حضور مهاجران افغانستان در بازار کار ایران چه مزایا و معایبی دارد؟ پاسخ را در این مقاله بخوانید.
حمید حاج اسماعیلی کارشناس بازار کار در ایران/آینده نگر
وضعیت بازار کار در ایران به لحاظ ظرفیتهای آن، همیشه مورد نقد بوده است؛ ظرفیت بازار کار، به نسبت تعداد کارجویان، امکانات و ویژگیهای اقتصاد کشور افزایش نداشته؛ برای همین در چهار دهه اخیر با نرخ بیکاری دو رقمی مواجه بودیم و در بخشی از گروههای اجتماعی این نرخ بالاتر بوده است. در کنار این موارد، بازار کار ایران، مولد نیست، خدماتی است. این مسئله به دلیل وابستگیِ اقتصاد به صادرات مواد خام، نفت، گاز و پتروشیمی بوده است و هیچ موقع نتوانستهایم شرایط اقتصاد را تغییر ندادهایم. در کشور سرمایهگذاری مناسبی برای تولید، توسعه زیرساختها و اقتصاد دانشبنیان انجامنشده است. وقتی مسیر و بنیانها درست طی نشود، مشخص است که در گذر زمان اقتصاد کشور دچار عقبافتادگیها و توسعهنیافتگیهای زیادی خواهد بود.
از اول پیروزی انقلاب اسلامی، کشور با پدیده ورود مهاجران افغانستان مواجه شد؛ از ابتدا واکنش جدیای برای ورود این گروه به کشور دیده نشد؛ شاید دلیل این اقبال تفکر و رویکردهای سیاسی-ایدئولوژیکی حاکم بر کشور بود. از همان ابتدای حضور مهاجران افغانستانی در ایران، برخی از مشکلات داخلی، این حضور را توجیه میکرد؛ بهعنوان مثال جنگ هشتساله ایران و عراق این حضور را توجیه میکرد. از اول انقلاب افغانستانیها با شرایط ایدئولوژیک کشور همدلی داشتند و این مسئله سبب شد که ما حساسیتی به ورود آنها نداشته باشیم. این رویکرد باعث شد که موج مهاجرت افغانستانیها به کشور زیادتر شود، بدون اینکه مسیرهای قانونی در ورود به کشور در تهیه روادید، کسب حق اقامت در کشور و پروانه اشتغال طی شود. بعد از روی کار آمدن طالبان در افغانستان در دهه 70 و بازگشت مجدد آنها به قدرت در یک سال گذشته موج مهاجرت افغانستانیها به کشور بیشتر شده است؛ براساس آمارهای غیررسمی، بیش از 5 میلیون مهاجر در ایران وجود دارند که نیمی از اینها در ایران اشتغال دارند و این رقم قابلتوجهی در بازار کشور است. آمارهای رسمی بیماری در ایران را حدود سه میلیون نفر اعلام میکند. این وضعیت نشان میدهد که حضور مهاجران در بازار کار، شرایط را به شکل قابلتوجهی تغییر میدهد.
اگرچه برخی از حضور مهاجران در بازار کار دفاع میکنند و معتقدند که آنها به کسبوکارهایی اشتغال دارند که نیروی کار ایرانی حاضر به کار در آن بخش نیستند، ولی به نظر من این نوع اظهارنظرها بیشتر توجیه است تا تحلیل واقعیت. بازار کار هر کشوری تا مادامیکه کارجو داشته باشد، باید متناسب با شرایط و حقوق کار، تعریف استانداردی داشته باشد تا افراد بومی بتوانند در آن مشاغل کار کنند. در کشورهایی نیروی کار مهاجر توجیه پیدا میکنند که تعداد کارجویان برای تناسب شغلی کمتر است یا برخی از مشاغل به تخصص ویژه نیاز دارد که این افراد در تعامل رسمی به کشور میآیند. با توجه به شرایط بازار کار ایران حضور گسترده این حجم از نیروهای مهاجر در بازار کار توجیهی ندارد و قابل دفاع نیست.
حضور مهاجران در بازار کار بک عوارض مهم دیگری هم دارد؛ وقتی نیروی کار خارجی بدون مجوز وارد بازار کار میشوند، باعث میشود، برخی از کارفرمایان با سوءاستفاده از شرایط، حقوق بقیه کارجویان و کارگران را تضعیف کنند. وقتی نیروی کاری بخواهد با حقوق کمتر کار کند و مسائلی مانند بیمه، عوارض، امکانات ایمنی و استانداردها را نادیده بگیرد و ساعت کار بیشتری برای کارفرما کار کند، بالطبع حقوق نیروی داخلی تضییع میکند و حقوق کار در ایران تحت تأثیر قرار میگیرد. البته در حوزه مسائل اجتماعی هم این حضور عوارض جدی داشته است. کشوری مثل ایران که با محدودیت منابع و خدمات اجتماعی مواجهه است، با حضور بیرویه و بدون کنترل مهاجران این امکانات تقسیم میشود و شهروندان داخلی دچار مشکلاتی میشوند. از طرفی حضور خیلی از نیروهای خارجی در کشور باعث بهرهوری سرمایه در کشور نمیشود؛ اینها سهمی در پرداخت مالیات، عوارض و درآمدهای دولتی ندارند. حضور افغانستانی در بازار کار ایران، توجیه اقتصادی ندارد، بلکه بیشتر به دلیل ایدئولوژیک و سیاسی از این گروه حمایت میشود نه به بهانه اقتصاد. مردم عادی از این حضور نهتنها نفعی نبردهاند، بلکه متضرر هم شدهاند.
برای برخی از کارفرمایانی که در کارگاههای کوچک و متوسط کار میکنند، حضور افغانستانیها قابل توجیه است. خیلی از آنها بهجای انتخاب کارگر ایرانی که مجبورند حقوق کار رسمی را در قبال آنها رعایت کنند، به دنبال روابط غیررسمی کار هستند و از نیروی غیررسمی با حداقل حقوق و مزایا، بدون قرارداد و با ساعات اضافه کار استفاده میکنند. البته این مسئله عارضه دیگری هم دارد و آن تحت تأثیر قرار گرفتن فرهنگ کار است. به اینگونه تضعیف حقوق و کار و کارگر ترویج میشود. ما سالهاست که در بازار کار با مشکلات عدیدهای روبهروییم و ورود اتباع خارجی از مجاری غیررسمی آسیبزا است. باید ورود از مجاری رسمی باشد نه غیررسمی؛ ورود به بازار کار از مجاری غیررسمی به ضرر جامعه و مردم است و درنهایت تبعات اجتماعی زیادی به همراه دارد. این به معنای این نیست که تحمل خارجیها را در کشور نداشته باشیم بلکه باید امکانات اقتصادی، اجتماعی و حمایتی در کشور ظرفیت حمایت از شهروندان داخل و مهاجران را همزمان داشته باشد و نباید یکی فدای دیگری شود. اما آنچه مشخص است اینکه ورود و خروج غیرقانونی مهاجران به کشور در هیچ جای دنیا پذیرفته نیست و تابع قاعده و ضابطهای است که باید در کشور ما هم به این اصول توجه شود؛ دفاع از قانون به معنای عدمحمایت از مهاجران افغانستانی نیست؛ دفاع مشروع در سایه قانون به نفع اقتصاد و جامعه ایرانی و جامعه مهاجران خواهد بود.
نظر خود را بنویسید