تجربه کوهنورد، راهی برای غلبه بر چالش های کسب وکار
کوه یا شرکت؟
1401/11/12
262
این مطلب را به اشتراک بگذارید
تحقیق کمک می کند آماده شوید و این در نهایت به کاهش ریسک در فعالیت های کاری شما می انجامد. ممکن است این آمادگی برای هر آنچه در مسیر شما قرار می گیرد کافی نباشد. اما نباید ناامید بود.
آینده نگر
پا گذاشتن روی برف هایی که به سمت یخ زدگی پیش می روند، احتمال سُر خوردن شما را چند برابر می کند. در زمان صعود به قله هایی مثل اورست و k2، حتی برای کسانی که از ارتفاع ترسی ندارند، دلهره سقوط، وجودشان را می لرزاند. فشار هوا بسیاری از کوهنوردان را آزار می دهد و آن ها را در میانه مسیر متوقف می کند. از سرمای هوا هم نباید گذشت که در ارتفاع چند برابر می شود. طوفان های نابهنگام، ریزش بهمن و گیر کردن بین سنگ و سوراخ های پنهان در کوهستان ها که تا سال ها کسی از آن ها را کشف نکرده و نمی کند، از دیگر چالش های کوهنوردی است. تازه، این ها همه ریسک های قابل پیش بینی است. اگر پای صحبت های کوهنوردان حرفه ای بنشینید حرف های زیادی برای گرفتن دارند. تجهیزاتی که نمی رسد، همراهانی که جا می زنند و زخم هایی که شاید هرگز خوب نشوند، از دیگر چالش های صعود به کوه های بلندمرتبه در جهان است.
کوهنوردی از منظر چالش های قابل پیش بینی و غیرقابل پیش بینی دست کمی از راه اندازی کسب وکار ندارد. می توان گفت شنیدن خاطرات و تجربه های کوهنوردان و صاحبان بنگاه های اقتصادی بی شباهت بهم نیست. اما تجربه ها زمانی گیراتر می شود که بدانیم پای صحبت های صاحب کسب وکاری نشسته ایم که تجربه کوهنوردی و رسیدن به قله های بلند در جهان را هم دارد. کسی مثل آدریان بالینگر که کمتر از 50 سال سن دارد اما تجربه های او در کوهنوردی، به تقویت توان تحلیل ریسک و کاستن از آن در فضای کسب وکارش منجر شده است. او در این زمینه با سی ان بی سی گفت وگو کرده است.
*مدیر کوهنوردان
می گویند عاقل ها پیش از انجام هر کاری به سود و زیان آن فکر می کنند. آن ها می گویند نمی توانید به صعود از بلندترین کوه ها در جهان فکر کنید، درباره آن خیال پردازی کنید اما به خطراتی که در مسیر شما را تهدید می کنید توجهی نکنید. در مورد راه اندازی کسب وکار هم، وضع به همین منوال است. می گویند تعداد کمی از مردم در جهان می توانند شباهت این دو موضوع را درک کنند. کمتر کسی است که ریسک های راه اندازی کسب وکار را بشناسند، و بتواند در عین حال خطرات صعود به قله های مرتفع در کوهستان های جهان را هم درک کند. بنابراین می توان گفت آدریان بالینگر از نمونه های نادر است. او 46 سال بیشتر ندارد و اگر بخواهید بهتر بشناسیدش، باید بدانید او موسس و مدیر اردوهای کوهنوردی است که به اسم Alpenglow معروف شده است.
بالینگر برای 25 سال به عنوان راهنمای کوهنوردی مرجعی برای علاقمندان به قله ها و کوهستان های سراسر جهان بود. او تا امروز در شش قاره جهان بیش از 150 اردوی کوهنوردی برگزار کرده که با حضور کوهنوردان از سراسر جهان همراه بوده است. بالینگر تا امروز توانسته هشت بار به قله اورست صعود کند. او در ماه می سال جاری برای نخستین بار در قله ماکالو در نپال اسکی کرده و با اسکی از این قله پایین آمده است. قله ای که پنجمین نقطه مرتفع در جهان با بیش از 27 هزار پا ارتفاع است.
تنها خواندن روایتی به این کوتاهی از زندگی بالینگر می تواند آدرنالین را در خون هر انسانی بالا و پایین کند. اما بالینگر خودش را آدم وابسته ای به سطح آدرنالین و چنین هیجان هایی در زندگی نمی داند. جالب است بدانید که او چه هدفی برای خودش تعریف کرده است. بالینگر می گوید: «مهم نیست که روی کوه باشم یا در دفتر کارم در کالیفرنیا در آمریکا. مهم این است؛ از هر خطری یا ریسکی که غیرضروری است خودم را دور نگه دارم».
بالینگر می گوید «همه کسب وکار من این است که ریسک ها را شناسایی کنم و بدانم باید با آن ها چه کنیم. در مرحله بعد باید ریسک را مدیریت کرد تا آسیب های آن را به کمترین سطح رساند. درواقع باید به جای شکست خوردن پیش رفت».
*ریسک همیشه وجود دارد
بالینگر باوری به اجتناب کامل از ریسک در کسب وکار ندارد. او می گوید کسب وکار از این نظر به کوهنوردی شبیه است. او زمانی تحصیل در رشته پزشکی را رها کرد تا به عنوان راهنمای کوهنوردی کار کند. از سال 1997، او مشاور خوبی برای علاقمندان به کوهنوردی است که سرانجام کارش را به راه اندازی Alpenglow در سال 2004 کشانده است. او می گوید: «باید پیش می رفتم و ریسک شکست را می دیدم. باید می فهمیدم که هر تصمیم اشتباهی در کسب وکار من عواقبی دارد. این کاری است که حالا همیشه انجامش می دهم».
*تحقیق کمک می کند آماده شوید
تحقیق کمک می کند آماده شوید و این در نهایت به کاهش ریسک در فعالیت های کاری شما می انجامد. ممکن است این آمادگی برای هر آنچه در مسیر شما قرار می گیرد کافی نباشد. اما نباید ناامید بود. بالینگر می گوید اگر به اندازه کافی بر ظرفیت مقابله با ریسک ها کار کنید، می توانید به مغزتان یاد بدهید در زمان مقابله با شرایط پراسترس آرامش داشته باشد. او می گوید: «این هم مثل تمرین دیگر عضلات بدن است». می توانید به سادگی نحوه مواجهه با موقعیت های استرس زا، شکست یا موفقیت را به مغز آموزش دهید. بالینگر می گوید «به نظر من این کاری ساده اما بزرگ است که می توانیم انجام دهیم. ما باید توانایی پذیرش آنچه که در مسیر کاری مان قرار می گیرد و ادامه دادن مسیر را تقویت کنیم».
*تحلیل و مدیریت ریسک توسط بالینگر چگونه است؟
برای اینکه بدانیم بالینگر چطور ریسک های کسب و کارش را مدیریت می کند بد نیست داستان صعود او به قله k2 را بدانیم. در سال 2019، بالینگر نخستین اردوی صعود به قله k2 را برگزار کرد. گروه او جایی در مرز پاکستان و چین به هم پیوستند. آن ها قرار بود دومین قله بلند جهان را فتح کنند. کوهستان با کسی شوخی ندارد. هرچیزی ممکن است غلط پیش برود و این غلط پیش رفتن برای بالینگر در این صعود رخ داد.
نخستین چالش برای او، ابتلایش به یک بیماری انگلی بود. این بیماری باعث شد او 16 پوند از وزنش را از دست بدهد. در 2 هفته نخست از 7 هفته ای که برای صعود در نظر گرفته شده بود، بالینگر درگیر این بیماری و کاهش وزن ناشی از آن بود. پس از آن، یک طوفان بزرگ همه چیز را بهم زد. این طوفان چادرها را از جا کند، همه چیز را بهم ریخت و از همه بدتر، باعث شد تجهیزات لازم برای صعود به گروه بالینگر در پایین کوه نرسد.
از 185 کوهنوردی که برای صعود در پایین k2 مستقر شده بودند، 160 کوهنورد تصمیم گرفتند به خانه باز گردند. اما بالینگر و گروهش بی خیال نشدند و در اردوگاه ماندند. بالینگر می گوید:«باید بگویم به طور مطلق باور نداشتم که می توانیم قله k2 را فتح کنیم. روی کاغذ همه چیز غیر ممکن بود. اما گروه ما تصمیمش را گرفته بود. ما از 7 هفته، سه هفته زمان داشتیم. نکته دیگر اینکه در آن زمان هیچ چیز به آن اندازه برای ما خطر ایجاد نمی کرد که بخواهیم به خانه برگردیم».
به جای برگشتن به خانه، آن ها تصمیم گرفتند در مسیر صعود باقی بمانند. به این امید که موقعیت به گونه ای پیش برود که بتوانند روی نوک قله k2 بایستند. آن ها در آن زمان امیدوار بودند که طوفان دست از سر آسمان بالای سر آن ها بردارد و همه چیز به اندازه ای خوب پیش برود که بتوانند در مسیر صعود گام بردارند.
بالینگر می گوید: «تکه های پازل کنار هم قرار می گرفت. مردم گفتند به ما کمک می کنند و کمک هم کردند. تجهیزات را توانستیم از محل کمک های مردمی تامین کنیم و یک طوفان دیگر که آمد، احتمال بهمن و هر خطری از نوع را کاهش داد. هرچه می گذشت، ضعف ناشی از بیماری در من کمتر می شد. سرانجام توانستم روی پاهایم بایستم و صعود به قله را آغاز کنیم. کاری که به واقع در آن زمان غیرممکن می نمود».
تجربه بالینگر در صعود قله k2 نشان می دهد او چگونه ریسک ها را در فضای کسب وکارش مدیریت می کند. صعود به k2 برای او و گروهش غیرممکن بود. اما بالینگر توان آرام ماندن و تصمیم گیری براساس اطلاعات به طور منطقی را در خود تقویت کرده بود. همین توانایی باعث شد او و گروهش در صعود به قله k2 موفق شوند. در این صعود، این پردازش منطقی داده ها و حفظ آرامش بود که به او کمک کرد. بالینگر می گوید:«این توانایی بود که من در خودم تقویت کرده بودم. بارها در موقعیت های مختلف تلاش کرده بودم آن را به چالش بکشم، حتی در مواقعی که به طور کامل به خودم در انجام کاری هیچ امیدی نداشتم. با وجود این سطح از ناامیدی از خودم، من آنجا ماندم و کاری که باید را انجام دادم».
نظر خود را بنویسید