یک پژوهش جدید نشان میدهد که افراد ابتدا دانش سیاسی خود را بالا میبرند، سپس بر اساس آن به حزبی تعلق خاطر پیدا میکنند. همین ترتیب مراحل باعث میشود در بسیاری از موارد برای مثال یک جمهوریخواه با سواد اشتراک نظر بیشتری با یک دموکرات باسواد داشته باشد، تا یک جمهوریخواه کمدانش.
ترجمه: نسیم بنایی، آینده نگر/ اکونومیست
مردم آمریکا از مسائل روز کشور خود و جهان چقدر میدانند؟ به طرز عجیبی خیلی اندک. در یکی از آخرین پیمایشهای موسسه تحقیقاتی پیو، متوجه شدیم که تنها نیمی از بزرگسالان آمریکایی نام وزیر امور خارجه فعلی یا پایتخت افغانستان را میدانند. جدای از این مسئله که بیشتر به اطلاعات افراد مربوط میشود، این مطالعه گزارشی جالب هم درباره نوع اعتقادات افراد مختلف ارائه میکند که در آن دموکراتهای لیبرال و جمهوریخواهان محافظهکار در یک سو قرار گرفتهاست و در سوی دیگر عقاید باقی افراد.
بر اساس گزارش پیو، این گروههای ایدئولوژیک شانس بیشتری برای جواب دادن صحیح به پرسشهایی مانند تشخیص کیم جونگ اون به عنوان رهبر کره شمالی یا تشخیص بوریس جانسون به عنوان نخستوزیر بریتانیا دارند. همانطور که در نمودار میبینید، تقریبا 83 درصد از دموکراتهای لیبرال و 80 درصد از جمهوریخواهان محافظهکار میدانند که مسیحیت کاتولیک، مذهب اصلی در آمریکای جنوبی به حساب میآید، در حالیکه همتایان میانهروی آنها به ترتیب 70 درصد و 67 درصد پاسخ صحیح به این پرسش دادهاند.
همانطور که در نمودارها مشاهده میکنید، یکی از جالبترین نکاتی که در این میان به چشم میخورد این است که گویا آمریکاییها درباره مسائل اروپایی اطلاعات بیشتری نسبت به مسائل آمریکایی دارند. این اختلاف را میتوان بین شناسایی بوریس جانسون به عنوان نخست وزیر بریتانیا و آنتونی بلینکن به عنوان وزیر امور خارجه آمریکا مشاهده کرد. حتی تعداد افرادی که میدانند اوکراین عضو ناتو نیست هم از تعداد افرادی که بلینکن را میشناسند بیشتر است. نکته بسیار جالبی که از هر دو نمودار قابل درک است هم این است که گویا هرچه دانش سیاسی بالاتر میرود، قاطعیت در نظر هم شدت پیدا میکند. همانطور که در نمودار عقیده سیاسی میبینیم، در تمام 5 موردی که مورد بحث قرار گرفتهاند افرادی که دارای دانش سیاسی بودهاند، با شدت بیشتری مخالفت یا موافقت خود را اعلام کردهاند.
*حزبی به نام دانش
چطور میتوان این پدیده را توضیح داد؟ طبق نظریه غالب در علوم سیاسی، فردی که از وقایع اطلاع بیشتری داشته باشد، به احتمال زیاد بهتر میتواند تشخیص دهد که کدام حزب نماینده مناسبتری برای ترجیحات او است. همین مسئله باعث خواهد شد که آنها بتوانند از حزب مناسبتری پیروی کنند. بنابراین، دانش و اطلاعات محصول ایدئولوژی و گرایش به حزبی خاص نیست، بلکه دلیل آن است.
یکی دیگر از مسائل جالبی که میتوانیم از این مطالعه بفهمیم این است که آن دسته از آمریکاییهایی که دانش بالایی از روابط بینالمللی داشتند (یعنی از 12 سوال، به 9 سوال پاسخ صحیح دادهاند) عقایدی متفاوت درباره کشورهای خارجی و سازمانهای بینالمللی به نسبت آن دسته از افرادی دارند، که دانش کمتری دارند.
آن دسته از افرادی که دانش بیشتری دارند، با احتمال 17 واحد درصد بیشتری، نگاهی مثبت به اتحادیه اروپا دارند به نسبت آن دسته از افرادی که دانش کمی دارند، حال تمایل سیاسی این افراد هرچه میخواهد باشد. ذکر این نکته هم دارای اهمیت است که افراد «کمدانش» به آنهایی گفته میشود که از بین 12 سوال، حداکثر به 4 سوال پاسخ صحیح دادهاند.
دو مسئله دیگر که تفاوتی قابل توجه را بین افراد نشان میداد هم مسئله چین و تایوان و حقوق بشر در چین بودند. دموکراتها و جمهوریخواهان مطلع به میزان 30 واحد درصد بیشتر تنش بین چین و تایوان را «مشکلی جدی» برای امریکا میدانستند. از سوی دیگر این گروه به میزان 16 واحد درصد بیشتر، سیاستهای چین درباره حقوق بشر را یک تهدید در نظر میگرفتند. شما هم تا اینجای کار به نکته جالبی برخورد کردید؟ اینطور که به نظر میرسد افرادی که خود را متعلق به چپ یا راست میدانند و آگاهی سیاسی قابل قبولی هم دارند، به احتمال زیاد بیش از آنچه فکرش را میکردید درباره موضوعات مختلف با هم همنظر هستند.
نظر خود را بنویسید