ماهها از آغاز جنگ روسیه و اوکراین میگذرد. اما آیا کسی میداند این جنگ قرار است چه زمانی به پایان برسد؟ در واقع چه اتفاقی باید رخ بدهد که این جنگ به پایان برسد؟ ظاهراً دو طرف خسته هستند اما در عین حال نمیخواهند از اهداف خود دست بکشند.
ترجمه: نسیم بنایی، آینده نگر/ اکونومیست
عملیات نظامی روسها در خاک اوکراین چندان اثربخش نبوده و دستاورد چندانی برای روسها نداشتهاست. اخیراً حتی روسها از خرسون هم عقبنشینی کردهاند، یکی از مهمترین شهرهایی که تاکنون گرفته بودند. حالا ولادیمیر پوتین، رئیسجمهوری روسیه به فکر روشهای جدیدی برای اعمال فشار است. یکی از این روشها، افزایش بمباران بوده که به زیرساختهای اوکراین آسیبهای جدی وارد کردهاست. همین امر باعث شده دسترسی مردم اوکراین به برخی خدمات بنیادین مثل آب و برق، محدود شود.
اوکراینیها میدانند که این جنگ شکلی تازه به خود گرفتهاست. خطرات بالا گرفته و احتمال میرود روسیه به تاسیسات اساسی و حیاتی در اوکراین نظیر سدها حمله کند. اگر چنین اتفاقاتی رخ دهد، میزان خسارتها به مرحله جبرانناپذیری میرسد. به همین خاطر است که یک سوال اخیراً ذهن مردم را به خود درگیر کردهاست: این جنگ قرار است تا کجا ادامه پیدا کند؟ در این جنگ، اوکراین به کمکهای کشورهای اروپایی و همچنین به کمک آمریکا نیاز دارد تا بتوانند تجهیزات نظامی خود را آماده مبارزه با روسها کند. این یعنی اروپا و آمریکا باید بخش زیادی از پول خود را صرف تجهیز اوکراین کنند. اما ظاهراً توان این کشورها برای ادامه این بازی، کاهش پیدا کردهاست.
برخی از رهبران در کشورهای غربی میگویند تا جایی که جان در بدن دارند باید با اوکراین همراهی کنند. یعنی نباید دست از حمایت اوکراین بردارند. اما شهروندان در اکثر این کشورها مخالفت کردهاند و گفتهاند نمیتوان این مبارزه را به همین شکل ادامه داد. برای مثال روز پنجم نوامبر بود که تعداد زیادی از مردم به خیابانهای رم در ایتالیا آمدند و خواستار پایان بخشیدن به جنگ شدند. آنها میگویند: «ما جنگ نمیخواهیم، اسلحه نمیخواهیم، تحریم نمیخواهیم. دیپلماسی کجا رفتهاست؟»
در آمریکا هم شاهد وضعیتی تقریباً مشابه هستیم. بسیاری از کارشناسان میگویند دو سال آینده و پس از برگزاری انتخابات ریاستجمهوری در آمریکا، موضع این کشور نسبت به جنگ به کلی تغییر خواهد کرد بهویژه اگر فردی جمهوریخواه نظیر دونالد ترامپ دوباره به قدرت برسد. شاید به همین خاطر است که مشاور امنیت ملی جو بایدن در جدیدترین سفر خود به کیف، پایتخت اوکراین، تاکید کرده که اوکراین باید به فکر مذاکرات برای دست یافتن به صلح باشد.
حالا مقامات غربی و اوکراین در این فکر هستند که وضعیت با ثبات چه دستاوردی برای آنها خواهد داشت. آیا اوکراین باید فنلاند دوم باشد که بخشی از سرزمین خود را به طرف مهاجم بدهد و سالها خنثی بماند؟ یا آلمانِ غربی دیگری باشد که بخشی از سرزمینش به دلیل جنگ چندپاره شد و با مداخله ناتو، مسائل برایش تغییر کرد؟ شاید هم باید مانند اسرائیل باشد، جایی که با حمایت سرسختانه آمریکا موفق میشود به ثبات برسد و اگر آمریکا نباشد، کارش تمام است.
آنچه میتوان به وضوح از آن سخن گفت این است که دو طرف هنوز باید مبارزه را ادامه دهند تا به مرحلهای برسند که بگویند آماده انجام مذاکره برای صلح هستند. هر دو کشور براساس برخی برآوردها حدود 100 هزار سرباز از دست دادهاند. اما هر دو هنوز امید دارند که بتوانند با جذب افزایش مخالف، به اهداف خودشان در این جنگ برسند.
*اوکراینیها، قربانی واقعی
عقبنشینی از خرسون میتوانست تحقیری بزرگ برای نیروهای روس باشد اما ظاهراً ولادیمیر پوتین به این سادگی عقب نمینشیند. او هر روز افراد جدیدی را استخدام میکند تا به هدفش برسد. بسیاری از افرادی که قدم به جنگ در این کشور گذاشتهاند حتی آموزش نظامی هم ندیدهاند. اما به هر حال انتظار میرود تا سال آینده، نیروهای روس بیشتر شوند. اوکراین در مقابل فقط امید دارد که بتواند همین روال را حفظ کند. بازوی غربی احتمالاً به شکلی قدرتمند به کمک این کشور میآید. هر روز بستههای حمایتی جدیدی معرفی میشود. نکته اینجاست که حمایتهای غرب تا بینهایت نیست و بالاخره ذخایر کمکیِ غربیها هم به پایان میرسد. فعلاً دو طرف با کمبودهایی مواجه هستند. اما هر دو طرف با دریافت کمکهایی از آمریکا یا کره شمالی، به مسیرشان ادامه خواهند داد.
پوتین این روزها نقشه دارد که دسترسی اوکراینیها به برق را از بین ببرد. این در حالی است که زمستان از راه رسیده و میتواند شرایط را برای مردم این کشور سخت کند. نظرسنجیها نشان میدهد که 57 درصد از مردم روسیه درخواست کردهاند مذاکرات صلح با اوکراین آغاز شود. در عین حال، 79 درصد از مردم جزو هواداران پوتین هستند. در کل به نظر میرسد که روسها به دنبال خاتمه دادن به جنگ هستند. اما پوتین امید دارد که در سرمای زمستان به اهدافش برسد و اوکراین را تضعیف کند. به همین خاطر حاضر نیست از مواضعش دست بکشد. شاید بتوان گفت در کل، کسانی که بیشترین آسیب را میبینند نه روسها و نه اروپاییها یا آمریکاییها هستند، در این میان فقط اوکراینیها قربانی واقعی خواهند بود.
نظر خود را بنویسید