پاییز سال 1323 ایران هنوز در اشغال نیروهای متفقین بود و ورود اقلام مورد نیاز صنعتی به کشور با مشکلات اساسی روبرو شده بود. در همان روزها مهندس جوانی تصمیم گرفته بود بحران را تبدیل به فرصت کند. او مدام در حال ساخت تجهیزات صنعتی بود تا چرخ صنعت برق بچرخد، ماشینها و حمل و نقل شهری و جادهای سرپا باشد و بتوان از ظرفیت چاههای آب تهران به درستی استفاده کرد.
پاییز سال 1323 ایران هنوز در اشغال نیروهای متفقین بود و ورود اقلام مورد نیاز صنعتی به کشور با مشکلات اساسی روبرو شده بود. در همان روزها مهندس جوانی تصمیم گرفته بود بحران را تبدیل به فرصت کند. او مدام در حال ساخت تجهیزات صنعتی بود تا چرخ صنعت برق بچرخد، ماشینها و حمل و نقل شهری و جادهای سرپا باشد و بتوان از ظرفیت چاههای آب تهران به درستی استفاده کرد. در یکی از همان روزها وقتی این مهندس جوان برای سرکشی به سیمکشی در یکی از چاههای آب حفر شده در جنوب تهران، رفته بود، به دلیل یک مشکل فنی به قعر چاه افتاد و درگذشت. نام این جوان خلیل ارجمند بود. کسی که در مدت کوتاه زندگی، به دستآوردهای بزرگ صنعتی رسیده بود و میراث ماندگاری به نام کارخانه ارج را از خود به یادگار گذاشت. میراثی که پس از او توسط خانوادهاش حفظ شد و بعدها به شکوفایی بیشتر رسید.
از تولد تا تحصیل در فرنگ
رحیم ارجمند، فرزند بزرگ خانوادهای اهل کاشان بود. او در کودکی به همراه خانوادهاش به تهران آمد و پس از گذراندن دوران تحصیل در کالج آمریکاییها و دبیرستان دارالفنون، در 19 سالگی به عنوان کارمند پست در بندرگز مشغول به کار شد. او سالها در اداره پست کار کرد و کمکم به ارتقای شغلی رسید. رحیم در همان سالهای جوانی با دختری به نام قدسیه منجم ازدواج کرد. سال 1288 آنها ساکن تهران شدند و اولین فرزند این زوج به دنیا آمد. نام او را خلیل گذاشتند. خلیل در روزهایی به دنیا آمد که تازه جنبش مشروطه به پایان رسیده بود و محمدعلی شاه را از سلطنت خلع و به اروپا تبعیدش کرده بودند.
دوران کودکی خلیل با دوران سلطنت احمدشاه، جنگ جهانی اول، بیماری و قحطی همراه بود. اما با همه این مصائب، زمانی که خلیل به سن مدرسه رسید، او را به دبستان تربیت فرستادند و پس از آن هم وارد دبیرستان ایرانشهر شد. سال 1303، خلیل 15 ساله بود که قدسیه پسر دیگری به دنیا آورد و نام آن را اسکندر گذاشتند. چهار سال پس از آن پسر سوم هم به جمع خانواده ارجمند اضافه شد که نام سیاوش را برایش انتخاب کردند. دوران دبیرستان خلیل مصادف شده بود با به سلطنت رسیدن رضا پهلوی. این تغییر حکومت در ارتقای شغلی رحیم هم تاثیر گذار بود و به معاونت اداره کل پست ایران رسید.
زندگی در خانوادهای اداری و تحصیلکرده، خلیل را ترغیب کرد تا در اولین گروه دانشجویان اعزام به خارج شرکت کند. او در این رقابت توانست بورسیه به دست آورد و در سال 1308 برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت. او در پاریس وارد رشته مهندسی مکانیک و برق شد. با گذراندن 4 سال دوره تحصیل در رشته مهندسی، خلیل به آلمان رفت و به مدت یک سال به کارآموزی در شرکت زیمنس مشغول شد. او در این سالها هم به صورت آکادمیک و هم به صورت تجربی در رشته مهندسی کسب تجربه کرد. خلیل میتوانست با سابقه تحصیلی و کاریاش در اروپا بماند، اما تصمیم گرفت به ایران برگردد.
راهاندازی کارگاه و شروع تولید
سال 1315 در میانه تغییرات وسیعی که رضا شاه در ساختار اداری، صنعتی و سیاسی کشور داده بود، خلیل پس از 7 سال به ایران بازگشت. پدر خلیل کارمند بلندپایهای بود و میتوانست به راحتی خلیل را هم به کار دولتی جذب کند. سابقه خانوادگی آنها هم همین پیشبینی را درباره او نزدیکتر میدانست. اما خلیل تصمیم گرفت با تجربیاتی که به دست آورده وارد کار تولید شود. او یک سال را مشغول تحقیق بود تا بالاخره کارگاهی 500 متر مربعی را با 8 کارگر در حوالی دروازه قزوین یا همان میدان قزوین کنونی افتتاح کرد. کارگرانی که او استخدام کرده بود با تکنولوژیهای جدیدی که خلیل آنها را برای کارگاه خود در نظر داشت، آشنا نبودند و او مدتی را هم صرف آموزش به آنها میکرد.
پس از مدتی هم تصمیم گرفت نام این کارگاه را «ارج» بگذارد، نامی که هم برشی از نام خانوادگی خودش یعنی ارجمند بود و هم از حروف اول سه کلمه یعنی آهنگری، ریختهگری و جوشکاری تشکیل شده بود. به این شکل در سال 1316، اولین پایههای ارج گذاشته شد. در آن سالها فعالیت این کارگاه در زمینه ساختن در و پنجره و نردههای فلزی بود و بیشتر حجم کار مربوط به ریختهگری میشد.
اولین پروژه بزرگ کارگاه ارج در سال 1317 انجام شد. در این سال بانک ملی ایران، سفارش بزرگی برای تزئین باغهای خود به ارج داد. خلیل با همکاری محسن فروغی سفارشهای دیگری از بانک ملی برای شعب آن در شهرستانها گرفت. محسن، پسر محمدعلی فروغی بود که در گروه اعزام به خارج همراه خلیل راهی پاریس شد و در رشته معماری مهندسی خود را گرفته بود. پس از این پروژه، سفارشهای زیادی از سازمانهای دولتی به کارگاه ارج میرسید. پروژههایی در زمینه ساخت سیستمهای تهویه که به کارگران و فضای کاری بیشتری احتیاج داشت. این اتفاق مصادف شد با شروع جنگ جهانی دوم و رکود واردات محصولات خارجی. خلیل اما از این شرایط به عنوان فرصت استفاده کرد و تا میتوانست بر محصولات کارخانه ارج اضافه میکرد. این حجم تولیدات بیشتر، خلیل ارجمند را محبور کرد تا کارخانه بزرگی را در میدان شوش تاسیس کند. سال 1321 این کارخانه در زمینی به مساحت بیست و یک هزار متر مربع راهاندازی شد.
اضافه شدن محصولات جدید هم خودش ماجرایی جداگانه دارد. در زمان جنگ جهانی دوم شرکت برق تهران با کمبود ترانسفورماتورها روبرو شده که بتوانند برق ۶هزار ولت را به ۲۲۰ ولت تبدیل کنند. خلیل ارجمند شروع به درستکردن این ترانسفورماتورها در ایران کرد. یا ابتکار دیگرش تولید تلمبههای برقی بود. همچنین در همان دوران جنگجهانی، از وقتی که ژاپن بندر پرلهاربر را بمباران کرد و وارد جنگ شد، لاستیک ماشین نایاب شده بود. چون مواد اولیهاش از کشورهای آسیای جنوبشرقی تامین میشد. در همان روزها اگر یک نفر میتوانست یک لاستیک گرانقیمت بخرد که یک بار بتواند کامیونش را مثلاً از تهران به رشت ببرد راضی بود و خلیل ارجمند شروع کرد به تولید لاستیک اتومبیل. البته لاستیکهایش بادوام نبود، اما کافی بود چون همه میدانستند و میگفتند «همین کافی است که ما بتوانیم یکبار به رشت برویم و برگردیم.»
خلیل بسیار مبتکر بود و تمام سفارشاتی که از سازمانهای دولتی میگرفت، همه را به خوبی انجام میداد. این مهندس از فرنگ برگشته در روزهایی در تهران این کارها را میکرد که حتی کارگران زیر دستش و مردم عادی چیزی مانند بشکه جوشکاری را تا آن روز ندیده بودند. وقتی او بشکه جوشکاری را به کارگاه آورده بود و مردم وقتی بشکه جوشکاری را از پنجرهها میدیدند تعجب میکردند که این دیگر چیست.
مرگ ناگهانی در جوانی
خلیل ارجمند از همان روزهای ابتدایی بازگشتش به ایران به عنوان استاد در دانشگاه فنی تهران هم تدریس میکرد. او هم با دانشجویان سر و کار داشت و هم با کارگران کارگاهش. خلیل زندگی خانوادگی و کاری موفقی داشت و به عنوان یک چهره صنعتی مهم در آن روزهای تهران شناخته میشد. در همان روزهای شروع به کار کارگاه خلیل با دختری به نام برازنده ازدواج کرد و حاصل این وصلت سه دختر به نامهای مهناز، سوسن و مینو بود. اما قرار نبود همیشه همه چیز بر مدار موفقیت باشد و اتفاق عجیبی همه معادلات زندگی خلیل ارجمند را بهم زد.
خلیل در کارخانه به تولید میز و صندلی روی آورده بود و تصمیم داشت تولید آنها را گسترش دهد. اما فرصتی برای دیدن شکوفایی ارج در زمینه تولید لوازم خانگی پیدا نکرد. در اوایل پاییز سال 1323 با تصمیم شهرداری تهران، قرار شد رختشویخانه عمومی در نزدیک کارخانه ارج ساخته شود. خلیل تصمیم گرفت حفر چاهها و رساندن برق به آنها را برای راهاندازی این رختشویخانه، برعهده بگیرد. روز ۳۰ مهر ماه، خلیل برای بازدید از چاه آبی که در نزدیکی کارخانه بود، خودش به داخل آن چاه رفت. اما کابل دستگاه بالابر پاره شد و خلیل که تنها 35 سال سن داشت، به عمق ۳۶متری چاه سقوط کرد و از دنیا رفت.
خلیل در مدت کوتاه زندگی به شخصیت شناخته شدهای در دانشگاه و صنعت تبدیل شده بود. سیاوش ارجمند برادر کوچک او روایت کرده که وقتی جنازه برادرش را از خیابان تختجمشید یا همان خیابان آیتالله طالقانی کنونی که هنوز آسفالت نشده بود، تشییع میکردند تعداد شرکتکنندگان آنقدر زیاد بود که گرد و خاک زیادی به هوا بلند شده بود. مرگ خلیل ارجمند با همه خدماتی که به ایرانیها کرد و کارخانه نوپایی که به جا گذاشت برای همه کسانی که او را میشناختند دردناک بود. مهندس مهدی بازرگان از دوستان نزدیک خلیل و از هم دورهایهایش در اعزام به پاریس بود. بازرگان در مراسم ختم خلیل ارجمند سخنرانی کرد و درباره او گفت: «ارجمند اگرچه فعال و مولد ثروت بود، ولی در بند جاه و مال نبود. خودخواهی را کنار گذاشته، خیر عموم و سعادت میهن را طلب مینمود. در کارخانه با کارگران با نهایت جوانمردی رفتار میکرد. در دانشکدهی فنی تهران و کانون مهندسین در سخاوت و بلندهمتی، بر همه پیشدستی میکرد. دوستی باوفا و همکاری باصفا بود. با وجود همهی تواناییها، تکبر و خودستایی نداشت و در بند تظاهر و تبلیغ نبود. وی مرد عمل و آینهی اخلاق بود. وی در عمر ۳۵سالهی خود در برابر ۳۵۰ سال عمر، کار کرد و خدمت به خلق خدا نمود.»
رکود و رونق دوباره ارج
پس از مرگ خلیل ارجمند مدیریت کارخانه ارج به رحیم ارجمند پدرش و برازنده اشرف همسر خلیل واگذار شد. برازنده که فرزندان کوچکی داشت و نمیتوانست مستقیم به امور کارخانه رسیدگی کند. خلیل شریکی هم داشت به نام مهندس علیاکبری که مدتی بعد از مرگ خلیل از ایران رفت. این مسایل باعث شد که تمام بار مسئولیت مدیریت کارخانه ارج بر دوش رحیم ارجمند بیفتد. در آن سالها اسکندر پسر دیگر رحیم، برای ادامه تحصیل به آمریکا رفته بود. سیاوش هم هنوز 16 ساله بود و نمیتوانست کارهای مدیریتی را بر عهده بگیرد. تنها میتوانست به پدر در سر و سامان دادن اوضاع کمک برساند.
به مدت ۱۰ سال کارخانه ارج در رکود شدیدی فرو رفت. در این دوران رحیم ارجمند تنها توانست از نظر مالی کارخانه را مدیریت کند. دیگر از ابتکار در تولید و پروژههای بزرگ خبری نبود و ارج تا سال 1330 تقریباً یک کارخانه درجه پایین شده بود. حتی در برخی منابع وزارت دارایی اسنادی از منحل شدن آن در مقطعی از آن دوره، به چشم میخورد. براساس گزارش روزنامهی اطلاعات، رحیم ارجمند، در بازدید محمدرضا پهلوی از کارخانهی ارج در روز ۳۰ بهمن ۱۳۳۶ گفته: «پس از درگذشت او (خلیل) کارخانه با مشکلات و مصائب بسیار دست بهگریبان شد و به هر زحمتی بود، قسمی عمل شد که شیرازه از هم نپاشد.» او در ادامه صحبتهایش با شاه، محصولاتی که پس از خلیل تا مدتی در کارخانه ارج تولید میشد را معرفی کرده بود. این محصولات شامل اقلام زیر میشد: مخزنهای فلزی ثابت و متحرک برای مواد نفتی، آب و اجسام، تلمبههای برقی، بخاریهای نفتسوز، میز و صندلی تاشو، پنجرههای پروفیل آهنی و آلومینیومی، دستگاههای مالش چای و ماشینهای بالابردن عیار سنگهای معدنی.
در سال 30، اسکندر از آمریکا با مدرک مهندسی سیستمهای گرمایش مرکزی و تهویه مطبوع به ایران بازگشت و سه سالی هدایت ارج را برعهده گرفت. اما باز هم تغییر بزرگی اتفاق نیافتد. در سالهایی که پدر مدیر کارخانه بود، سیاوش هم برای ادامه تحصیل به مونیخ آلمان رفت. او در آنجا در رشته برق تحصیل کرد تا بتواند با دانش کافی به ایران برگردد و کارخانهای که از برادرش به یادگار مانده را به روزهای اوج بازگرداند. با بازگشت سیاوش، دو برادر در کنار یکدیگر به امور کارخانه رسیدگی میکردند. اما سیاوش به عنوان مدیر، تلاش بیشتری در جهت توسعه و بازگشت رونق به کارخانه ارج داشت. او در سال ۱۳۳۷ شروع به همکاری با مهندسهای فرانسوی و سوئدی کرد و از طرفی هم بیشتر مهندسان متخصص ایرانی را برای پیشرفت کارخانه ارج، دعوت به کار میکرد. در آن دوران کارخانه ۴۰ مهندس و کارمند و ۶۰۰ کارگر فنی داشت.
برند محبوب لوازم خانگی
در اواخر دهه ۱۳۳۰ تولیدات مختلفی از جمله بخاری ارج از تولیدات اولیه ایرانی در زمینه لوازم خانگی بود. مخصوصاً ساخت صندلی تاشو فلزی که سبک زندگی مردم را تغییر داد و جای صندلیهای چوبی لهستانی را گرفت. اما هنوز به معنای واقعی ارج به خط تولید انبوه وارد نشده بود و کارخانه هم سفارش میگرفت و هم تولیدات مختلفی داشت که با یکدیگر همخوانی نداشتند. براساس گفته خود سیاوش ارجمند اولین محصول خانگی ارج به معنای تولید انبوه در سال ۱۳۳۸ تولید شد. دومین محصول هم تولید کولر ارج بود. او در مسافرتی که به آریزونای آمریکا کرد به کالایی برخورد که به سادگی میتوانست درجه حرارت را تا بیش از 10 درجه کم کند. کولر آبی ارج بر اساس این محصول ساخته شد. ساخت انواع آن از جمله مدل پرتابل امکان استفاده تمامی گروهها با درآمدهای مختلف و در مکانهای مختلف را فراهم کرد. این محصول تحولی در خانههای مردم به وجود آورد و باعث شد همه اقشار جامعه از کمدرآمد تا ثروتمند با این برند آشنا شوند.
در سالهای ابتدایی دهه 40 دیگر کارخانه خیابان شوش جوابگوی توسعه تولیدات ارج نبود. به همین دلیل برادران ارجمند، زمین بزرگی در جاده مخصوص کرج خریداری کردند و در سال ۱۳۴۳ کارخانه به کیلومتر ۵ این جاده منتقل شد. هنوز هم این زمین و کارخانه در همان مکان قرار دارد. در این دوران تولید محصولات لوازم خانگی آغاز و رونق گرفته بود. در دهه ۱۳۴۰، کارخانه ارج به تولید یخچال، آبگرمکنهای نفتی و سپس آبگرمکنهای برقی، بخاری و ماشین لباسشویی و پرداخت. گفته میشود که فکر تولید یخچال توسط کارخانه ارج در سال ۱۳۴۱ به صورت اتفاقی و در جریان بازدید سیاوش ارجمند از یک کارخانه یخچالسازی در کشور دانمارک به وجود آمد. با این حال چند سال پس از تولید، یخچال ارج شهرتی باورنکردنی پیدا کرد.
در سال ۱۳۴۸ نمایشگاه صنعتی در مسکو برگزار شد و علینقی عالیخانی به عنوان وزیر اقتصاد ایران در این نمایشگاه حضور یافت. عالیخانی در کتاب خاطرات خود نوشته: «در آخرین سفری که به شوروی کردم به آقای نوویکو، نایب نخست وزیر شوروی که قائم مقام کاسیگن نخست وزیر وقت شوروی بود، یک یخچال ایرانی ارج هدیه دادم. او فوقالعاده خوشحال شد و به من تاکید کرد که راننده خودش میآید تا یخچال را ببرد و تاکید کرد مبادا یخچال را به دفترش بفرستم». از دهه 40 به بعد حداقل یکی از اقلام ساختهشده توسط کارخانه ارج در خانه همه ایرانیها بود. حتی اگر همین حالا سری به کاخ نیاوران بزنید در اتاق مخصوص محمدرضا پهلوی یک یخچال کوچک ارج خودنمایی میکند که نشان از کیفیت لوازم خانگی این برند و اعتبار بالای آن در میان اقشار مختلف مردم دارد.
علاوه بر یخچال و کولر آبی که تغییرات مهم و بزرگی در زندگی مردم عادی به وجود آوردند، آبگرمکن هم از محصولات بسیار جریانساز ارج بود. تولید آبگرمکنهای برقی باعث شد تا مردم بتوانند در زمینه مراقبتهای بهداشتی مثلاً استفاده از حمام شخصی در زندگی خود بهبود ایجاد کنند. دیگر لازم نبود به حمامهای عمومی بروند یا برای شستشوی لباس و ظروف بهسختی آب را گرم کنند.
ظرفیت بهرهبرداری از کارخانه در اردیبهشت سال ۱۳۵۴ به ۴۵۴ هزار و ۱۰۰ دستگاه لوازم خانگی رسیده بود. همچنین بررسیها نشان میدهد که فروش ارج از ۱۸۳ میلیون تومان در سال ۱۳۵۱ به ۳۶۸ میلیون تومان در سال ۱۳۵۳ رسیده. در این سال خالص کارخانه معادل ۳۷ میلیون تومان بود. در روزهای منتهی به بهمن ۱۳۵۷ تعداد کارکنان این کارخانه نزدیک به ۳ هزار نفر بودند. علاوه بر این تولیدات کارخانه موجب رونق کار تعمیرکنندگان لوازم خانگی و همچنین فروشندگان این صنعت هم شده بود. یکی از نکات قابل توجه در زمینه رشد و شکوفایی ارج، پویایی این شرکت و تلاش برای متنوع کردن محصولات از طریق ایجاد همکاری با شرکتهای خارجی مانند کلویناتور، زانوسی و بوزالن بود.
یک رقابت سالم
رقابت یکی از مهمترین عوامل رشد و شکوفایی صنایع در هر کشوری است. همزمان با شروع دهه 40 که آن را دوره طلایی اقتصاد ایران میدانند، صنایع خصوصی متولد شدند و رقابت میانشان شکل گرفت. این رقابت موجب شد تا صنعتگران مدام به فکر افزایش کیفیت محصولات و همچنین کاهش هزینههای مربوط به تولید آن به منظور کاهش قیمت باشند. در این شرایطی مصرفکننده هم حق انتخاب داشت و میتوانست محصولاتی با کیفیت بالا و قیمت مناسب خریداری کند. در این دوران یکی از رقبای اصلی کارخانه ارج در زمینه تولید لوازم خانگی، کارخانه آزمایش بود. این شرکت در سال ۱۳۳۷ توسط محسن آزمایش تاسیس شده بود. یعنی در همان روزهایی که ارج وارد دوره دوم شکوفایی خود شد.
اشتراک نوع محصولات تولیدی این دو کارخانه یعنی ارج و آزمایش موجب شد تا آنها دائماً با هم رقابت داشته باشند. حتی یکی از شعارهای تبلیغاتی کارخانه ارج، جملهی «آزمایش ثابت کرد که ارج بهتر است» بود. این جمله تا سالها در یاد و خاطره بسیاری ماندگار شد. کارخانه جنرال نیز یکی از رقبای اصلی کارخانه ارج و آزمایش بود. در سالها موج صنعتی شدن و همچنین واردات کالاهای خارجی موجب میشد تا صاحبان صنایع در هر شرایطی به بهترشدن کارشان بیندیشند. میتوان گفت که حتی در چنین فضایی، کارآفرینانی مانند سیاوش ارجمند به قوانین دست و پاگیر دولتی برای توسعه صنایع اعتراض داشتند. سیاوش ارجمند معتقد بود که مشکلات عمده صنایع بزرگ، کاهش در بهرهوری، مرغوبیت و مقدار تولید است که این مشکلات خود از ۳ عامل سرچشمه میگیرند. این ۳ عامل، ماده ۳۳ قانون کار و طرز اجرای آن، آییننامه انضباط مربوط به نیروی کار و در نهایت نحوه اجرای قانون سهیم شدن کارگران در سود ویژه کارگاهها بود.
رفاه کارکنان ارج
سیاوش به قوانینی مثل سهیم شدن کارگران در سود کارخانه معترض بود، اما رفاه کارکنان کارخانه همواره یکی از اولویتهای گردانندگان ارج محسوب میشد. در شرایط رونق و شکوفایی اقتصادی، معمولاً رفاه افرادی که در فرایند تولید دخالت دارند افزایش مییابد. از سوی دیگر توجه صاحبان صنایع و مدیران یک مجموعه میتواند در افزایش کیفیت کارکنان بسیار موثر باشد. سیاوش ارجمند از جمله افرادی بود که به رفاه و همچنین سلامت کارکنان خود اهمیت زیادی میداد. در سال ۱۳۴۹ کارخانه ارج به همراه کارخانه صنعتی بهشهر و سپنتا طرح تاسیس خانههای سازمانی برای کارگران را اجرا کردند. استفاده از این خانهها موجب میشد تا کارگران بتوانند تا زمانی که در ارج مشغول به کار هستند بدون دغدغهی مسکن، به زندگی خود ادامه دهند و اجارهبهای کمی را بابت این خانهها بپردازند.
از آنجایی که خانهدار شدن همیشه یکی از بزرگترین دغدغههای قشر کارگری در ایران بوده در سالهای بعدی بسیاری از صنایع مانند ایران ناسیونال اقدام به ساخت خانههایی برای کارگران و کارمندان خود کردند. از سوی دیگر کارخانه ارج اولین واحد تولیدی بخش خصوصی بود که برای کمک به کارکنان خود از مددکاران اجتماعی استفاده کرد. طراحان و مجریان چنین طرحی معتقد بودند که سلامت روح از اهمیت بالایی برخودار است و نشاط کارکنان به نفع کارخانه است.
مصادره و پس از آن
در سال ۱۳۵۸، کارخانه ارج هم مانند بسیاری از واحدهای تولیدی مشمول بند ج قانون حفاظت و توسعه صنایع ایران شد. این بند بیان میکرد که کارخانجات و موسساتی که وامهای قابل توجه برای احداث یا توسعه از بانکها دریافت کردهاند، در صورتی که کل بدهی آنها از دارایی خالص آنان بالاتر باشد، متعلق به دولت بوده و بقیه بدهی ایشان به عنوان طلب دولت و مردم به هر صورت که مقتضی باشد وصول خواهد شد. به این ترتیب ارج مصادره شد.
اما محبوبیت این برند و نیاز جامعه در سالهای ابتدایی پس از انقلاب، باعث شد که ارج از معدود کارخانههایی باشد که در سالهای پس از انقلاب با کیفیت نسبی به کار خود ادامه دهد. در دهه 60 قیمت محصولات این کارخانه توسط دولت تعیین میشد و محصولات نه توسط بخش خصوصی بلکه با حوالههای دولتی به فروش میرسید. بسیاری معتقدند که دلیل تداوم کار ارج در میانه سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۰، وجود هیئت مدیره متخصص آن بود. اما تغییر هیئت مدیره در دهه ۱۳۷۰ اوضاع را تغییر داد. سال ۱۳۷۳ شرکت سرمایهگذاری بانک ملی سهام صنایع ملی را خریداری کرد و تعیین هیئت مدیره به سرمایهگذاری بانک ملی واگذار شد. در سال ۱۳۷۶ یک اختلاس ۲۰ میلیارد تومانی در این کارخانه رخ داد. این مسئله به همراه عواملی مانند عدم به روز رسانی در تولیدات و همچنین مشکلات مالی، موجب شد تا ارج در سراشیبی سقوط قرار بگیرد.
زمانی که در سال ۱۳۹۵ خبر بسته شدن کارخانه ارج منتشر شد سیاوش ارجمند نوشت: «خبر بسته شدن شرکت صنعتی ارج قلبم را شکست و شوکی بود برای من و بسیاری از مهندسان و کارگرانی که سالها برای ساختن این شرکت سخت کار کرده بودند.» در همین سال، همزمان با پلمب قضایی انبار کارخانه، ارج پس از ۷۹ سال رسماً تعطیل شد. ۲ سال پس از تعطیلی کارخانه، در دوم مردادماه سال ۱۳۹۷، مهندس سیاوش ارجمند درگذشت.
منبع: آیندهنگر

نظر خود را بنویسید