برای کنترل تورم پس از سقوط رضاشاه

چرا میلسپو موفق نشد؟

...

جو حاکم بر اداره ها به برنامه ریزی اصولی برای رسیدن به آرامش نیاز داشت اما اقدام های عجولانه و غیرکارشناسانه به بدتر شدن اوضاع و افزایش اعتراض ها انجامید. سرانجام با افزایش فشار افکار عمومی بر دولت و مجلس، حضور میلسپو در ایران پایان یافت.

با اشغال ایران در شهریور 1320 توسط متفقین در جنگ جهانی دوم، دولت با مشکلات فراوان از جمله تورم شدید، کسری بودجه و افزایش شدید قیمت ها رو به رو شد. ارزش پول ایران در آن سال ها بیش از 100 درصد افت کرد و درآمد ایران از فروش کالا و خدمات به متفقین به نصف رسید. مسئله دیگر عرضه پول تا چهار برابر بود که اثری تورمی داشت.

تورم فوق العاده در سال های پس از اشغال ایران،  به اجرای نظام جیره بندی کالاهای ضروری انجامید. در آن سال ها تمهیدات دولت برای غلبه بر مشکل احتکار کالا و جلوگیری از قحطی چندان موثر نبود. کسری شدید بودجه تعهدات مالی دولت در بخش های مختلف کشور از جمله اداره های دولتی را معلق کرد. باتوجه به تورم آن زمان، این وضعیت معیشت کارمندان بود که روز به روز وخیم تر می شد. سطح درآمد واقعی کارکنان دولت در آن سال ها به یک سوم درآمد سال 1318 کاهش یافت. راه حل دولت در آن زمان برای غلبه بر این چالش ها استفاده از توان متخصصان خارجی  بود. بنابراین آرتور میلسپو، با انگیزه بهبود محاسبات مالی دولت به ایران دعوت شد.

میلسپو به محض ورود به ایران به کارمندان که برای افزایش حقوق دست از کار می کشیدند اعلام کرد دولت توان پاسخ مثبت به این مطالبه را ندارد. به جای افزایش حقوق، او به کارمندان گفت باید با  پرداخت وام های معوق خود به صندوق ها، دولت را یاری کنند. از دیگر اقدام های او تهیه لایحه مالیات بر درآمد برای تامین بودجه  بود که در آن شرایط چندان عملیاتی به نظر نمی رسید. او در گام بعدی تصمیم گرفت با اخراج کارکنان و تعدیل منابع انسانی اداره های دولتی تا اندازه ای از هزینه های دولت بکاهد. این سیاست اما به دلیل مخالفت ها و انتقادات و گسترش اعتصابات با شکست رو به رو شد. میلسپو به ناچار مجبور شد با سیاست افزایش حقوق ها موافقت کند. اما این افزایش حقوق نه به طور کامل نقدی، بلکه با پرداخت اجناس به کارمندان انجام می شد. این افزایش حقوق در کنار اعتصاب های گسترده کارکنان، بر دامنه تورم در آن سال ها افزود.

فضای به شدت سیاسی این سال ها که ناشی از سقوط رضاشاه پهلوی و تعدد مراکز قدرت و تصمیم گیری بود، بر کارکرد صحیح اداره های دولتی و منابع انسانی اثر مستقیم داشت. آزادی سیاسی در این سال ها فعالیت احزابی مثل حزب توده را تسهیل کرد. حزبی که با ادعای حمایت از حقوق کارمندان و کارگران، مواضع منفی آن ها برابر میلسپو و آمریکایی ها در ایران را تشدید می کرد.

در شرایط بحرانی آن سال ها، تلاش میلسپو برای رسیدن به نتیجه در زمان کم، به افزایش موج نارضایتی ها انجامید. جو حاکم بر اداره ها به برنامه ریزی اصولی برای رسیدن به آرامش نیاز داشت اما اقدام های عجولانه و غیرکارشناسانه به بدتر شدن اوضاع و افزایش اعتراض ها انجامید. سرانجام با افزایش فشار افکار عمومی بر دولت و مجلس، حضور میلسپو در ایران پایان یافت.

برای مطالعه بیشتر مقاله «بررسی پیامدهای سیاست تعدیل نیروی انسانی و حقوق کارمندان بر مدیریت تورم» را بخوانید. این مقاله در نشریه تاریخ ایران در تابستان سال 1401 منتشر شده است.

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط