نگاهی به زندگی هادی اکبری راد، مرد صنعت اتوبوس در ایران
از ساخت اتاق اتوبوس تا نمایندگی تولید اسکانیا در ایران
1401/05/23
1522
این مطلب را به اشتراک بگذارید
هادی اکبری راد بیش از هشت سال در کارگاه ساخت اتاق اتوبوس کار کرد تا اینکه به فکر راهاندازی کارگاه خود افتاد و نام آن را «عقاب» گذاشت. خودش گفته است که دیگر تمایل نداشته برای کسی کار کند و همین شده که بعد از دو سال باتوجه به فراخوان شهرداری برای گرفتن مجوز کارگاه با یک عکس و کپی شناسنامه به شهرداری رفت و مجوز خود را دریافت کرد.
آینده نگر
اگرچه که قصه چرخیدن چرخهای نخستین اتوبوس در ایران به دوره مظفرالدینشاه برمیگردد و به دستور او سعدالدوله، وزیر خارجه ایران از بلژیک اولین اتوبوس و وسیله حمل و نقل عمومی را وارد تهران کرد، اما این معینالتجار بوشهری بود که نخستین خط اتوبوس و حمل و نقل عمومی را در ایران و تهران بین مسیر توپخانه، بازار و خیابانهای اطراف با کرایه سه شاهی راهاندازی کرد. معینالتجار بوشهری اولین اتوبوس را لاز، یک تاجر بلژیکی خرید؛ اتوبوسی که از راه باکو به انزلی و سپس رشت رسیده بود و معینالتجار با دیدن آن عاشقش شد و آن را خریداری کرد. این اتوبوس مدت کوتاهی در شهر رشت مسافران را جابهجا کرد تا اینکه معینالتجار به این نتیجه رسید که آن را به تهران منتقل کند. در این بین همزمان با توسعه استفاده از اتوبوس به عنوان یک وسیله حمل و نقل عمومی در تهران و شهرهای دیگر و تاسیس شرکتهایی همچون اتوتوکل، مشاغل مرتبط با تعمیر، نگهداری و ساخت بدنه و... اتوبوس هم در ایران راهاندازی شد و هادی اکبری راد را باید یکی از قدیمیترین افرادی دانست که در ایران به این عرصه وارد شد و حالا بعد از گذشت بیش از 8 دهه از شروع کارش، خودش به بزرگترین تولیدکننده اتوبوس و مینیبوس در ایران بدل شده است. البته این نکته هم مهم است که راهاندازی نخستین خط تولید اتوبوس در ایران به دهه 40 بازمیگردد و این برادران خیامی بودند که با تاسیس کارخانه ایران ناسیونال به عنوان اولین محصول خط تولید اتوبوس را در کشور راهاندازی کردند و تا پیش از آن افرادی همچون هادی اکبری راد تنها برخی از قطعات و بدنه اتوبوس را در ایران تولید میکردند.
هادی اکبری راد متولد 15 اسفند 1305 یعنی 95 ساله است و در خانوادهای متوسط و مذهبی در خیابان ری تهران به دنیا آمده است. پدرش معمار ماهری بود و او نیز از همان کودکی همراه پدر بنایی ساختمان انجام میداد. هادی اکبری راد 9 ساله بود که پدرش را از دست داد و داییاش سرپرستی او را برعهده گرفت. او بعد از پایان دوران تحصیل ابتدایی به صورت جدی جذب بازار کار شد و از آنجایی که نجاری را بیش از شغل پدری یعنی بنایی دوست داشت در یک کارگاه نجاری مشغول کار شد و اتفاقاً 14 ساله بود که به کارگاه نجاریای رفت که کارشان تعمیرات بدنه اتوبوسهای شهری بود؛ در آن سالها بدنههای اتوبوسهای شهر چوبی بودند. خودش درباره دوران کودکی و شروع کار در کارگاه نجاری به نشریه «کارخانهدار» گفته است: «در دوران دبستان به طور اتفاقی با نجاری آشنا شدم و با تمام عشق و علاقه مشغول کار شدم طوری که 11 – 12 ساله بودم که با خردههای چوب که دیگر در کارگاه به کار نمیآمد، وسایل کوچک چوبی میساختم و بساط میکردم. 14 – 15 ساله که بودم تقریباً به همه ریزهکاریها وارد شده بودم و میتوانستم همهچیز بسازم. بنابراین به کارگاه بزرگتری رفتم که در آنجا کارهای مهمتری انجام میدادند و یکی از کارهایی که میکردند، ساخت اتاق اتوبوس بود. آن روزها اتوبوس تازه به ایران وارد شده بود و تا قبل از آن وسیله جابهجا کردن مردم، گاری و کالسکههای هشتنفره بود و اسب و الاغ و قاطر آن را میکشید. اما ساخت اتاق اتوبوس هم سخت بود زیرا در آن دوره کارخانههای چوببری نیز وجود نداشت تا در آنجا اتاقها ساخته شود، بنابراین این کار توسط کارگاههای نجاری بزرگ که کارگر بیشتری داشتند انجام میشد، به این ترتیب که در روزهای خاصی ارهکشها به کارگاه میآمدند و طبق سفارش و اندازههایی که به آنها میدادیم، چوبها را برش میزدند. بعد هم ما آنها را قالب میزدیم و اتاق اتوبوس را میساختیم. باتوجه به استقبال از اتوبوس در آن دوره تعدادی از تجار شاسی خودرو را وارد میکردند و به کارگاهها ساخت اتاق را سفارش میدادند.»
هادی اکبری راد بیش از هشت سال در کارگاه ساخت اتاق اتوبوس کار کرد تا اینکه به فکر راهاندازی کارگاه خود افتاد و نام آن را «عقاب» گذاشت. خودش گفته است که دیگر تمایل نداشته برای کسی کار کند و همین شده که بعد از دو سال باتوجه به فراخوان شهرداری برای گرفتن مجوز کارگاه با یک عکس و کپی شناسنامه به شهرداری رفت و مجوز خود را دریافت کرد. در سالی که هادی اکبری راد مجوز دریافت کرد یعنی سالهای ابتدایی دهه 30 (1331 یا 1332) تهران تنها 14 خط اتوبوس داشت که همه آنها توسط افراد شخصی راهاندازی شده بود. البته در کنار این خطوط سال 1330 دولت هم تعدادی اتوبوس بنز معروف به دماغدار از آلمان وارد کرد و سرجمع تعداد اتوبوسهای شهر به 500 عدد رسید و در سال 1331 شرکت واحد اتوبوسرانی هم رسماً راهاندازی شد. اما آنچه در اواخر دهه 1330 و اوایل دهه 1340 بر کار هادی اکبری راد اثر منفی گذاشت تولید اتوبوسهای بدنه فلزی در اروپا و ورود این اتوبوسها به ایران بود. خود او به نشریه کارخانهدار گفته است: «با ورود اتوبوسهای بدنه فلزی به تهران کار ما دچار افت شد و بلاتکلیف ماندیم. آن زمان آقای مهندس حبیب نفیسی پایهگذار دانشگاه پلی تکنیک و کفیل وزارت صنعت و پیشه بودند؛ با چند نفر که همگی در کار ساخت اتوبوس بودیم نزد ایشان رفتیم و گفتیم با ورود این اتوبوسهای خارجی کار صنعت ما میخوابد و تعدادی کارگاه و کارگر از بین میروند و این برای مملکت خوب نیست و نباید واردات جایگزین صنایع کوچک شود و کار و تلاش چندینساله ما از بین برود. ایشان هم گفتند شما صنعتکارید، دستبهابزارِ خودتان را نشان بدهید؛ من به نیروی ایرانی اعتقاد دارم. برای اینکه نمونه داشته باشیم یک کامیون جیمز که از آلمان خریداری شده بود در اختیار ما گذاشتند و با متبحرترین و کاربلدترینها کار شروع شد و بالاخره ساخت اتوبوسهای بدنه فلزی هم در ایران انجام شد کارها رونق گرفت، انواع و اقسام اتوبوسها را ساختیم دوج، شورولت، بنز دماغدار و البته مدتی بعد مدلهای جدیدتر هم آمد و برای مثال دیگر بنز بیدماغ تولید شد. بعدها اتوبوسهای بین شهری نیز ساختیم، برای اسکلتهای فلزی از اروپا نقشه خواستیم و اسکلتها را تغییر دادیم. با توجه به حجم عظیم درخواستها، تماموقت کار میکردیم و این رونق چنان بود که کارگاهها به کارخانه و واحدهای بزرگ تبدیل شد. ماشینآلات و امکاناتمان بهتر و پیشرفتهتر شد و کارخانه من به نام عقاب در خیابان سپه، بعد از خیابان شیخ هادی؛ بین اداره کل آمار و خیابان استخر بود.»
هادی اکبری راد تا زمان انقلاب کارگاه تولید بدنه اتوبوس را داشت تا اینکه با وقوع انقلاب و شروع جنگ شرایط بازار با رکود مواجه شد البته از نیمه دهه 1360 و به خصوص با پایان جنگ تحمیلی شرایط تغییر کرد و بار دیگر کارخانه عقاب ساخت و تولید بدنه اتوبوس را از سر گرفت و این روند تا نیمه دهه 1370 ادامه داشت تا اینکه هادی اکبری راد به فکر یک تغییر اساسی و تحول مهم در کارخانه عقاب افتاد و آن تولید اتوبوس تحت لیسانس یک شرکت مهم و معتبر جهانی بود. خود او در اینباره گفته است: «فرزندانم هرکدام در رشتهای مرتبط درس خوانده و زحمت کشیده بودند؛ با مشورت با بچهها تصمیم گرفتیم که بیواسطه خودمان با برندهای خوب مذاکره کنیم و شاسی وارد کنیم. با مطالعه شرکتهای مختلفی نظیر داف و گاه سرانجام به اسکانیا رسیدیم. مکاتبات را شروع کردیم و اعلام آمادگی کردیم تا با آنها وارد همکاری شویم. ابتدا نمیپذیرفتند. برای برند معتبری مانند اسکانیا سخت بود تا کار سخت خود را به دست کارخانه و کشوری بدهد که در گمان خودش توانایی خاصی نداشت و چهبسا باعث از بین رفتن حسن شهرتش میشد. اما ما دست برنداشتیم و به مکاتبات و مذاکرات ادامه دادیم. گفتند بررسی میکنیم. پیشنهاد دادیم که یک ماشین به ما بفروشید ما از روی نمونه بسازیم؛ چنانچه مورد پسند شما نبود شاسی مال ما، اتاق را هم برمیداریم که به برند شما آسیبی وارد نشود. بعد از دو سال گفتوگو بالاخره شرایط را پذیرفتند و من در سال 1377 به اتفاق فرزندانم یک شرکت خانوادگی به نام «عقاب افشان» تاسیس کردم.»
او البته گفته است که روند کار و به نتیجه رسیدن با شرکت اسکانیا بسیار سخت بوده است: «در طول مدت ساخت کارشناسانشان میآمدند و سرکشی میکردند و به خصوص وقتی نمونه کار آماده شد برای بازدید آمدند؛ بسیار از کار راضی بودند اما وارد مذاکره که شدیم بسیار سخت گرفتند و گفتند در مرحله اول 20 عدد به شما میفروشیم ما نیز که تامین پول 20 عدد شاسی به طور یکجا برایمان سخت بود، توافق کردیم که دوتا خرید کنیم. ما این شاسیها را وارد کردیم و اتوبوس را به بهترین شکل ساختیم و در معرض نمایش گذاشتیم و از شرکتهای مسافربری نیز دعوت به عمل آوردیم که از نمونهها بازدید کنند. استقبال خوبی صورت گرفت و ما دیدیم بازار فروشمان خوب خواهد بود بنابراین به طور جدی وارد پروسه تولید شدیم.»
اکبری راد پس از سالها تلاش و با تاسیس شرکت عقاب افشان، در سال 1378 کارخانهای در شهر سمنان تاسیس کرد که سال 1399 شمار کارکنان این شرکت و شرکتهای تابعه آن ۲۰۰۰ نفر بود. همچنین هماکنون ظرفیت تولید اتوبوس و مینیبوس شرکت عقاب افشان، در حدود ۵۰۰۰ دستگاه در سال برآورد میشود. در کنار همکاری با اسکانیا، هادی اکبری راد و فرزندانش همیشه به فکر توسعه مجموعه بودهاند و تلاش کردهاند از تجهیزات، ماشینآلات و نگاه نوین در خودروسازی جهان بهره ببرند. این گروه صنعتی سال گذشته در یک کار مشترک با گروه صنعتی مپنا، اولین اتوبوسهای برقی را در ایران تولید کرد که از 12 خرداد 1400 در شهر مشهد رونمایی شد و مورد بهرهبرداری قرار گرفت. گروه صنایع خودروسازی عقاب افشان دارای ۸ کارخانه قطعهسازی است که تأمین قطعات برای شرکت اصلی و سایر تولیدکنندگان خودروهای تجاری در ایران را انجام میدهد. از میان شرکتهای تابعه، ۴ شرکت دانشبنیان هستند. کارخانه اصلی این شرکت که تولید اتوبوس و مینیبوس را انجام میدهد در زمینی به وسعت 500 هزار متر مربع و سالنهایی با 75 هزار متر مربع در ضلع شمالی شهرک صنعتی شرق سمنان و کیلومتر ۷ جاده سمنان به دامغان بنا شده است.
محصولات شرکت عقاب افشان به کشورهای مختلفی صادر میشود و این شرکت در دو سال ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ به عنوان بزرگترین شریک تجاری اسکانیا در زمینه اتوبوس در جهان معرفی شد. این شرکت تاکنون به کشورهای الجزایر، مصر، سوریه، عراق، عربستان و ترکمنستان صادرات داشته است و قراردادهایی نیز پیش از جنگ اوکراین با این کشور امضا کرده بود. عقاب افشان در سال ۱۳۹۰ به عنوان بزرگترین تولیدکننده اتوبوس در ایران شناخته شد. هادی اکبری راد در مصاحبهای به جوانان 3 توصیه برای رسیدن به موفقیت میکند: «1- قبل از انتخاب رشته دانشگاه، ابتدا علاقه و استعداد خود را بشناسید، زیرا بهترین روش برای پولدار شدن و پولساز شدن، شناخت استعداد و علاقه است؛ 2- از خدمت کردن به مردم و اطرافیان چشمپوشی نکنید؛ 3- بدانید فرهنگسازی لازمه کسبوکار است.»
نظرات کاربران
رسول فانی
1403/03/14
با درود بر شما
مطلب مفیدی بود.
در مورد تولید اتوبوس و جناب اکبری
اما چه بهتر میشود در مورد سابقه برند های دیگر الاخصوص اتوبوس های ولو هم محبت بفرمائید،
چرا که اتوبوس ولو از همه لحاظ دارای استانداردهای بهتری می باشد
ممنونم از لطف حضرتعالی
نظرات کاربران