گفت‌وگو، پیش‌شرط توسعه

چگونه می‌توان جامعه‌ای توسعه‌یافته داشت؟

...

چگونه می‌توان به جامعه‌ای توسعه‌یافته دست یافت و الزامات توسعه در ایران چیست؟ چقدر در این مسیر آیین گفت‌وگو می‌تواند کمک‌کننده باشد؟ پاسخ را در این مقاله بخوانید.

 احمد آل‌یاسین، پژوهشگر حوزه توسعه:

ساختار اجتماعی، بستر فرهنگی جامعه به‌ویژه فرهنگ و منش اخلاقی توده‌ها و عامه مردم تا برای دموکراسی آماده نشود، شعارهای آزادی و حقوق شهروندی، به نتیجه نمی‌رسد و بدون توسعه فرهنگی و اجتماعی، پرورش انسان‌های توسعه‌پذیر و توسعه‌گرا، آب در هاون کوبیدن است.

دموکراسی نتیجه یک فرایند فرهنگی و اجتماعی است که با کپی کردن به دست نمی‌آید، خریدنی و وارد کردنی نیست؛ یک مفهوم فراگیری است که همه بخش‌های جامعه را به گونه موزون در بر می‌گیرد و به دلیل وابستگی آن به انسان، منزلت و کرامت انسان، با تحقق رفاه جامعه، رضایت انسان، امید به آینده و شادابی جامعه معنا پیدا می‌کند. در چنین جامعه‌ای، انسان‌های منصبط، وظیفه‌شناس، مسئولیت‌پذیر، قانون‌گرا، وفادار، حق‌شناس، همراه و همکار پرورش می‌یابند.

در جامعه به سبب عادات و ضعف‌های رفتاری نهادینه‌شده و ناسازگار با دموکراسی، امید به دموکراسی و پاسداری توده مردم از دموکراسی بسیار ضعیف به نظر می‌رسد. برای اینکه بستر دموکراسی در ایران فراهم شود و توده مردم برای پایداری آن کوشا باشند: ابتدا باید فرهنگ گفت‌وگو، توانمندسازی برای گفت‌وگو، اندیشه‌ورزی و تولید فکر نو در همه لایه‌های جامعه نهادینه شود. به‌گفته زنده‌یاد دکتر حسین عظیمی، توسعه از مهدکودک آغاز می‌شود. گفت‌وگو مهم‌ترین ایزار دستیابی به توسعه است. مراد از گفت‌وگو، صحبت کردن روزانه در منزل، کوچه و بازار نیست. بلکه فرایندی است از اندیشیدن، تولید فکر و توانمندی در گفت‌وگو با دیگران برای دست یافتن به تفاهم مشترک و یافتن راهکارهای دستیابی به هدف‌های مورد نظر.

توافق، تفاهم، همسویی، همدلی و همراهی در راهبری مطلوب به سوی هدف‌های مشترک، قائم به گفت‌وگوی خردمندانه جمعی است. هدف از گفت‌وگوی دو نفره، چند نفره، نهادهای مدنی، صاحبان کسب‌وکار، نمایندگان مردم، دولت‌ها و غیره، رسیدن به تفاهم و توافق در رفع اختلافات، دسترسی به منافع و کاهش زیان‌های مشترک است. گفت‌وگوی متمدنانه سبب می‌شود که هم افراد در سرنوشت خود و نتیجه نهایی آن سهیم باشند و در عین حال با شنیدن نظرات و دلایل دیگران دانش و آگاهی بیشتری هم به‌دست آورند.

 تجربه تاریخی در ایران نشان داده که گفت‌وگوها در اتاق‌های فکر، نهادها، گروه‌های سیاسی و دولتیان، غالباً به سبب تفاوت رویکردها، سلایق و وابستگی‌های گروهی و عقیدتی با پیچیدگی و دشواری‌های زیادی روبه‌رو می‌شوند. در فرایند این‌گونه گفت‌وگوها و اتخاذ تصمیم‌هاست که برخی از افراد برای به کرسی نشاندن و تحمیل نظرات خود، با رفتار غیر متمدنانه، خشونت، فریبکاری، قهر، چانه‌زنی، تبانی و فریبکاری فضای گفت‌وگو را متشنج و مسموم می‌کنند. اعضای گفت‌وگو باید بدانند که اگر با گفت‌وگو مسئله حل و یا مشکل برطرف نشود، همه زیان خواهند دید.

متاسفانه فرایند گفت‌وگو در ایران به سبب سلطه رویکردهای ایئولوژیک و دستوری کاملاً رنگ باخته، به‌طوری که در طول ۴۳ سال اخیر کمتر گفت‌وگویی به بار نشسته و گفت‌وگویی بین جامعه و هسته قدرت صورت نگرفته و در نتیجه فاصله بین مردم و حاکمیت روز به‌روز بیشتر شده است. علت عمده این ناکامی‌ها آشنا نبودن توده مردم، حتی نخبگان، روشنفکران و دولتی‌ها با فرهنگ و اصول گفت‌وگو و تولید فکر است که ریشه‌های آن را باید در تاریخ درازمدت ایران جست‌وجو کرد.

در فضای گفت‌وگوی جمعی برای حل مسائل پیش رو، اتخاذ تصمیم‌ها و ترسیم خط‌مشی‌ها، طرح پرسش‌های جست‌وجوگرانه، تبادل‌نظر، فهم براهین، پاسخ‌ها و نقد نظرات، منجر به افزایش آگاهی و تولید فکر بهتر برای رسیدن به فهم کافی و عزم مشترک برای حل مسئله و معیارهای تصمیم‌گیری می‌شود. اصطلاحاً انتخاب موضوعات مناسب برای بررسی در فضای گفت‌وگو، به تعبیر سقراط فیلسوف یونانی، موضوعات سقراطی خوانده می‌شود. موضوعات سقراطی جستارهایی هستند که معلومات کافی و لازم برای دستیابی به نتیجه مطلوب وجود دارد، اما به سبب تفاوت نظرها و فقدان فهم جمعی، از معلومات و داده‌ها به گونه درست استفاده نمی‌شود. در فضای گفت‌وگوی جمعی ذی‌نفعان و صاحب‌نظران، پس از تحلیل آرای آنها، فهم جمعی و اراده مشترک برای اتخاذ تصمیم نهایی حاصل می‌شود.

هدف گفت‌وگو باید حل مسئله و برطرف کردن علت‌ها باشد و از اتلاف وقت و پرداختن به معلول‌ها خودداری شود. رواداری، صبوری، تحمل دیگران، خویشتن‌داری در برابر آرای مخالف، کنترل تعصب و احساسات، احترام به عواطف دیگران، نقدپذیری، شنیدن نظر مخالف، رعایت متانت و احترام، بیان آرام و مستدل، حداقل الزامات گفت‌وگوی متمدنانه و موفق هستند. برای دوری گزیدن از تشنج، رنجش و قهر، بهتر است با رعایت عدالت، ناسازگاری‌ها و برخی نادرستی‌های دیگران، ناشی از بی‌اطلاعی و عدم آگاهی تلقی شود و نه نیت بد، بدسگالی و بدخویی آنها.

مهم‌ترین سنجه اثرگذار در فضای گفت‌وگو رعایت عدالت است. به این معنا که اعضای گفت‌وگو باید با گذشت والا و بزرگواری در گفت‌وگو شرکت کنند و در فرایند گفت‌وگو منافع و جایگاه شخصی خود را به طور کامل نادیده گرفته، عدالت گروهی را محترم شمرده و رعایت کنند. جان رالز[1] فیلسوف آمریکایی (۱۹۲۱-۲۰۰۲) از پیشگامان عدالت جمعی است. او در میان فیلسوفان سده اخیر از چهره‌های محبوب شناخته شده که مهم‌ترین آثار او بسان «نظریه‌ای در باب عدالت»، «لیبرالیسم سیاسی»، «قانون ملل» و «عدالت به مثابه انصاف» به زبان پارسی هم برگردانده شده است.

جان رالز نظریه‌ای با فرنام همگرایی یا گردهمایی هم‌اندیشان مطرح کرده که در ذهنیت انسان، بن‌مایه عقلانیت و خرد وجود داشته و دارد که توانسته خود را از دوران نوسنگی به غلبه بر کهکشان‌ها و کشفیات تلسکوپ جیمز وب[2] برساند. وجود این بن‌مایه یا هسته در ذهنیت انسان سبب شده که انسان‌های بی‌شماری به سوی عقلانیت و خرد جمعی گام بردارند و خدمات گران‌بهایی به جامعه بشری ارایه کنند. به همین سبب در هر اجتماعی افراد زیادی می‌توان یافت که با عقلانیت به ترویج عدالت و رعایت حقوق دیگران و احترام به کرامت و منزلت انسان، صرف‌نظر از هر دین و آیین و طبقه‌ای که هستند مشغول‌اند. رعایت عدالت در گفت‌وگوها محور همبستگی و عامل موفقیت در گفت‌وگوی عقلانی و ثمربخش است. نظریه جان رالز یادآور شعار باستانی ایرانیان است: پندار نیک – گفتار نیک – کردار نیک.

 اگر در فرایند برنامه‌های توسعه، از راه علوم انسانی در مدارس و دانشگاه‌ها، با ظرفیت‌سازی حس عدالت و عدالت‌پروری در دانش آموزان و دانشجویان تقویت و نهادینه شود، بسیاری از ناکامی‌ها، شکست‌ها، اختلافات، حتی جنگ‌ها و خونریزی‌ها رخ نخواهد داد.

متاسفانه دانشگاه در ایران نتوانست به رسالت دانشگاهی خود درست عمل کند. دانشگاه تولید علم نمی‌کند و از پرورش انسان توسعه‌گرا بازمانده. آموزش دانشگاهی با حدود ۶۵ هزار استاد و مدرس در ۲۵۰۰ موسسه دانشگاهی بیشتر از کشور هندوستان با جمعیتی ۱۳ برابر ایران فاقد ارزش کاربردی است. دانشجویان زیر آوار محفوظات ذهنی بدون شناختی از جغرافیای طبیعی و تاریخ درازمدت ایران فله‌ای برای کارمندی وارد جامعه می‌شوند. در حالی که دانشگاه باید کانون ایران‌شناسی و فهم و درک ایران باشد. آموزش گفت‌وگو و تولید فکر، ترویج عدالت، انسانیت، مسئولیت‌پذیری، همکاری و مشارکت، پرورش انسان‌های توسعه‌گرا وظیفه دانشگاه است.

از آنجا که ایران امروز با مسئله گسیختگی اجتماعی، ضعف همبستگی اجتماعی و ضعف سرمایه اجتماعی روبروست، در مقابله با انواع بحران‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی شکاف دولت-ملت خود را نشان می‌دهد. نخبگان، دانشگاهیان، روشنفکران و رسانه‌ها باید به فرهنگ‌سازی برای کسب مهارت در گفت‌وگو، هم‌افزایی و تولید فکرهای تازه و کاربردی توجه کنند.

منبع: آینده‌نگر

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?77072

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام