چالش‌های مؤسسات عام‏المنفعه و خیریه

جاذبه ای به نام فرار مالیاتی

...

چرا برخی از خیریه‌ها درگیر فساد می‌شوند و حلقه مفقوده کجاست؟ پاسخ را در این مقاله می‌خوانید.

غلامحسین دوانی عضو شورای عالی انجمن حسابداران خبره ایران/آینده نگر

 چیستی خیریه‌ها

مؤسسات خیریه به نهادها و سازمان‌هایی غیرانتفاعی و عام‌المنفعه اطلاق می‌شود که به صورت دولتی یا خصوصی و مردم‏نهاد در عرصه مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، آموزشی و غیره فعالیت می‌کنند. این مؤسسات به طور معمول از منابع مالی بسیار محدودی برخوردارند که از طریق کمک‌های مردمی و بدون دریافت کمک‌های دولتی (در مؤسسات غیردولتی) به فعالیت‌های خویش ادامه می‌دهند. این منابع طبق آیین‌نامه تأسیس موسسه، در موارد خاصی قابل بهره‎برداری است و نمی‌توان از آن در همه امور و فعالیت‌ها استفاده کرد. در گذشته سازمان بهزیستی، وزارت کشور، وزارت ورزش و جوانان و نیروی انتظامی از مراجعی بودند که اجازه صدور مجوز برای خیریه‌ها را داشتند. نظر به اینکه تعدد مراجع ثبت مشکلاتی را به همراه داشت، مقررشد با ایجاد یک روند متمرکز شود تنها یک مرجع برای صدور مجوز اقدام کند. بر همین اساس در حال حاضر و بر اساس آیین‌نامه مصوب دولت تنها مرجع صدور مجوز برای شبکه‌های تخصصی سازمان‌های مردم‏نهاد، وزارت کشور است. قوانین موسسه خیریه از کشوری به کشور دیگر متغیر است. در ایران، مؤسسات خیریه در زمینه‌های متعددی چون ارائه خدمات اجتماعی، رفاهی، آموزشی و اقتصادی به خانواده‌های نیازمند، خانواده‌های زن‏سرپرست، کودکان کار، کودکان بی‏سرپرست و بدسرپرست، و سایر آسیب‏دیدگان اجتماعی فعالیت می‌کنند و بدین ترتیب مسئولیت اجتماعی خویش را برعهده گرفته و در جهت انجام  هرچه بهتر آن می‌کوشند. برای ثبت یک مؤسسه خیریه، باید گواهی و مجوز مربوطه را از وزارت کشور دریافت کنیم. و سپس بر اساس این مجوز می‌توان اقدام به تأسیس یک موسسه خیریه کرد.

 

مؤسسات خیریه چه خدماتی ارائه می‌دهند؟

با توجه به اینکه مؤسسات خیریه‌ای به صورت عام‏المنفعه و با هدف حل مشکلات و معضلات اجتماعی تأسیس شده‌اند. مهم‌ترین فعالیت‌های این مؤسسات خیریه عبارت‌اند از:

  • کمک به افراد بی‏بضاعت و کم‏توان
  • کمک به ارتقای جامعه در زمینه‌های اجتماعی، آموزشی، فرهنگی، مذهبی و...
  • تأمین هزینه‌های تحصیلی برای کودکان
  • ساخت مدرسه، بیمارستان و مسجد
  • امدادرسانی به آسیب‏دیدگان بلایای طبیعی
  • کمک به زنان بی‏سرپرست
  • کمک به رفع تبعیض‌های اجتماعی از طریق آموزش
  • پرداخت مستمری ماهانه به سرپرست خانوارهای کم‏بضاعت
  • کمک‏هزینه درمان و دارو برای بیماران کم‏توان
  • تأمین هزینه جهیزیه افراد تحت پوشش.

 

منابع مالی و شیوه تأمین آن

یکی از مهم‌ترین چالش‌های سازمان‌های خیریه، منابع مالی محدود آن‌هاست چرا که این مؤسسات از دولت کمک مالی دریافت نمی‌کنند. هم‏چنین این نکته را باید مدنظر قرار داد که  این مؤسسات مجاز به درآمدزایی یا هزینه کردن از هر راه ممکن نیستند. به عنوان برخی از مهم‌ترین منابع مالی مؤسسات خیریه می‌توان به این موارد اشاره کرد:

  • کمک‌های مالی افراد نیکوکار و حمایت‌های مردمی
  • مبالغ حاصل از وقف و نذورات مردمی
  • کمک‌های مالی هیئت امنا
  • سود حاصل از سرمایه‏گذاری در پروژه‌های مختلف اقتصادی
  • بهره‏گیری از سود سپرده‌های بانکی
  • بهره‏گیری از درآمد حاصله از برنامه‌های فرهنگی مانند همایش، نشست، کنسرت و برنامه‌های مفرح
  • کمک‌های دولتی برای مؤسسات خیریه نیمه‏دولتی
  • برپایی کمپین و بازارچه‌های خیریه.

 

مؤسسات خیریه از نظر قانونی ملزم هستند که سالانه بیلان مالی خود را به مقامات دولتی ارائه دهند. این بیلان باید شامل منابع مالی، هزینه‌ها، حقوق کارمندان، سرمایه‌گذاری‌ها، وام‌ها، دریافتی‌ها، اهدایی‌های مالی، خدمات در مقابل اجرت و هرگونه اطلاعات مالی دیگر باشد. همچنین خیریه‌ها موظف هستند لیستی از کمک‌های مالی به مؤسسات دیگر، بورس‌های تحصیلی و شرایط پرداخت‌ها را اعلام کنند چرا که این گونه اطلاعات جزو اسناد عمومی هستند که مردم حق دارند از آن اطلاع یابند. مؤسسات به طور داوطلبانه اطلاعات مالی خود را از راه رسانه‌ها یا اتحادیه مؤسسات خیریه و یا مراکز آمار به درخواست‌کنندگان اطلاعات و کمک‌ها یا عموم مردم عرضه می‌کنند.

اکثر نهادها گزارش‌های سالانه از عملکرد و وضع مالی خود را برای اطلاع عموم مردم چاپ و منتشر می‌کنند. این گزارش هیچ اجبار قانونی ندارد، ولی مردم از آنها توقع چنین گزارشی را دارند. هم‏چنین بعضی از نهادها جزوه‌های تعریف، خبرنامه مصاحبه‌های مطبوعاتی با رسانه، کتاب، فیلم و وب‌سایت آماده می‌کنند تا با مردم در ارتباط باشند. گاهی آنان توضیح می‌دهند که چگونه به دیگران کمک مالی می‌کنند و به ارائه گزارشی از نتایج آن کمک‌ها می‌پردازند. این گزارش‌ها نقش مهمی در تفکیک این‌که این نهاد آیا به مردم خدمت می‌کند یا به افراد بانفوذ دارد.

 

نگاهی به خیریه‌ها

اما آنچه در خیریه‌های در ایران اتفاق می‌افتد، چشم‌انداز خوبی را به تصویر نمی‌کشد؛ چند سال قبل رئیس وقت کمیسیون اقتصادی مجلس در همایش استانداردهای بین‌المللی گزارشگری مالی (IFRS) اعلام کرد: «در اقتصاد ایران ۷ هزار خیریه وجود دارد که هیچ‌کدام از آنها صورت‌های مالی خود را منتشر نمی‌کنند.» درشرایطی که گزارش‌های دقیق و شفافی از فعالیت موسسه‌های خیریه وجود ندارد، این مؤسسات تبدیل به بنگاه‌ها و ابزارهایی برای سوءاستفاده عده‌ای شده‌اند. درشرایطی که گفته می‌شود شاخص بی‌اعتمادی افراد به یکدیگر حدود ۸۰ درصد و شاخص تقلب ۷۰ درصد است، رشد بی‌رویه این‌گونه خیریه‌ها جای تأمل دارد. آن‌طور که بررسی‌ها نشان می‌دهد ۸۰ درصد مردم به یکدیگر اعتماد ندارند، پس چگونه ممکن است پول و اموال خود را در اختیار مؤسسات خیریه قرار دهند.

البته در همه جای دنیا، خیریه‌ها می‌توانند موجب فساد شوند و بنابراین نظارت بالایی بر کار و عملکرد آنها وجود دارد، متأسفانه در کشور ما خیریه‌های غیرشفاف به مراکز فساد اقتصادی تبدیل شده‌اند و مراکزی برای پولشویی و سایر اقدامات غیرقانونی هستند. مؤسسات خیریه غیرشفاف حتی در کارهایی مانند واردات و ساختمان‌سازی ورود کرده‌اند. همان‌طور که در دوران جنگ تحمیلی یکی از موسسه‌های خیریه ۳۰ میلیون دلار واردات انجام داده بود. خیریه‌های غیرشفاف لزومی به انتشار صورت‌های مالی خود نمی‌بینند، زیرا الزامی برای این کار بالای سرشان نیست و اگر هم صورت مالی خود را منتشر کنند، زوایای پنهان فعالیت‌هایشان مشخص می‌شود و این درحالی است که اینگونه مؤسسات با پنهان‌کاری رشد می‌کنند و با شفافیت بیگانه هستند؛ حتی ممکن است اگر شفافیتی صورت بگیرد، مشخص شود که بنیان‏گذار چندین خیریه یک نفر است که حتی سیکل هم ندارد و همین که سوءسابقه نداشته، به او مجوز فعالیت داده شده است. انتشار صورت‌های مالی این خیریه‌ها می‌تواند پرده از فعالیت‌های آنها بردارد، اظهار می‌دارد: براساس اساسنامه مؤسسات خیریه نباید تقسیم سود داشته باشند، اما به انحای مختلف مانند پرداخت حقوق این کار را انجام می‌دهند.

 

شفافیت، تنها راه ممکن

در ارتباط با عدم شفافیت مالیِ مؤسسات خیریه باید گفت از بین هزاران مؤسسه خیریه در ایران به‌جز چند مؤسسه خیریه بزرگ که همگی می‌شناسیم، خیلی‌ها صورت‌های مالی خود را افشا نمی‌کنند. هرچند بین همین مؤسسات هم تقریباً اغلب حاضر به انتشار عام وضعیت مالی خود نیستند. ماده ۳ قانون خدمات کشوری، مؤسسات یا نهادهای عمومی غیردولتی را تعریف و معرفی کرده است که از بنیاد مستضعفان و بنیاد شهید تا صندوق‌هایی مانند صندوق تأمین اجتماعی و صندوق بیمه اجتماعی روستاییان و عشایر و حتی مؤسسات منحل‌شده‌ای مانند سازمان دانش‌آموزی حزب جمهوری اسلامی را شامل می‌شود. وقتی در این مؤسسات و نهادها انتشار عمومی اطلاعات جدی گرفته نمی‌شود، تکلیف مؤسسات دیگر مانند مؤسسات خیریه کاملاً روشن است. با یک بررسی اجمالی می‌توان دریافت که مؤسسات خیریه طبق قانون مکلف هستند از نظر مالی-مالیاتی تحت نظارت دولت و نماینده آن یعنی سازمان امور مالیاتی باشند. همه‌جای دنیا این مؤسسات زیر ذره‌بین دولت‌ها قرار دارند، زیرا به‌طورکلی مستعد درگیرشدن در فساد و پول‌شویی هستند. طبیعی است که اگر ریگی به کفش این مؤسسات نباشد، دلیلی ندارد منابع و مصارفشان را پنهان کنند و وقتی این سطح از تلاش برای پنهان‌کاری مشاهده می‌شود، حساسیت بیشتری ایجاد می‌کند؛ اصلاً هم عجیب نیست چون تجربه تاریخی وجود دارد که چگونه گروه‌های تبهکار و حتی ثروتمندان به‌ظاهر محترم از این مؤسسات برای مقاصد سیاسی-اقتصادی خود در جهان استفاده کرده‌اند. در فیلم پدرخوانده ۳ مافیا و کلیسا متحد می‌شوند و در بورس سرمایه‌گذاری می‌کنند و این تنها نمونه‌ای از آنچه است که در جهان رخ داده و می‌دهد، چنان‌که مافیا در جنوب ایتالیا فعالیت خیریه گسترده داشت یا اسکوبار در آمریکای جنوبی از همین طریق برای خود محبوبیت می‌خرید. همین امور بنیاد خیریه بیل گیتس نمونه‌ای از تلاش برای تأسیس بنیادهای خیریه است که عملاً ثروت عظیمی را از زیر چتر مالیاتی با روش‌های حقوقی خارج می‌کند و گزارش‌های متعددی از نمونه‌های مشابه آن وجود دارد. در ایران نیز وضعیت همین‌گونه است و ما شاهد هستیم مؤسساتی که با اهداف فرهنگی و انسانی تشکیل شده‌اند، واردات لاستیک انجام می‌دهند، ساخت‌وساز می‌کنند یا کشتی خرید و فروش می‌کنند.

 

سیاست و خیریه‌ها

استفاده از این مؤسسات در دنیای سیاست نیز بسیار تجربه شده است. برگزاری مراسم‌های مختلف به بهانه امور خیریه در ایام انتخابات و توزیع کمک‌های نقدی و غیرنقدی به قصد تأثیرگذاری بر جامعه هدف، یک نمونه از این سوءاستفاده‌هاست. استفاده از اسامی مقدس و توسل به مسائل اعتقادی برای تحت‌تأثیر قراردادن جامعه نیز یکی دیگر از روش‌هایی است که به‌طور گسترده استفاده می‌شود و همان‌طور که به یاد دارید در زمینه مؤسسات مالی و اعتباری همین ترفند تا آنجا پیش رفت که بانک مرکزی در نهایت استفاده از این اسامی را درباره مؤسسات مالی به‌کلی ممنوع کرد؛ بنابراین به‌طور عمده خیریه‌هایی که در ایران تأسیس شده‌اند به‌دلیل فسادهایی که در آنها صورت می‌گیرد، مشکل‌زا هستند.

 آنچه مشخص است اینکه تا قبل از وضع قوانین جدید، سازمان امور مالیاتی اشراف زیادی بر این مؤسسات نداشت، ولی با اجرای طرح جامع مالیاتی سازمان مالیاتی می‌توان بر این مؤسسات نیز اشراف داشت و با متخلفان برخورد کرد، همان‌طورکه در دیگر نقاط جهان نیز همین‌گونه عمل می‌شود. اگر این‌گونه مؤسسات در قالب ماده ۱۳۹ قانون مالیات‌های مستقیم و آیین‌نامه‌های آن اقدام به فعالیت کنند، می‌توان امیدوار بود که شفافیت ایجاد شود، وگرنه این‌گونه مؤسسات به محفل‌های مخرب اقتصادی تبدیل می‌شوند. به‌طور ویژه ناظر مالی از طرف سازمان مالیاتی باید بر فعالیت این مؤسسات نظارت کند. زیرا مستندات بررسی تحقیقی اخیردر کشور و گزارش‌های آسیب‌شناسی وضعیت کشور نشان از شیوع ۷۸ درصدی تقلب و ۸۰ درصدی بی‌اعتمادی به یکدیگر دارد لذا چگونه می‌توان پذیرفت که این‌همه خَیّر در ایران وجود داشته باشد و درست عمل کنند؟ حتی اگر فرض کنیم که همه این مؤسسات هم نیت خیری دارند باید تحت نظر قانون و ضابطه‌مند عمل کنند. نگاهی به پرونده‌های مفاسد بزرگ بدهکاران بانکی و متخلفین و مفسدان اقتصادی نشان داده که. پولشویی، تقلب و سوءاستفاده از منابع دولتی و بیت‌المال به بهانه انجام عمل خیر، آن‌چنان در سال‌های گذشته گسترده شده که صدای همه را درآورده است؛ به طوری که چند سال قبل، الهام امین‌زاده (دستیار ویژه رئیس‌جمهور در امور شهروندی) با اشاره به گردش مالی ۳۰-۴۰ هزار میلیاردی خیریه‌ها از بیرون ماندن عده‌ای از محرومان و خانواده‌های آنها از چرخه حمایتی ابراز تأسف کرده بود.

اما جدا از انتقادات کارشناسانه، رسمی یا غیررسمی به مبحث خیریه‌ها، با یک نگاه اجمالی و یک حساب سرانگشتی می‌توان به راحت متوجه شد که خیریه‌ها به تنها هدفی که نمی‌پردازند «کار خیر» است: طبقِ آخرین آمارهای در دسترس که البته حتما امروز بیشتر از این تعداد است، بیش از ۱۱ میلیون نفر زیر خط فقر زندگی می‌کنند، البته این آماری است که کاملاً رسمی توسط کمیته امداد ارائه شده است؛ مسلماً یک جای کار می‌لنگد که با وجود بیش از ۳۰ هزار خیریه و گردش مالی ۴۰ هزار میلیارد تومانیِ آنها، اوضاع فقر در کشور این‏گونه نابسامان است! چرا این چندده هزار خیریه –که البته آمار آن متعلق به چند سال گذشته است-  نتوانسته‌اند قدمی هرچند حداقلی برای کاستن از فقر فراگیر اجتماعی بردارند؟ چرا سال به سال، علی‏رغم سیر صعودی مؤسسات خیریه و با اهداف نیکوکارانه و به ظاهر عام‌المنفعه، آمار افرادِ سوق داده‏شده به زیر خط فقر بیشتر می‌شود؟! از بین هزاران مؤسسه خیریه در ایران به‌جز چند مؤسسه خیریه بزرگ که همگی می‌شناسیم، خیلی‌ها صورت‌های مالی خود را افشا نمی‌کنند. هرچند بین همین مؤسسات هم تقریباً اغلب حاضر به انتشار عام وضعیت مالی خود نیستند. باید به تکرار گفت که همه‌جای دنیا این مؤسسات زیر ذره‌بین دولت‌ها قرار دارند، زیرا به‌طورکلی مستعد درگیرشدن در فساد و پول‌شویی هستند.

 

نگاهی به تجربه جهانی و داخلی

یادم هست که بعد از حادثه تأسف‌بار زلزله کرمانشاه برخی دوستان خارج‌نشین طی تماس‌هایی اعلام کردند که می‌خواهند کمک‌های نقدی و غیرنقدی خود را به دست زلزله‌زده‌ها برسانند؛ اما نمی‌دانند به چه حساب و یا چه کسانی باید اطمینان کنند. در شبکه‌های اجتماعی صدها حساب به نام اشخاص حقیقی که همه مدعی خیرخواهی هستند برای کمک به زلزله‌زدگان افتتاح شده اما شهروندان نمی‌دانند این اشخاص اعم از حقیقی یا حقوقی چه کسانی هستند؟! به موجب قوانین کشور افراد حقیقی علاقه‌مند به نوعدوستی می‌توانند از نهادهای ذی‏ربط (البته پس از دوره طولانی) کسب مجوز کرده و رسماً فعالیت نوعدوستانه و خیرخواهانه خود را در قالب یک موسسه ادامه دهند.

بند (ط) ماده ۱۳۹ اصلاحی سال ۱۳۹۴ که از ابتدای سال ۱۳۹۵ ساری و جاری است، تأکید می‌کند: «کمک‌ها و هدایای دریافتی نقدی و غیرنقدی مؤسسات خیریه و عام‌المنفعه که به ثبت رسیده باشند، مشروط به این‌که به موجب اساسنامه آنها صرف اموری شود که اعم آنها به این شرح است: تحقیقات فرهنگی، علمی، دینی، فنی، اختراعات و اکتشافات، تعلیم و تربیت، بهداشت و درمان، بنا و تعمیر و نگهداری مصلاها و حوزه‌های علمیه و مدارس علوم اسلامی و مدارس و دانشگاه‌های دولتی، مراسم تعزیه و اطعام، امور عمرانی و آبادانی، هزینه یا وام تحصیلی دانش‌آموزان و دانشجویان، کمک به آسیب‌دیدگان ناشی از سیل، زلزله، آتش‌سوزی، جنگ و حوادث غیرمترقبه و... چنانچه این کمک‌ها و هدایای دریافتی نقدی و غیر نقدی توسط سازمان امور مالیاتی طبق مورد آیین‌نامه‌های ۱۳۹ تأیید شود از پرداخت مالیات معاف است.»

حال سؤال اساسی برای شهروندانی که علاقه‌مند به اعطای کمک به افراد خیرخواه یا مؤسسات بی‌نام و نشانی که در جمع‌آوری این کمک‌ها داوطلب شدند این است که اولاً چرا به ثبت نرسیده‌اند و در صورت ثبت‌شدن، شماره ثبت آنها در اداره ثبت شرکت‌ها و مؤسسات غیرتجاری چیست؟

دوم چگونه در کشوری که شاخص بی‌اعتمادی افراد به یکدیگر ۸۰ درصد و شاخص تقلب بالای ۷۰ درصد است، این همه اشخاص خیر پیدا شده‌اند؟ چگونه در کشوری که شفاف‌سازی فراموش شده، فلان وزیر مدعی ۸‌ هزار میلیارد ثروت و آن یکی متهم به هزار میلیارد ثروت می‌شود؛ در حالی که تا همین مدت پیش آه در بساط نداشتند!

آنچه مهم است اینکه گفته می‌شود حدود ۱۵ هزار موسسه خیریه با نام و نشان و بی‌نام و نشان در کشور فعالیت دارند که عمده آنان فاقد صورت‌های مالی هستند؛ در حالی که مؤسسات عام‌المنفعه چون با حقوق عام سروکار دارند و از همه مردم کمک دریافت می‌کنند، باید عملکرد خود را انتشار عام داده و بگویند با کمک‌های مردم چه کرده‌اند؟ این یک الزام قانونی در همه کشورهای پیشرفته است که مؤسسات خیریه باید صورت‌های مالی خود را به صورت شفاف ابراز کرده و حسابرسی شوند؟! نگارنده لازم می‌داند به همه خیّرین واقعی که با ارسال کمک‌های نقدی و غیرنقدی به یاری هموطنان زلزله‌زده برخاسته‌اند، ادای احترام کند.

شاید برای خیلی‌ها این پرسش ایجاد شود که ثروتمندان جهان چگونه این همه دست و دلبازی می‌کنند و مثلاً سرپرستی ده‌ها کودک بی‌سرپرست را به عهده می‌گیرند یا وصیت می‌کنند بخش قابل توجهی از دارایی خود را به نهادهای خیریه ببخشند؟ یا بنیاد ثروتمندترین مرد جهان چگونه با داشتن میلیاردها دلار ثروت، ده‌ها میلیون دلار در موارد خاص کمک بلاعوض می‌کنند. زوکربرگ ازجمله کسانی است که مانند میلیاردرهایی چون بیل گیتس، وارن بافت و ریچارد برنسون پیمان The Giving Pledge را امضا کرده است. براساس این پیمان که یک پروتکل داوطلبانه است این سوپر میلیاردرهای جهان سرمایه‌داری متعهد شده‌اند که نیمی از ثروت خود را در طول حیاتشان از طریق مؤسسات خیریه ببخشند. حالا ثروت ۶۸ نفر سوپر میلیاردرهای جهان بیش از ثروت نیمی از جمعیت جهان است؛ اما جالب است بدانید که پشت این کارهای خیر یک معادله هم وجود دارد. در پس اعانات و کمک‌های بشردوستانه در جهان سرمایه‌داری معافیت مالیاتی قابل توجهی وجود دارد که اصل اساسی تشکیل بنیادهای خیریه است. به ویژه آن‌که چند بنیاد بزرگ نظیر بنیاد فورد، بنیاد دیل کارنگی و... عملاً سیاست‌گذاران بین‌المللی را در قالب کمک‌های خاص در چنگ خود دارند (برای اطلاعات بیشتر کتاب دکترین شوک نوشته خانم نوآمی کلاین، انتشارات اخگر را مطالعه فرمایید). به طور مثال مارک زاکربرگ، بنیان‏گذار فیس‌بوک با تخصیص چیزی در حدود ۴۵ میلیارد دلار یک شرکت با مسئولیت محدود در قالب خیریه قرار ایجاد کند و ۹۹ درصد از سهام شرکت فیس‌بوک، به این خیریه منتقل شود. بررسی‌های مالیاتی نشان می‌دهد که مؤسس فیس‌بوک با این حرکت خود درواقع یک ماشین سرمایه‌گذاری جدید را راه‌اندازی کرده است. در تفسیر این مطلب، آنچه به عنوان اصلی‌ترین نکته ماجرا باید مد نظر قرار گیرد، عدم راه‌اندازی یک بنیاد خیریه توسط آقای زاکربرگ و خانم چان است. درواقع زاکربرگ در راستای این هدف خود، شرکتی با مسئولیت محدود را راه‌اندازی کرده که در کنار مزایای اجتماعی و عام‌المنفعه متفاوت، سودهای بی‌شماری را نیز برای مؤسس فیس‌بوک به همراه خواهد داشت تا به نوعی سرمایه میلیاردی او از این جیب به آن جیبش جابه‌جا شود. از مزایای بالای کاهش مالیات پرداختی، به‌ویژه در صورتی که ارزش سهام فیس‌بوک افزایش یابد، برخوردار شود. شرکت با مسئولیت محدود که توسط زاکربرگ فعالیت خواهد کرد، می‌تواند در قالب سیاست‌های سودمند برای عموم، برنامه‌های خود را پیاده‌سازی کند اما مد نظر داشته باشید که همین حالا هم شرکت‌های زیادی هستند که در کنار واقعیت بخشیدن به سیاست یادشده، سود مالی زیادی را نیز برای صاحبان خود به همراه داشته‌اند. این‌گونه شرکت‌ها حتی می‌توانند هزینه‌های سیاسی، لابی‌هایی برای تغییر قانون و مواردی این‏چنینی را نیز در میان فعالیت‌های خود پیاده‌سازی کنند. این‌گونه اعمال در جهان اقتصاد به نام فرامالیاتی انسان‏دوستانه تعبیر می‌شود!

بدیهی است در صورتی که شرکت راه‌اندازی‌شده توسط  زاکربرگ، مؤسس فیس‌بوک تماماً به امور خیریه اختصاص داده می‌شد، همانند موارد مشابه، شاهد مزایای مالیاتی بودیم که البته خوشایند هر شخصی است؛ اما این شرکت، عملکرد تأثیرگذارتری دارد. این شرکت با تخصیص مقدار سهم مورد نظر خود به فعالیت‌های از پیش مشخص شده و البته عام‌المنفعه، کاهش ارزش سهام را به نمایش خواهد گذاشت تا مالیاتی برای مسئولان آن مد نظر قرار نگیرد. درواقع مارک زاکربرگ این قوانین را وضع نکرده و او تنها بهترین استفاده ممکن را از روند موجود داشته است و هزینه‌های این‌چنینی می‌توانند به عنوان فرآیندهایی برای بازگشت سرمایه به متن جامعه حتی مورد تحسین هم قرارگیرند. یا بخشنامه ۶۰۷ سازمان امور مالیاتی آمریکا نشان می‌دهد که بابت هر فرزندخواندگی سالانه ۱۳ هزار و ۴۰۰ دلار به انضمام هزینه مسافرت و سایر هزینه‌های مرتبط قابل کسر از درآمد شخص پدرخوانده یا مادر خوانده و مازاد بر این هزینه‌ها نیز از درآمد سنوات بعدی آنان قابل کسر است. در مورد بنیاد بیل گیتس و وارن بافت و... نیز وضع به همین منوال است زیرا وقتی ثروت از حد معینی بالا رفت باید کارایی آن را در لابی‌گری سیاسی و تأثیر بر انتخابات و شهرت اجتماعی و... شناسایی کرد؛ به‌ویژه آن‌که خیریه‌ها می‌توانند معافیت‌های مالیاتی ویژه به همراه آورند.

پیشنهاد نگارنده به همه کسانی که داعیه خیرخواهی دارند و حساب آنها از حساب بنیادها و اشخاص فوق جداست و علاقه‌مندند از کمک‌های ضروری برخوردار شده و آنها را مصروف کارهای خیر کنند، آن است که چون ظاهراً عده‌ای از آنان با راه‌اندازی سایت، وبلاگ و کانال عده زیادی را با خود همراه کرده‌اند، کوشش کنند در قبال تشکیل مؤسسات خیریه عام‌المنفعه خیریه غیردولتی - نهادهای مدنی غیردولتی - علاوه بر استفاده از معافیت مالیاتی ماده (۱۳۹) بتوانند پاسخ‏گوی عملکرد خود به صورت شفاف هم باشند، چه در غیر این صورت اعمال خیرخواهانه بی‌حساب و کتاب عملاً با فساد همراه می‏شود و برخی نیز صرفاً در قالب تبلیغات شخصی و اعتبار و شهرت بدین کار دست می‌زنند.

 

 

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?74450

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام