آیا افزایش نرخ بهره تنها ابزار مهار تورم است؟

همه‌گیری تورم

...

این روزها تورم در همه کشورهای جهان افزایش یافته که اصلی‌ترین دلیل آن، سیاست‌های انبساطی بانک‌های مرکزی کشورهای مختلف است. اما حالا بانک‌های مرکزی تلاش دارند از طریق نرخ بهره به جنگ تورم بروند و قیمت‌ها را دوباره برای مصرف‌کنندگان، کاهش دهند.

ترجمه: نسیم بنایی، آینده نگر/ اکونومیست

در همه جای دنیا قیمت‌های مصرف‌کننده افزایش پیدا کرده و بانک‌های مرکزی را به تکاپو انداخته تا برای مهار آن، نرخ بهره خود را افزایش دهند چراکه اصولاً تنها ابزار مقابله با تورم زیاد، نرخ بهره است. دهه‌ها پیش بود که جهان چنین تورمی را تجربه می‌کرد. اما اکنون پس از گذشت یک نسل کامل، دوباره شاهد تورم در مقیاس جهانی هستیم، افزایش قیمتی که همه کشورها به نوعی با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند. اما چه چیزی باعث شده میلیون‌ها نفر از مردم جهان در کشورهای مختلف در معرض تورم بالا قرار بگیرند؟ از آن مهم‌تر اینکه، چطور می‌توانیم دوباره افسار اوضاع را در اختیار خودمان بگیریم و تورم را مهار کنیم؟

ابتدا باید ببینیم تورم به چه معناست؟ به صورت ساده، می‌توان گفت افزایش قیمت کالاها برای مصرف‌کنندگان به معنای تورم است. در واقع در شرایط تورمی، همه‌چیز گران می‌شود. اما واقعیت این است که قیمت‌ها به صورت نسبی در شرایط تورمی تغییر می‌کند و در نتیجه باعث می‌شود ما احساس گرانی کنیم.

نکته بعدی این است که افزایش نرخ تورم چه اهمیتی دارد؟ چرا اقتصاددان‌ها و کارشناسان اقتصادی اجازه نمی‌دهند تورم همین‏طور به حال خودش باشد و خودش بالا یا پایین شود؟ واقعیت این است که تورم می‌تواند برای مدتی طولانی، روندی افزایشی را در پیش بگیرد. به همین خاطر است که به محض افزایش نرخ تورم، دولت‌ها و بانک‌های مرکزی به تکاپو می‌افتند تا آن را متوقف کنند. گاهی حتی دولت‌ها به قیمت‌گذاری‌های دستوری روی می‌آورند و همین امر می‌تواند وضعیت تورمی را تشدید کند. به عبارتی، گاهی دولت‌ها سعی می‌کنند جلوی افزایش بی‌رویه نرخ تورم را بگیرند اما این اقدامات نتیجه معکوس می‌دهد. به این ترتیب به جای اینکه نرخ تورم کاهش پیدا کند، روندی افسارگسیخته را در پیش می‌گیرد. به هر حال، دولت‌ها برای جلوگیری از بحران، مدام سعی در مداخله دارند.

اصولاً وقتی تورم خیلی پایین است، مردم آن را احساس نمی‌کنند و در نتیجه اعتراضی هم نسبت به آن ندارند و حتی توجهی به آن نشان نمی‌دهند. اما به محض اینکه نرخ تورم بالا می‌رود، مردم آن را در زندگی روزمره خود احساس می‌کنند. این حس در قالب گرانی توجهشان را جلب می‌کند و در نتیجه نسبت به آن با گلایه، واکنش نشان می‌دهند. در شرایط تورمی، مردم ناچار می‌شوند به شکلی صرفه‌جویانه خرج کنند و در نتیجه بیشتر متوجه آن می‌شوند. درست از همین‌جاست که تورم به بحرانی تبدیل می‌شود که می‌تواند جرقه ناآرامی‌های سیاسی را بزند و به پدیده‌ای سیاسی تبدیل شود. به همین خاطر است که باید نسبت به آن آگاه بود و واکنش‌های درست نشان داد.

 

*عصای جادویی بانک‌های مرکزی

قرن‌هاست که کارشناسان اقتصادی می‌گویند تنها راه مقابله با افزایش نرخ تورم، افزایش نرخ بهره است. در نتیجه بانک‌های مرکزی وظیفه مقابله با نرخ تورم را بر عهده دارند. در واقع بانک‌های مرکزی باید سعی کنند نرخ بهره را در وضعیتی نگه دارند که نرخ تورم را کاهش دهد اما در عین حال آسیبی هم به رشد تولید ناخالص داخلی وارد نکند. اما واقعاً بانک‌های مرکزی چقدر می‌توانند نرخ بهره را افزایش دهند تا تورم مهار شود؟ آیا می‌توانند همین‏طور نرخ بهره را بالا ببرند؟

شاید مهم‌تر از میزان افزایش نرخ بهره، سرعت آن باشد. یعنی بانک‌های مرکزی به سرعت برای افزایش نرخ بهره اقدام می‌کنند. برای مثال در حال حاضر بانک مرکزی آمریکا با سرعت بالایی برای مقابله با نرخ تورم، نرخ بهره را افزایش داده‌است و قطعاً با سرعت زیادی هم آن را کاهش خواهد داد. این امر بیش از میزان افزایش نرخ بهره، می‌تواند روی نرخ تورم اثر بگذارد. اصولاً بانک‌های مرکزی مسئله تورم را خیلی دیر جدی می‌گیرند و کمی تاخیر دارند. همین امر باعث می‌شود که افزایش نرخ بهره برای مقابله با تورم الزاماً موثر نباشد. اما اگر سرعت افزایش نرخ بهره، بالا باشد و بانک مرکزی اقدامی سریع داشته باشد، نرخ تورم سریع‌تر نسبت به آن واکنش نشان می‌دهد.

مهم‌ترین دلیل تعلل بانک‌های مرکزی برای افزایش نرخ بهره این است که از رکود می‌ترسند. در واقع همین حالا، فدرال رزرو یا بانک مرکزی آمریکا، نگران وقوع رکود اقتصادی است و به همین خاطر برای افزایش نرخ بهره، از ابتدا کمی تعلل کرد. همه این حساب و کتاب‌ها باید به گونه‌ای باشد که نرخ بهره به رشد اقتصادی آسیب وارد نکند و در عین‌حال، کاهش نرخ تورم را به همراه داشته باشد.

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?74713

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط