فرانک در همان کودکی وارد دنیای روزنامهنگاری شد، البته گوشه کوچکی در این دنیا را در اختیار داشت: او پسربچهای بود که روزنامهها را به دست مشتریان میرساند. این شغل دریچهای بود به سوی شناخت کسبوکار روزنامهنگاری! او با این شغل میتوانست برای خود لباس تهیه کند و مبلغی هم به عنوان پسانداز داشته باشد
سفر سهروزه سرگئی شویگو وزیر دفاع روسیه به کره شمالی در اواخر ماه ژوئیه در رسانههای جهان سر و صدای زیادی کرد. او یک هیئت نظامی را به همراه برده بود و اولین باری بود که چنین گروه بلندپایهای در دوران پس از اضمحلال اتحاد شوروی، از مسکو به پیونگ یانگ میرفتند. بحث در مورد هفتادمین سالگرد آتشبس در شبهجزیره کره و توقف خصومتها در آنجا تنها بهانهای بود برای آن که روسیه روی تقابلش با هرآنچه که آمریکا در قبال کره شمالی انجام میدهد تاکید کند. بیدلیل نبود که امکی بادراکومار دیپلمات کارکشته وزارت خارجه هند که در منطقه قفقاز پستهای مختلفی داشته در این خصوص گفت سفر شویگو به پیونگ یانگ در کنار صحبتهای ولادیمیر پوتین در نشست با رهبران کشورهای آفریقایی در سنپطرزبورگ مثل این بود که روسیه بخواهد روی بازگشت خودش به عرصه سیاست جهانی تاکید کند.
در جریان این سفر، زرادخانه موشکی کره شمالی که امکان حمل کلاهک هستهای هم در برخی از موشکهای بالستیک جدیدش مثل هواسونگ ۱۸ وجود دارد به نمایش گذاشته شد. شکی نیست که مناسباتی که امروز روسیه میخواهد با کره شمالی داشته باشد در حوزه دفاعی و امنیتی است و بحث سیاسی از آن دورتر است. واقعیت این است که وضعیت امنیتی در شرق دور نقاط آسیبپذیر زیادی دارد و روسیه هم به همین جهت به همکاری استراتژیک و تاکتیکی حتی با کره شمالی احساس نیاز میکند. این موضع در نوع خودش در سالهای اخیر تازگی دارد.
وقتی خبر سفر وزیر دفاع روسیه به کره شمالی منتشر شد اکثر رسانهها آن را با موضوع جنگ اوکراین مرتبط دانستند و بلافاصله روسیه و کره شمالی را متحدانی در این جنگ توصیف کردند. اما هیچ کدام از این دو موضوع دقیقاً درست نیستند. اول اینکه به رغم تمایلی که کره شمالی نشان داده، نمیتوان روسیه را واقعاً متحد کره شمالی قلمداد کرد. این در حالی است که در زمان اتحاد شوروی، کره شمالی واقعاً متحد و دوست شوروی بود. از زمانی که توافق همکاری بین دو کشور در سال ۲۰۰۰ میلادی به امضا رسید، سیاست مسکو در قبال کره شمالی تقریباً شامل حمایت نسبی از موضع چین در قبال کره شمالی بوده است. رای مثبت یا وتو در رایگیریهای مربوط به تحریمها و مسائل دیگر معمولاً حوزهای بوده که چین و روسیه در موردش با هم مذاکره کردهاند.
از سوی دیگر، پیونگ یانگ تلاش زیادی برای تنوعبخشیدن به مناسبات تجاری خود و اندکی دوریگزیدن از تجارت با چین صورت داده است؛ اما مناسبات اقتصادی بین روسیه و کره شمالی هنوز هم بهبود پیدا نکرده است. در زمینه مواضع مربوط به برنامه موشکی هستهای کره شمالی هم مسکو تقریباً فقط موضع چین را دنبال کرده است. هربار که چین این برنامه را محکوم کرده، روسیه هم حرف مشابهی زده و گاهی هم موضع هر دو کشور در این خصوص ملایمتر بوده است.
پس از اعلام جنگ روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ میلادی، این طور در رسانهها گزارش میشد که کره شمالی حامی موضع روسیه در این جنگ است و حتی دارد مواد منفجره در اختیار ارتش روسیه میگذارد. اما این اخبار در آن زمان درست نبودند. در عین حال کره شمالی حتی از بابت این حمایت فرضی هم پاداش خاصی از روسیه دریافت نکرد. این در حالی است که در سال ۲۰۱۴ میلادی که روسیه شبهجزیره کریمه را ضمیمه خاک خود کرد، کره شمالی یکی از معدود کشورهایی بود که این موضوع را به رسمیت شناخت و کریمه را جزو خاک روسیه خواند. در آن زمان هم کره شمالی امیدوار بود که در ازای این موضع، مشوقهای اقتصادی از روسیه دریافت کند اما این اتفاق هم نیفتاد.
تمام برنامههای چین برای پیونگ یانگ
در این میان اما چین مدتهاست که مناسبات نزدیک خودش با کره شمالی را حفظ کرده و منافع دیگری را از این طریق دنبال میکند. تقریباً همزمان با سفر شویگو، مقامات چین هم درباره نزدیکی به کره شمالی صحبت کردند و این دقیقاً واکنشی به مواضع دولت بایدن بود که بر تشکیل اتحاد سهگانه و تعمیق مناسبات بین واشینگتن، توکیو و سئول تاکید زیادی دارد. واشینگتن دارد از گذار سیاسی در کره جنوبی که با انتخاب یک رییس جمهور بسیار غربگرا به نام یون یوک-یول در ماه می صورت گرفته، بیشترین استفاده را میکند. رییس جمهور جدید کره جنوبی به صورت کلی به دنبال تنشزدایی با کره شمالی نیست. این در حالی که مون جائه-این رییس جمهور پیشین کره جنوبی مواضع مستقلتری را در حوزه سیاست خارجی دنبال میکرد و به دنبال تقابل شدید با مسکو و پکن نبود.
این تقریباً همان روشی است که آمریکا پیشتر در خاورمیانه نیز دنبال کرد و با ایجاد ایرانهراسی شدید، جلوی هر نوع مذاکره هدفمند امنیتی در این منطقه را گرفت و با این استراتژی، حضور نظامی خودش در منطقه و میزان صادرات تسلیحاتی به این منطقه را افزایش داد. تفاوت استراتژی آمریکا در شرق دور و خاورمیانه این است که آمریکا به اندازه کافی موفق به کاهش نفوذ روسیه و چین نشده است. شکی نیست که واشینگتن سیاست تحریک کره شمالی را دنبال میکند و مثلاً در ماه ژوئیه دو زیردریایی هستهای آمریکایی به پایگاههای دریایی کره جنوبی فرستاده شدند.
آمریکا با همین روش میخواهد قابلیت خودش برای مقابله با محور روسی-چینی را در منطقه آسیا و اقیانوسیه افزایش دهد و البته طرف مقابل هم بیکار نخواهد نشست. اخیراً از برخی مقامات در وزارت دفاع روسیه نقل شده که این کشور به دنبال تقویت موقعیت نظامی خود در شرق دور است و احتمالاً حملکنندههای موشکی استراتژیک به نام تییو ۱۶۰ یا همان قوی سفید را در منطقه آمور مستقر خواهد کرد.
با این حال، ژئوپلیتیک شرق دور ابعاد دیگری هم دارد. ارزش تجاری مسیر حمل و نقل دریایی اقیانوس منجمد شمالی حالا در مرکز توجه قرار دارد. این منطقه مهمی است که پتانسیل همکاری نزدیک روسیه و چین در آن بالاست. روسیه در حال حاضر از این مسیر برای فرستادن محمولههای نفت خام به چین به صورت آزمایشی استفاده کرده است. این محموله به مقصد ریژائو در استان شاندونگ در شرق چین ارسال شده و استفاده از این مسیر میتواند فاصله دریایی بین اروپا و شمال شرقی آسیا را به اندازه یکسوم کاهش دهد. این در حالی است که در حال حاضر کانال سوئز برای صادرات اکثر محمولههای نفت روسیه به مقصد چین و هند مورد استفاده قرار میگیرد.
شکی نیست که تغییرات آب و هوایی در جهان باعث افزایش توجهات به مسیر اقیانوس منجمد شمالی خواهد شد. این فاز جدیدی از رقابت جهانی را نیز رقم خواهد زد که منافع سیاسی و اقتصادی تجارت بین آسیا و اروپا را نیز شامل میشود. اهمیت این مسیر شمالی زیاد است، به خصوص با توجه به اینکه برخلاف تنکه مالاکا، آمریکا کنترلی بر آن ندارد.
این نکته هم ناگفته نماند که تعمیق همکاریها بین نیروی دریایی روسیه و چین به خصوص بحث گشت مشترک آنها میتواند یک عامل تغییردهنده مهم در ژئوپلیتیک شرق دور و منطقه غرب اقیانوس آرام باشد.
اینجا چطور میتوان جایگاهی برای نقش کره شمالی در نظر گرفت؟ اگر واضحترین پاسخ به این سوال را میخواهید، به بندر راجین توجه کنید که در ساحل شمال شرقی کره شمالی واقع شده و اتفاقاً شمالیترین بندر غیریخی در آسیا به شمار میآید. در صورتی که بندر راجین به راهآهن سراسری سیبری متصل شود، میتواند به یک مرکز مهم لجستیک بدل شود. در حال حاضر، یک خط آهن وجود دارد که روسیه و کره شمالی را از طریق گذرگاهی در حوالی رودخانه تومِن به هم متصل میکند. این راهآهن بر اساس توافقنامهای که در سال ۲۰۰۸ بین دو کشور به امضا رسید ساخته شد.
اینجاست که مشخص میشود چرا آمریکا از بابت تحولات در مناسبات کره شمالی و روسیه نگران است. برای اینکه بندر راجین واقعاً به یک مرکز لجستیک تبدیل شود، باید تغییرات زیادی در موقعیت سیاسی در شبهجزیره کره رخ بدهد. بر همین اساس میتوان گفت که سفر بیسابقه شویگو به پیونگ یانگ برنامهای فراتر از الحاق کره شمالی به ژئواکونومی منطقه اوراسیا داشته است. احتمالاً بخشهایی از توافقات حاصلشده در این سفر، به عنوان مواد اولیه در مذاکرات روسیه و چین هم مورد استفاده قرار خواهد گرفت؛ به خصوص با توجه به اینکه ولادیمیر پوتین قرار است در ماه اکتبر به چین سفر کند.
واقعیت این است که چین، روسیه و کره شمالی در حال حاضر با فشار و تهدیدهای زیادی از سوی اتحاد نظامی غرب در شبهجزیره کره، منطقه آسیا و اقیانوسیه و همین طور اروپا مواجه هستند. این وضعیتی تقریباً شبیه به چیزی است که در دهه ۱۹۵۰ میلادی شاهدش بودیم. آیا این کشورها و نیروهای متخاصم روبرویشان از اشتباهات آن دهه درس گرفتهاند یا ممکن است دوباره آنها را تکرار کنند؟ آمریکا در سال ۱۹۵۰ به کره شمالی حمله کرد و حالا هم فعالیت نظامیاش را در منطقه آسیا و اقیانوسیه افزایش داده تا در درجه اول، با نفوذ چین مقابله کند. این وضعیت به خصوص در تنگه تایوان و بعد هم در شبهجزیره کره قابل مشاهده است. همچنین تاکید آمریکا بر گسترش ناتو به سمت شرق باعث شده ساختار امنیتی اروپا دستخوش تغییر شود و جنگ اوکراین هم که همچنان ادامه دارد و تبعاتش متوجه نقاط مختلفی در جهان شده است. در این میان، احتمال وقوع مناقشات بیشتر اصلاً بعید نیست. از آنجا که شبهجزیره کره میزبان برخی تسلیحات استراتژیک آمریکا از جمله زیردریاییهای مسلح به کلاهک هستهای و بمبافکنهای استراتژیک شده است، این تنشها همچنان رو به گسترش خواهد بود.
نظر خود را بنویسید