جنگ تجاری آمریکا و چین در دوره بایدن به کجا رسید؟

دشمنی ادامه دار

...

جنگ تجاری چه سرانجامی پیدا کرده است؟ آیا رقابت چین و آمریکا صرفا محدود به مسائل تجاری است؟

جنگ تجاری اصطلاحی رایج در زمان ریاست جمهوری ترامپ در آمریکا برای توصیف نبردهای تعرفه ای بین 2 کشور بود. اما در روزهای ریاست جمهوری بایدن، کمتر خبری در رسانه ها، با این اصطلاح به رقابت اقتصادی دو کشور می پردازد. با این وجود این به معنای پایان گرفتن این رقابت نیست. جنگ تجاری چه سرانجامی پیدا کرده است؟ آیا رقابت چین و آمریکا صرفا محدود به مسائل تجاری است؟

ایالات متحده در 6 ژوئیه و 23 اوت سال 2018، تعرفه هایی به ارزش 34 و 16 میلیارد دلار برای واردات کالاهای چینی وضع کرد. در 18 سپتامبر همین سال تعرفه ای 10 درصدی به ارزش 200 میلیارد دلار به مجموع تعرفه های آمریکا علیه چین اضافه شد. این تعرفه گذاری که کار را حتی برای شرکت های امریکایی سخت می کرد، جنگ تعرفه ای نامیده شده است. دولت ترامپ هم چنین به 2 شرکت چینی هواوی و ZTE حمله کرد و درباره جاسوسی چین از طریق محصولات این شرکت در کشورهای اروپایی و آمریکایی هشدار داد.

در دوره بایدن، جنگ تجاری چین و آمریکا نه تنها تخفیف نیافته بلکه شدیدتر شده است. تعرفه ای سنگینی که ترامپ وضع کرده بود، از سوی بایدن به زیان مصرف کنندگان، کشاورزان و تولیدکنندگان آمریکایی توصیف شده است. اما امروز با گذشت بیش از یک سال از حضور او در کاخ سفید، هیچ نشانه ای مبنی بر برداشتن تعرفه ها وجود ندارد. علاوه بر این، دولت بایدن در اجلاس گروه 7 که در خردادماه 1400 برگزار شد، همتایان اروپایی خود را برای در پیش گرفتن مواضع سخت تر علیه چین در فشار قرار داد. اما واکنش چین در این مدت چه بود؟

به نظر می رسد برای تببین جنگ تجاری چین و آمریکا علاوه بر ملاحظات ساختاری و نهادی، مولفه های دیگری هم نقش آفرینی می کنند که رقابت اقتصادی از جمله آن هاست. هم چنین اختلاف های سیاسی داخلی باعث می شود رهبران یک کشور سیاست خاصی را در مقابل کشورهای دیگر در پیش بگیرند.

آمریکا در قبال چین 4 استراتژی را دنبال می کند. نخست ادغام چین در سیستم اقتصادی جهانی، دوم تبدیل چین به یک لیبرال دموکراسی مطابق با منافع آمریکا، سوم مشارکت دادن چین برای حل مشکلات منطقه ای و جهانی و چهارم جلوگیری از تبدیل چین به تهدیدی برای هژمونی امریکا.

 هرچند ترامپ این چهار استراتژی را با سیاست های تحکمی و تهاجمی دنبال می کرد اما روش های بایدن اندکی منعطف به نظر می رسد.

در مقابل چین هم 4 استراتژی را دنبال می کند. نخست پیگیری نوسازی چین در پرتو رابطه با آمریکا، دوم پاسخ به بعضی خواسته های آمریکا از طریق اتخاذ استراتژی اصلاح بازار، سوم مقاومت در برابر آمریکا از طریق اتخاذ استراتژی سیستم کل ملت و جدایی اقتصادی و چهارم اتخاذ استراتژی چرخه دوگانه. اینکه چین بیشتر کدام استراتژی را در رفتار با آمریکا تقویت می کند، تابع نوع رفتار ایالات متحده آمریکاست.

به طور کلی به نظر می رسد تلاش چین معطوف به پرهیز از جدایی اقتصادی با آمریکاست. 40 سال ادغام اقتصادی، اقتصاد دو کشور را در هم تنیده است. جدایی این 2 اقتصاد برای چین هزینه بردار و دشوار است. نکته دیگر اینکه چین تلاش کرده با تسریع در تنوع بخشیدن به صادرات و سرمایه گذاری و تقویت قابلیت های مستقل نوآوری از وابستگی بیش از حد به آمریکا در تولید فناوری های اصلی کم کند. از این ابتکار به نام استراتژی چرخه دوگانه یاد شده است.

 هرچند بایدن هنوز استراتژی دقیقی در مورد چین اعلام نکرده اما رفتار او گویای ادامه تقابل با چین است. با این حال بایدن به جای رویارویی صریح به رقابت استراتژیک تن داده است. هرچند بایدن کارزار بین المللی برای فشار و منزوی کردن و مجازات چین را دنبال می کند اما در مورد مسائلی مثل تغییرات آب و هوایی، منع گسترش سلاح های هسته ای و امنیت جهانی هنوز به همکاری با چین باور دارد.

برای مطالعه بیشتر مقاله «از جدایی اقتصاد تا پیوند بیشتر:تحلیلی بر آینده جنگ تجاری آمریکا علیه چین» را بخوانید. این مقاله در نشریه روابط خارجی در بهار سال جاری منتشر شده است.

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?74183

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام