در شرایطی که دولت برای مدیریت بازارهای مالی راهبرد ویژه‌ای ندارد بازار سوداگران داغ و پررونق است

دولت بدون راهبرد

...

حجم نقدینگی امروز بالای پنج میلیون و پانصد هزار میلیارد تومان است. برای اولین بار در دهه اخیر نسبت پول به نقدینگی بالای ۲۲ درصد رسیده است.

هادی حق‌شناس/ کارشناس اقتصادی/ آینده نگر

 در 8 ماه ابتدایی سال مجموع صادرات و واردات ما حدود یک‌صد میلیارد دلار بوده است. این عدد از سال ۹۰ در همین مقطع زمانی، بیش از این عدد بوده است؛ یعنی بعد از یک دهه بخش بازرگانی ما نه‌تنها رشد نداشته است، بلکه رشد منفی داشته است. در یک سال گذشته شاهد ۴۵ درصد افزایش قیمت مسکن، افزایش بی‌رویه ارز و سکه بودیم که دلایل اقتصادی و غیراقتصادی متعددی دارد. دلایل غیراقتصادی به خاطر عدم وجود چشم‌انداز است. وقتی برای اقتصاد چشم‌انداز مثبتی وجود نداشته باشد، انتظارات تورمی ایجاد می‌شود. به‌عنوان‌مثال در بازار ارز، تقاضا به دلایل مختلف سیر صعودی دارد؛ اما عرضه ارز با اخلال مواجه است. وقتی عرضه اختلال دارد و تقاضا سیر صعودی دارد، افزایش قیمت ارز طبیعی خواهد بود. بخشی از بالا رفتن قیمت طلا هم ناشی از نوسانات قیمت ارز است، بخشی هم متأثر از افزایش قیمت طلا در جهان است. بالا رفتن قیمت طلا و سکه در ایران از هر دو پارامتر تأثیرپذیر است. تلاطم‌های فراوانی در بازار اقتصاد ایران وجود دارد به‌خصوص اینکه فضای کسب‌وکار، فضای مثبتی نیست.

 وقتی تولید به هر دلیلی در شرایط رکود به سر می‌برد یا تولید متناسب با ظرفیت اقتصادی انجام نمی‌شود، پول از چرخه تولید خارج می‌شود و به بخش سوداگری مانند خودرو و معامله سکه و ارز منتقل می‌شود و درمجموع دارایی‌ها در وضعیت نابسامانی قرار می‌گیرند. امروز در محله‌های مرفه‌نشین برخی افراد آپارتمان‌هایشان را می‌فروشند و اجاره‌نشین می‌شوند تا در کشورهای همسایه ملک بخرند و سرمایه‌گذاری کنند. ایرانی‌ها در ماه، چند هزار آپارتمان در کشورهای همسایه می‌خرند. این مورد علامت بدی برای اقتصاد ایران است؛ یعنی اقتصاد ایران نه‌تنها جذب سرمایه ندارد، بلکه فرار سرمایه دارد. این‌ها فرار سرمایه‌هایی که لمس و دیده می‌شود. علی‌رغم سیاست‌هایی که دولت تعیین کرده است، خروج سرمایه و منابع را شاهد هستیم. علت هم این است که چشم‌انداز وجود ندارد. اگر بخواهیم در بخش تجارت جهانی، چه صادرات چه واردات سهم داشته باشیم، باید قواعد حاکم را بپذیریم. نمی‌توانیم به دستورالعمل اجرایی اتحادیه FATF بی‌اعتنا باشیم و بعد انتظار داشته باشیم، بخش صادرات و وارداتمان رشد کند و چشم‌انداز مثبتی داشته باشیم.

 در ۸ ماه ابتدایی سال مجموع صادرات و واردات ما حدود یک‌صد میلیارد دلار بوده است. این عدد از سال ۹۰ در همین مقطع زمانی، بیش از این عدد بوده است؛ یعنی بعد از یک دهه بخش بازرگانی ما نه‌تنها رشد نداشته است، بلکه رشد منفی داشته است. حجم واردات و صادرات ما کاهش داشته است. دلایلش هم واضح است. نکته کلیدی این است که چشم‌انداز وجود ندارد. وقتی چشم‌انداز وجود نداشته باشد، شرایط به همین ترتیب است که می‌بینیم. تبعات این درجا زدن برای دهک‌های پایین، گستردگی خط فقر و افزایش نرخ بیکاری است. افزایش قدر مطلق بیکاری در تحصیل‌کرده‌ها به‌شدت در حال افزایش است. تبعات دیگری که در دوره جدید تحریم‌ها شاهدش هستیم این است که نرخ رشد سرمایه در ایران منفی شده است؛ یعنی میزان سرمایه‌گذاری حتی نرخ استهلاک را هم جبران نکرده است؛ بنابراین در بخش تولید از تولید باکیفیت از دنیا عقب‌افتاده‌ایم. یک نمونه‌اش را در بخش خودرو می‌بینم. خودروهایی تولید می‌کنیم که میزان مصرف بنزینش حداقل دو برابر مصرف جهانی است. این‌ها تبعات نداشتن چشم‌انداز است و تبعات عدم جذب فناوری‌های جدید و عدم جذب سرمایه‌های جدید است. افزایش بی‌رویه مهاجرت انسانی و مهاجرت سرمایه و عدم انگیزه برای سرمایه‌گذاری در بخش تولید هم آسیب دیگری است که به‌خاطر تورم شاهدش هستیم.

 درمجموع نقدینگی دو جزء دارد. یک جزء پول است یک جزء شبه‌پول است. حجم نقدینگی امروز بالای پنج میلیون و پانصد هزار میلیارد تومان است. برای اولین بار در دهه اخیر نسبت پول به نقدینگی بالای ۲۲ درصد رسیده است. پول یعنی همان مجموعه‌ای از اسکناس و سکه و سپرده دیداری. شبه‌پول هم یعنی پول‌های مدت‌دار که در بانک‌ها موجود است. در حال حاضر، قدرت نقد شوندگی و نقدینگی زیاد شده است. وقتی می‌بینیم مردم سکه ۱۵ میلیونی یا پراید ۲۰۰ میلیونی می‌خرند، یعنی نقدینگی وجود دارد. نکته این است که در این چند ماه گذشته بخش تسهیلات‌دهی کم رونق شده است. صنایع در حال حاضر این اعتراض را دارند که چرا مشکل نقدینگی صنعت حل نمی‌شود؛ اما اگر دولت تسهیلات‌دهی را افزایش دهد، قدرت نقد شوندگی افزایش پیدا می‌کند و شاهد تورم‌های جدید خواهیم بود؛ اما این تقصیر برگردن مردم نیست، در هر حالت رفتار مصرف‌کنندگان عقلایی است. رفتار سیاست‌گذار مردم را به این روز آورده است. مردم وقتی احساس خطر می‌کنند به بازار سوداگری پناه می‌برند. وقتی پول مانند گلوله برف، آب می‌شود که در اقتصاد به آن پول سوزان می‌گوییم، راهی جز پناه آوردن نمی‌ماند؛ بنابراین مصرف‌کننده در اولین زمان ممکن پولش را به پناهگاه می‌برد. اگر وضعیت مالی‌اش خوب باشد، زمین می‌خرد. اگر سرمایه کمتری داشته باشد، چند گرم طلا یا دلار می‌خرد. در هر حالت در شرایط تورمی همه دنبال پناهگاه می‌گردند.

 اصلی‌ترین مولفه‌های توسعه هر کشور منابع انسانی و منابع مادی است. از دست دادن این دو مولفه کشور را وارد چرخه فقر خواهد کرد و مردم کاری از دستشان برنمی‌آید. چرا که دولت‌هایی که تاکنون در ایران بر سر کار بوده‌اند. همچنان بین سه مولفه مانده‌اند که آیا می‌خواهند توسعه اقتصادی در اولویت باشد یا توسعه سیاسی و یا توزیع ثروت.

دولت‌ها در طول این سال‌ها یکی از این مولفه‌ها را انتخاب کرده‌اند و هریک گمان می‌کردند دستاوردهایی داشته‌اند؛ اما در اقتصادی به بزرگی ایران که هنوز راهبردش مشخص نیست دولتمردان هنوز تصمیم نگرفته‌اند که راهبردشان توسعه اقتصادی است یا توسعه سیاسی یا توزیع. امسال بدون برنامه بودیم یا به عبارتی برنامه ششم یک سال تنفس داشت. بودجه معمولاً ۱۵ آذرماه تقدیم مجلس می‌شدکه تاکنون نشده است. نه تکلیف بودجه مشخص است نه تکلیف برنامه. دلیلش هم این است که هنوز مشخص نیست اولویت کشور چیست. مشخص نیست مسئله کشور چیست.

یکی از تعاریف اقتصاد این است که می‌گویند، اقتصاد علم کمبود منابع است. وقتی منابع شما محدود است و مسائل شما زیاد است، باید یکی دو مورد در اولویت قرار گیرد. معمولاً دولت‌ها یک برنامه و راهبردی برای خودشان دارند. مثلاً یک دولت ادعا می‌کند که می‌خواهد مسئله اجتماع را حل کند. یا به‌طور مثال مسئله محیط‌زیست را حل کند یا یک دولت می‌گوید، می‌خواهم پروژه‌های نیمه‌کاره را به اتمام برسانم یا ممکن است در سخنرانی همه این‌ها را مطرح کنند اما در عمل باید دید کدام یک اولویتشان است. اما در حال حاضر نمی‌توانی تحلیلی داشته باشیم، باید منتظر باشیم و بودجه و برنامه را ببینیم. رفتار سرمایه‌گذار بخش خصوصی به رفتار دولت برمی‌گردد و متناسب با برنامه‌وبودجه رفتارش را تنظیم می‌کند که در حال حاضر برایش مبهم است.

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?75836

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط