رهبر چین میخواهد دوره اضافهای برای حضورش در رأس حکمرانی این کشور تدارک دیده شود
برنامه ریزی برای آینده چین
1401/08/30
464
این مطلب را به اشتراک بگذارید
چین یکی از مهم ترین شرکای اقتصادی ایران است و آینده سیاسی و اقتصادی این کشور برای سیاستگذاران و فعالان کسبوکار واجد اهمیت بسیار است.
چای شیا/استاد سابق دانشگاه حزب کمونیست چین/ آینده نگر
تا همین چندی پیش شی جینپینگ در حال صعود از پلههای ترقی بود. او قدرت را در حزب کمونیست چین قبضه کرده بود. خود را از جایگاه رسمیای که داشت تا نقش رهبر نمادین جمهوری خلق چین، مائو تسه، برکشیده بود و محدودیتهای زمانی دوره زمامداری خود را برداشته بود و خودش را تا آخر عمر در مقام رهبری چین آزاد میدید. در داخل کشور، او به این افتخار میکرد که تلاش زیادی به خرج داده است برای اینکه فقر را کاهش دهد و در بیرون کشور، مدعی بود که چین را تا مرتبه بینالمللی مطلوبی بالا برده است. در باور بسیاری از چینیها، تاکتیکهای شی برای قدرت بخشیدن به این کشور هزینهای بود که برای بقای کشور پرداخت میشد.
در ظاهر شی جینپینگ هنوز اعتماد به نفس از خود نشان میدهد. او در یک سخنرانی در ژانویه سال ۲۰۲۱ اعلام کرد که چین «شکستناپذیر» شده است. اما در پشت صحنه، قدرت بهشکلی که قبلاً هرگز مشاهده نشده زیر سؤال رفته است. شی با کنار گذاشتن سنت دیرینه حکومت جمعی چین و ایجاد یک طبقه از افراد تجدیدنظرطلب که حول ایدههای مائو گرد آمدهاند، افراد داخل حزب را از خود رنجانده و به خشم آورده است. در این بین، سلسلهای از گامهای اشتباه شی در سیاستگذاریها حتی هواداران او را هم ناراضی کرده است. شکست اصلاحات اقتصادی شی جینپینگ و واکنش ناشیانه او به همهگیری کووید -۱۹ تصویر شی را در مقام قهرمان هرروزه آنها مخدوش کرده است. در پشت پرده، نارضایتی در میان نخبگان حزب کمونیست چین رو به افزایش است.
من مدتهای مدید در ردیف اول صندلیهای یکی از شوراهای تصمیمگیری حزب کمونیست چین بودم. طی ۱۵ سال استاد دانشکده مرکزی حزب بودم، جایی که کمک میکردم به تربیت هزاران نفر از کادرهای ردهبالای حزب کمونیست چین که نیروهای دیوانسالاری چین بودند. در دوران کارم در این دانشکده، به رهبران ردهبالای حزب کمونیست چین مشاوره میدادم تا حزب را بسازند و به این کار تا بعد از بازنشستگیام در سال ۲۰۱۲ ادمه دادم. در سال ۲۰۲۰، بعد از اینکه به شی انتقاد کردم، از حزب اخراج شدم، از مزایای بازنشستگی محروم شدم و به من هشدار دادند که امنیتم در خطر است. اکنون در تبعید در ایالات متحده آمریکا به سر میبردم اما با بسیاری از آشنایانم در چین در ارتباط باقی ماندهام.
شی جینپینگ در کنگره ملی بیستم حزب کمونیست چین انتظار دارد که دوره سوم پنجساله زمامداری نیز به او داده شود. و با اینکه نارضایتی رو به گسترش در میان برخی از نخبگان حزب رو به افزایش است، او احتمالاً موفق شود که به نتیجه برسد. اما این موفقیت موانع بیشتری را در طول مسیر برای او در پی خواهد داشت. شی با داشتن دوره اضافی زمامداری که تاکنون سابقه نداشته، به احتمال زیاد فشارهای خود را در داخل کشور افزایش خواهد داد و جاهطلبیهایش در عرصه بینالمللی را هم بیشتر خواهد کرد. هرچه حکومت شی حادتر شود، نارضایتی و جدالهای درونی که همین حالا هم شعلهور شده، شدیدتر خواهد شد. رقابت بین بخشهای گوناگون داخل حزب با تنش بیشتری همراه خواهد شد و پیچیدهتر و بیرحمانهتر از قبل خواهد شد.
از این لحاظ، چین یک چرخه خشونتبار را تجربه خواهد کرد که در آن شی واکنشهایی را که به تهدیدات علیهش نشان میدهد شدیدتر است و همین شدت عمل باعث ایجاد موانع بیشتر برایش خواهد شد. او که در یک اتاق پژواک صداهای یکسان گیر افتاده و با استیصال در جستوجوی راه رهایی از آن است، شاید بهطر دهشتناکی مشاورههای اشتباه به او دادهاند، اشتباهاتی مثل حمله به تایوان. شی شاید باعث شود چین چیزی را از دست بدهد که طی یک دوره چهاردههای آن را به دست آورده است: حسن شهرت در رهبری باثبات و قابلقبول. در واقع، او همین حالا هم باعث شده چنین چیزی از دست برود.
مافیای چینی
حزب کمونیست چین از بسیاری نظرها نسبت به سال ۱۹۴۹ که این حزب قدرت را به دست گرفت تغییرات اندکی کرده است. حالا نیز مثل آن زمان، حزب کنترل شدیدی بر چین دارد، ارتش و دیوانسالاری و قوه مقننه خود را تحت حکمفرمایی خود دارد. سلسلهمراتب این حزب به کمیته پولیتبورو پاسخگو است که بدنه ردهبالای تصمیمگیری در چین به شمار میرود. از سال ۲۰۱۲ بدنه اصلی تصمیمگیری این کمیته پولیتبورو و تعیین اعضای آن تحت اختیار شی جینپینگ است.
جزئیات اینکه چطور این کمیته کار میکند بسیار محرمانه است اما در افواه چنین گفته میشود که بسیاری از تصمیمگیریهای اصلی در این ساختار گرفته میشود و اعضای کمیته دربارهشان نظر میدهند. اسناد این تصمیمگیریها در وزارتخانهها و اندیشکدهها نوشته میشود و اعضای کمیته آنها را میخوانند و نظر خود را در حاشیه آن مینویسند. وقتی که من استاد دانشگاه مرکزی حزب بودم، در بخشی از این نظرخواهیها شرکت میکردم. نویسندگان این اسناد سیاستی و کسانی که بر آنها شرح مینوشتند گاهی جوایزی میگرفتند که معادل یک ماه حقوق استاد دانشگاه بود.
یک ویژگی دیگر این نظام حزبی دستنخورده باقی مانده است: اهمیت روابط شخصی. وقتی بحث رشد یک نفر در سلسلهمراتب حزبی پیش میآید، روابط فردی از جمله حسن شهرت خانوادگی او و پیشینه کمونیستی او به همان اندازه فرمانپذیری و ایدئولوژی اهمیت پیدا میکند.
این بهطور قطع همان چیزی است که شی جینپینگ روی آن تأکید فراوان دارد. برخلاف پروپاگاندای چین و ارزیابی برخی از تحلیلگران غربی که میگویند او بهاتکای مهارت و لیاقت خودش رشد کرده، عکس این ماجرا صحت دارد. شی از روابط پدرش، شی ژانگشون، خیلی زیاد بهره برد. پدر او یکی از رهبران حزب کمونیست چین بود و آنقدر مورد وثوق بود که در دوران مائو نقش وزیر پروپاگاندا را بازی میکرد. وقتی که شی جینپینگ یک از مدیران استان شمالی ههبئی در اوایل دهه ۱۹۸۰ شد، مادرش یادداشتی به رییس حزب در استان نوشتن و از او خواست که هوای شی را داشته باشد و به پیشرفت او کمک کند. اما آن مقامی که یادداشت به او نوشته شده بود، گائو یانگ، محتوای این یادداشت را در جلسهای در کمیته حزب در استان فاش کرد. این رابطه در برای خانواده اسباب خجالت شد چرا که علیه کارزار تبلیغاتی جدید حزب کمونیست چین بود. البته شی این اتفاق را هیچ وقت فراموش نکرد: در سال ۲۰۰۹ وقتی که گائو درگذشت، مؤکداً در مراسم ترحیم او شرکت نکرد که این کارش خلاف رویهای بود که در مورد دو رییس قبلی دانشکده اصلی حزب انجام داده بود.
چنین رویهای میتوانست مانع صعود شی را از سلسلهمراتبی حزبی شود ولی روابط شی او را نجات داد: پدر رییس حزب دوستی نزدیکی با پدر شی داشت و این دو خانواده در آن استان بسیار به هم نزدیک بودند. البته شی میتوانست در بالا رفتن از نردبان قدرت همچنان ناموفق باشد: در سال ۱۹۸۸، بعد از اینکه در انتخابات شورای شهر ضعیف ظاهر شد، با اینکه در سمتش در مقام معاون شهردار تنزل کرد، یکی از مدیران حزب شد. با این حال، شی در آن موقع تلاش میکرد که عملکرد متوسط خود را خیلی خوب جلوه دهد. در داخل حزب کمونیست چین نیز با اینکه او از جایگاه مدیر حزبی به جایگاه مدیریت استانی رفت ولی طی سالها نتوانست ترقی زیادی بکند. اما دوباره روابط خانواده به کمکش آمد. در سال ۱۹۹۲، بعد از اینکه مادر شی قسم وفاداری به رهبر جدید حزب در فوجیان خورد، شی به مرکز استان فرستاده شد. از این نقطه است که رشد و ارتقای سریع او شروع شد.
همانطور که تمام کادرهای ردهپایین حزب کمونیست چین میدانند، برای بالا رفتن از نردبان حزب لازم است که افراد یک رییس ردهبالا پیدا کنند. در مورد شی، این اتفاق خیلی خوب افتاد چرا که بسیاری از رهبران حزب پدر او را خیلی خوب میشناختند. اولین مرشد او گنگ بیآئو به شمار میآمد که او یک دیپلمات و درجهدار نظامی ردهبالا بود و زمانی برای پدر شی کار میکرد. او در سال ۱۹۷۹ شی جوان را مثل رییس دفتر خود زیر پر و بال گرفت. با داشتن چنین فرد ذینفوذی، شی توانست یک شبه به اندازه دههها رشد کند. مقامات ردهبالا نفوذی داشتند که میتوانند افرادی را که میخواهند بالا بکشند. قدر مسلم این است که مجادله بر سر ایدئولوژی خیلی به اندازه دعوای قدرت در حزب جدی و پیچیده نیست. در بین دستهبندیهای زیادی که در حزب وجود دارد، دعوای قدرت جریان دارد و بر حسب اینکه چه کسی زورش بیشتر میرسد تا بتواند حرفش را به کرسی بنشاند، میتوان دریافت که چه کسی رشد و ترقی میکند. چنین نظامی میتواند شبکه افراد وفادار خود را پیرامون شخصیتهای قدرتمند درست کند. اگر مرشد کسی قدرت بگیرد و ارتقاء پیدا کند، میتوان گفت که اطرافیان او نیز به همان اندازه رشد خواهند کرد.
کسانی که بیرون از حزب هستند شاید برایشان مفید باشد که به حزب کمونیست چین مثل ساختار یک مافیا نگاه کنند تا یک حزب سیاسی. رأس حزب میشود کسی که معادل دُن در مافیا است و کسانی که در کمیته حزبی هستند مثل زیردستان دُن عمل میکنند. این افراد بهطور سنتی در قدرت شریک هستند و هرکدام یک بخش مشخص را زیر سلطه دارند، بخشهای سیاست خارجی، اقتصاد، بدنه اداری، نظام ضد فساد و غیره. همچنین از آنها انتظار میرود که در بخش خود مثل سردسته مافیا عمل کنند و در امور مربوط به حوزهای که مسئولیت دارند به رأس مافیا مشاوره بدهند. کسانی که در بیرون کمیته حزب هستند، ۱۸ عضو دیگر پولیتبورو هستند که میراث دیگری جدا از کمیته حزب را برمیدارند. آنها هم اجازه دارند که در موقعیتی که هستند، کسبوکارها و اموالی را به تصرف درآورند بدون اینکه تنبیهی متوجهشان باشد. این حزب نیز مثل مافیا با ابزارهایی طرف است که میتوان بر تصمیماتش اثر گذاشت: رشوه، زورگویی و حتی خشونت.
نظر خود را بنویسید