چین این روزها به لحاظ اقتصادی حال خوبی ندارد. سیاستهای کووید صفر و برخی از سیاستهای نادرست دولت، این کشور را دچار بحران و رکود کردهاست. حالا بحران مسکن در کمین اقتصاد چین است. اما دولت باید برای بازار مسکن خود چه کار کند؟
ترجمه: نسیم بنایی، آینده نگر/ اکونومیست
چین در آستانه برگزاری جلسه حساس و مهم حزب کمونیست که طی آن شی جینپینگ، رئیسجمهوری این کشور باید برای سومین دوره به عنوان رهبر حزب انتخاب شود، با بحرانی کمسابقه روبهرو شدهاست. این مشکل میتواند بحرانهای جدیتری را همراه با خود ایجاد کند. اینطور که بررسیها نشان میدهد بیش از دو سوم از کل ثروت مردم شهری در این کشور در بخش املاک و مسکن قفل شدهاست. صنعت املاک و ساختمان در حال حاضر یک پنجم از کل تولید ناخالص داخلی چین را تشکیل میدهد. بازار مسکن در چین به بحرانی عمیق تبدیل شده، شبیه به چالهای است که مقامات در آن افتادهاند و به سادگی هم نخواهند توانست از آن بیرون بیایند. این بحران، دست اقتصاد را گرفته و با خود به قهقرا میبرد. در نهایت به دنبال این بحران باید در انتظار ناآرامیها و تنشهای اجتماعی در چین باشیم.
بررسیها نشان میدهد بحران مسکن در چین رو به وخامت گذاشتهاست. وضعیت ساخت مسکن تازه در چین به نوعی نشان میدهد که بحران چطور در چین در حال خیزش است. حالا ظاهرا مردم مثل گذشته به این صنعت و سوددهی آن اعتماد ندارند. خریداران سعی دارند از این بازار بیرون بیایند. وامدهندگان هم وارد اعتصابهای طولانی و سخت شدهاند. فشارهای مربوط به نقدینگی هم نمایان شدهاست. در ماه جولای، فروش خانههای جدید با سقوط 29 درصدی در مقایسه با سال گذشته همراه بودهاست. کانتری گاردن به عنوان یکی از بزرگترین توسعهدهندگان صنعت مسکن در چین اخیرا گزارش داده که سود این شرکت به شدت سقوط کرده و بازار به سرعت در مسیر نزول قرار دارد.
دو سال پیش بود که دولت تصمیم گرفت برای مهار بازار مسکن، دست به کار شود. نخستین کارش این بود که محدودیتهایی برای وام گرفتن در زمینه مسکن در نظر گرفت. عنوان این محدودیتها هم «سه خط قرمز» بود. اما این اقدامات چندان درست نبود. خصوصا با حرفهای شی جینپینگ همخوانی نداشت. ایده اصلی دولت این بود که به کمک محدودیتها، خریداران وارد فاز جدیدی میشوند و ساخت مسکن کمی کند میشود تا به سرعتی معقول برسد و بحران ایجاد نکند.
اما از سال گذشته با سقوط اورگرانده به عنوان اصلیترین غول توسعهدهنده در چین، همهچیز به قهقرا رفت. یک سال بعد، رئیسجمهوری چین به ناچار اعلام کرد که اقداماتش خوب پیش نرفتهاست. حالا بحران مسکن از شکل اقتصادی خود خارج شده و جنبهای کاملا سیاسی پیدا کردهاست. البته همچنان به عنوان موضوع اقتصادی هم مطرح است. حالا این تنش در کل کشور چین حس میشود. حتی زمزمه تهدیدها در مورد عدم پرداخت وام و پرداختهای ماهیانه به گوش میرسد که اگر ساختوساز مسکن به شیوهای مطلوب دنبال نشود، قطعا رقم میخورد.
معضل ساختاری مسکن
بخشی از مشکلات چین در حال حاضر به سیاستهای کووید صفر مربوط میشود که شی جینپینگ روی آنها اصرار و پافشاری دارد. این سیاستها باعث شده شاهد تعطیلیهای مکرر در چین باشیم. شهری مانند چنگدو در چین با 21 میلیون نفر جمعیت به عنوان یکی از مهمترین ابرشهرهای جهان، اعتمادش را به کسبوکارها به کلی از دست داده. این یعنی بحرانی بزرگ در چین رخ دادهاست.
بخش دیگری از مشکلات چین به معضلات ساختاری در برنامههای دولت مربوط میشود. در واقع چین نتوانسته نیازهای شهروندان را به درستی شناسایی و سپس به آنها رسیدگی کند. محدودیتهای دولت بیش از آنکه بتواند بازار را به کنترل در آورد، آن را از اختیار خارج کردهاست. تاخیر در انجام پروژههای مسکن که به دلیل کمبود سرمایه رخ داده، بحرانی بزرگ را در این کشور رقم زدهاست. ضعف در فروش هم سرمایهگذاران را در بازار مسکن، تحت فشار قرار دادهاست.
البته ناگفته نماند که دولت مرکزی واقعا برای حل بحران در چین، خیلی زود دست به کار شده و تلاش کرده مشکل را به موقع حل کند. یعنی در شناسایی آن موفق بوده اما مشکل اینجاست که نتوانسته راهکار مناسبی برای این بحران پیشنهاد بدهد. در حال حاضر مقامات محلی آنقدر قدرت در اختیار ندارند که بتوانند با اختیارات خودشان این مشکل را مدیریت کنند. دولت هم نمیتواند یکتنه همه مشکلات را در حوزه مسکن چین پوشش دهد. علاوه بر آن، کمبود منابع هم باری بر دوش دولت شدهاست.
واقعیت این است که بازار مسکن چین به بازطراحی نیاز دارد. یعنی همه ابعاد آن باید دوباره طراحی شود. دولت باید بخشی از درآمد خود را به این مسئله اختصاص دهد. وقت آن رسیده که چین به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان، فکری جدی و متفاوت از طرح سه خط قرمز برای بازار مسکن خود کند، پیش از آنکه بازار مسکن مانند آمریکا، این کشور را به دست بحران بفرستد.
نظر خود را بنویسید