محیط زیست و حق به شهر؛ اصلی که فراموش شده

تلنگری به شهری‌سازی

...

شهری که سلامتی ساکنان خود را از طریق دسترسی به مواد غذایی، آب و دارو تأمین نکند ایمنی‌اش تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد. با توجه به استانداردهای شهرسازی، برای شهری مثل تهران چقدر فعالیت‌های سال‌های اخیر با این استاندارد همراه بوده و مسائل محیط زیست مورد توجه قرار گرفته است؟ این مقاله را بخوانید.

غلامرضا کامیار، حقوقدان شهری:

 یکی از موضوعات بسیار مهمی که در رابطه با مسائل شهر و حقوق شهری و شهرسازی مطرح می‌شود حق بر شهر به طور کلی یا حق بر شهر ایمن است که اندیشمندان در ارتباط با این موضوعات در داخل و خارج از کشور اندیشه‌ورزی کرده‌اند. اگر بخواهیم به طور موردی مسئله حق بر شهر را در تهران به عنوان پایتخت ایران ارزیابی کنیم ضرورت دارد که ابتدا مصادیق و مبانی حق بر شهر مورد شناسایی قرار بگیرد و واژه‌هایی که در این حوزه مورد استفاده قرار می‌گیرند تعریف شوند. ایمنی و امنیت حق بر شهر امن یا امنیت در شهر دو موضوع متفاوت و در عین حال مرتبط هستند. وقتی از ایمنی شهر صحبت می‌کنیم سخن از حفاظت در برابر حوادث غیر ارادی و دوری گزیدن از خطر است و سخن از این است که شهری ایجاد شود که ساکنانش در آن شهر احساس ایمنی می‌کنند از جهت استواری ساختمان‌ها و بناها قبل از خطر و حتی بعد از بروز خطر و جایی که پناه می‌گیرند. موضوع امنیت حفاظت در برابر حوادث ارادی مثل خشونت‌ها و بزهکاری‌ها است. شهری که از امنیت برخوردار است، یعنی شهری که در آنجا آمار خشونت و بزهکاری به نحو چشمگیری کاهش می‌یابد و هدف از امنیت شهر یعنی پیشگیری از جرائم و خشونت‌ها. در مقوله حق بر شهر می‌خواهیم از هر دو موضوع سخن بگوییم.

محور بحث اینجاست که آیا تهران به عنوان پایتخت ایران در برابر حوادث ارادی و غیر ارادی مصون و مقاوم است، آیا شهری است که در آن ناهنجاری‌ها، بزهکاری‌ها و خشونت کنترل شده یا از حد متعارف فراتر رفته و آیا ساختمان‌ها و بناها از استحکام لازم برخوردارند؟ این نخستین مفهوم و معنایی است که از مسئله امنیت و ایمنی به ذهن متبادر می‌شود. از حیث علمی مفهوم حق بر شهر ایمن، گسترده است و شامل این موضوعات می‌شود: حق حیات که خودش می‌تواند بر سه نوع باشد؛ یعنی حق ملزومات زندگی پایدار، حق بر کشته نشدن و حق به عنوان این که ناعادلانه کشته نشود. وقتی از حق بر شهر صحبت می‌کنیم یعنی درجه بالایی از حیات، یعنی ملزومات زندگی پایدار وجود داشته باشد؛ پس بین زنده بودن و زندگی کردن تفاوت است. حق بر شهر به ما می‌آموزد که افراد حق دارند کیفیت زندگی‌شان در شهر افزایش یابد.

موضوع دیگر حق بر سلامتی است. شهری که سلامتی ساکنان خود را از طریق دسترسی به مواد غذایی، آب و دارو تأمین نکند ایمنی‌اش تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد.

سومین موضوع حق بر مسکن مناسب است. بیشترین تجلی حق بر شهر ایمن در مسکن مناسب ظهور می‌کند. در اصل 31 قانون اساسی حق برخورداری از مسکن مناسب ذکر شده است. بین مسکن داشتن و مسکن مناسب داشتن تفاوت وجود دارد. ممکن است یک سرپناه عنوان کلی مسکن را داشته باشد، ولی مسکن مناسب جایی است که اصول فنی، بهداشتی و شهرسازی در آن رعایت شده باشد و کسی که در آنجا سکونت می‌کند احساس ایمنی ‌کند.

موضوع بعدی حق بر آمد و شد آسان است که یکی از موضوعات بسیار مهم در رابطه با حق بر شهر است. چه کنیم که کاهش تقاضاهای سفر درون شهری کاهش یابد؟ حق بر آمد و شد آسان به این موضوع می‌پردازد که چطور فاصله مبدأ و مقصد را کوتاه کنیم، چطور فاصله مبدأ و مقصد را با وسایلی طی کنیم که کمترین زیان را به محیط زیست وارد کند و چطور می‌تواند از نظر اقتصادی هزینه‌های سفر مقرون به صرفه باشد؟ در رابطه با موضوع آمد و شد آسان و حق بر حمل و نقل عمومی صحبت از حقوق معلولان، کودکان و سالخوردگان به میان می‌آید. لزوم مناسب سازی شهر و معابر برای حضور و تردد اشخاصی که توانایی جسمی کاهش یافته‌ای دارند و ایمنی برای کسانی که از دوچرخه استفاده می‌کنند. پنجمین موضوع حق بر محیط زیست سالم است. در اینجا مسائلی مثل آلودگی هوا، آلودگی صوتی، جمع آوری پسماندها و تفکیک زباله از مبدأ، حفاظت از فضاهای سبز و اجرای سریع طرح جمع آوری و تصفیه فاضلاب مطرح می‌شود. ششمین موضوع حق تعیین سرنوشت است که در اینجا دو مسئله بسیار مهم مطرح است و باید به آنها توجه کنیم که یکی مسئله مشارکت همگانی در اداره شهر و دیگری دموکراسی محلی است؛ این که مردم چطور می‌توانند در تصمیم گیری‌هایی که به نام آنها در شهر صورت می‌گیرد مداخله کنند، مبانی این تصمیم گیری چیست و آیا از قانون اساسی می‌توان مبانی قانونی حاکم بر موضوع را پیدا کنیم یا نه؟

با توجه به بیان کلیات و موضوعاتی که ارکان، مبانی و مفاهیم مربوط به حق بر شهر را تبیین می‌کند در مقام بررسی این موضوع هستیم که آیا کسانی که در پایتخت زندگی می‌کنند به طور کامل از حق بر شهر و حق بر شهر ایمن برخوردارند یا نه؟! برای ارائه یک پاسخ کامل به این موضوع باید به وجود یا عدم وجود برخی از معیارهای سنجش در رابطه با حقوق شهرسازی، حقوق محیط زیست و حقوق آمایش سرزمینی توجه کنیم. شهر تهران مانند یک ظرفی است که بیش از ظرفیتش جمعیت پذیری کرده و جمعیت مازادی که در تهران است سبب می‌شود موضوعاتی از قبیل آلودگی هوا، ترافیک و اتلاف انرژی به طور گسترده صورت بگیرد پیامد حق بر شهر گسترش رضایتمندی است؛ یعنی وقتی ساکنان یک شهر از حقوق کامل شهروندی برخوردار باشند، این حقوق در امر رضایت بازتاب پیدا می‌کند. در تهران با چند چالش جدی مواجهیم که این چالش‌ها حکایت از کم رمق شدن موضوع حق بر شهر است. نخستین موضوع بحث مربوط به محیط زیست است. حق بر محیط زیست سالم یکی از حقوق پایه‌ای مربوط به حق بر شهر ایمن محسوب می‌شود. آمار دقیقی از تعدادی که به لحاظ آلودگی هوا کشته می‌شوند نداریم؛ اما به طور آشکار می‌بینیم که وجود آلودگی سلامت شهروندان را در معرض خطر قرار می‌دهد. شاید مطالعاتی که در این زمینه صورت گرفته و خودروها به عنوان عوامل اصلی در امر آلودگی معرفی شدند یا کارخانه‌هایی که اطراف شهرند معلول عوامل دیگری هستند که باید به آن عوامل اصلی توجه کنیم. عامل اصلی در امر آلودگی عدم وفاداری به ضوابط طرح‌های شهری است که در تهران تهیه شده و خودمحوری و خودسری شهرداری در گسترش عمودی و افقی شهر است که جمعیت پذیری را فزونی بخشیده و تعداد تقاضا کنندگان خدمت را افزایش داده و چون ارائه خدمات عمومی از قبیل گسترش فضاهای سبز و سیستم حمل و نقل عمومی متناسب با جمعیت نبوده باعث شده موضوع مربوط به آلودگی به صورت جدی خود را در تهران نشان دهد. یکی دیگر از عواملی که بر این موضوع اثرگذار است و حق بر شهر ایمن را تهدید می‌کند موضوع شهرهای پیرامونی تهران است. نباید گمان کنیم می‌توانیم مشکلات تهران را بدون توجه به حوزه‌های پیرامونیش حل و فصل کنیم. عدم توجه به مشکلات شهرهای پیرامونی و گسترش بی رویه شهرها که نقش شهرهای خوابگاهی را بازی می‌کنند تأثیر مستقیمی بر شهر تهران دارد.

نگاه جزیره‌ای به شهرها به ویژه تهران موجب می‌شود شهر تهران قادر به حل مشکلاتش نباشد. به نظر می‌رسد پایتخت باید قدری بخشنده باشد و در مسئله طراحی و کاربری‌ها به حوزه پیرامون خودش توجه داشته باشد. الآن شاهد ایجاد مجتمع‌های بزرگ تجاری اداری در حاشیه بزرگراه‌ها هستیم و مال‌ها و مجتمع‌های بزرگ در برخی از نقاط تردد را مختل کردند و باعث شده راهبندان طولانی به وجود بیاید و انرژی و سوخت از بین برود و هوا آلوده شود؛ در حالی که محل استقرار این مجتمع‌های بزرگ می‌توانست شهرهای پیرامونی باشد و هم برای آنها اشتغال ایجاد کند و هم سفرهای درون شهری را با مشکل مواجه نکند و خریدهای روزانه را به خریدهای هفتگی یا ماهیانه تبدیل کند برای کسانی که نیاز به مراجعه به این جاها دارند؛ بنابراین راه حل این قضیه ترک کردن و کنار گذاشتن دیدگاه‌های سابق است. در گذشته چون شهرها فاصله جغرافیایی زیادی از هم داشتند استقلال بیشتری داشتند و خودشان نیازهایشان را تأمین می‌کردند و ارتباطشان با سایر شهرها گسترده نبود؛ ولی وقتی امروز از تهران صحبت می‌کنیم صحبت از ترافیک صبحگاهی است که از جهات سه گانه جنوب، شرق و غرب تهران حجم زیادی از خودروها وارد تهران می‌شوند. حق بر شهر انتظار دارد در تصمیمات کلانی که گرفته می‌شود مردم شرکت داده شوند. در حوزه گسترش شهر تهران که در شرق و غرب آن را به وضوح می‌بینیم سخن این است که تا چه حد از نخبگان جامعه استفاده شده و دولت و شهرداری تا چه حد پیامدهای این گسترش بی رویه را مورد ارزیابی قرار دادند؟!

 در حوزه گسترش شهر می‌توانیم بگوییم حق بر شهر رعایت نشده است؛ یعنی از جانب سازمان‌ها و مقاماتی که پاسدار این حقوق محسوب می‌شوند مبانی‌اش مورد توجه قرار نگرفته است. موضوع مربوط به حقوق افراد ناتوان در شهر تهران موضوع پر اهمیت دیگری است. شاید در برخی از کشورهای پیشرفته حضور افراد کم توان را ببینیم و گمان کنیم تعداد آن‌ها حتماً بیشتر از تعداد معلولان کشور ماست؛ در حالی که این‌گونه نیست و بسترهای لازم برای حضور افراد کم‌توان در شهرهای کشورهای پیشرفته فراهم شده و به این سبب است که در میادین، معابر، فروشگاه‌ها، دانشگاه‌ها و همایش‌ها حضور دارند. در مقوله حق بر شهر از دو موضوع پر اهمیت یعنی حق جمعی و حق توزیعی سخن می‌گوییم. حق جمعی یعنی تمام افراد صرف نظر از جنسیت، نژاد، مذهب، رنگ، زبان، پوست و قومیت از حقوق برابر در رابطه با فضاهای شهری برخوردارند و هنگامی که از حقوق توزیعی صحبت می‌کنیم یعنی شهر نه تنها به نیازهای نسل امروز پاسخ می‌دهد، بلکه بایستی خود را برای ارائه خدمت به نسل‌های آینده آماده کند. معلولان از سهامداران اصلی شهرند. اولین موضوع بسترهای مورد نیاز برای آمد و شد معلولان پیاده‌روهاست؛ ارتباط پیاده‌روها با معابر اصلی، امکان استفاده از آسانسورهایی که معلولان را به خطوط مترو نزدیک کند، اتوبوس‌هایی که آمادگی داشته باشند مکان خاصی را به معلولان اختصاص داده باشند و امکان دسترسی آسان بدون همراه به ایستگاه‌های اتوبوس همگی از مقولات حق بر شهر ایمن است که در گذشته تحت عنوان حقوق شهروندی از آن یاد می‌شد و مشمول هر دو عنوان می‌شود. کشور ما علاوه بر موضوع معلولان به سمت پیری حرکت می‌کند. پرسش مهم این است که آیا شهر تهران خود را برای پذیرایی از انبوهی از سالخوردگان آماده کرده است؟ شاید امروز پل‌های هوایی آهنی پله ای پاسخگو باشد و دختران و پسران بتوانند از آنها عبور کنند؛ اما با گذشت زمان سالخوردگان قادر نخواهند بود از این نوع پل‌ها استفاده کنند. شهر تهران برای این که تعهد خود را در قبال شهروندان که دائیه حق بر شهر ایمن را می‌گوید انجام دهد باید فضاهای مناسب شهری برای افراد سالخورده را فراهم سازد. اگر برخی از مدیران صحبت از حمل و نقل سبز می‌کنند و استفاده از دوچرخه را توصیه می‌کنند باید گفت آیا دوچرخه سواران از ایمنی لازم برخوردارند، آیا خطوط ویژه دوچرخه در جاهایی که با معابر اصلی تلاقی می‌کند به آنها این امکان و تضمین را می‌دهد که حیاتشان با خطر مواجه نشود و آیا شهری که از آلودگی رنج می‌برد می‌تواند به دوچرخه‌سوارانی که در فضای باز حرکت می‌کنند این تضمین را بدهد که دچار بیماری و آلودگی‌هایی که اثرگذار بر سیستم تنفسی می‌شوند آنها را در معرض خطر قرار نمی‌دهد؟

شهر تهران شهری است که بسیار گسترش پیدا کرده و شهرداری و دولت کوشش‌هایی را انجام داده برای این‌که ظاهر شهر حفظ شود و فضاهای سبز گسترش یابد؛ ولی با تمام تلاش‌هایی که صورت گرفته هنوز فاصله بین شهر تهران با شهر قانون‌مدار و عدالت‌محور و شهری که همه به طور برابر حق برخورداری از امکانات را داشته باشند، به محیط زیست احترام بگذارد، از اسراف و زیاده‌روی به دور باشد و هزاران لیتر سوخت در آن تلف نشود زیاد است و با الگوهای شهر سازگار با الزامات زیست محیطی و حتی شهری که با تعاریف شهری شرعی و فقهی ما سازگار باشد فاصله زیادی دارد. در تعالیم دینیمان منع اسراف را داریم. منع اسراف به غذا محدود نمی‌شود و وقتی هزاران لیتر بنزین سوخت می‌شود و به هوا می‌رود یک اسراف گسترده است.

سیاست‌های غلط در زمینه شهرسازی می‌تواند یکی از عوامل اصلی مربوط به تضییع حق بر شهر باشد. بازنگری نسبت به شیوه‌های مدیریت در این شهر لازم است. علاقه‌مندان به مطالعه را به خواندن کتاب «شهر در پرتو رویه قضایی» دعوت می‌کنم؛ مخصوصاً پرونده‌هایی که در این کتاب مطرح شده به ویژه پرونده آقای کرباسچی شهردار تهران؛ مسائل مهمی که برخی از اساتید مطرح کردند و در نوشته‌هایشان است تحت عنوان تراکم فروشی یا شهر فروشی در شهر؛ مجموعه این موضوعات به انضمام سودجویی و منفعت طلبی در امر شهرسازی. نباید از یاد ببریم که قوانین شهر برای کسب درآمد نوشته نمی‌شود و اگر نگاه سرمایه‌داری، سودجویی و انتفاع‌طلبی از شهر از بین نرود و همواره شهر به عنوان منبع درآمدی در نظر گرفته شود و این نگاه بر جنبه‌های زیست محیطی، حقوقی و اجتماعی غالب شود در این وضعیت حقوق شهروندان تضییع می‌شود و یک مدل قابل ارائه را برای شهرهای کشورمان نخواهیم داشت.

منبع: آینده‌نگر

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?77221

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام