در همه این موارد دولتها تلاش کردهاند ظاهر ماجرا را حفظ کنند و از طریق فرآیندها و روالهای قانونی و جاری در اتاق بازرگانی بر این نهاد اثر بگذارند. دولتها بهخوبی میدانستند که اگر به فرآیندها و سنت صدساله اتاق احترام نگذارند و بخواهند از مسیرهای غیرمتعارف بر اتاق بازرگانی تاثیر بگذارند، اعتماد بخش خصوصی را از دست خواهند داد. هر چه دولت سیگنالهای اعتمادسوز بیشتری به اقتصاد بدهد، احساس بیثباتی بیشتر میشود. اخباری که این روزها از تلاش برای دخالت در فرآیندهای داخلی اتاق بازرگانی و تغییر نتایج انتخابات اتاق شنیده میشود، نمونهای از همین سیگنالهاست. وقتی طی یک فرآیند رسمی و شفاف فردی با رای قابلتوجه رئیس اتاق شده، حالا اگر این رای با روشهایی که در قانون ذکر نشده دستخوش تغییر شود، عملا دولت و صاحبان قدرت به اعضای اتاق پیام میدهند که برای آنها نظر بخش خصوصی مهم نیست و به ثبات نهادها و روالها و فرآیندها اعتقاد ندارند.
در شرایط امروز اقتصاد ایران که بهقدر کافی عوامل بیثباتکننده و اعتمادسوز وجود دارد، واقعا چه اصراری به افزایش آنهاست؟ آیا صاحب قدرت بهجای آنکه نگران نقدها به کمبود مدارا، تحمل و انعطاف در فضاهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی باشد، باید همان الگوی مورد نقد را در فضای اقتصادی هم دنبال کند؟ بیاعتنایی به استقلال مهمترین نهاد مدنی اقتصاد ایران با صدسال قدمت بیتردید به اعتماد بخش خصوصی لطمه جدی میزند و آجر جدید و بزرگی میشود که دیوار بیاعتمادی بین دولت و بخش خصوصی را بالاتر خواهد برد.
منبع : روزنامه دنیای اقتصاد

نظر خود را بنویسید