کمال اطهاری از آفت نبودِ الگوی توسعه در کشور می‌گوید

الگوی ساخت در شهرهای جنگی بنایی بود، نه توسعه‌ای

...

هربار که مسئله‌ای غیرطبیعی برای کشور پیش می‌آید، نبود الگوی توسعه خود را به رخ می‌کشد و جایگاه خود را. کمال اطهاری، کارشناس ارشد اقتصاد توسعه از اهمیت الگوی توسعه می‌گوید و الگوی دولت بنا را نقد می‌کند. او به دولت و گفته‏هایش باور ندارد و مخاطب خود را جامعه مدنی می‌داند؛ جامعه مدنی باید برای داشتن الگوی توسعه تلاش کند. به‌گفته اطهاری، دولت گوش شنوا ندارد و همین خصیصه‌اش مردم را ناامید می‌کند. برای تجهیز جامعه مدنی قدرتمند، باید سعی کنیم درباره الگوی توسعه جایگزین گفت‌وگو کنیم. باید شعار توسعه عم

گفت وگو از لیلا ابراهیمیان/آینده نگر

*بعد از پایان جنگ هشت ساله، الگوی توسعه شهرها و استانهای جنگ‌زده چگونه انتخاب و برای این مناطق تنظیم شد؟

برای بررسی مسئله‌ای که این روزها در آبادان رخ داده، رویکرد پایه‌ای و ریشه‌ای را انتخاب کردید؛ در واقع سقوط متروپل نشان و نماد سقوط جامعه به دست دولتی است که نه دارای الگوی توسعه است و نه اراده تنظیم چنین الگویی را دارد؛ در واقع پس از جنگ، تقلیدهای ابتدایی از الگوهای توسعه کشورهای جهان سومی که پا به مرحله صنعتی شدن گذاشتند، صورت گرفت، بدون این‏که دانش لازم برای تنظیم الگوی توسعه جامع از لحاظ اقتصادی اجتماعی و نیز کالبدی و آمایشی وجود داشته باشد و این‌ها آثار خود را به تدریج در ابعاد کوچک و بزرگی که مشاهده می‌کنیم، نشان داده است. دردناک‌ترین‌ها همین موضوع ریزش برج‌ دوقلوی متروپل است. اساساً استان خوزستان به نوعی در حال فرو ریزش است؛ اما این فروریزش آرام‌تر است. استان‌های دیگری مثل اصفهان هم به همین ترتیب‌اند. این فرو ریزش قطعاً دامن سایر استان‌ها را هم خواهد گرفت، مگر استثنائاتی که بسیار ویژه هستند، مثل استان‌های شمال کشور. وقتی در دهه هفتاد سیاست‌های تعدیل تقلیل پیدا می‌کند به آزادگذاری قیمت‌ها و در میان آن حرکت بسیار عجیبی به نام تراکم فروشی صورت می‌گیرد که برآمدن بورژوازی رانتی مستغلات را موجب می‌شود، ‏‏‏‏‏در همان موقع مناطق آزاد ایران از لحاظ قانونی تعریف می‌شوند و دولت شروع می‌کند به تأسیس آن‌ها. این مناطق باید سرمایه خارجی جذب کنند و موجب توسعه مناطق مختلف کشور، به خصوص مناطق ساحلی شوند. از آن زمان تاکنون، یک برنامه جامع برای تدوین کار آن‌ها تدوین نشده است، همان‏طور که برای کل کشور برنامه جامع تدوین نشده است. در این مناطق آزاد، ابتدا متقاضی سرمایه‌گذاری صنعتی و صنایع پیشرفته بسیار بالا بود؛ ولی به تدریج کاهش یافت. من کاملاً مطلع هستم که هم سرمایه‌گذاران چینی حاضر بودند که در منطقه آزاد انزلی در صنایع های‏تک یا فناوری برتر سرمایه‌گذاری کنند و هم سایر کشورها؛ در منطقه ‏‏‏‏‏آزاد اروند هم صنایع انرژی بر و هم فناوری برتر برای سرمایه‌گذاری تقاضا داشت؛ اما به انحای مختلف، با وجود این‏که کارهای زیادی به شورای عالی مناطق آزاد ارائه شد، جلوی این حرکت‌ها گرفته شد. یعنی زمانی که آقایان بقایی و مشائی کارهای مناطق آزاد را دنبال می‌کردند، در جلسه‌ای که من به عنوان مشاور رفته بودم، به برخورد شدید انجامید و اتفاقاً مشاوری که من با او کار می‌کردم، با یک شرکت مشاور چینی هم کار می‌کرد، که خودش طراح جذب سرمایه‌های خارجی در مناطق آزاد چین بود. کارهایی که ما در مؤسسه پژوهش بازرگانی انجام دادیم، بسیار دقیق صورت گرفته بود که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری، آن‌ها را نقل می‌کردند؛ یعنی بعد از 15 سال ثمره آن را نقل می‌کردند. بنا بود در این مناطق صنایع های‎تک بیاید؛ اما به صراحت به من گفتند که تو خطای بزرگی را مرتکب می‌شوی و باید آن را تغییر بدهی و جهت‌گیری منطقه آزاد انزلی باید گردشگری باشد و در نهایت آن مشاور را خلع ید کردند و مشاور دیگری را آوردند که دستورات آن‌ها را انجام بدهد. تمام مناطق آزاد ایران من‏جمله منطقه آزاد اروند هم با همان مشاور منطقه آزاد انزلی کار کردند و البته از آن زمان تاکنون مشاور اعظم دبیرخانه مناطق آزاد است.

*شما گره اصلی را کجا می‌بینید؟

کل کشور برنامه آمایش و الگوی توسعه ندارد و وضعیت اقتصادی را نتیجه همین وضعیت است که می‌بینیم. در درجه اول باید یک زنجیره ارزش داخلی شکل می‌گرفته که نگرفته است و صنایع کوچک و متوسط ما الآن ورشکسته شدند، به این دلیل که هیچ حمایتی از آن‌ها صورت نگرفته است. در ماجرای شرکت‌های دانش‏بنیان، اتاق بازرگانی خوب کار کرده است. کار خوبی از آن‌ها دیدم که اصلاً چنین شرکت‌هایی که به این صورت در ایران هستند، در جهان وجود ندارد. طرح‌های آمایش صورت نگرفته، محیط زیست در حال تخریب و کشاورزی در حال نابودی است، چون دارد فروریزش می‌کند و بهره‌برداری از آب زیاد است. تمام این‌ها مربوط به کل کشور است.

*بعد از جنگ میخواستند در شهرهای جنگ‌زده طرح‌های «بازسازی»، «بهسازی» و «نوسازی» اجرا کنند. ‏‏‏‏‏این برنامهها پشتوانه مطالعاتی داشت یا خیر؟

 در ابتدا، همه می‌خواستند به صورت امدادی، به شهرهای جنگ‏زده بروند و کاری انجام دهند. هیچ برنامه توسعه‌ای هم تدوین نشد. در برنامه اول و برنامه دوم باید جایگاه اولویت‏بندی صنعتی را مشخص می‌کردند. در دستور کار هم قرار گرفته بود؛ اما وقتی شما اولویت بندی صنعتی را انجام ندادید، نمی‌توانید زنجیره ارزش داخلی را شکل بدهید چه برسد به خارجی آن. در واقع همه می‌خواستند بروند در شهرهای جنگ‏‏زده بنایی کنند. در ایران تمام سازمان‌ها می‌خواهند بنایی کنند. چون در این صورت شما می‌توانید بودجه تعریف کنید و از آن استفاده کنید؛ بنابراین برنامه‌ای وجود نداشت. از برنامه سوم عنوان شد که چگونه باید سازماندهی کنیم ولی عملیاتی نشد. من بندر انزلی را مثال زدم که بگویم کل کشور برنامه و طرح آمایش ندارد. زنجیره ارزش را نمی‌توانند تعریف کنند؛ بنابراین در استان‌هایی مثل خوزستان، زنجیره ارزش تعریف نمی‌شود. به همین دلیل اشتغال خود را از دست می‌دهد. من 20 سال پیش که سکونتگاه‌های غیر رسمی را بررسی می‌کردم، از خوزستان بازدید کردم، شهرک‌های صنعتی کوچک این استان در حال ورشکستگی و تعطیلی بود. همان طور که بعداً در شیراز و جاهای مختلف این وضعیت را دیدم. شهرک‌های صنعتی که وجود داشته، مثلاً صنایع های‏تک در شهرک صنعتی شیراز که قبل از انقلاب وجود داشته و مربوط به صنایع الکتریک و الکترونی است بود، سگ‌های ولگرد در آن می‌دویدند؛ یعنی تبدیل شده بود به جولانگاه سگ‌ها. وقتی سیستمی نداشته باشید که بتوانید زنجیره ارزش را تعریف کنید، شرکت‌های دانش‏بنیان موجود خود را از دست می‌دهید و به جایی که در حال سقوط است، وام 4 درصد می‌دهید. همان موقع کارخانه آزمایش و ارج در حال سقوط بوده و خیلی از شهرک‌های صنعتی در حال سقوط است. این باعث می‌شود که اشتغال را از دست بدهید. تمام شهرک‌هایی که پتروشیمی در آن‌ها تأسیس شده، نه توسعه ارگانیک اجتماعی داشتند، نه توسعه ارگانیک اقتصادی؛ در واقع جزیره است. بنا بود که انقلاب شود که جزایری مثل آبادان را از لحاظ اقتصادی و اجتماعی نداشته باشیم، کل جامعه پیشرفت کند.

*اما استان خوزستان درآمد نفتی دارد.

 فرقی نمی‌کند چه بخشی از کشور باشد. فرض کنید درآمد بیشتری از نفت را به استان خوزستان بدهند، چه فرقی می‌کند؟ مگر برای کل کشور تفاوتی داشته است؟ این یک چانه‌زنی نئوفئودالیسم است. کسانی که می‌خواهند چانه بزنند هم بر سر این است که چقدر بهره مالکانه بگیریم. واکنش‌هایی که در دو سه سال گذشته در خوزستان رخ داده است، می‌گفتند میزان بیشتری از درآمد نفت را به ما بدهید. این تقاضا مربوط به عهد انوشیروان دادگر است. چاره کار در جامعه نوین این نیست. زنجیره ارزش باید سامان پیدا کند. در خوزستان هم برنامه آمایش وجود ندارد. آب شور می‌شود. سدسازی در جای نادرست است که این هم نوعی رانت است و این ناکارآمدی و کژکارکردی سیستم را کاملاً نشان می‌دهد. شهرک‌های صنعتی سقوط می‌کند؛ یعنی آنچه هم که وجود داشته، از بین می‌رود. همان طور که در کل کشور، پیچیدگی صنایع ما در سال 56، رتبه‌ای داشتیم که به نصف کاهش‌یافته است؛ یعنی به عقب رفتیم و این مربوط به آخرین شاخص پیچیدگی اقتصاد است که در سال 2015 صورت گرفته است. شاخص اقتصادی مرکب از تنوع و پیش‏پاافتادگی صنعت است. ما پیش‏پاافتاده‌تر شدیم؛ یعنی جهان پیچیده‌تر شده؛ ولی ما عقب‌تر رفتیم. این مربوط به کل ایران است. به این دلیل که الگوی توسعه نداشتیم، وارد اقتصاد دانش نشدیم، برنامه چهارم توسعه را دور انداختند و بعد هم آن را دنبال نکردند. حتی اقتصاد دانش را تعریف نکردند. حتی دانشگاه‌های ما آن را تعریف نکردند؛ بنابراین این عوارض در همه جا شروع می‌کند به پخش شدن. مثلاً کشاورزی را هوشمند نمی‌کنید، آب زیاد مصرف می‌شود، در نتیجه محیط زیست تخریب می‌شود. در کل کشور نبود این برنامه‌ها مشهود است. نهادسازی‌ها ناقص بوده و موجب فساد شده است. بورژوازی مستغلات‏‏‏‏‏ بر آمده است و بخش صنعت را به زمین زده است. به این دلیل که نرخ سود بانکی را بالا برده و نیروی مولد نمی‌تواند وام بگیرد؛ یعنی از یک طرف چیزی را که به عنوان شرکت دانش‏بنیان تعریف کردند، مشغول بلعیدن بودجه‌ها و امکانات است. چیزی که به عنوان شرکت دانش‏بنیان است، صد و ده نوع بخشودگی دارد. بیمه، مالیات و تمام مسائلی که به جان بخش مولد می‌افتند، مشمول بخشودگی می‌شود. از این طرف هم به وسیله بورژوازی مستغلات‏‏‏‏‏ رانتی نرخ بهره بالا رفته و از این رو بخش مولد نمی‌تواند از آن بهره‌مند شود.

*شما به نظام حکمرانی اشاره دارید.

 این گره، خود را در هر منطقه بنا به ویژگی‌های آن منطقه نشان می‌دهد. در استان خوزستان هم با توجه به ویژگی‌هایی که گفتم؛ یعنی در درجه اول صنایع کوچک آن ورشکسته شدند، پس اشتغال آن از بین می‌رود. تنوع شغلی از بین می‌رود. نمی‌توانند در حوزه های‏تک کار کنند، چون هیچ بخشودگی در جهت تحقیق و توسعه برایشان تعریف نشده است. به طور مثال قانون سال 1386 که در خصوص اختراعات و ثبت و علائم، می‌گوید هرگونه فرمول ریاضی، هرگونه روش نوین اداره شرکت‌ها، هرگونه ابداع روش‌های نوین برای درمان بیماری‌ها، از شمول این قانون خارج است؛ یعنی شما دانش‏بنیان را از شمول قانون خارج کردید. این‏که همیشه می‌گویید؛ یعنی این خانه از پای‏بست ویران است. قانونی را تصویب کردید، که اکتشافات را از آن خارج کردید؛ در صورتی که قانون 1312 مربوط به ثبت اختراعات و ثبت علائم، شامل اکتشافات و اختراعات است؛ اما این قانون اکتشافات را حذف می‌کند؛ در حالی که اکتشافات مبنای اقتصاد دانش‏بنیان است، نه اختراعات؛ یعنی دارایی‌های فکری آن، ناملموس است، اختراع دارایی ملموس است؛ بنابراین این خانه از پای‏بست ویران است؛ یعنی شما نه نرم‌افزار دارید و نه سخت‌افزار برای ورود به اقتصاد دانش.

در این میان، وقتی مناطق آزاد را تعریف کردند، منطقه‌ای را هم به نام اروند تعریف کردند و آبادان و خرمشهر را در آن گنجاندند برای این‏که از مزیت آن بهره‌مند شود. وقتی شما برنامه‌ای برای مناطق آزاد، جز رانت‌خواری ندارید، و... متوسط مناطق آزاد جهان، 7 هزار هکتار است؛ اما در ایران 90 هزار هکتار است. مناطق آزاد جهان، تقریباً عمده سرمایه‌گذاری‌های مستقیم را که در کشورهای جهان سوم صورت می‌گیرد، جذب می‌کنند. به خصوص در دو سه دهه اول تأسیس، صادرکننده کشورهای خود می‌شوند، مثل چین، کره، و ترکیه. به همین دلیل پوشاک ترکیه همه جا موجود است. چین و کره که موشک به کره مریخ هم می‌فرستند. به طور مثال، چین منطقه آزاد خود را در یک برنامه اقتصادی و آمایشی با سه استان پشت سرشان پیوند می‌دهد. حتی مناطق عقب‏مانده‌ای مثل شهرهای مغولستان را به شانگهای پیوند می‌دهد؛ یعنی معین توسعه‌اش می‌شود. بعضی‌ها پیوند مستقیم دارند چون در پیرامون قرار می‌گیرند، بعضی هم معین توسعه مناطقی که در انتهای چین و میانه قاره آسیا قرار دارد، می‌شوند. این یک ساماندهی است که جذب سرمایه می‌کند، تکنولوژی را منتقل می‌کند و نیروی کار ورزیده را برای مناطق آزاد تربیت می‌کند. چون تکنولوژی دارد و به دنبال کار ارزان است. یعنی وقتی نئولیبرالیسم را عنوان می‌کنید، مازاد سرمایه‌ای که در نئولیبرالیسم وجود دارد، در واقع عمق نئولیبرالیسم همین است که این مازاد سرمایه می‌رود در مناطق آزاد و فناوری را می‌برد. چند شرط دارد. سه شرط اول آن ثبات سیاسی، ثبات اقتصاد کلان و نیروی کار ورزیده است. فناوری پیشرفته نیروی کار ورزیده می‌خواهد؛ اما این نیروی کار ورزیده را چه کسی تربیت می‌کند؟ دانشگاه‌ها را پولی می‌کند. تحریم که جلوی نیروی کار ورزیده را نگرفته است. این نیروی کار ورزیده در آبادان و خرمشهر وجود داشته است. باید آموزش بیشتری به آن می‌دادند.

 *انتقادی که مدام مطرح میشود، این است که برنامههایی که نوشته میشود بیشتر در مرکز نوشته میشود و از مسئله مناطق کمتر خبر دارند.

این حرف‌ها برای رانت‌خواری است. کشورهایی که پیشرفت کردند، با الگوی توسعه‌ای جامع کار کردند. کشورهایی مثل کره جنوبی، مالزی. مگر الگوی رئیس دولت سازندگی نبود؟! چرا برنامه جامع اقتصاد دانش‏بنیان مالزی را ندیدند؟ این حرف‌ها برای رانت‌خواری است. شما باید یک برنامه جامع اقتصاد دانش‏بنیان برای 25 سال داشته باشید تا توانسته باشید تمام رقبا را از میدان به در کنید. دولت یک‏دست هم همان جهت‌گیری را دارد؛ ولی معتقد است برنامه جامع خوب نیست و اول باید قیمت‌ها را آزاد کرد؟! این‏که بدتر از دولت سازندگی است؛ نقد نئولیبرالیسم می‌کند و خودش دقیقاً در همان مسیر گام می‌گذارد. در آن زمان حداقل یک برنامه اول و دومی وجود داشت. یک جهت‏گیری حداقلی در دولت سازندگی وجود داشت؛ اما در دولت یک‏دست این هم وجود ندارد. به طور مثال مجموع مساحت شهرک‌های صنعتی ایران، 150 هزار هکتار است. الآن مناطق آزادی که در ایران فعال هستند، متجاوز از سه برابر این مساحت است. در این شهرک‌ها یک میلیون نفر کار می‌کنند، آن هم فقط در بخش صنعت؛ اما مجموع کسانی که در مناطق آزاد کار می‌کنند، بیش از 100 هزار نفر است و در صنایع این مناطق بسیار کمتر؛ یعنی به یک‏بیستم این رقم هم نمی‌رسد. عمده تولید آن را هم به داخل می‌فروشند؛ یعنی رفتند آن‏جا که از مالیات فرار کنند. مناطق آزاد چین در دهه اول تأسیس، 60 درصد صادرات چین را داشتند؛ اما در ایران 3 درصد و این مجموع صادراتی است که از جاهای دیگر هم می‌آیند. به این ترتیب آبادان و خرمشهر که بنا بود با پیوستن به این‌ها در منطقه آزاد قرار بگیرند، دچار عقب‏رفت می‌شوند. تناقضی هم وجود داشته است که ما سعی کردیم در میزگردهایی آن را حل کنیم؛ اما تا آمدیم این بحث‌ها را مطرح کنیم، گفتند شما دیگر نیایید. چرا؟ آبادان و خرمشهر هم محل ساختن بورژوازی مستغلات باشد که از مالیات هم معاف شود. شهرداری با چه کسی طرف است؟ با مدیر منطقه آزادی که آبادان و خرمشهر در دل آن قرار گرفته است و نمی‌توانند رابطه دموکراتیکی بین این‌ها تعریف کنند.

* شما در حوزه نهادسازی کار کرده‌اید.

بله و معتقدم از روی الگوهای موجود در کشورهای پیشرفته که برای توسعه سازمان‌های منطقه‌ای است، نحوه ارتباط بین این‌ها را تعریف کنیم؛ اما آقایان تا دیدند که موضوع جدی است، همه چیز را به هم زدند. مثل همان مسأله منطقه آزاد انزلی که تا موضوع سرمایه‌گذاری برای صنایع برتر جدی شد، همه چیز را به هم زدند و گفتند انزلی را منطقه گردشگری کنیم و شرکت را خلع کردند؛ یعنی ضد دانش عمل می‌کنند. به همین دلیل هم مدتی است که من گفته‌ام که مخاطب من دولت نخواهد بود. انجمن‌های مدنی و حوزه عمومی مخاطب من هستند. دو کلمه شما را که می‌تواند با استفاده از آن رانت‌خواری کند، می‌گیرد و با آن رانت‌خواری می‌کند. خودشان که هیچ نوع نوآوری ندارند و برای این‏که بتوانند پروژه‌ای را تعریف کنند، عبارتی را که شما تعریف کردی می‌گیرند یا پروژه معوجی را تعریف و با آن رانت‌خواری می‌کنند. ماهیت آن رویکرد را هم ... می‌کنند.

* ما الآن به نوعی با هم‏زمانی توسعه‌نیافتگی، فقر و فساد روبه‌رو شده‏ایم. آیا راه خروجی از این شرایط وجود دارد؟

کل کشور در تله توسعه گرفتار است‌ و هر منطقه‌ای هم در تله فضایی خاص خود افتاده است. این تله فضایی در واقع ریشه در تله توسعه کل کشور دارد. مثل مقوله ریزگردها. بحث ریزگردها در مرکز مطالعات شهرسازی و معماری و وزارت مسکن، از ابتدای دهه هفتاد، برنامه‌ریزی منطقه‌ای بین کشوری مطرح بود. چون برنامه‌ریزی منطقه‌ای که در منطقه مدیترانه صورت گرفته بود، موفق شده بود. بسیاری از مرزها از طریق حوزه‌های آبخیز با هم در ارتباط هستند و رود از این کشور به آن کشور می‌رود و باید شیوه‌های نوین پیوند منطقه‌ای را برنامه‌ریزی کند. ما انقلاب کردیم که این شیوه‌ها را به کار ببریم. مثل پیمان سنتو، یک پیمان آمایشی ببندیم. وقتی شما این رویکرد را ندارید و آمایش سرزمین را مزاحم رانت‌خواری می‌بینید و هنوز قوانین آن کامل نشده است، این بلا را از درون و بیرون. ‏‏‏‏‏بر سر کشور می‌آورید، ما در این جا اصلاً با موضوع سیاسی کاری نداریم. آیا کسی جلوی شما را گرفته است؟! جز این‏که تمام کسانی را که این فرایند را رفتند، از شرکت مشاور گرفته تا کارشناسان بی‌نظیر جهانی که روی این موضوعات کار می‌کردند، با شعار «ما می‌توانیم» دور انداختید.

*چرا چنین به جایگاه ‏‏‏‏‏الگوی برنامه بی‌توجهی می‌شود؟

«جرالد میرر»، اقتصاددان توسعه می‌گوید کمیاب‌ترین عامل توسعه دانش است و واقعیت این است که هرچه می‌گذرد این عامل کمیاب در حوزه سیاسی ما حتی کمیاب‌تر می‌شود. کمیاب‌ترین عامل توسعه در ایران نداشتن و بی‌توجهی دانش توسعه است. الگوی کامل برنامه‌ریزی توسعه در کشور انجام‌نشده و دانش در این میان مفقودشده است. الگوی توسعه کامل، توسعه پایدار است؛ یعنی شما باید محیط‌زیست را دریابید، مشارکت را حتماً داشته باشید، رفاه و عدالت را باید داشته باشید و رشد اقتصادی را با این‌ها توأم کنید. پیکربندی این‌ها در دوران بلوغ مهم است.

باید گفتمان شایسته الگوی توسعه راه بیفتد و باید از اصول مشترک تجربه جهانی استفاده شود تا پیکربندی خاص ایران را برای آن به وجود آید. وگرنه دولتی که فقط به سازه توجه دارد، دولتِ بنا است و با الگوی توسعه استعماری مملکت را اداره می‌کند و در این میان یک سری بورژوای دولتی هم رانت می‌خورند و پروژه‌ها هرچه بزرگ‌تر، رانت بیشتر و بهتر.

این پریشانی ناشی از بحران‌هایی است که سیاست‌های غلط گذشته آن را به وجود آورده و کم‌کم راه رفتن گذشته را نیز فراموش می‌کنند. الگوی توسعه در درجه اول توجه به دانش توسعه است.عناصر نایابی که در این کشور بوده، شما دور ریخته‌اید، از دانشگاه، از مؤسسات پژوهشی. دولت‌هایی که خیلی ادعای دموکراتیک هم داشتند این کار را کرده‌اند. به طور مثال حسین عظیمی را از سازمان برنامه دور انداخته‌اند. کسی که این مجموعه را کاشته است، دارد توفان درو می‌کند؛ بنابراین منطقه آزاد به جای فناوری پیشرفته، می‌شود محلی برای دعوا بر سر یک تکه زمین که بگیریم. به این دلیل که منطقه آزاد به جای صادرات محل واردات اتومبیل‌هایی شده است که می‌خواهند با استفاده از آن بودجه فلان دستگاه را تأمین کنند. مساحت منطقه اروند حدود 40 هزار هکتار است. این شهرها را هم در آن انداخته‌اند و هر دم هم گسترش می‌دهند منطقه آزاد انزلی می‌خواهد دماغه بوجاق را بگیرد که بکرترین منطقه محیط زیستی ایران است. چرا که در آن زمان گفته است من می‌خواهم گردشگری داشته باشم. آیا از خارج می‌توانید گردشگر بیاورید؟! یک منطقه محیط زیستی سالم‏مانده را که تنوع بی‏نظیری دارد، می‌خواهید نابود کنید؟! چون که بنگاه معاملات ملکی است. من منطقه ویژه اقتصادی شیراز را دیده‌ام، بنگاه معاملات ملکی است. من با متصدی آن صحبت می‌کردم، می‌گفت آمدی زمین بخری؟ در مناطق آزاد فروش زمین ممنوع است. 30 درصد درآمد مناطق آزاد از فروش زمین است. وقتی هیچ چیز ندارد، نه به زنجیره ارزش داخلی وصل است، نه به زنجیره ارزش خارجی وصل است، وقتی تحریم می‌شود، به ناچار زمین متروپل را به یکی می‌دهد. اگر مدل وجود نداشته باشد، نهادسازی ناقص می‌شود.

*و نتیجه آن؟

 نهادسازی ناقص و انگیزش‌های نادرست مثل تراکم‏فروشی کاملاً فساد را بالا می‌برد و این فساد قانون‌هایی را می‌گذارد که کژکارکردی را تصویب می‌کند؛ یعنی تله توسعه را تصویب می‌کند، قفل‏شدگی نهادی ایجاد می‌کند و دیگر از تله توسعه نمی‌تواند خارج شود. این کار را به شدت زیاد انجام می‌دهند، به جایی می‌رسد که میراث فرهنگی را حراج بزنند. چون اقتصاد دارد سقوط می‌کند؛ بنابراین آبادان و خرمشهری که زمانی پیشرفته‌ترین مناطق کشور بودند، به این ترتیب به عقب‏مانده‌ترین‌ها تبدیل می‌شوند. کشور باید از تله توسعه بیرون بیاید و چون اراده این کار در دولت‌ها وجود ندارد، فقط انجمن‌های مدنی می‌توانند این کار را انجام بدهند. چه کارفرمایی، چه کارمندی و کارگری و تخصصی. ممکن است یک پوپولیسم بگوید بودجه استانی را که 2 درصد بوده، به 3 درصد افزایش می‌دهیم. از کیسه خلیفه می‌بخشد و از آن طرف می‌گیرد. چون تمام زمین‌های مناطق آزاد قبلاً تملک شده و بعد فروخته‌اند. یکی از شرط‌هایش این است که دور آن دیوار بلند بکشند. آغاز کار، خودش بسیار رانت دارد. دیوار دو، سه‏متری باید دور مناطق آزاد بکشند. در نتیجه این دیوار کشیدن هم منطقه در خود می‌تپد. به طور مثال اگر برای منطقه آزاد چابهار برنامه سنجیده‌ای وجود داشت، هم جلوی سکونتگاه‌های غیر رسمی گرفته می‌شد، هم نابودی منطقه سیستان بلوچستان، مهاجرت، عدم امنیت و مثل این‌ها گرفته می‌شد. آن منطقه اصلاً نمی‌تواند کار کند. می‌روند منطقه مکران را تعریف می‌کنند. چرا در صورتی که منطقه چابهار را داری، منطقه مکران را تعریف می‌کنی؟ چرا چابهار را راه نمی‌اندازی؟ در دوران جدید آبادان و خرمشهر با وارد شدن در ارزش زنجیره جهانی است که می‌توانند احیا شوند. آن موقع آبادان در زنجیره ارزش جهانی بود. خرمشهر هم یک بندر بود، از آن بهره می‌شدند و از این رو پیشرفته‌ترین شهرهای ایران بودند. الآن دیگر در زنجیره ارزش جهانی نیست. حدود 15 سال پیش، شرکت‌های چندملیتی صادرکننده نفت، جزو صدتای بالا بودند و سودی که می‌بردند، چیزی حدود 6، 7 درصد سود شرکت‌های چندملیتی را تشکیل می‌داد. الآن جزء آن صدتا نیستند. در صدتای بالا، شرکت‌های های‏تک و تولیدکنندگان مواد غذایی نسبتاً پیشرفته‌تر قرار دارند؛ یعنی مواد غذایی که ما قبلاً می‌گفتیم این‌ها را گرفتند و استثمار می‌کنند، هنوز ارزش خود را دارد. ما کجای این زنجیره هستیم؟ یعنی خوزستان نمی‌توانسته جزو این زنجیره باشد؟ هم در مواد غذایی و هم در های‏تک می‌توانسته این زنجیره را داشته باشد و آبادان و خرمشهر در رأس آن. الآن می‌خواهند واردات خودرو را آزاد کنند، های و هوی می‌کنند که خودرو ارابه مرگ است. من به این فکر می‌کردم که چرا می‌گویند ارابه مرگ؟ بعد از دو هفته گفتند می‌خواهند واردات خودرو خارجی داشته باشند. منطقه آزاد اروند، همه‏چیز برای صنایع های‏تک خودروسازی دارد. در آبادان و خرمشهر همه‏چیز برای این توسعه صنعت فراهم است، چرا آن‏جا را به راه نمی‌اندازید؟!

 

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?74098

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط