در دوره ریاست جمهوری ترامپ هیچ جنگی در جهان نداشتیم ولی در دوره بایدن نه تنها روسیه و اوکراین وارد جنگ شدند، بلکه اکنون درگیری اسرائیل و حماس موج جدیدی از نگرانیهای جهانی آغاز شدهاست. این وضعیت چه تاثیری بر آینده بایدنی دارد که برای صلح آمدهبود؟
«خاورمیانه آرامترین وضعیت خود طی دو دهه اخیر را تجربه میکند.» این جملات جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی آمریکا، خیلی زود به هیچ و پوچ بدل شد. 8 روز پس از این سخنان، حماس به سرزمینهای اشغال شده توسط اسرائیل حمله کرد و بحرانی برای ریاست جمهوری جو بایدن به بحران اوکراین و حتی تایوان اضافه شد.
یکی از اولین مشکلات تیم امنیت ملی بایدن گزارش تعداد آمریکاییهای کشته شده و گروگان در این نبرد بود. دومین مسئله جلوگیری از شوکهای بالقوه در کل منطقه است. پنتاگون در روز 8 اکتبر اعلام کرد که ناو جرالد فورد خود را به آبهای این منطقه میفرستد. اسکادرانهای نیروی هوایی آمریکا در خاورمیانه هم تقویت خواهند شد و تامین مهمات و اسلحه به سوی اسرائیل صورت خواهد گرفت. هدف از این اقدامات «تقویت حضور نظامی ایالات متحده در منطقه بود.»
به نظر برخی از صاحبنظران آمریکایی در این زمینه، این اقدام پنتاگون «حرکتی کیسینجری» به حساب میآید. دولت بایدن با این کارها قصد دارد به باقی نیروهای حاضر در خاورمیانه اعلام کند از این اتفاق علیه اسرائیل بهرهبرداری نکنند. البته هنوز هم احتمال اینکه نیروهای آمریکایی به یاری مستقیم اسرائیل بروند بسیار پایین است، زیرا چنین اقدامی کل منطقه را دچار بحرانی طولانیمدت میکند.
از سوی دیگر مقامات آمریکایی حامی حق اسرائیل برای دفاع از خود بودند و حتی توییت وزارت امور خارجه آمریکا درباره «حفظ جان شهروندان» بعد از مدت زمان اندکی پاک شد.
*نقشههای نقش بر آب
نتیجه این اتفاق نزدیکتر شدن سران آمریکا و اسرائیل بود. بایدن که از گردش به راست افراطی و ملیگرای آمریکا میترسد، طی چند ماه اخیر ارتباط با بنجامین نتانیاهو را به حداقل رساندهبود. حالا اما تمام استراتژی او برای خاورمیانه از بین رفتهاست. برنامه ایجاد صلح بین عربستان سعودی و اسرائیل، یکی از این استراتژیها بود که در زمان نوشته شدن این گزارش متوقف شدهاست. از سوی دیگر راه حل کشوری با «دو دولت» که از سوی او مطرح میشد هم در حال حاضر دورتر از هر زمان دیگری به نظر میرسد. مسئله مهمتر اما این است که بایدن میخواست در خاورمیانه سطحی از صلح و آرامش را داشته باشد تا بتواند توجه خود را بیشتر متوجه رقبای اصلیاش یعنی چین و روسیه کند، که این مسئله هم حالا دور از دسترس است.
تا اینجای کار خود حماس هدف از این مقابله را فرستادن پیام برای دیگر کشورهای عرب که قصد عادیسازی روابط با اسرائیل دارند، عنوان کردهاست. با اینحال، پیچیدگی ناشی از این تقابل فراتر از مذاکرات عربستان سعودی و اسرائیل است. مسئله مهمتر در این میان نقش ایران است. گرچه مقامات آمریکایی و اسرائیلی تصریح کردهاند که سندی برای دخالت مستقیم ایران در این مسئله وجود ندارد، سیاستمداران جمهوریخواه آمریکا بازی را به سوی دیگری میبرند تا بایدن را تحت فشار قرار دهند.
بایدن با این امید وارد کاخ سفید شد که مذاکرات هستهای با ایران را از سر بگیرد. برجام که در دوره اوباما به امضا رسیدهبود، توسط ترامپ کنار گذاشته شد و از همان روز اول افرادی چون نتانیاهو مخالف آن بودند. بایدن که به دنبال شکلی از توافق جدید یا احیای برجام بود، حالا خود را تحت فشار نیروهای دست راستی سیاسی در اسرائیل و به ویژه آمریکا میبیند.
جمهوریخواهان بایدن را برای کنار گذاشتن سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران مورد انتقاد قرار دادهاند. به طور ویژه خارج کردن 6 میلیارد دلار درآمد نفتی ایران از فریز در کره جنوبی و انتقال آن به حسابی واسطه در قطر، مورد حمله جمهوریخواهان قرار گرفتهاست. البته دولت بایدن بارها اعلام کرده که چیزی از این حساب برداشت نشدهاست و تنها پیمانکاران غیرایرانی برای تامین مواد غذایی و دیگر موارد بشردوستانه میتوانند از آن برداشت کنند.
البته گفتن این نکته هم خالی از لطف نیست که جمهوریخواهان هم لطف خاصی در حق اسرائیل نمیکنند. کشمکشهای دائمی آنها زیر سایه انتخابات 2024، باعث فلج شدن کنگره شدهاست. سنا تا زمان نوشته شدن این یادداشت هنوز سفیر بایدن به اسرائیل را تایید نکردهاست و وضعیت صدها مقام نظامی ارشد هم به همین شکل است. همانطور مسئله بودجه کمک به اوکراین بینتیجه شد، مسئله کمک احتمالی به اسرائیل هم با مشکلات خاص خود روبهرو خواهد شد.
نظر خود را بنویسید