چین و هند دو رقیب اصلی در آسیا به شمار میآیند. همین چند ماه پیش بود که جمعیت هند از چین پیش افتاد. با این حال، اقتصاد چین هنوز وضعیتی بهتر از هند دارد. باید دید که آیا دو کشور میتوانند رابطهای با دوام و موثر با یکدیگر ایجاد کنند.
حکمران چین ترجیح میدهد همیشه نگاهی از بالا به پایین به هند داشته باشد. چینیها معتقدند هند سیاست آشفتهای دارد و به همین دلیل در فقر به سر میبرد و زیرساختهای نامطلوبی دارد. هند همیشه با حسرت و ترس به چین نگاه کرده است. همیشه هم به عبث، امید داشته که مورد رفتار منصفانه از طرف چین قرار بگیرد. حالا روابط این دو کشور در حال تغییر است. از یکسو، در مرزهای دو کشور، آشفتگی را مشاهده میکنیم. از سوی دیگر، شاهد بهبود روابط اقتصادی میان آنها هستیم.
آوریل 1924 بود که رابیندرانات تاگور به چین سفر کرد. او که نخستین برنده نوبل ادبیات در میان افراد غیر اروپایی است، در سفر به چین، نقش متفکری را داشت که میخواست راهی برای صلح میان دو طرف پیدا کند. اما ظاهراً چینیها خیلی او را جدی نگرفتند. تاگور جزو منتقدان سرسخت بریتانیا بود و میگفت هند نباید اجازه دهد مورد استعمار و استثمار بریتانیاییها قرار بگیرد. او امیدوار بود از طریق احیای روابط با چین، تمدن قدیمی و کهن آسیایی را دوباره زنده کند.
با این حال، اندیشمندان چینی مثل تاگور فکر نمیکردند. آنها میلی به دور کردن غرب و نزدیک شدن به هند نداشتند. این اندیشمندان میگفتند تنها راه مقابله با غرب این است که از آن درس بگیرند و رفتاری مشابه را در قابلش در پیش بگیرند. در واقع مقاومت و مقابله به مثل همان کاری بود که چینیها میخواستند مقابل غرب انجام دهند. بهعلاوه، چینیها اصرار داشتند که جوانانشان با فرهنگ چین بزرگ شوند، آنها نگران بودند که نزدیک شدن به هند، جوانانشان را هندی کند. به اعتقاد آنها، هند تحت استثمار غرب واقع شده بود و به همین خاطر حالتی سمی پیدا کرده بود.
بازگشت به خواسته تاگور
تقریباً یک قرن از زمانیکه تاگور به چین رفت، میگذرد. هنوز هم چینیها نگاهی تحقیرآمیز به هند دارند. آنها به لحاظ رشد اقتصادی وضعیتی به مراتب بهتر از هند داشتهاند. جمعیت هند در حال حاضر بیشتر از چین است ولی به لحاظ اقتصادی، هنوز چین وضعیتی به مراتب بهتر دارد. چینیها تمایل دارند مدام هندیها را نادیده بگیرند. بهرغم همه اینها، پایه و اساس روابط دو کشور در حال تغییر است. هم به لحاظ نظامی و ارتشی و هم به لحاظ اقتصادی، شرایط در حال تغییر است. آمریکاییها امید دارند که هند از طریق اصطکاکها و تنشهایی که در مرز با چین برایش پیش آمده بتواند تغییری در سیاستها و رفتارهای چین ایجاد کند. در واقع آمریکا به هر چیزی که بتواند قدرت چین را محدود کند، امید میبندد. با این حال، هنوز مشخص نیست که هند توانایی چنین کاری را داشته باشد.
هند از سال 2008 سعی کرده مدام به آمریکا نزدیک شود. هر بار که تنشهای مرزی این کشور با چین بیشتر شده، سرعت پیشرفت روابطش با آمریکا هم افزایش یافته است. این مسئله میتواند به نوعی اهرم فشار تبدیل شود و چینیها را تحت تاثیر خود قرار دهد. موضع هند در جنگ روسیه و اوکراین هم از دیگر مواردی است که میتواند اهمیت داشته باشد. هند مطابق میل آمریکا پیش رفته و این مسئله برای آمریکا که به دنبال نفوذ در آسیاست، امری مطلوب و خوشایند بوده است.
شی جینپینگ، رئیسجمهوری چین سعی دارد وضعیت را به نوعی مدیریت کند که بازی به نفع آمریکا نباشد. به همین خاطر به هند نزدیک شده و سعی دارد با نارندرا مودی، نخستوزیر هند از در صلح و دوستی وارد شود. او همچنین سعی دارد آرامش را به مرزهای کشورش و هند بازگرداند تا از این طریق، فرصت را در اختیار آمریکاییها قرار ندهد. علاوه بر اینها، دو کشور انگیزههای اقتصادی بسیاری دارند تا به هم نزدیک شوند. اهالی کسبوکار در هند هم امید دارند روابط کشورشان با چین بهبود پیدا کند تا بتوانند از فرصتهای سرمایهگذاری در این غول اقتصادی بهرهمند شوند.
چشمانداز رابطه چین و هند نشان میدهد که هنوز هم وزنه به سمت چین است و چین اهمیت بیشتری در این رابطه دارد. با این حال، هند سعی دارد تا حدودی این معادله را که همیشه به نفع چین بوده، تغییر بدهد و از فرصتهای موجود به نفع خودش بهره بگیرد. البته دو کشور زمانی میتوانند از فرصتها برخوردار شوند که نگاهی واقعگرایانه به مسائل داشته باشند.
نظر خود را بنویسید