شاید بتوانید به مردم بگویید کالاهای منزل را خریداری نکنند یا موبایل و لپتاپ نخرند. اما هیچوقت نمیتوانید به کسی بگویید نان نخرد! بدون نان، کسی زنده نمیماند. اما حالا جهان با بحران نان مواجه است و بحران نان با خودش ناآرامی به همراه خواهد آورد.
ترجمه: نسیم بنایی، آینده نگر/ اکونومیست
موجی از ناآرامی در راه است. اما چطور میتوان از این موج عبور کرد یا آن را کنار زد؟ عیسی مسیح در کتاب مسیحیان گفته انسان تنها با نان زندگی نمیکند. اما کمبود نان بیتردید منجر به خشم و ناراحتی مردم خواهد شد. آخرین باری که جهان اینچنین در بحران مواد غذایی فرو رفت، شاهد بهار عربی و خیزش مردم در کشورهای عربی بودیم. در آن زمان، موجی از ناآرامی جهان را در خود فرو برد. شرایط آن زمان، شباهتهای بسیاری به امروز داشت. با آن خیزش، چهار رئیسجمهور از قدرت خلع شدند. جنگ سوریه و لیبی هم به دنبال همان گرسنگیها و بحران نان در آن سالها، آغاز شد. حالا جنگ روسیه و اوکراین هم جرقه بحران مواد غذایی را در جهان روشن کردهاست. این آشوب، گریزناپذیر است. دیر یا زود، شاهد خیزش ناآرامی در جهان خواهیم بود. اینبار شدت آن میتواند بیشتر و گستره آن هم وسیعتر باشد.
یکی از بدترین شکلهای تورم، افزایش قیمت مواد غذایی و سوخت است. اگر قیمت لوازم خانگی یا گوشیهای تلفن همراه هوشمند افزایش پیدا کند، مردم میتوانند خرید این ابزار و وسایل را به تاخیر بیندازند. یا حتی اصلا این وسایل را خریداری نکنند. اما هیچکس نمیتواند جلوی خوردن را بگیرد. همه باید چیزی برای خوردن و آشامیدن داشته باشند. علاوه بر آن، افزایش هزینه حملونقل منجر به افزایش هزینه کالاهایی میشود که از اینسو به آنسو منتقل میشوند. در نظر داشته باشید که اکثر مردم نمیتوانند پیاده به محل کار خود بروند. هزینه حملونقل انسانها هم میتوانند همانند هزینه مواد غذایی، بحرانساز باشد. به این ترتیب، افزایش قیمت سوخت و مواد غذایی میتواند استانداردهای زندگی را جابهجا کند. درد افزایش قیمت مواد غذایی و سوخت در شهرهای بزرگ بیشتر احساس میشود. چرا که در شهرهای بزرگ مردم بیشتر نیاز به جابهجا شدن دارند و هزینههای مواد غذایی هم عمدتا در شهرهای بزرگ، بیشتر است. مردم در شهرهای بزرگ بخش زیادی از پول خود را صرف کرایه ماشین و خرید نان میکنند. در مناطق روستایی به هر حال افرادی وجود دارند که بخشی از مواد غذایی مورد نیاز خود را در قالب محصولات کشاورزی دریافت میکنند و در نتیجه شاهد آشوب بابت مواد غذایی در روستاها نخواهیم بود. منشا آشوب، شهرها خواهند بود.
*جهان در انتظار بحران
اکثر دولتها سعی دارند فشاری که بر مردم میآید را کاهش دهند. اما نکته اینجاست که همه دولتها به نوعی با بحرانهای عظیم بدهی مواجه هستند. بهویژه همهگیری کرونا باعث شده همه دولتها دچار بحرانهای جدیتر شوند. بدهی برای آنها هیولایی بیشاخ و دم است. نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی در کشورهای فقیر به طور میانگین به ۷۰ درصد رسیده و همینطور در حال افزایش است. کشورهای فقیر، نرخ بهره پایینتری هم میپردازند. به این ترتیب این کشورها در وضعیتی ناپایدار قراردارند. صندوق بینالمللی پول هم گفته ۴۱ کشور جهان به صورت جدی بحران بدهی دارند. این کشورها مستعد آشوب و ناآرامی هستند.
یکی از کشورهایی که فرایند ویرانی را از همین حالا آغاز کرده، سریلانکا است. این کشور با جمعیت کثیری از افراد خشمگین و گرسنه روبهرو است. مشابه همین افراد به زودی در کشورهای دیگر به دولت حملهور خواهند شد. در پرو هم استانداردهای زندگی به شدت پایین آمده و به زودی شاهد شورش مردم خواهیم بود. هند و پاکستان هم با جمعیت زیادی از شهروندان ناراضی روبهرویند.
مدلهایی که اقتصاددانها در اختیار ما قرار میدهند همگی حاکی از رابطه مستقیم تورم مواد غذایی و سوخت با افزایش تنشهای سیاسی است. در تاریخ هم همیشه شاهد شورش و طغیان افراد خشمگین و گرسنه بودهایم. حالا بسیاری از کشورها باید منتظر این جریان باشند. اردن و مصر جزو کشورهایی هستند که حتما در آنها بحران رخ خواهد داد چرا که واردکننده انرژی و مواد غذایی هستند.
شاید تنها راهی که بتوان از این بحران نجات یافت، تغییر سیاستهای پولی باشد. در واقع کشورها باید به فکر راهکارهایی باشند که از دل سیاستهای پولی برمیآید. تورم پدیدهای پولی است که میتوان با تغییر سیاستهای پولی آن را مدیریت کرد. به این ترتیب میتوان جلوی بروز بحرانهای اجتماعی ناشی از خیزش آن را هم گرفت. اما دولتها باید بدانند چه سیاستهای پولیای میتواند به نفعشان باشد. به هر حال، اگر آشوب سیاسی در سال جاری در کشورها رخ دهد، بیتردید منجر به دردها و آلام بزرگ اقتصادی هم خواهد شد. همه از انقلاب و آشوب گریزان هستند و میدانند در پی آشوب، هیچ چیز خوبی نهفته نیست.
نظر خود را بنویسید