براساس گزارش وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، نرخ بیکاری زنان پس از سال 1355، در اغلب سال ها دو برابر مردان گزارش شده که نشان می دهد چه شکاف بزرگی در تقاضای نیروی کار بین مرد و زن در بازار کار کشور وجود دارد.
الواح تخت جمشید نشان می دهد زنان ایرانی در دوره هخامنشیان در کنار مردان کار می کردند، دستمزد مشابه می گرفتند و شخصیت حقوقی مستقل داشتند. اما 2500 سال بعد، در دوره قاجار زن ها محدود به آشپزخانه شدند و از کمترین حقوق انسانی بهره ای نداشتند. زنان در 200 سال حکومت قاجارها از حضور در اماکن عمومی منع می شدند و تنها در مناسبت های خاص یا عزاداری های مذهبی بود که با حجاب کامل اجازه حضور در کوچه و بازار را داشتند. مردان در آن دوره بیرون از خانه از زنان خود حرف نمی زدند. هویت زنان در رابطه با مردان بود که تعریف می شد. آن ها یا مادر بودند و یا همسر. در عصر پهلوی تعداد زنان با سواد و شاغل افزایش یافته است. با این وجود نابرابری بین زن و مرد در اقتصاد ایران هنوز ادامه داشت، با این تفاوت که زنان بیش از گذشته به حقوقی که از محروم شده و می شدند، آگاه شده بودند.
در سال های حکومت پهلوی اول آموزش دختران و زنان مورد توجه قرار گرفت و این روند در سال های پهلوی دوم هم ادامه یافت. با این وجود فرصت تحصیل و سوادآموزی نصیب همه زنان نمی شد. در سال 1328 تنها 8 درصد از کل زنان هفت سال به بالا در ایران با سواد بودند. این رقم در سال 1345 به 18 درصد افزایش یافت و در سال 1350 از این هم فراتر رفت.
در سال 1345 از هر 100 مرد شاغل، 29 نفر با سواد بودند. از این تعداد 23 نفر تحصیلات ابتدایی داشتند یا بدون مدرک تحصیلی کار می کردند، 5 نفر تا سطح متوسطه تحصیل کرده بودند و یک نفر هم در دانشگاه درس خوانده بود. اما وضعیت زنان در آن سال چگونه بود؟ از هر 100 زن شاغل، تنها 11 نفر تحصیل کرده بودند. از این 11 نفر تنها یک نفر تحصیلات دانشگاهی داشت، 5 نفر یا سواد ابتدایی داشتند یا بدون مدرک تحصیلی بودند و 5 نفر هم در دوره متوسطه درس خوانده بودند.
زنان جوان در اقشار پایین و متوسط که اندازه ای از رفاه را تجربه کرده و به آموزش عالی یا آموزش های شغلی دسترسی داشتند، در کارهای دفتری، فروشندگی، یا مشاغلی مثل پرستاری و معلمی دیده می شدند. با این وجود در دهه های 40 و 50 شکاف بین زن و ومرد با وجود رشد تعداد دختران دانش آموزان گزارش شده است. درحالی تعداد مردان با سواد در فضای کار 2 برابر بیشتر از زنان بود که در این دهه ها حضور دختران در مدارس ابتدایی و دبیرستان به ترتیب 13 و 30 درصد بیشتر شده بود و در دانشکده های فنی و حرفه ای هم نرخ رشد متوسط سالانه دختران دانش آموزان در این 2 دهه، 80 درصد گزارش شده است. هم چنین این رقم در موسسه های تربیت معلم 76 درصد و برای آموزش عالی 65 درصد بوده است.
آمارها نشان می دهد در سال 1351 یک میلیون و 400 هزار زن به طور رسمی در ایران کار می کردند که سهم بخش صنعت از اشتغال این جمعیت 64 درصد، سهم خدمات 22 درصد و سهم کشاورزی 11 درصد بوده است. از بین جمعیت زنان تحصیل کرده سهم خدمات در اشتغال این گروه از همه بیشتر بود. درواقع 53 درصد زنان شاغل در مراکز شهری در بخش خدمات کار می کردند و معلمی و پرستاری نخستین حرفه ها برای آن ها بود.
اکنون بیش از 40 سال از آن روزها می گذرد. آمارها مثل همیشه از افزایش تعداد زنان تحصیل کرده و شاغل حکایت دارد. با این وجود، مسئله اصلی فاصله زنان از مردان در تحصیل واشتغال است.
*سهم 15 درصدی زنان از اشتغال 23 میلیون نفری
گزارش مرکز آمار در بهار سال جاری نشان می دهد تعداد کل شاغلان کشور در بهار سال جاري 23 ميليون و 577 هزار نفر برآورد شده و از اين تعداد افراد شاغل در اقتصاد کشور 84.4 درصد سهم مردان و 15.6 درصد سهم زنان است. در واقع تنها حدود 15 درصد از افراد داراي شغل در بهار امسال از گروه زنان بوده اند.
در بین بخش های مختلف اقتصاد، سهم بخش خدمات از تعداد شاغلان زن ایران در بهار امسال بیش از 60 درصد بوده و تعداد زنان شاغل در اين بخش در بهار 1401 نسبت به بهار 1400 بالغ بر 214 هزار نفر افزايش داشته است. اما از سوي ديگر شاغلان زن بخش کشاورزي در همين بازه زماني نزديک به 140 هزار نفر کاهش يافته است. سهم بخش کشاورزي در اشتغال زايي زنان از 20.4 درصد در بهار سال گذشته به 16.5 درصد در بهار سال 1401 رسيده است. اين فاصله اين دو بازه زماني نزديک به 140 هزار نفر از تعداد شاغلين زن بخش کشاورزي کاسته شده است. با توجه به اينکه اکثر بانوان روستايي به کار کشاورزي مشغول هستند، پيش بيني مي شود با اين رخداد وضعيت اشتغال براي بانوان روستايي در سال جاري دشوار شده باشد. سهم بخش صنعت نيز از 24.2 درصد در بهار 1400 به 23.3 درصد در بهار سال جاري کاهش يافته است. هم چنین کل تعداد شاغلان زن در بهار سال جاري 3 ميليون و 681 هزار نفر برآورد شده که اين رقم نسبت به فصل مشابه سال قبل حدود 38 هزار نفر افزايش داشته است.
نرخ بيکاري زنان در بهار امسال نسبت به بهار گذشته نيم درصد بيشتر شده است و این یعنی ورود به بازار کار بانوان و تقاضاي شغل از سوي آنان در نخستين فصل از سال 1401 بیشتر شده هرچند به نتیجه نرسیده است. نرخ بیکاری زنان در تابستان سال 1401 نسبت به همین مدت مشابه در سال 1400، 0,5 درصد با کاهش مواجه شده است. این نرخ در تابستان سال 1400، 17,7 درصد بوده که در سه ماهه دوم سال 1401 به 17,2 درصد رسیده است. نرخ بیکاری زنان در تابستان سال 1400 به نسبت تابستان سال 1399 طی یک سال، به میزان 1,2 درصد با افزایش مواجه شده بود و نرخ مشارکت نیز از 14,1 درصد در تابستان سال 99 به 13,5 درصد در تابستان سال 1400 کاهش یافته بود. این در حالی است که نرخ بیکاری زنان 18 تا 35 سال در تابستان سال 1401، 29,3 درصد اعلام شده که این میزان نسبت به تابستان سال 1400 که 31 درصد ثبت شده بود، 1,7 درصد کاهش نشان میدهد.
این میزان نرخ نسبت به تابستان سال 99 نیز 0,1 درصد با افت مواجه شده است. روزنامه ایران در مهرماه سال جاری در تحلیل وضعیت بیکاری زنان نوشت «نرخ مشارکت اقتصادی زنان نیز در این مدت اشاره شده، از 13,5 درصد به 13,7 درصد افزایش یافته است. به بیان دیگر، با وجود اینکه نرخ مشارکت زنان افزایش یافته و نسبت بیشتری از زنان وارد سن کار شدهاند، اما نه تنها این زنان تازه وارد شده به جمعیت بیکار افزوده نشدهاند بلکه نرخ بیکاری کاهش نیز یافته است. این امر نشان میدهد وضعیت اشتغال بانوان در ایران در تابستان سالجاری نسبت به تابستان سال گذشته بهبود یافته است». اما در چه شرایط اقتصادی این افزایش محقق شده است؟
*جبری به نام اُفت اقتصادی
بررسی آمارهای مربوط به اشتغال زنان در بیش از 70 سال گذشته نشان می دهد نرخ اشتغال زنان تا میانه دهه 50 کاهش پیدا می کند. درصد زنان فعال از نظر اقتصادی در محیط های شهری در سال 1335، 9.3 درصد بوده است. این رقم در سال 1345 به 9.9 درصد رسید و اما در سال 1350 به 7.5 درصد سقوط کرد. یک دلیل عمده نوسان نرخ اشتغال زنان در آن سال ها تلاش دولت حاکم برای تشویق زنان به کارهای خانگی بود. اما یک دلیل دیگر بهبود وضعت معیشتی مردان به دلیل رشد اقتصادی در آن سال ها و عدم لزوم نیاز به کار زنان خارج از خانه بود. درواقع مردان در آن زمان به دلیل رشد اقتصادی در آن سال ها درآمد خوبی داشتند و این مانع می شد تا اجازه دهند عضوی از خانواده شان برای دستمزد کار کند. رشد اندک نرخ مشارکت زنان در تابستان سال جاری باتوجه به رابطه رشد اقتصادی با نرخ بیکاری زنان، حاکی از وضعیت نامناسب در اقتصاد کلان و وضعیت معیشتی مردان است.
هرچند گزارش های رسمی می گوید کاهش رشد اقتصادی از عواملی است که بر کاهش نرخ مشارکت زنان در اقتصادها اثر می گذارد. اما نمی توان از افزایش نرخ بیکاری و خروج تعدادی از نیروی کار از بازار کار ایران گذشت که از سال گذشته در گزارش های رسمی منعکس شده است. تنها در بهار سال 1401، 157 هزار مرد از بازار کار خارج شده اند و تعداد زنان شاغل 59 هزار نفر بیشتر شده است. در بین بیکاران سهم مردان حدود ۱.۷ میلیون نفر است که نسبت به بهار سال قبل، 0.3 درصد بیشتر است. هم چنین بیش از 708 هزار زن در بهار سال جاری بیکار بوده اند که این رقم هم 0.5 درصد نسبت به آمار بهار سال 1400، بیشتر گزارش شده است.
*بلاتکلیفی دولت ها
امیدواری به افزایش اشتغال زنان در بخش های مختلف اقتصاد در تابستان سال جاری درحالی است که گزارش های پژوهشی از بلاتکلیفی دولت ها در این زمینه خبر می دهد. درواقع بلاتکلیفی دولت ها در سال های گذشته نه به زنان خانه دار نفعی رسانده و نه به استفاده هرچه بیشتر اقتصاد از فرصت حضور زنان در عرصه های کار و کارآفرینی کمک کرده است.
در اوایل دهه 1380 مرکز پژوهش های مجلس در گزارشی تلاش کرد سهم زنان خانه دار در تولید ملی را محاسبه کند. در آن سال سهم مردان در کل تولید کشور در یک سال 92.4 درصد بوده و سهم زنان 7.6 درصد از کل تولید را تشکیل می داد. اما اگر سهم زنان خانه دار در محاسبات اقتصادی در نظر گرفته می شد، سهم زنان از کل تولید ناخالص داخلی به 47 درصد می رسید. مرکز پژوهش های مجلس نوشت در سال های 1366 تا 1370، با امکان احتساب فعالیت خانه داری به عنوان یک فعالیت تولیدی، تولید ناخالص داخلی به قیمت جاری و ثابت به طور متوسط 70 درصد افزایش پیدا می کرد. با این وجود این سهم هرگز در محاسبات اقتصادی کشور در نظر گرفته نشده است.
همین مرکز پژوهشی در آبان ماه سال جاری در گزارشی تلاش کرد برنامه هایی شش گانه توسعه را از نظر توجه به حوزه زنان و خانواده بررسی کند. این مرکز می گوید متاسفانه چشم انداز دقیق، متقن و تعریف شده ای شکل نگرفته و این مسئله باعث شده هر دولتی براساس اهداف و شعارهای خود به حوزه زنان بپردازد. برای مثال برنامه پنجم توسعه که توسط دولت اصولگرا تدوین شده در موضوع اشتغال زنان اولویت را به اشتغال زنان سرپرست خانوار داده و مشاغل خانگی را مورد توجه قرار داده است. درحالیکه در برنامه چهارم توسعه تشویق زنان به اشتغال و ایجاد برابری جنسیتی در دستور کار قرار گرفته است.
در این برنامه های توسعه ای کمتر به جایگاه زنان در اقتصادها و حتی خانواده توجه شده است. معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، افزایش سهم زنان در هفت حوزه کلان اقتصادی، آموزشی و اجتماعی را بررسی و در قالب متنی در سایت خود منتشر کرده است. این معاونت مدعی است از سال 57 تا 1400، سهم زمان در عضویت در هیئت علمی دانشگاه ها به 33.3 درصد رسیده و در دانشگاه های علوم پزشکی این سهم تا 34 درصد افزایش یافته است. هم چنین تعداد دانشجویان دختر در دانشگاه های کشور به 56 درصد رسیده است. معاونت امور زنان می گوید در سال های گذشته از پیروزی انقلاب اسلامی بی سوادی زنان و دختران در کشور ریشه کن شده است. هم چنین نسبت دانش آموزان دختر به پسر به 28 درصد رسیده است. این معاونت مدعی است کارفرمایان زن از مجموع زنان شاغل در ایران سهم 1.2 درصدی را به خود اختصاص داده اند و نرخ بیکاری زنان در ایران به 13.7 درصد رسیده است. معاونت امور زنان می گوید در سال های پس از انقلاب، 2 هزار و 390 زن تنها در شرکت های دانش بنیان به عضویت هیئت های مدیره در آمده اند.
در این سال ها 70 زن در سطح استان ها به عنوان رییس هیئت های ورزشی کار کرده اند. 51 زن رییس و نائب رییس فدراسیون های ورزشی بوده اند. 88 هزار و 366 زن به عنوان داور در مسابقات ملی و بین المللی فعالیت کرده اند و زنان ایرانی در 97 کرسی بین المللی در فدراسیون های ورزشی جهان فعالیت کرده اند.
نرخ مشارکت زنان در عرصه فناوری اطلاعات به 31.5 درصد رسیده است. از سال 57 تا 1400 بیش از 9 هزار و 500 مولف و 840 ناشر زن در کشور فعالیت کرده اند. 903 زن در سینما فیلم ساخته اند و بیش از 2000 زن در دیگر مشاغل سینما ایفای نقش می کنند. معاونت امور زنان مدعی است 25.2 درصد از مدیران دولتی در کشور در سال های گذشته از انقلاب، زنان بوده اند، یک هزار و 121 زن در کشور قضاوت کرده اند و 227 درصد از داوطلبان نمایندگی مجلس شورای اسلامی در دوره یازدهم را زنان تشکیل داده اند. زنان در 11 دوره از مجلس شورای اسلامی 111 کرسی مجلس را در اختیار داشتند.
این آمارها درحالی از وضعیت حضور زنان در زمینه های اقتصادی واجتماعی منتشر شده که آخرین بررسی ها در پایان دهه 90 نشان می دهد سهم زنان از بازار کمتر از 20 درصد بوده و رتبه ایران در کارآفرینی زنان از 58، 54 بوده است. در سال 98 مسترکارد در گزارشی 58 کشور را از نظر کارآفرینی زنان بررسی کرد. این گزارش نشان داد ایران در بین 58 کشور در این رتبه بندی، در رتبه 54اُم است. در این ارزیابی آمریکا، نیوزلند و کانادا به ترتیب اول تا سوم شدهاند و تنها چهار کشور عربستان، الجزایر، بنگلادش و مصر امتیازی کمتر از ایران کسب کردهاند. هم چنین غیر از نرخ کارآفرینی، زنان در شاخص هایی مثل عرضه نیروی کار، مشارکت اقتصادی و بیکاری هم در وضعیت قرمزند. این وضعیت نگران کننده در اقتصاد درحالی گزارش می شود که زنان از بخش عمده ای از حقوق اجتماعی مثل حق طلاق و حضانت فرزندان هم محروم مانده اند.
بررسی آمارها نشان می دهد عرضه نیروی کار مردان در ایران در سال 1397، به طور تقریبی 4 برابر زنان بوده است. درواقع در این سال از جمعیت مردان، 22 میلیون نفر راهی بازار کار شده اند در حالیکه جمعیت فعال زنان 5.5 میلیون نفر بوده است. شکاف بزرگی که بین نیروی کار مردان و زنان در کشور وجود دارد، نرخ مشارکت جمعیت فعال در هر دو گروه را متاثر کرده است. در ایران علاوه بر عرضه، تقاضا هم برای نیروی کار مردان 4 برابر زنان است. در سال 1397، از کل جمعیت شاغل در کشور، 19.5 میلیون نفر مرد بوده اند درحالیکه تعداد زنان شاغل 4.5 میلیون نفر اعلام شده است. همین مسئله به تشدید بیکاری جمعیت زنان دارای شرایط مناسب برای اشتغال دامن زده است.
*زنان بیکارتر از مردان
براساس گزارش وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، نرخ بیکاری زنان پس از سال 1355، در اغلب سال ها دو برابر مردان گزارش شده که نشان می دهد چه شکاف بزرگی در تقاضای نیروی کار بین مرد و زن در بازار کار کشور وجود دارد. دو برابر بودن این نرخ درحالی گزارش شده که گفته می شود تنها در کشورهای آفریقای شمالی و عربی، نرخ بیکاری زنان دو برابر مردان است.
آمارهای جهانی در سال 2018 نشان می دهد نرخ بیکاری زنان در جهان 6 درصد و نرخ بیکاری مردان 5.2 درصد بوده است. این درحالی است که در ایران نرخ بیکاری زنان 19.2 درصد و نرخ بیکاری مردان 10.3 درصد گزارش شده است. در کشورهای درحال توسعه نرخ بیکاری مردان 4.6 درصد و نرخ بیکاری زنان 6.1 درصد بوده است. در اقتصادهای نوظهور اختلاف نرخ بیکاری زنان و مردان کمتر از 2 درصد و هر دو نرخ کمتر از 7 درصد است.
*مشارکت محدود
از دیگر بخش های مهم در آمار مربوط به بیکاری زنان و مردان، نرخ مشارکت اقتصادی است. در جهان نرخ مشارکت اقتصادی زنان در سال 2018، 16.8 اعلام شده درحالیکه این نرخ در جهان 48.5 درصد است. در کشورهای درحال توسعه، نرخ مشارکت اقتصادی زنان 69.3 درصد گزارش شده که بالاترین میزان مشارکت اقتصادی زنان است. این رقم در اقتصادهای نوظهور 45.6درصد، در کشورهای توسعه یافته 52.4 درصد، در آفریقای جنوبی 64.7 درصد، در آمریکای لاتین 51.5 درصد، درآمریکای شمالی 55.8 درصد و در اسیای شرقی 59.1 درصد اعلام شده است.
در ایران، درحالیکه در سال 97 نرخ مشارکت اقتصادی زنان 16.8 درصد اعلام شده که این رقم برای مردان 65 درصد بوده است. به عبارت دیگر از هر 100 زن که بیشتر از 10 سال سن دارند، تنها 16 تا 17 نفر در فعالیت های اقتصادی مشارکت کرده اند. این فاصله حتی در کشورهای شمال آفریقا و کشورهای عربی که شکاف فعالیت اقتصادی مرد و زن در آن ها هم گزارش شده، از ایران کمتر است.
وزارت تعاون، کار و رفاه و اجتماعی در گزارشی که درباره مشارکت اقتصادی زنان در سال 1398 منتشر کرده می نویسد «ایران از انگشت شمار کشورهایی است که شکاف فعالیت اقتصادی زنان و مردان در آن بالاست. افزون بر این، نرخ مشارکت کلی در ایران نسبت به اغلب کشورها پایین است. این نرخ با گذشت زمان برای مردان کاهش و برای زنان به طور تقریبی ثابت مانده است». این گزارش می گوید نرخ مشارکت اقتصادی زنان در ایران بسیار کمتر از متوسط جهانی است و این یعنی بخش قابل توجهی از ظرفیت نیروی کار کشور در فعالیت های اقتصادی مشارکت ندارند. پرسش این است که این زنان به جای مشارکت اقتصادی به چه فعالیت هایی می پردازند؟
مرکز آمار در سال 95 اعلام کرد جمعیت زنان غیرفعال ایرانی اغلب خانه دارند. سهم قابل توجهی از زنان غیرفعال در بازار کار و زنانی که به عبارت دیگر در فعالیت های اقتصادی مشارکت نمی کنند، یا خانه دارند و یا محصل. آمارها نشان می دهد 71 درصد زنان غیر فعال در سال 1396، خانه دار بوده اند و 20 درصد از این جمعیت اعلام کردند به دلیل اشتغال به تحصیل در فعالیت های اقتصادی مشارکت نمی کنند.
در آبان ماه سال جاری، شهلا کاظمی پور جمعیت شناس درباره تعداد و وضعیت اقتصادی زنان خانه دار با ایسنا گفت وگو کرده است. به گفته او « مطابق با آمارهای سال ۱۴۰۰ تعداد زنان خانهدار ۲۱ میلیون نفر است که این رقم به نسبت سال ۱۳۹۵ حدود یک میلیون نفر افزایش پیدا کرده است».
کاظمی پور با بیان اینکه در سال ۱۴۰۰ جمعیت زنان ۱۰ ساله به بالا ۳۵ میلیون نفر بوده است که ۶۰ درصد این جمعیت یا به تعبیر دیگر، ۲۱ میلیون نفر از این جمعیت خانهدار هستند، ادامه داد: ۱۲ درصد از این جمعیت شاغل و ۲۰ درصد نیز محصل اند. با این وجود اشتغال زنان بیشتر از ۱۲ درصد است چراکه بسیاری از زنان در ایران در کار غیر رسمی مشغول هستند. برای مثال درحالی زنان مشغول در کار کشاورزی به ویژه در مناطق محروم خود را خانهدار معرفی میکنند که این زنان در اقتصاد خانوار مشارکت دارند. حتی در شهرها نیز بسیاری از زنانی که خود را خانه دار معرفی میکنند مشغول فعالیتهایی نظیر خیاطی در خانه، آرایشگری در خانه و... هستند و برای اینکه مجوز ندارند و یا به دلیل ترس از مالیات خود را خانه دار معرفی میکنند.
کاظمی پور می گوید ۱۸ درصد از این ۲۱ میلیون نفر زن خانه دار، بیسواد هستند. همچنین ۱۷ درصد دارای تحصیلات ابتدایی، ۱۲ درصد دارای تحصیلات راهنمایی، ۹ درصد دارای تحصیلات متوسطه، ۲۳ درصد دارای تحصیلات دیپلم و ۲۰ درصد دارای تحصیلات عالی هستند که البته رنج سنی این زنان از ۱۰ سال تا بالای ۶۵ سال را شامل میشود.
فعالیت زنان خانه دار به دلیل عدم دریافت دستمزد در ازای انجام کار، در تولید ناخالص داخلی کشورها دیده نمی شود. به همین دلیل دولت ها برای محاسبه فعالیت زنان و خروج آن ها از دایره نامرئی ها در ارزشگذاری های اقتصادی، برای بیمه شدن آن ها اقدام کرده اند. معصومه ابتکار معاون وقت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری در سال 98 در گفت وگو با ایسنا از تلاش دولت دوازدهم در این باره خبر داد. ابتکار درباره محاسبه نقش زنان در اقتصاد کشور گفت : «براساس چارچوب شرع مقدس، زنان میتوانند جهت خانهداری درخواست مزد کنند، بنابراین در این زمینه وظیفهای برای زن وجود ندارد، اما نوعاً زنان در قالب ازدواج و زندگی مشترک بسیاری از فعالیتهای خانه را عاشقانه انجام میدهند و به دلیل اینکه آن را از سر عشق و علاقه انجام میدهند مسئله مزد و منت در آن دخیل نبوده است، اما براساس قانون اگر زن درخواست مزد کند باید پرداخت شود». هم چنین ابتکار در این گفت وگو از ارزشگذاری فعالیت خانه داری در اقتصاد خبر داد و گفت: «در سالهای ۸۵ و ۹۵ بر روی این موضوع مطالعاتی داشته که ارزش اقتصادی کار خانگی زنان مانند نگهداری، بهداشت، تغذیه و… چیست؟ این ارزشگذاری نشان میدهد که در سال ۸۵، ۲۲ درصد جی دی پی ایران ارزش کار خانگی زنان بوده است، این رقم در سال ۹۵ به ۳۰ درصد رسیده است».
در آن سال ابتکار از چالش های بودجه ای در برقراری بیمه تامین اجتماعی برای زنان خانه دار خبر داده بود، مسئله ای که هنوز با چالش های بسیاری در عرصه سیاستگذاری دنبال می شود. از سال 1387 تا امروز، با شکل گرفتن بیمه صاحبان حرف و مشاغل آزاد، امکان بیمه شدن زنان خانه دار در ایران فراهم شده است. با این وجود این بیمه، از نوع بیمه های اجباری نیست و در عمل، و به قول مرکز پژوهش های مجلس «جهت امکان بیمه پردازی این قشر به عنوان بیمه شده اصلی، اقدامی انجام نشده است».
از دیگر نکات مهم در این بین، عدم استقبال زنان خانه دار از طرح بیمه مختص به آن ها بود. بالا بودن نرخ حق بیمه ای که باید توسط این زنان پرداخت می شد، اختیاری بودن طرح و عدم تمکن مالی زنان در کنار عدم آگاهی درباره مزیت های بیمه شدن، از دلایلی بود که باعث شد زنان خانه دار از این طرح چندان استقبال نکنند.
غیر از بیمه زنان خانه دار، این امید وجود دارد که مشارکت اقتصادی زنان مشغول به تحصیل در اقتصاد، در سال های پس از پایان آن افزایش پیدا کند. مرکز آمار می گوید نرخ مشارکت اقتصادی زنان دارای مدرک تحصیلی دیپلم و بالاتر، به طور تقریبی دو برابر زنان بی سواد با مدرک تحصیلی زیر دیپیلم است. نرخ مشارکت اقتصادی زنان دارای مدرک تحصیلی دیپلم و بالاتر در سال 96، 27 درصد بوده است درحالیکه این نرخ برای زنان بی سواد و دارای مدرک زیر دیپلم، 16 درصد گزارش شده است.

نظر خود را بنویسید