نگاه تکبعدی به گاز باعث شد نگاه به صنعت گاز تنها معطوف به گاز طبیعی شود و صنعت گازهای فشرده نتواند با وجود پتانسیلهای بالا در ایران رشد کند.
داستان گاز طبیعی ایران تنها 60 سال پیش شروع شد؛ جایی که هدف اولیه مهار کردن گازهای همراه نفت، جلوگیری از اتلاف و سوزاندن آن بود.
در آن زمان به علت مسافت زیاد، محل تولید و مصرف و هزینههای بالای مورد نیاز برای انتقال گاز از طریق لولهکشی (تنها روش موجود در ایران در آن زمان)، مصرف گاز تنها محدود به برخی از مناطق نفتخیز جنوب میشد، در ادامه با احداث و بهرهبرداری منابع نفتی استفاده از گاز طبیعی برای تامین سوخت، مولدهای برق و منازل مسکونی سازمانی در مسجد سلیمان، آغاجاری، هفتگل و آبادان مورد استفاده قرار گرفت.
ظاهراً از این زمان بود که تب لولهکشی کشور آغاز شد اما این پروژهها به علت وقوع انقلاب اسلامی و بعد از آن جنگ تحمیلی عراق متوقف شد و بعد از جنگ در دوران سازندگی مجدد تب لولهکشی کشور و رساندن انرژی ارزان به تمام کشور بالا گرفت.
در ادبیات دهه اخیر از نفت که روزی به آن طلای سیاه میگفتند با عنوان دشمن سیاه کشورها یاد میشود. شاید آن زمان که استراتژی تامین انرژی کشور را بر مبنای تامین درصد بالایی از آن با گاز طبیعی به وسیله لولهکشی به کل منازل بنا نهاده شد نمیدانستند که این منبع طبیعی عظیم میتواند روزی برای توسعه کشور دردسرساز شود و گاز طبیعی دشمن نامرئی توسعه اقتصادی کشور شود.
قرار دادن تمام تخممرغها در یک سبد با تعریف سبد انرژی کشور با درصد بالایی از گاز طبیعی آغاز شد.
در دهههای اخیر که گاز طبیعی ارزش زیادی در بازارهای جهانی انرژی پیدا کرده، تکنولوژی و فناوریهای نوینی برای استخراج، جدا سازی، خالصسازی، مایعسازی و انتقال گاز به صورت فشرده روز به روز در حال شکلگیری است. کشور ما در این سالها در حال لولهکشی حداکثری کل کشور بوده و تقریباً نزدیک به 99 درصد کشور را موفق به لولهکشی جهت انتقال گاز نمودند، روش منسوخ و خطرناکی که کمتر کشوری از آن استفاده میکند و اغلب کشورها جهت انتقال گاز طبیعی از فشردهسازی آن استفاده میکنند.
در این سالها از یک طرف با تمرکز بر لولهکشی و عدم ارتقای تکنولوژیهای مورد نیاز دیگر و از طرف دیگر وجود
تحریمهای متداوم بلندمدت صنعت نفت و گاز باعث شد پالایشگاهها و تجهیزات گازی کشور روز به روز آسیبپذیرتر بشود و امکان بهروزرسانی تجهیزات و ماشینآلات خود را نداشته باشند. همچنین با افزایش عمر چاههای نفت و گاز امکان برداشت منابع از آنها سختتر شده که نیاز به تکنولوژیهای روز دنیا دارد.
شوربختانه نگاه تکبعدی به گاز باعث شد نگاه به صنعت گاز تنها معطوف به گاز طبیعی شود و صنعت گازهای فشرده نتواند با وجود پتانسیلهای بالا در ایران رشد کند.
افزایش جمعیت و افزایش مصرف آنها، اعتیاد به مصرف انرژی، افزایش مصرف صنایع در پی پروژههای خودکفایی و افزایش تولید بدون برنامه ریزی و داشتن برنامه جامع باعث شد در سالهای اخیر شاهد آن باشیم که میزان مصرف از میزان تولید و عرضه پیشی بگیرد.
مسلماً عوامل مختلفی باعث بروز ناترازی گاز شده که شاید مهمترین آن سنگ بنای اولیه ای بود که برای استراتژی کشور تدوین شد به ترتیبی که در سبد انرژی کشور جایی برای انرژیهای نو و تجدیدپذیر لحاظ نشده بود. در کنار آن با گذشت سالها هزینههای تعمیرات و نگهداری لولههای انتقال گاز فزونی یافت و هدررفت گاز از طریق این لولههای انتقال گاز و رگلاتورهای گاز خانگی به هدررفت گاز در سر چاهها اضافه شد و علاوه بر ایجاد کسری گاز باعث ایجاد آلایندههای محیط زیستی از نوعی که سوراخکننده لایه ازن است شد. تحریمهای پیاپی باعث عدم ورود فنآوریهای نوین، ماشینآلات و تجهیزات شده و شرکتهای خارجی یک به یک از سرمایهگذاری در پروژههای نفت و گاز منصرف شدند و ایران را ترک کردند.
وجود میادین گازی مشترک در منطقه باعث شد کشورهای همسایه از این ایستایی ایران استفاده کنند و حداکثر برداشت را از میادین مشترک با کمک سرمایهگذاران خارجی خود داشته باشند.
توجه به انرژیهای نو و تجدیدپذیر در ایران در این سالها محدود به تولید اندک انرژی از انرژی خورشیدی و بادی بوده در صورتی که کشورهای صاحب صنایع نفت و گاز در دنیا با آگاهی از پایان عصر سوختهای فسیلی و ظهور انرژیهای خیلی نو مانند انرژی پاک هیدروژن، همجوشی هستهای و بایوسوختها، تمام توجه خود را معطوف این انرژیها نمودند تا در گذار از انرژیهای سنتی به انرژیهای مدرن این انرژیها را در استراتژی انرژی خود گنجانده و در حال استفاده از آن هستند. شاید بهترین نمونه از سبد انرژی دنیا را کشور آلمان داشته باشد که با استفاده گسترده از انرژیهای تجدیدپذیر پاک توانست دوران سخت کمبود گاز پیش آمده در دنیا به واسطه جنگ روسیه و اوکراین را پشت سر بگذارد.
کشورهای در حال توسعه و خلاق برای انواع حمل و نقل و تبدیل صنایع آلاینده به صنایع سبز از انرژی پاک هیدروژن استفاده میکنند به ترتیبی در کشورهای همسایه شاهد تاکسیهای هیدروژنی هستیم.
زمان دوری نیست که در ایران جهت صادرات گاز مازاد هزینههای زیادی جهت انتقال گاز از طریق لوله به کشورهای همسایه صورت گرفت که پروژهای ناتمام بسیاری را برایمان به یادگار گذاشت. اکنون با وجود ناترازی گاز شاید صادرات گاز در کوتاه مدت ممکن نباشد اما شاید بتوانیم با اصلاحاتی در استراتژی انرژی کشور بتوانیم از این منابع خدادادی منفعت بیشتری ببریم.
جهت جبران ناترازی گاز سلسله فعالیتهایی میبایست صورت گیرد تا شاید بتوانیم درمیان مدت موضوع ناترازی گاز که فشار اصلی را به تولید کنندگان و بخش صنعتی کشور وارد میآورد را جبران کنیم.
میبایست:
- با تسریع در توافقات بینالمللی زمینه سرمایهگذاری و ورود فنآوریهای نوین را فراهم نماییم.
- با اقدامی فوری از افزایش هدررفت گاز در مسیر انتقال و محل تولید جلوگیری شود (برآوردها نشان میدهد هدررفت 20% در مسیر انتقال است)
- سبد انرژی کشور و استراتژی انرژی کشور بازتعریف شود و استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر در آن افزایش یابد.
- دولت جهت تامین انرژی مورد نیاز کشور از بخش خصوصی جهت تولید انواع انرژی کمک بیشتری بگیرد و عدالت اقتصادی را برای آنها فراهم نماید.
- با واردات انرژی، انرژی مورد نیاز صنایع در کوتاهمدت تامین گردد.
- تمرکز ویژهای بر افزایش بهرهوری و کارآیی واحدهای تولید گاز و میادین گازی شود.
جهت تدوین استراتژی انرژی کشور لازم است کارشناسان مختلف با دانش، که دارای عقاید مختلف هستند گردهم آیند تا استراتژی مذکور ما را در مقابل نسلهای آینده روسفید نماید.
نظر خود را بنویسید