ملکه الیزابت توانست 7 دهه سلطنت کند و به نظام پادشاهی بریتانیا مشروعیت ببخشد. اما حالا او از دنیا رفته و این وظیفه بر دوش پسرش، چارلز سوم قرار گرفتهاست. آیا چارلز سوم میتواند مانند مادرش، این نظام را حفظ کند؟
ترجمه: نسیم بنایی، آینده نگر/ اکونومیست
ملکه الیزابت دوم در روز 19 سپتامبر از دنیا رفت. لندن برای مدتی پس از مرگ ملکه، در کانون توجه جهانی قرار گرفت. همه مردم جهان و سران کشورها شاهد مراسم خاکسپاری ملکه بریتانیا بودند. او 70 سال بر تخت پادشاهی بریتانیا تکیه زد و نام خودش را جاودانه کرد. اما حالا دیگر عصر و دوره ملکه به پایان آمدهاست. اکنون نوبت به چارلز سوم رسیده، پسر او باید بتواند جای خالیاش را پر کند. اما حکومت بر مردم کار سادهای نیست، این سلطنت برای پادشاه جدید با چالشهایی همراه خواهد بود. نظامهای دموکراتیک نمیتوانند چنین سیستمی را تحمل کنند.
نظام سلطنت بریتانیا سالهاست که دوام آورده و سعی میکند زنده بماند. اما در عصر شایستهسالاری، تداوم سلطنت و پادشاهی کار سادهای نخواهد بود. مردم امروز میدانند که به هر حال در نظام پادشاهی شاهد تبعیض هستیم. گویی برخی افراد از زمانی که قدم به این دنیا میگذارند، از امتیازاتی برخوردار میشوند. روشنفکران امروزی مخالف نظام پادشاهی هستند و از دلایل مخالفت خود برای مردم میگویند. ملکه بریتانیا موفق شده بود چهره نامطلوب پادشاهی را پشت کلاههای رنگارنگش مخفی کند. طرفداری از نظام پادشاهی بریتانیا با ملکه الیزابت کاملا شدنی به نظر میآمد. اما حالا دوام نظام پادشاهی به سادگی گذشته نیست چرا که دیگر ملکهای وجود ندارد. حالا وقت آن رسیده که فردی جدید آن را مدیریت کند.
طی سالهای گذشته، نظام سلطنتی بریتانیا برای حفظ ملکه، برقرار بود. ملکه سعی میکرد وانمود کند که همه اینها برای نظام پادشاهی است، نه برای خودش. او هر هفته جلسههایی با مقامات کشور برگزار میکرد و در کاخ خودش با نخستوزیر بریتانیا دیدار داشت. در عینحال همیشه تلاش میکرد تاکید کند که مردم عادی در این کشور اهمیت دارند. برای همین به نقاط مختلف کشور میرفت، قیچی به دست میگرفت و روبانها را قیچی میکرد. سعی داشت پایش را فراتر از زندگی خودش بگذارد و در زندگی همه مردمش حضور داشته باشد.
سلطنت تا کنون به نوعی محل نمایش قدرت ملکه بوده، اما حالا از خود ملکه خبری نیست. هرچند ملکه در طول سلطنت خود تلاش کرده به نوعی نشان دهد که خودش در کانون جریانها نیست اما واقعیت این است که او در کانون ماجرا قرار داشته. مسئله مهم دیگری که در مورد سلطنت بریتانیا وجود دارد و نشان میدهد چرا تاکنون دوام آورده این است که توانسته خودش را به عنوان محلی برای اتحاد کشورهای تحت لوایش معرفی کند.
*عصر کورلئونه!
گاهی ملکه به کشورهای آفریقایی تحت استعمار بریتانیا میرفت و پای صحبت مردم آنجا مینشست. همین امر باعث میشد خودش را به عنوان رهبر آنها معرفی و تکرار کند. مردم هم به جای اینکه خودشان را زندانیان سیاسی ببینند، ناگهان خودشان را در یک قاب در کنار ملکهشان میدیدند. به همین خاطر در برابر او شورش نمیکردند. در واقع ملکه با کارهای خود دائم به مردم این سیگنال را میداد که در کنارشان قرار دارد، نه روبهرویشان. او حتی به دیدار کشورهایی میرفت که سعی کرده بودند مستقل شوند و زیر پرچم نظام پادشاهی بریتانیا نباشند. به این ترتیب ملکه به نماد برای اتحاد و هارمونی در میان این کشور تبدیل شد. دیپلماسی او طوری بود که نظام سلطنتی را به عنوان نظامی معرفی میکرد که در کنار مردم قرار دارد. به همین خاطر دوام آورد.
هنوز کسی نمیداند که آیا چارلز سوم در 73 سالگی میتواند مثل ملکه باشد یا خیر. او همیشه زیر سایه ملکه زندگی کردهاست. حتی میتوان گفت چارلز همیشه مردی در سایه بوده، زمانی زیر درخشش خیرهکننده پرنسس دایانا مانده بود و زمانی در سایه مادرش قرار گرفته بود. به همین خاطر او را پادشاهی ترحمبرانگیز میبینیم. پادشاه جدید سعی دارد مسیر موفقیت را طی کند. به هر حال او در حال حاضر قدرت زیادی در اختیار دارد. ملکه به تاج پادشاهی بریتانیا، شکوه میداد. اما آیا چارلز میتواند همان شکوه را به تاج پادشاهی این کشور بدهد؟
اگر چارلز بتواند مانند مادرش، مردم را خوشحال و راضی نگه دارد، احتمالا موفق خواهد شد و حیات نظام پادشاهی بریتانیا باز هم ادامه پیدا خواهد کرد. یکی از ظریفترین وظایف الیزابت، احیای سلطنت به شکلی آرام و تدریجی بود و حالا دشوارترین وظیفه چارلز تداوم این روند است. چشمانداز مثبتی به چشم نمیآید. میراث به جا مانده از امپراتوری فاسد خواهد شد و این مسئله کشورهای مشترکالمنافع را به خطر میاندازد. جنگ بر سر استقلال اسکاتلند بیش از هر لحظهای نزدیک به نظر میرسد. برگزیت حفرههایی را در قانون اساسی بریتانیا نشان داد و حتی وضعیت حقوق بنیادین بسیاری از بریتانیاییها مورد تردید قرار گرفتهاست. چارلز قدرت حل این مشکلات به تنهایی را ندارد، اما میتواند در حل مسالمتآمیز آنها نقشی ایفا کند. او خوشبخت است که الیزابت راه را برایش روشن کردهاست.
نظر خود را بنویسید