با پیشرفت فناوری، نیروی کار بسیاری از صنایع میتوانند از راه دور وظایف خود را انجام دهند. این مسئله ماهیت بنگاهها و حتی ترکیب جمعیتی شهرها را به شدت تغییر دادهاست.
ترجمه: نسیم بنایی، آینده نگر/ اکونومیست
پیوندی غیرقابل چشمپوشی بین فناوری و کسبوکار وجود دارد. کارآفرینان با استفاده از پیشرفتهای فناوری، با مهارت و اندکی شانس، به محصولاتی سودآور دست پیدا میکنند. از سوی دیگر، فناوری روی شکل عملیات یک بنگاه تاثیر میگذارد. برای مثال برق کارآیی و ظرفیت کارخانهها را افزایش داد و ایمیل سرعتی بسیار بیشتر از نامههای قدیمی ارائه میکرد. با اینحال، فناوری امروز به شکلی عمیقتر اما کمرنگتر کسبوکارها را تغییر میدهد. آنها نه تنها شکل کار شرکتها را، بلکه خود کارهایی که انجام میدهند و نمیدهند را تغییر میدهند.
همین پیشرفت فناوری بود که شرکتهای چندملیتی را ممکن ساخت و چین را به کارخانه جهان تبدیل کرد. حالا در جهان ثروتمند، دسترسی به اینترنت پرسرعت و وجود پلتفرمهای ارتباطی جدید مانند زوم یا مایکروسافت تیمز باعث شدهاست که یکسوم روزهای کاری به شکل از راه دور بگذرند. شغلها در حال خروج تدریجی از مقرهای اصلی سازمانها در ابرشهرها و ورود به شهرهای کوچک هستند. از سوی دیگر مرزهای کار کردن با یک همکار، یک نیروی فریلنسر یا یک شرکت دیگر هم در حال محو شدن است. شرکتها از منابع مشترکی استفاده میکنند، از رایانش ابری گرفته تا سرمایه انسانی.
تخمینی به ما نشان میدهد نیروهای کار ماهر فریلنسر در آمریکا در سال 2021 تقریباً 247 میلیارد دلار درآمد داشتند، در حالیکه در سال 2018 تنها 135 میلیارد دلار پول کسب کردهبودند. بزرگترین بنگاههای اقتصادی حاضر در آمریکا و اروپا بیش از پیش کارهای اصطلاحاً یقهسفید را برونسپاری میکنند. صادرات خدمات تجاری از شش بازار نوظهور بزرگ طی یک سال پس از آغاز همهگیری، رشدی 16.5درصدی کردهاست.
برای درک بهتر این تغییرات باید سراغ رونالد کوز، اقتصاددان بریتانیایی و برنده نوبل اقتصاد، برویم که در مقاله تاریخساز خود در سال 1937، «ماهیت بنگاه» سازوکاری علمی را از این نهاد اقتصادی معرفی کرد. اگر کوچک بمانید نمیتوانید از بازده ناشی از مقیاس بزرگ بهرهمند شوید و اگر بیش از حد بزرگ شوید دیگر نمیتوانید بنگاه خود را مدیریت کنید. عمده اقتصاد بین این دو حد افراطی رخ میدهد اما چطور میتوان این تعادل را صورتبندی کرد. کوز توضیح میدهد که مرزهای یک بنگاه، یعنی کارهایی که یک بنگاه باید با خود بکند و نکند، با یک عامل مهم تعیین میشوند: هزینه تراکنش و جابجایی اطلاعات چقدر بین بنگاهها و داخل یک بنگاه تفاوت دارد. بعضی کارها در خانه با بازده بهتری انجام میشوند و بازار از پس بقیه مسائل برمیآید.
*نیروی کار فرامرزی
همین مسئله فضای کاری جهان جدید را تغییر دادهاست. با استفاده از دادههای 3ماهه مرکز آمار مزد و اشتغال آمریکا، نشریه اکونومیست شغلهای سه بخش را که تطابق خوبی با دورکاری دارند، بررسی کردهاست: فناوری، امور مالی و خدمات حرفهای. این تحلیل نشان میدهد که چنین مشاغلی با شدت بیشتری از ابتدای همهگیری در سرتاسر آمریکا توزیع شدهاند. شهرهای بزرگ نیروی خود را به شهرهای کوچک و حتی روستاها باختهاند. از چهارمین 3ماهه سال 2019، تعداد مشاغلی که این سه بخش ارائه میکنند، در بخشهای روستایی 5 واحد درصد بیشتر از سانفرانسیسکو و نیویورک رشد کردهاست.
بنگاهها حتی مرزهای کشورها را هم از سر گذراندهاند. برای مثال، استارتآپ کاریابی گلینتسِ سنگاپور، در هر نوبت از کشورهای گوناگون نیروی کار جذب میکند. این مسئله هم به درد نیروی کاری میخورد که برای مثال در اندونزی زندگی میکند، هم منبع اصلی استعدادی شرکتهایی چون گلینت را گسترش میدهد.
در مورد شرکتهای آمریکایی این مسئله به شدت با کشور کانادا در حال وقوع است. شرکت مایکروسافت که اولین دفتر خود را در کانادا در سال 1985 تاسیس کرد، در سال 2022 هم یک مرکز بسیار بزرگ در تورنتو به راه انداخت. گوگل هم نیروی کار کانادایی خود را سه برابر کرده و به 5 هزار نفر رساندهاست. مطالعات نشان میدهند که از بین 50 شهر آمریکایی و کانادایی که بیشترین نیروی کار صنعت فناوری را دارند، چهار شهر کانادایی در 10 رتبه بالایی قرار دارند. این چهار شهر در بین سالهای 2016 و 2021 تقریباً 180 هزار نفر نیروی کار جدید را به این بازار معرفی کردهاند که رشدی 39 درصدی را نشان میدهد، در حالیکه چهار شهر اصلی آمریکایی با جذب 86 هزار نفر، رشدی 8درصدی تجربه کردهاند.
نظر خود را بنویسید