چین به عنوان یکی از غولهای اقتصادی جهان شناخته میشود که به کمک آن، چرخهای اقتصاد جهان به چرخش در میآید. اما به نظر میرسد که سیاستهای جدید شی جینپینگ، رییسجمهوری این کشور، شرایط را برای اقتصاد چین بحرانی کردهاست.
ترجمه: نسیم بنایی، آینده نگر/ اکونومیست
طی ۲۰ سال گذشته، چین جزو معدود کشورهای جهان بوده که توانسته رشد اقتصادی قابل ملاحظهای را به ثبت برساند. این کشور در این سالها مهمترین منبع رشد اقتصادی در جهان بودهاست. رشد اقتصادی چین طی دو دهه گذشته به رشد اقتصادی جهان کمک زیادی کرده و سهم بزرگی در تولید ناخالص داخلی جهان داشتهاست. چین بعد از مرگ مائو، سیاستی متفاوت و بازتر از گذشته را در پیش گرفت. حزب کمونیست چین در این سالها تلاشهای بیشتری داشته تا بتواند این کشور را ثروتمندتر کند. رویکردهای این حزب هم در راستای افزایش ثروت و بهبود سطح رفاه مردم بودهاست. برخی اصلاحاتی که در بازار صورت گرفته، شرایط را به لحاظ اقتصادی هم بهبود بخشیدهاست. همه اینها در شرایطی پیش رفته که کنترلهای دولتی هم به قوت خود برقرار بودهاند. اما حالا برخلاف همیشه، اقتصاد چین در معرض خطری جدی قرار دارد.
اصلیترین دلیل بحران چین این است که سیاست ابتلای صفر را به شکلی نامعقول در دستور کار خود قرار دادهاست. این کشور مدتهاست که سیاستهای سختگیرانهای را برای پیشگیری از شیوع همهگیری کرونا در دستور کار خود قرار دادهاست. همین سیاستها در قالب الگویی نادرست، لطمههایی را به اقتصاد وارد کردهاست. شی جینپینگ، رئيسجمهوری چین سعی دارد سرمایهداری را دوباره در این کشور احیا کند. اما در عینحال سیاستهایی را برای مثال در رابطه با مهار کرونا در پیش گرفته که وضعیت را بدتر کردهاست. در واقع وضعیت در چین به نوعی پیچیده شده و باعث شده رشد اقتصادی مثل گذشته محقق نشود. اگر مسیر چین به همین شکل ادامه پیدا کند، شاهد رشد آهسته اقتصادی این کشور و عواقب جدی آن برای جهان خواهیم بود.
شانگهای پس از دو ماه، از سیاستهای سختگیرانه در رابطه با کرونا رهایی پیدا کرد. اما چین هنوز هم مصرانه تلاش دارد به ابتلای صفر و رهایی کامل از کرونا دست پیدا کند. بهویژه این مسئله برای پکن و تیانجین اهمیتی دو برابر دارد. بیش از ۲۰۰ میلیون نفر از جمعیت این کشور به دلیل قوانین و محدودیتهای سختگیرانه کرونایی نمیتوانستند نقشی موثر در اقتصاد این کشور داشته باشند. همین مسائل باعث شد نرخ خردهفروشی چین در ماه آوریل نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۱۱ درصد کمتر باشد. خرید برخی محصولات کالاهای مثلا خرید از کیافسی یا خرید خودرو هم به شدت ضعیف شدهاست. اما اینها مربوط به ابتدای سال ۲۰۲۲ است. باید برای ادامه سال، در انتظار شرایطی بدتر برای چین باشیم.
*سیاستی که بلای جان چین شد
چین احتمالا برای رشد اقتصادی، بیش از آمریکا به دردسر میافتد. این اتفاقی است که برای نخستین بار از سال ۱۹۹۰ تا کنون در این کشور رخ میدهد. در واقع طی سه دهه گذشته، سابقه نداشته که چین با چنین بحران بزرگ اقتصادیای روبهرو شود. اما همه این اتفاقات در بدترین زمان ممکن برای شی جینپینگ رخ میدهند. او به زودی باید برای سومین بار تاییدیه دریافت کنند تا بتوانند برای سومین دوره به عنوان رئیسجمهوری چین مشغول به کار شود. اما همه این بحرانها میتواند روی رای آوردن او اثر بگذارد و کاری کند که شانس کمتری داشته باشد.
جالب اینجاست که شی جینپینگ به جای اینکه تمرکز خود را روی بهبود شرایط اقتصادی قرار دهد، با پایبندی بیش از اندازه به محدودیتهای کرونایی، مانع حرکت اقتصاد شدهاست. او به صورت سختگیرانه، سیاست ابتلای صفر را در پیش گرفت، تا جایی که این سیاست، به شکلی نامعقول و غیرمنطقی پیش میرود و به اقتصاد ضرر میرساند. حالا این واهمه وجود دارد که بحران اقتصادی منجر به از دست رفتن جان انسانها در چین شود. در واقع بخش زیادی از زمان ارزشمندی که باید صرف احیای اقتصاد میشد، با سیاستهای کووید صفر، سوختهاست.
البته شی جینپینگ معتقد است که تلاشهایش برای توسعه اقتصادی بودهاست. او هدفش را عقلانی میداند و میگوید از این طریق میتواند جلوی نابرابری و انحصار و هزاران مشکل دیگر را هم در اقتصاد چین گرفت. اما واضح است که حق با او نبوده و در بسیاری از موارد، اشتباه کردهاست. حالا تنها بستههای رونقبخشی به اقتصاد میتوانند روزنه امید برای بهبود شرایط اقتصادی در چین باشند. در غیر اینصورت، در سال ۲۰۲۲ شاهد افول اقتصادی شدید چین خواهیم بود. برنامههای زیرساختی دولت هم میتواند تا حدودی ما را به آینده اقتصاد چین امیدوار کند. اما به صورت کلی، چشمانداز آینده اقتصادی چین، تیره است و خطرات بسیاری این غول اقتصادی را تهدید میکنند.
نظر خود را بنویسید