول داده-ستانده شایسته دریافت این جایزه شد. اقدامی که لئونتیف انجام داد، انقلابی بزرگ در دنیای اقتصاد به پا کرد و تاثیری عمیق روی سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی اقتصادی در سرتاسر جهان گذاشت. به همین دلیل همه بر این باور بودند که او باید این جایزه را دریافت کند.

لئونتیف بابت توسعه مدل اقتصادی «جدول داده-ستانده» جایزه نوبل را دریافت کرد. در این مدل تحلیلی، چهارچوبی فراهم شده که از طریق آن می‌توان بخش‌های مختلف اقتصاد و روابط آن‌ها را مشخص کرد. برنامه‌ریزهای اقتصادی هم از این مدل نهایت بهره را گرفته‌اند. این جدول به طور ویژه برای تحلیل اقتصادهای منطقه‌ای موثر است و به پژوهشگران فرصت می‌دهد روابط عوامل اقتصادی مختلف با یکدیگر را ارزیابی کنند.

نوبل تنها جایزه و افتخاری نبود که لئونتیف در طول عمر پرافتخار خود به دست آورد. او در دوره‌های مختلف به عناوین و جوایزی دست پیدا کرد که بسیاری از اهالی علم اقتصاد رویایش را در سر می‌پرورانند. هرچند سال‌ها از مرگ او هم می‌گذرد، همچنان آثارش به عنوان کارهای اثرگذار در دنیای اقتصاد مورد استفاده قرار می‌گیرد و به همین دلیل به عنوان یکی از بانفوذترین اقتصاددان‌های قرن بیستم در جهان شناخته می‌شود.

*سهمی فراتر از اقتصاد

بسیاری تصور می‌کنند واسیلی لئونتیف فقط در علم اقتصاد نقش‌آفرینی کرده در حالی‌که او پایش را فراتر از قلمروی اقتصاد گذاشته و نوآوری‌های بزرگی در بخش‌های مختلف داشته که زندگی انسان‌ها را بهبود بخشیده است. برخی از این نقش‌آفرینی‌ها از این قرارند:

1.      پایداری محیط زیست

یکی از بزرگ‌ترین نگرانی‌های لئونتیف همیشه در زمینه عواقب توسعه اقتصادی در محیط زیست بود. از نگاه او، پایداری باید در اولویت اقتصاددان‌ها قرار بگیرد. او در تحلیل‌های اقتصادی خود به مقوله پایداری محیط زیست هم پرداخته و روش‌های تحلیلی هم در این زمینه معرفی کرده است.

2.      رفاه اجتماعی

بهبود شرایط رفاه عمومی یکی از موضوعات مورد علاقه واسیلی لئونتیف بود که مطالعات بسیاری درباره آن انجام داد. او در تحلیل‌های خود، توزیع نابرابر درآمد را مورد بررسی قرار داد و مدل‌هایی در این زمینه معرفی کرد تا بهبودی در این زمینه حاصل شود. به این ترتیب او در رابطه با رفاه اجتماعی هم نقش‌آفرینی داشته است.

3.      نوآوری در فناوری

هرچند زندگی لئونتیف کمی با پیشرفت‌های عمیق دنیای فناوری فاصله داشت، اما مدل‌هایی که معرفی کرده سال‌ها بعد از طریق دانشمندان در دنیای فناوری مورد بهره‌برداری قرار گرفته است. به این ترتیب، لئونتیف هرچند خودش حضور نداشته اما به صورت غیرمستقیم، دنیای فناوری را متحول کرده و نظریه‌های ارزشمندی در این زمینه ارائه کرده است.

4.      توسعه جهانی

آخرین سهم لئونتیف در دنیایی خارج از دنیای اقتصاد را می‌توان در زمینه توسعه جهانی مورد بررسی قرار داد. او با نظریه‌های خود، به توسعه جهان کمک کرده و باعث شده جهان به شکلی پایدارتر، روابط تجاری را پیش ببرد. در واقع مدل‌هایی که واسیلی لئونتیف معرفی کرده، استراتژی‌هایی هستند که این روزها برنامه‌ریزها مورد استفاده قرار می‌دهند.

*پایان یک چهره اثرگذار

سال 1932 بود که واسیلی لئونتیف با یک شاعر به اسم استل مارکس ازدواج کرد. حاصل این ازدواج، دختری بود که در سال 1936 متولد شد. واسیلی علاقه زیادی به ماهیگیری و رقص باله داشت و همیشه هنر را در زندگی‌اش می‌ستود. همین علاقمندی‌ها او را به چهره‌ای متفاوت تبدیل کرده بود. نزدیکانش می‌گویند او همیشه به کشاورزی علاقه داشت و سعی می‌کرد خودش را با مزرعه‌ای کوچک که در آمریکا داشت، سرگرم کند. در نهایت لئونتیف در روز پنجم فوریه 1999 در 93 سالگی از دنیا رفت.

منبع:آینده نگر

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?77774

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام