یک اقتصاددان با اشاره تورم‌زایی بالای نقدینگی در شرایط کنونی اعلام کرد

تاوان سنگین اشتباه

...

مسعود نیلی، اقتصاددان و استاد دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه شریف، در گفت‌وگو با هفته‌نامه تجارت فردا با اشاره به قدرت بالای تورم‌زایی رشد نقدینگی، هشدار داد که در شرایط کنونی هر خطا و اشتباهی در سیاستگذاری که موجب رشد بیشتر نقدینگی شود، با تبدیل شدن به تورم با نرخ‌های بالاتر باعث خسارت‌های جبران‌ناپذیری در اقتصاد خواهد شد.

 

رشد بالای نقدینگی در اقتصاد ایران که تبدیل به یک تورم مزمن در دهه‌های گذشته شده بود، در سال‌های اخیر به سطوح بالاتری منتقل شده و تورم را نیز به ارقام بالای 40 درصد و نزدیک به 50 درصد نزدیک کرده است. مسعود نیلی، اقتصاددان، در گفت‌وگویی با تاکید بر اینکه تورم نمی‌تواند مدت زیادی در این نرخ بالا بماند، عنوان کرد که تورم 50 درصدی، تورم در حال گذار است و یا به سطوح بالاتر می‌رود یا اینکه سیاستگذار می‌تواند آن را به سطوح پایین‌تری بیاورد؛ نکته امیدوارکننده این است که هنوز این حق انتخاب برای سیاستگذار وجود دارد. گزیده‌هایی از این گفت‌وگو را می‌توانید بخوانید:

*در اقتصاد کلان در مورد مساله «تورم» اجماع گسترده‌ای بین اقتصاددانان در سطح دنیا وجود دارد که منجر به توفیق کنترل شگفت انگیز تورم و دست‌یابی به نرخ‌های زیر 5 درصد شده است. علم اقتصاد کلان سال‌هاست به حدی از بلوغ رسیده که دیگر می‌توان تورم را یک متغیر تحتِ کنترل نامید.

*اینکه با تزریق نقدینگی به واحدهای تولیدی می‌توان تولید را بالا برد و تورم را کنترل کرد، نادرست است. هر جایی که نسبت نقدینگی و تولید به هم بخورد، قیمت‌ها زیاد می‌شود که تورم نام دارد. همین مطلب ساده و بدیهی در نظام تصمیم‌گیری کشور، یک چالش جدی است.

*جوزف استیگلیتز می‌گوید مسئله اقتصادهای توسعه‌یافته در اقتصاد کلان بیش‌تر حول محور چرخه‌های تجاری است اما مسایل کشورهای در حال توسعه، رشد اقتصادی است. اقتصاد ما هم در شرایط رکود نیست، ما گرفتار رشد اقتصادی بسیار پایین هستیم. در ذهن من دست یافتن به رشد 10 ساله 4 درصدی یک هدف بسیار متعالی محسوب می‌شود.

* در مقطع سوم که همین سال‌های اخیر است، رشد واردات صفر و رشد اقتصادی هم نزدیک صفر بوده اما نقدینگی نزدیک 300 درصد افزایش یافته و 4 برابر شده که نرخ تورمی بالای 40 درصد ایجاد کرده است. پس رابطه بین تورم و نقدینگی در این دوره بسیار قوی شده است. به زبان دیگر، تورم‌زایی نقدینگی بسیار بسیار بالاتر است. در این دوره هزینه اشتباه بسیار سنگین است و هر سیاست اشتباهی، تاوان سنگینی برای جامعه به همراه دارد.

* از سال 97 به بعد علائم تورم در اقتصاد ما تغییر کرده و نرخ تورم به سطح حدود 50 درصد میل کرده است. من دیگر نمی‌توانم تورم در این محدوده را تورم مزمن بنامم، چون اگر اسم آن را تورم مزمن بگذاریم، یعنی کشور می‌تواند سال‌های سال با این نرخ کنار بیاید و با وجود فشار تورم، فعالیت کند. اما چنین چیزی تقریباً ناممکن است که یک اقتصاد بتواند سال‌های زیادی تورم 50 درصدی را به صورت پایدار تحمل کند. این تورم مزمن نیست بلکه تورم در حال گذار است؛ یعنی یا به سمت محدوده‌های بالاتر می‌رود یا باید به محدوده‌ پایین‌تر بر ‌گردد. خوشبختانه هنوز سیاستگذار هنوز حق انتخاب دارد. اگر این گزاره من درست باشد، درباره هزینه اشتباه در این مقطع باید بسیار حساس‌تر از گذشته بود چون ممکن است تصمیم‌هایی که حتی با نیت خیر گرفته می‌شود، تورم را به محدوده‌های به مراتب بالاتر از 50 درصد برساند.

*نقدینگی در یک اقتصاد متعارف، متغیر تحت کنترل سیاست‌گذاری است اما در اقتصاد ما نقدینگی، برآیند همه ناترازی‌ها در اقتصاد است. ناترازی در بودجه یا حتی ناترازی در طبیعت هم به سمت نقدینگی سرازیر می‌شود. به طوری که وقتی سیل یا زلزله می‌آید یا خشکسالی می‌شود، سیاست‌گذار از بودجه دولت هزینه نمی‌کند، بلکه به بانک‌ها دستور می‌دهد تسهیلات تکلیفی بدهند.

* دولت و تصمیم‌گیرندگان به این نتیجه می‌رسند که به بخش تولید نقدینگی بدهند یعنی تصمیم‌گیرنده می‌خواهد با بنزین پاشیدن روی آتش، آن را خاموش کند. دولت می‌خواهد تورم را مهار کند اما از طریق سیاست‌هایی که از تولید حمایت می‌کند، شدت نقدینگی را بالا می‌‎برد و همین عامل تورم می‌شود. به خاطر همین مسئله است که رابطه بین نقدینگی و تورم قوی شده و این مسئله هشداری برای ماست و باید مراقب باشیم که با گذار تورمی به سمت محدوده‌های بالای تورمی میل نکنیم.

*جدی‌ترین مخالفان اصلاحات اقتصادی، آن‌هایی هستند که از ناحیه رشد نقدینگی، عدم اصلاح نظام بانکی و عدم اصلاح ساختار اقتصاد، منتفع می‌شوند. در نتیجه تلاش می‌کنند فهم‌های نادرست حفظ شود. آنها با زدن برچسب‌هایی مانند لیبرال یا نئولیبرال به منتقدان سعی دارند راه را برای درک درست عوامل اصلی ایجادکننده تورم به انحراف ببرند.

* توجیهاتی که هر روز درباره مسئله هدایت نقدینگی به سمت تولید با فرم و محتوای موردپسند و زیبایی به مردم ما خورانده می‌شود، از سمت ذی‌نفعان صورت می‌گیرد. من نمی‌خواهم بگویم که مسئولان خودشان ذی‌نفع هستند اما پُرواضح است که اگر کسی در وضعیت کنونی اقتصاد اوضاعش بهبود یابد، سوار بر تورم است. راه دیگری به غیر از تورم در وضعیت کنونی برای متمول شدن و ثروتمندشدن افراد وجود ندارد.

* اقتصاد ما در شرایط رکود نیست، ما گرفتار رشد اقتصادی بسیار پایین هستیم. ما هنوز با این مسئله روبه‌رو هستیم که چگونه می‌توانیم به صورت پایدار رشد اقتصادی مثلاً 4 درصد داشته باشیم. در ذهن من دست یافتن به رشد 10 ساله 4 درصدی یک هدف بسیار متعالی محسوب می‌شود. و نباید یادمان برود که پول ابزار رشد نیست. در هیچ جای علم اقتصاد، نظریه‌ای در مورد ارتباط سیاست پولی و سیاست رشد اقتصادی نداریم. در مقابل مطالعات زیادی داریم که نشان می‌دهد اثرگذاری تورم در رشد منفی و به ضرر رشد بوده است.

منبع: هفته‌نامه تجارت فردا/ اکو ایران

 

این گفت‌وگو را اینجا ببینید

 

 

 

 

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?76473

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط