خروج آمریکا از افغانستان با ورود آسیاییها همراه شد
رقابتی میان چین و پاکستان
1401/12/07
287
این مطلب را به اشتراک بگذارید
چین و پاکستان دو کشوری هستند که سعی دارند به افغانستان نزدیک شوند. اما اهداف این دو کشور کاملاً متفاوت است. یکی به دنبال منافع اقتصادی است و دیگری اهداف سیاسی را در تقابل با هند دنبال میکند. اکونومیست از اهداف چین و پاکستان در همدستی با طالبان نوشتهاست.
ترجمه: نسیم بنایی، آینده نگر/ اکونومیست
خروج آمریکا از افغانستان و به قدرت رسیدن طالبان در این کشور کاملاً ناگهانی و نامنتظره بود. اما همزمان با این اتفاقات، در خانه همسایه بغلی این کشور، صدای جیغ و هورا بلند شد: پاکستان. علاوه بر آن، چین هم فرصت را غنیمت دانست و تلاش در رفتاری شبیه به کودتا، اقدام به رفاقت با طالبان کند و از منابع طبیعی افغانستان نهایت بهره را ببرد. این روزها پس از گذشت حدود دو سال، میتوانیم اصل ماجرا را در منطقه ببینیم، از نزدیک شدن چین و پاکستان به طالبان گرفته تا بهرهگیری آنها از افغانستان.
شاید آنقدری که پاکستان از رفتن آمریکا و به قدرت رسیدن طالبان خوشحال شد، هیچکس خوشحال نشده باشد. واقعیت این است که گروه طالبان در حقیقت ریشه در پاکستان دارد. در دهه 90 میلادی، جاسوسهای پاکستانی توانستند این جنبش را از مرزهای خود به افغانستان برسانند. طالبان در افغانستان ریشه دواند و اکنون قدرت را در دست گرفتهاست. با این تفاسیر، واضح است که پاکستان کاملاً خوشحال شده و شاهد به ثمر رسیدن تلاشهایش در خاک افغانستان است.
واقعیت این است که پاکستانیها سعی داشتند از طریق طالبان، کنترل افغانستان را در اختیار بگیرند. اصل ماجرا هم به رقابت دیرینه این کشور با هند مربوط میشود. تنشهای قدیمی این دو کشور با هم، باعث شده به فکر استراتژیهای مختلفی باشند و یکی از آنها، گرفتن قدرت در افغانستان است. حتی همین که افغانستان با پاکستان در یک تیم قرار بگیرد میتواند برای پاکستانیها کافی باشد تا برای هند شاخ و شانه بکشند و در برابر این کشور، خودنمایی کنند.
*قصه چشمبادامیها با طالبان
در مورد چین، قضیه کمی فرق دارد. چین رویای متحد کردن افغانستان را با خودش ندارد. این غول آسیایی صرفاً به دنبال منابع طبیعی کشورهاست. طالبان طی ماههای گذشته برای عادیسازی روابط سیاسی و دیپلماتیک با کشورهای مختلف تلاشهای بسیاری داشته و سعی کرده از این طریق در دنیا به رسمیت شناخته شود. چین در حالیکه ظاهراً طالبان را به رسمیت نشناخته، سعی دارد با آنها همکاری کند تا بتواند به اهداف اقتصادی خودش برسد.
طالبان اقداماتی داشته که هنوز آن را به عنوان شرور در عرصه بینالمللی میشناسیم. برای مثال دختران از ادامه تحصیل در مقاطع راهنمایی محروم شدهاند و نمیتوانند در نهایت به دانشگاه راه پیدا کنند. این اقدام کاملاً ضد زنان افغانستان صورت گرفته و قطعاً چهره خوبی برای طالبان در عرصه بینالمللی نمیسازد. اما در عین حال، چین تلاش کرده برای دست یافتن به منافع اقتصادی و تجاری، پایش را از این ماجراهای سیاسی بیرون بکشد. این کشور طالبان را به رسمیت نمیشناسد اما اتفاقات بزرگی را برای طالبان در کابل رقم زدهاست.
به نظر میرسد چین سعی دارد با ترفندهای مختلف، طالبان را به طرف خودش ترغیب کند. البته چین هم اقداماتی مشابه طالبان در خاک خودش در مورد اویغورها دارد. در نتیجه به راحتی میتواند چشمش را به روی مسائل سیاسیِ اینچنینی ببندد و صرفاً به فکر ایجاد شبکههای تجاری باشد. مقامات چینی صرفاً به دنبال سرمایهگذاریهای کلان در افغانستان و بهرهگیریهای تجاری در این کشور هستند. در نتیجه کارت زرد یا قرمزی به طالبان نشان نمیدهند و در خفا به دوستی با این گروه ادامه میدهند.
طالبان اما راه و چاه را یاد گرفته و سعی دارد خودش را توسعه دهد. در نتیجه به هر شکل رابطهای برای جذب سرمایه، تن میدهد. در حالیکه برخی از مردم افغانستان، هنگام حضور مقامات چینی در خاک کشورشان سعی کردهاند آشوب ایجاد کنند و حتی دست به حمله بزنند، طالبان سعی کرد همه این مسائل را خنثی کند. آنها سعی دارند جلوی هر اتفاقی را بگیرند تا دستشان به پول و سرمایه خارجی برسد. حالا چین به نخستین کشوری تبدیل شده که به نوعی ریسک کرده و با طالبان وارد معامله شدهاست. البته برخی تحلیلگران میگویند چین به مرور میزان فعالیتهایش را با طالبان به حداقل میرساند و این فعالیتها و سرمایهگذاریها کاملاً موقتی است و به آنها کمک میکند به صورت موقت از افغانستان بهره ببرند. اما به مرور که پاکستان حضور پررنگتری در کنار طالبان پیدا کند، چین پایش را از داستان خارج میکند. به هر حال آنها نمیخواهند در قصههای تراژیک و غمانگیزی که طالبان رقم میزند، همدست باشند.
نظر خود را بنویسید